مه
سهشنبه، ۱ مه (۱۱ اردیبهشت)
عَمونیان . . . مغلوب شدند.—داو ۱۱:۳۳
یَفتاح متوجه شد که برای نجات اسرائیلیان از عَمّونیان به یاری خدا نیاز دارد. او با یَهُوَه عهد بست که اگر در این نبرد پیروز شود، وقتی به خانه باز گردد نخستین کسی که از درِ خانه به استقبال او بیرون آید، به عنوان «قربانی تمامسوز» به یَهُوَه خدا تقدیم کند. (داو ۱۱:۳۰، ۳۱) تقدیم این قربانی به یَهُوَه به چه معنی بود؟ مسلّم است که یَفتاح قصد نداشت کسی را به معنی واقعی قربانی کند، چون خدا از چنین عملی نفرت دارد. (تث ۱۸:۹، ۱۰) در شریعت موسی «قربانی تمامسوز» قربانیای بود که تماماً به یَهُوَه خدا تقدیم میشد. از این رو منظور یَفتاح از تقدیم چنین قربانیای این بود که آن شخص منحصراً در خدمت یَهُوَه خدا باشد، به این معنی که در خیمهٔ عبادت خدمت کند. یَهُوَه عهد یَفتاح را پذیرفت و پیروزیای حیرتآور و چشمگیر نصیب او کرد. (داو ۱۱:۳۲) زمانی که یَفتاح از جنگ بازگشت، دختر عزیز او، تنها فرزندش به پیشوازش بیرون آمد. حال ایمان یَفتاح در بوتهٔ آزمایش قرار گرفت. آیا به عهدش پایبند میمانْد؟ ب۱۶/۴ ۱:۱۱-۱۳
چهارشنبه، ۲ مه (۱۲ اردیبهشت)
مفهومش را بیان میکردند تا مردم آنچه را که قرائت میشد، دریابند.—نح ۸:۸
مدتی پیش در جلسهٔ مطالعهٔ کتاب مقدّس، کتاب به یَهُوَه نزدیک شویم را مطالعه میکردیم. آیا مطالعهٔ خصوصیات خدا به همراه جوابهای خالصانهٔ برادران و خواهران بر عشق و علاقهٔ شما به پدر آسمانیمان نیفزوده است؟ به علاوه توجه دقیق در جلسات به سخنرانیها، نمایشها و خواندن کتاب مقدّس بر شناخت و آگاهی ما از کلام خدا میافزاید. جلسات به ما یاری میکند که اصول کتاب مقدّس را در هر جنبه از زندگیمان به کار گیریم. (۱تسا ۴:۹، ۱۰) برای نمونه مجلّهٔ برج دیدهبانی برای مطالعه در جماعات هماهنگ با نیاز قوم خدا تنظیم میشود. آیا در جلسهای حضور داشتهاید که مطالعهٔ برج دیدهبانی شما را برانگیزد در خدمت به یَهُوَه خدا فعالتر شوید، کیفیت دعاهایتان را افزایش دهید یا برادر یا خواهری را ببخشید؟ در جلسهٔ میانهفته در خصوص خدمت موعظه آموزش میگیریم. میآموزیم که چگونه خبر خوش را موعظه کنیم و اصول کتاب مقدّس را به شیوهای مؤثر آموزش دهیم.—مت ۲۸:۱۹، ۲۰. ب۱۶/۴ ۳:۴، ۵
پنجشنبه، ۳ مه (۱۳ اردیبهشت)
هر آنچه در گذشته نوشته شد، برای تعلیم ما بوده است.—روم ۱۵:۴
آیا تا به حال در مورد اختلافات شخصیای که در کتاب مقدّس به ثبت رسیده است، فکر کردهاید؟ فقط بابهای اول کتاب پیدایش را در نظر بگیرید. قائن، هابیل را به قتل میرساند. (پیدا ۴:۳-۸) لَمِک جوانی را که او را زده بود، میکشد. (پیدا ۴:۲۳) شبانان اَبرام (ابراهیم) و لوط با یکدیگر مشاجره میکنند. (پیدا ۱۳:۵-۷) هاجَر، سارای (سارا) را تحقیر میکند. سارا از ابراهیم ناراحت میشود. (پیدا ۱۶:۳-۶) اسماعیل بر ضدّ همه و همه بر ضدّ او هستند. (پیدا ۱۶:۱۲) چرا در کتاب مقدّس چنین اختلافاتی گزارش شده است؟ یک دلیل آن این است که ما انسانهای ناکامل بیاموزیم که چرا باید در پی صلح باشیم. همچنین کتاب مقدّس از این طریق راه دستیابی به صلح را نیز به ما نشان میدهد. خواندن شرح حال انسانهایی واقعی با مشکلاتی واقعی درسهای فراوانی به ما میآموزد. ما میتوانیم از تلاش آنان در برقراری صلح درس بگیریم. بهراستی تمامی این گزارشها برای آموزش ما ثبت شده است تا بدانیم در وضعیتی مشابه چگونه رفتار کنیم و از چه رفتاری پرهیز کنیم. ب۱۶/۵ ۱:۱، ۲
جمعه، ۴ مه (۱۴ اردیبهشت)
اول باید خبر خوش در بین همهٔ قومها موعظه شود.—مرق ۱۳:۱۰
عیسی مسیح و شاگردانش برای موعظهٔ خبر خوش چه شیوهای به کار میگرفتند؟ آنان برای موعظه به هر جا که مردم بودند میرفتند؛ به اماکن عمومی و خانههای شخصی. پس برای یافتن افرادی که دلی پذیرا داشتند به صورت خانه به خانه نیز موعظه میشد. (مت ۱۰:۱۱؛ لو ۸:۱؛ اعما ۵:۴۲؛ ۲۰:۲۰) چنین شیوهٔ سازمانیافتهای در خدمت موعظه عاری از تبعیض و پیشداوری است. سابقهٔ خدمت موعظهٔ شاهدان یَهُوَه چگونه بوده است؟ شاهدان یَهُوَه تنها کسانی هستند که به پادشاهی رسیدن عیسی در سال ۱۹۱۴ و حکمرانی او را موعظه میکنند. برای آنان مطابق فرمان عیسی فعالیت موعظه از اهمیت بسزایی برخوردار است. در کتابی در مورد گروههای مختلف مسیحی آمده است: «شاهدان یَهُوَه هیچ گاه فراموش نمیکنند که وظیفهٔ اصلیشان این است که پیامِ به پایان رسیدن دنیا و نیاز به نجات را به مردم برسانند.» شاهدان یَهُوَه همچنان با استفاده از روشی که عیسی و شاگردانش به کار میگرفتند، این پیام را به مردم میرسانند. ب۱۶/۵ ۲:۱۰، ۱۲
شنبه، ۵ مه (۱۵ اردیبهشت)
به شناخت خدا دست خواهی یافت.—امث ۲:۵
اگر تصمیماتمان را هماهنگ با طرز فکر یَهُوَه بگیریم به او نزدیکتر میشویم. (یعقو ۴:۸) او از ما خشنود خواهد بود و ما از برکاتش بهره خواهیم برد. همین امر ایمان ما را به پدر آسمانیمان استوارتر میکند. ما میخواهیم قوانین و اصول کتاب مقدّس در زندگی راهنمای ما باشد، چون این کتاب طرز فکر یَهُوَه خدا را آشکار میکند. مسلّم است که همیشه میتوان چیزی جدید در مورد یَهُوَه خدا آموخت. (ایو ۲۶:۱۴) با تلاشی پیگیر حتی اکنون نیز میتوانیم از حکمت، شناخت و قدرت تشخیصی برخوردار شویم که برای گرفتن تصمیمات عاقلانه به آن نیاز داریم. (امث ۲:۱-۵) تدابیر و نقشههای انسانهای ناکامل مرتب در حال تغییر است، اما کتاب مقدّس به ما چنین یادآور میشود: «نقشههای خداوند جاودانه پابرجاست، و تدبیرهای دلش در همهٔ نسلها.» (مز ۳۳:۱۱) روشن است که اگر افکار و اعمالمان هماهنگ با طرز فکر یَهُوَه خدا، حکیمترین وجود عالَم باشد، در زندگی بهترین تصمیمات را خواهیم گرفت. ب۱۶/۵ ۳:۱۷
یکشنبه، ۶ مه (۱۶ اردیبهشت)
انسان به ظاهر مینگرد، اما خداوند به دل.—۱سمو ۱۶:۷.
آگاهی از این که یَهُوَه قادر است دلهای افراد را بیازماید و او خود برخی را بر میگزیند و به سوی خود میکشد، باعث میشود که از قضاوت در مورد دیگران دوری کنیم، چه در خدمت موعظه و چه در جماعت. (یو ۶:۴۴) اگر یَهُوَه را صانع خود بدانیم و بخواهیم که او ما را شکل دهد، بر رفتار ما با همایمانانمان نیز تأثیر میگذارد. (اشع ۶۴:۸) آیا همچون یَهُوَه به برادران و خواهرانتان مینگرید؟ آیا در نظر دارید که آنان در دستان یَهُوَه شکل میگیرند یا این که تصوّر میکنید آنان محصول نهایی دستان او هستند؟ یَهُوَه هم میتواند باطن فرد را ببیند و هم قادر است ببیند که او در دستان توانایش میتواند چگونه شخصی شود. یَهُوَه دیدی مثبت به افراد دارد و بر ناکاملیهای گذرای آنان تمرکز نمیکند. (مز ۱۳۰:۳) ما نیز میتوانیم او را سرمشق قرار دهیم و دیدی مثبت به خادمانش داشته باشیم. در واقع، میتوانیم با پشتیبانی از برادران و خواهرانمان که میکوشند از لحاظ روحانی رشد کنند با یَهُوَه خدا همکاری کنیم. (۱تسا ۵:۱۴، ۱۵) پیران جماعت که همچون عطیه به جماعت بخشیده شدهاند، باید در این امر پیشرو باشند.—افس ۴:۸، ۱۱-۱۳. ب۱۶/۶ ۱:۴-۶
دوشنبه، ۷ مه (۱۷ اردیبهشت)
آن کسی که گمان میکند ایستاده است، مراقب باشد که نیفتد.—۱قر ۱۰:۱۲
گفتگو با دیگران در مورد خبر خوش میتواند در ما تواضع و جنبههای مختلف ثمرهٔ روح را پرورش دهد. (غلا ۵:۲۲، ۲۳) رفتار مسیحی ما زینتبخش پیام ماست که میتواند بر رفتار مخاطبمان تأثیر بگذارد. برای نمونه، در استرالیا خانمی با دو شاهد در خدمت موعظه بسیار تند و خشن برخورد کرد. اما آن دو با احترام با او رفتار کردند. بعدها، آن خانم از رفتارش پشیمان شد و به دفتر شعبه نامهای نوشت. بخشی از این نامه چنین است: «من میخواهم از آن دو نفر که بسیار متواضع و صبور بودند عذرخواهی کنم. با خودپسندی با آنان صحبت کردم و حق را با خود میدانستم. واقعاً احمقانه عمل کردم که با دو نفر که کلام خدا را به مردم میگویند و میکوشند به آن عمل کنند، چنین رفتاری کردم.» آیا اگر آن مبشّران تنها ذرّهای خشم از خود نشان داده بودند، این خانم چنین نامهای مینوشت؟ شاید نه. به راستی خدمت موعظه هم برای ما و هم برای همنوعانمان بسیار مفید است. ب۱۶/۶ ۲:۱۲، ۱۳
سهشنبه، ۸ مه (۱۸ اردیبهشت)
همسایهات را همچون خویشتن دوست بدار.—مت ۲۲:۳۹
کتاب مقدّس روشن میسازد که گناه آدم سبب ناکاملی ما شده است. (روم ۵:۱۲، ۱۹) پس گاه ممکن است گفته یا عمل برادر یا خواهری در جماعت ما را برنجاند. این امر میتواند محبت ما به یَهُوَه خدا و قوم او را بیازماید. اگر ما در چنین شرایطی قرار گیریم، چگونه عمل میکنیم؟ برای مثال، عیلی، کاهن اعظم دو پسر سرکش داشت که به قوانین یَهُوَه خدا پایبند نبودند. در کتاب مقدّس آمده است: «پسران عیلی مردانی فرومایه بودند و خداوند را نمیشناختند.» (۱سمو ۲:۱۲) با این که پدرشان نقش مهمی در ترویج پرستش پاک داشت، آن دو پسر مرتکب گناهان جدّی میشدند. عیلی از این موضوع آگاه بود و موظف بود که آنان را تأدیب کند، اما در این کار سهلانگاری میکرد. از این رو، در نهایت خدا عیلی و دو پسرش را به شدّت مجازات کرد. همچنین بعدها دیگر اجازه نداد که کسی از خاندان عیلی به عنوان کاهن اعظم خدمت کند. (۱سمو ۳:۱۰-۱۴) اگر شما در زمان عیلی زندگی میکردید، در برابر سهلانگاری او نسبت به گناهان پسرانش چه واکنشی نشان میدادید؟ آیا لغزش میخوردید تا حدّی که خدمت به خدا را کنار میگذاشتید؟ ب۱۶/۶ ۴:۵، ۶
چهارشنبه، ۹ مه (۱۹ اردیبهشت)
همهٔ این چیزهای دیگر برای شما مهیا خواهد شد.—مت ۶:۳۳
چرا عیسی میتوانست چنین بگوید؟ او در آیهٔ پیشین گفت: «اما پدر آسمانی شما میداند که شما به همهٔ اینها نیاز دارید،» به این معنی که او ضروریات زندگی ما را میداند. یَهُوَه خدا به راحتی میتواند از پیش نیازهای هر یک از ما را در خصوص خوراک، پوشاک و سرپناه ببیند، حتی پیش از آن که خود از آن آگاه شویم. (فیلیپ ۴:۱۹) او میداند که کدام لباس ما به زودی کهنه خواهد شد، میداند که برای خوراک به چه نیاز داریم و میداند که برای ما و خانوادهمان چه سرپناهی کفایت میکند. یَهُوَه خدا نیازهای واقعی ما را برطرف میکند. ما باید اطمینان داشته باشیم که اگر در زندگی به امور روحانی اولویت دهیم و آنچه را یَهُوَه خدا از ما میخواهد انجام دهیم، او هیچ چیز را از ما دریغ نمیکند. وقف ما به خدا باید ما را برانگیزد که به «خوراک، پوشاک و سقفی بالای سرمان» قانع باشیم.—۱تیمو ۶:۶-۸. ب۱۶/۷ ۱:۱۷، ۱۸
پنجشنبه، ۱۰ مه (۲۰ اردیبهشت)
زمانی که دشمن بودیم، از طریق مرگ پسرش با خدا آشتی داده شدیم.—روم ۵:۱۰
این آشتی موجب شده است که با خدا در صلح باشیم. پولُس رسول این افتخار را با لطف خدا مرتبط دانست و خطاب به برادران مسحشدهاش گفت: «پس حال که بر پایهٔ ایمان درستکار شمرده شدهایم، بیایید از طریق سَرورمان عیسی مسیح با خدا در صلح بمانیم. ما از طریق او بر پایهٔ ایمان، به لطفی دست یافتهایم که اکنون در آن استواریم.» (روم ۵:۱، ۲) بهراستی چه برکتی! دانیال نبی نوشت که طی روزهای آخر «خردمندان،» یعنی باقیماندهٔ مسحشدگان بسیاری را به پارسایی و عدالت رهنمون میکنند. (دان ۱۲:۳) میلیونها نفر که به اصطلاح از جمله «گوسفندان دیگر» هستند، به دلیل خدمت موعظه و تعلیم این مسحشدگان در چشم یَهُوَه خدا عادل و درستکار شمرده میشوند. (یو ۱۰:۱۶) اما لطف یَهُوَه خدا این را ممکن ساخته است.—روم ۳:۲۳، ۲۴. ب۱۶/۷ ۳:۱۰، ۱۱
جمعه، ۱۱ مه (۲۱ اردیبهشت)
هر یک را که برمیگزیدند به زنی میگرفتند.—پیدا ۶:۲
از رابطهٔ میان این فرشتگان نافرمان و زنان که پیوندی غیرطبیعی بود، فرزندانی غولپیکر، خشن و بیرحم به دنیا آمدند. همچنین در آن زمان شرارت انسان بر زمین بسیار شد، طوری که افکار و نیّتهای انسان دائماً بد و زشت بود. (پیدا ۶:۱-۵) یَهُوَه خدا در روزگار نوح برای نابودی شرارت توفانی به وجود آورد. در آن زمان، مردم چنان به امور روزمره از جمله ازدواج مشغول بودند که پیام نوح را که «طریق درست خدا را موعظه میکرد» به گوش نگرفتند و نابود شدند. (۲پطر ۲:۵) عیسی وضعیت آن زمان را با روزگار ما مقایسه کرد. (مت ۲۴:۳۷-۳۹) امروزه پیش از پایان این نظام شریر، خبر خوش پادشاهی خدا در سراسر زمین به گوش تمامی قومها میرسد تا شهادتی برای آنان باشد. اما اغلب مردم آن را نمیپذیرند. باشد که هیچ گاه امور خانوادگی از جمله زندگی مشترک و بزرگ کردن فرزندان، ما را چنان غرق خود نسازد که آمدن روز یَهُوَه را از نظر دور داریم. ب۱۶/۸ ۱:۸، ۹
شنبه، ۱۲ مه (۲۲ اردیبهشت)
زمانِ باقیمانده کوتاهتر شده است. از این پس کسانی که زن دارند، چنان باشند که گویی زن ندارند . . . همچنین کسانی که از این دنیا بهره میبرند، خود را در آن غرق نسازند.—۱قر ۷:۲۹-۳۱
اکنون در نقطهٔ اوج «روزهای آخر» هستیم که به معنی زندگی در «زمانهایی سخت» است. (۲تیمو ۳:۱-۵) ما با نزدیک ماندن به یَهُوَه خدا میتوانیم، تأثیرات منفی این دنیا را خنثی کنیم در اینجا منظور پولُس رسول این نبود که زوجها باید در وظایفی که نسبت به همسرشان دارند، کوتاهی کنند. با این همه از آنجا که زمان باقی مانده کوتاه است، آنان باید در زندگیشان اولویت را به امور روحانی بدهند. (مت ۶:۳۳) با این که امروزه در کل زندگی مشترک در معرض خطر است و شاهدیم که بسیاری از هم میپاشد، ما مسیحیان میتوانیم زندگی مشترک شاد و موفقی داشته باشیم. بهراستی زوجهای مسیحی با نزدیک ماندن به قوم یَهُوَه، به کار بستن پندهای کتاب مقدّس و پذیرفتن راهنمایی روح خدا میتوانند از پیوند ازدواجشان یعنی «آنچه خدا پیوسته است» محافظت کنند.—مرق ۱۰:۹. ب۱۶/۸ ۲:۱۷، ۱۸
یکشنبه، ۱۳ مه (۲۳ اردیبهشت)
گلهٔ خدا را . . . شبانی و سرپرستی کنید.—۱پطر ۵:۲
در جماعت مسیحی نیاز مبرم به شبانان است و آنان که در آینده این خدمت را انجام میدهند، نیاز به آموزش مداوم دارند. پولُس رسول به تیموتائوس گفت: «و آنچه را از من شنیدهای و بسیاری بر درستی آن شهادت دادهاند، به اشخاص وفادار بسپار تا آنان نیز صلاحیت لازم را برای تعلیم دادن به دیگران به دست آورند.» (۲تیمو ۲:۱، ۲) تیموتائوس با خدمت در کنار پولُس رسول که سنی از او گذشته بود، آموزش دید. سپس تیموتائوس شیوههای او را در خدمت موعظه و دیگر جنبههای خدمت مقدّس به کار بست. (۲تیمو ۳:۱۰-۱۲) پولُس رسول برای آموزش تیموتائوس وقت گذاشت. آن مرد جوان پولُس را در فعالیتهایش همراهی میکرد. (اعما ۱۶:۱-۵) پیران جماعت میتوانند نمونهٔ پولُس را سرمشق قرار دهند و اگر مناسب باشد خادمی از جماعت را همراه خود به دیدار شبانی ببرند. به این ترتیب، پیران جماعت این فرصت را برای این برادران فراهم میسازند که شاهد تعلیم، ایمان، بردباری و محبتی باشند که سرپرستان مسیحی باید از خود نشان دهند. ثمرهٔ این کار، برادرانی آموزشدیده است که در آینده صلاحیت شبانی از «گلهٔ خدا» را خواهند داشت. ب۱۶/۸ ۴:۱۶، ۱۷
دوشنبه، ۱۴ مه (۲۴ اردیبهشت)
دستانت سست نشود!—صف ۳:۱۶
«سست شدن دست» گاه به صورت مجازی به مفهوم دلسردی، افسردگی و ناامید شدن به کار رفته است. (۲توا ۱۵:۷؛ عبر ۱۲:۱۲) شخصی که در چنین شرایطی قرار میگیرد، اغلب دست از کار میکشد. متأسفانه زندگی در دنیای شریر شیطان ما را تحت فشارهای بسیاری قرار میدهد که میتواند موجب اضطراب و نگرانی شود. میتوان گفت همان گونه که لنگر یک قایق مانع حرکت آن میشود، نگرانی میتواند ما را دلسرد سازد و توانمان را بگیرد. (امث ۱۲:۲۵) چه چیز میتواند موجب چنین احساسی شود؟ کنار آمدن با مرگ عزیز، دستو پنجه نرم کردن با بیماریای جدّی، تأمین امرار معاش خانواده در شرایط سخت اقتصادی و یا رویارویی با مخالفت میتواند عواملی باشد که بر ما فشار آورد. این تنشهای عاطفی و احساسی میتواند پس از مدتی نیروی ما را تحلیل دهد تا جایی که حتی زندگی بر ما تلخ شود. اما میتوانیم به توجه و دست یاریبخش خدا اطمینان داشته باشیم.—اشع ۴۱:۱۰، ۱۳. ب۱۶/۹ ۱:۲، ۴
سهشنبه، ۱۵ مه (۲۵ اردیبهشت)
در طریق فرمانهای تو میدوم.—مز ۱۱۹:۳۲
یکی از این موقعیتهایی که بسیاری با آن روبرو شدهاند، غالب آمدن بر ضعفی خاص است. برخی نیز برای حفظ دیدی مثبت به خدمت موعظه باید پیوسته سخت بکوشند. شاید شما متحمّل ناراحتی، ضعف جسمی یا تنهایی هستید. برای برخی نیز بخشیدن کسی که آنان را رنجانده است یا گناهی نسبت به آنان مرتکب شده است، دشوار است. قطعنظر از این که چه مدت یَهُوَه خدا را خدمت میکنیم، تمامی ما باید با هر آنچه مانع خدمتمان به او میشود، بجنگیم و یَهُوَه خدا نیز به آنانی که به او وفادار میمانند پاداش میدهد. اگر متوجه شدید که از آنچه میدانید درست است تا حدّی منحرف شدهاید، از دعا کردن برای کسب روح خدا کوتاهی نکنید. دعا و روح خدا به شما نیرو میبخشد تا در راه درست قدم بردارید، راهی که یَهُوَه خدا میتواند آن را برکت دهد. هماهنگ با دعاهایتان عمل کنید. بکوشید هر روز بخشی از کتاب مقدّس را بخوانید و برای مطالعهٔ شخصی و مطالعهٔ خانوادگی مرتب وقت بگذارید.—مز ۱۱۹:۳۲. ب۱۶/۹ ۲:۱۰، ۱۱
چهارشنبه، ۱۶ مه (۲۶ اردیبهشت)
ایمان . . . اعتقاد به حقایقی است که دیده نمیشود.—عبر ۱۱:۱
آیا شنیدهای که برخی میگویند اعتقاد به تکامل، بر پایهٔ علم است و اعتقاد به خدا بر پایهٔ ایمان؟ بسیاری چنین طرز فکری دارند. اما باید مد نظر داشت که صرفنظر از این که کسی به خدا اعتقاد داشته باشد یا به تکامل در هر حال نیاز به ایمان است. چرا چنین میگوییم؟ هیچ یک از ما خدا را ندیده یا شاهد آفرینش چیزی نبوده است. (یو ۱:۱۸) هیچ انسانی چه دانشمند چه عامی شاهد نبوده است که گونهای از حیات به گونهای دیگر تکامل یابد. برای مثال هیچ کس ندیده است که یک خزنده به موجودی پستاندار تبدیل شود. (ایو ۳۸:۱، ۴) بنابراین تمامی ما باید شواهد و دلایل را بررسی کنیم و با فهم و قدرت تفکرمان به نتیجهای معقول برسیم. در خصوص آفرینش پولُس رسول نوشت: «آری، صفات نادیدنی خدا، حتی قدرت ابدی و الوهیّت او از زمان آفرینش دنیا بهروشنی قابل مشاهده بوده است و همگان میتوانند از طریق آنچه آفریده شده است، آنها را دریابند. از این رو، هیچ عذر و بهانهای ندارند.»—روم ۱:۲۰. ب۱۶/۹ ۴:۴
پنجشنبه، ۱۷ مه (۲۷ اردیبهشت)
مهماننوازی را فراموش مکنید.—عبر ۱۳:۲
یَهُوَه با مهربانی برای افراد غریبه که در اسرائیل زندگی میکردند تدارکاتی فراهم دید. حق جمعآوری خوشههای ریختهشده یکی از این تدارکات بود. (لاو ۱۹:۹، ۱۰) یَهُوَه به جای این که به اسرائیلیان فرمان دهد که حرمت غریبان را حفظ کنند، حس همدلی آنان را برانگیخت. (خرو ۲۳:۹) اسرائیلیان ‹از دل غریبان خبر داشتند.› حتی پیش از آن که بردگیشان آغاز شود، مصریان به دلیل غرور نژادی یا پیشداوریهای مذهبی از آنان اجتناب میکردند. (پیدا ۴۳:۳۲؛ ۴۶:۳۴؛ خرو ۱:۱۱-۱۴) اسرائیلیان طعم تلخ غریبی و بیگانگی را چشیده بودند، اما یَهُوَه از آنان خواسته بود که رفتارشان با فرد غریب و بیگانه «همچون بومی» یا یکی از خودشان باشد. (لاو ۱۹:۳۳، ۳۴) یَهُوَه امروزه نیز درست همچون گذشته توجهی خاص به افراد غریب و بیگانهای دارد که در جماعات ما شرکت میکنند. (تث ۱۰:۱۷-۱۹؛ ملا ۳:۵، ۶) اگر به مشکلاتی همچون تبعیض یا مشکل زبان که آنان با آن روبرو هستند فکر کنیم، در پی راههایی خواهیم بود که به آنان محبتی برادرانه نشان دهیم.—۱پطر ۳:۸. ب۱۶/۱۰ ۱:۳-۵
جمعه، ۱۸ مه (۲۸ اردیبهشت)
چنان که بدن بدون روح مرده است، ایمان بدون عمل نیز مرده است.—یعقو ۲:۲۶
یعقوب توضیح داد ایمان حقیقی تنها به اعتقاد داشتن، محدود نمیشود، عمل نیز دخیل است. او نوشت: «ایمانت را بدون عمل به من نشان بده و من ایمانم را با عملِ خود به تو نشان خواهم داد.» (یعقو ۲:۱۸) یعقوب تفاوت واضح میان اعتقاد داشتن و ایمان خود را در عمل نشان دادن یا ایمان ورزیدن را بیان میکند. او میگوید که دیوها به وجود خدا اعتقاد دارند، اما ایمان حقیقی ندارند و خلاف تحقق مقاصد خدا عمل میکنند. (یعقو ۲:۱۹، ۲۰) در مقابل، اشاره میکند که شخص باایمان، ایمانش را در عمل نشان میدهد و این پرسش را مطرح میکند: «مگر پدرمان ابراهیم نبود که وقتی پسرش اسحاق را بر مذبح تقدیم کرد، با اعمالش درستکار شمرده شد؟ میبینی که ایمان فعال او با اعمالش همراه بود و ایمان او با اعمالش کامل گردید.» سپس برای این که به این نکته بازگردد که ایمان باید در عمل ابراز شود، میگوید: «چنان که بدن بدون روح مرده است، ایمان بدون عمل نیز مرده است.» ب۱۶/۱۰ ۴:۸
شنبه، ۱۹ مه (۲۹ اردیبهشت)
ابدیت را در دلهای ایشان نهاده است.—جا ۳:۱۱
علم و دانش، اطلاعات بسیاری در رابطه با جهان و کرهٔ زمین در اختیار ما گذاشته است و زندگی را در بسیاری موارد برایمان راحتتر کرده است. اما علم هنوز نتوانسته است به تمام سؤالات بشر پاسخ دهد. برای مثال، ستارهشناسان هنوز دقیقاً نمیدانند که جهان چگونه به وجود آمد و چرا انسان بر کرهٔ زمین که مملو از انواع مخلوقات دیگر است، زندگی میکند. علاوه بر این، اکثر مردم نمیتوانند توضیح دهند که چرا بشر تمایلی شدید به حیات ابدی دارد. چرا انسانها هنوز نتوانستهاند به بسیاری از سؤالات مهم پاسخ دهند؟ یک دلیل آن این است که بسیاری از دانشمندان و مردم وجود خدا را انکار میکنند و تئوری تکامل را ترویج میدهند. اما یَهُوَه در کلام خود به چنین سؤالاتی پاسخ میدهد؛ سؤالاتی که مشغلهٔ فکری بسیاری از انسانها در سراسر زمین شده است. ما انسانها به نظم و قوانینی که یَهُوَه خدا در طبیعت برقرار کرده است وابسته هستیم. لولهکش، تکنیسین برق، مهندس، خلبان و جرّاح همه برای انجام کارشان به این قوانین وابستهاند. ب۱۶/۱۱ ۲:۴، ۵
یکشنبه، ۲۰ مه (۳۰ اردیبهشت)
از [خدا] حیات و جنبش و هستی یافتهایم.—اعما ۱۷:۲۸
حقیقتاً که دلایل بسیاری داریم که از یَهُوَه خدا قدردان باشیم. زندگیمان را مدیون او هستیم، چرا که بدون او حیات امکانپذیر نمیبود. او به ما هدیهای بسیار ارزشمند داده است، کتاب مقدّس که کلام اوست. همانند مسیحیان تِسالونیکی در قرن اول، ما نیز کلام او را با جان و دل پذیرفتهایم. (۱تسا ۲:۱۳) کلام خدا به ما کمک کرده است که به یَهُوَه نزدیک شویم و او نیز به ما نزدیک شده است. (یعقو ۴:۸) پدر آسمانیمان این افتخار بزرگ را به ما داده است که در سازمان او باشیم. این برکات برایمان بسیار باارزشند. مزمورنویس احساس خود را در این رابطه به زیبایی چنین توصیف کرد: «خداوند را سپاس گویید زیرا که نیکوست، و محبت او جاودانه است.» (مز ۱۳۶:۱) در این مزمور عبارت «محبت او جاودانه است» بیست و شش بار تکرار شده است. با ثابت کردن وفاداریمان به یَهُوَه و سازمانش، از زندگی جاودان برخوردار خواهیم شد و درستی این وعدهٔ دلگرمکننده را در زندگی خود خواهیم چشید. ب۱۶/۱۱ ۳:۱۸، ۱۹
دوشنبه، ۲۱ مه (۳۱ اردیبهشت)
پس، گناه از طریق یک انسان وارد دنیا شد و از طریق گناه مرگ آمد و از آنجا که همه گناه کردند، مرگ در میان همهٔ انسانها شیوع یافت.—روم ۵:۱۲
در کتاب آشنایی با تعالیم کتاب مقدّس این آیه به کرّات استفاده شده است. به احتمال قوی هنگام مطالعهٔ فصلهای ۳، ۵ و ۶ و گفتگو در مورد مقصود خدا برای زمین، بهای رهایی و وضعیت مردگان آیهٔ رومیان ۵:۱۲ را میخوانید. اما این آیه همچنین میتواند قدردانی تکتک ما را از رابطهمان با یَهُوَه خدا عمیقتر سازد و میتواند ما را در خشنود ساختن او و مدّ نظر داشتن وعدههای او مصممتر سازد. بیشک تمامی ما با این حقیقت اجتنابناپذیر روبرو هستیم، این که هرروزه گناه و خطا میکنیم. اما، اطمینان داریم که خدا به یاد دارد که ما خاک هستیم و حاضر است بر ما رأفت نشان دهد. (مز ۱۰۳:۱۳، ۱۴) عیسی این درخواست را در دعای نمونه گنجاند: «گناهان ما را ببخش.» (لو ۱۱:۲-۴) البته هیچ دلیلی ندارد ذهنمان را با گناهانی مشغول کنیم که خدا بخشیده است، اما بجاست بر این امر تأمّل کنیم که بهراستی یَهُوَه خدا چگونه و بر چه اساسی میتواند ما را ببخشد. ب۱۶/۱۲ ۱:۱-۳
سهشنبه، ۲۲ مه (۱ خرداد)
آنانی که بر طبق امیال نفسانی زندگی میکنند، افکارشان را درگیر آنچه نفسانی است میسازند.—روم ۸:۵
برای مسیحیان روم بجا بود که خود را محک زنند که تمرکزشان در زندگی بر چیست. آیا «امیال نفسانی» بر زندگیشان تسلّط داشت یا زندگیشان حول آن میچرخید؟ بجاست تکتک ما نیز خود را محک زنیم و بر پرسشهایی از این قبیل بیندیشیم. بیش از همه به چه چیز علاقه دارم؟ سخنانم پیرامون چیست؟ بهراستی روزانه در پی چه هستم؟ برخی شاید به این نتیجه برسند که تمرکزشان بر این است که خانهشان را تزیین کنند، لباسهایی با سبکهای جدید بیابند، سرمایهگذاری کنند، مسافرتهای تفریحی برنامهریزی کنند، شرابهای مختلف امتحان کنند و اموری از این قبیل. هیچ یک از این امور خطا نیست، در واقع جنبههایی از زندگی است. برای مثال، عیسی نیز یک بار شراب ساخت، و پولُس به تیموتائوس گفت: «کمی هم شراب بنوش.» (۱تیمو ۵:۲۳؛ یو ۲:۳-۱۱) اما آیا فکر و ذکر عیسی و پولُس شراب بود و مرتب خود را به آن مشغول میکردند؟ آیا شور و ولع خاصّی به آن داشتند و مرتب در مورد آن صحبت میکردند؟ خیر. ما چطور؟ علاقهٔ اصلی ما در زندگی به چیست؟ ب۱۶/۱۲ ۲:۵، ۱۰، ۱۱
چهارشنبه، ۲۳ مه (۲ خرداد)
من هرگز تو را ترک نخواهم کرد و هرگز تو را تنها نخواهم گذاشت.—عبر ۱۳:۵
این گفته نیز تأکیدی است بر حقیقت آنچه عیسی در مورد اولویت دادن به پادشاهی خدا و عدالت او گفت. (مت ۶:۳۳) پِطرُس رسول از عیسی پرسید: «ما همه چیز را رها کردهایم و از تو پیروی میکنیم؛ پس چه چیز عاید ما خواهد شد؟» (مت ۱۹:۲۷) عیسی به جای سرزنش پِطرُس برای چنین پرسشی به شاگردانش گفت که آنان پاداش این ازخودگذشتگیشان را خواهند گرفت. پاداش رسولان وفادار او و دیگر مسحشدگان پادشاهی با او در آسمان است، اما حتی اکنون نیز مسحشدگان از برکات بسیاری برخوردارند: «هر که خانهها یا برادران یا خواهران یا پدر یا مادر یا فرزندان یا املاک خود را به خاطر نام من ترک کرده است، ۱۰۰ برابر خواهد یافت و زندگی جاودان را به میراث خواهد برد.» (مت ۱۹:۲۹) در واقع تمامی پیروان عیسی از برکاتی برخوردار میشوند که بسیار فراتر از قربانیها و ازخودگذشتگیهایشان است. آیا ارزش خانوادهٔ روحانی ما، پدران، مادران، برادران، خواهران و فرزندانمان بسیار بیش از آنچه نیست که در راه پادشاهی خدا از آنها گذشتهایم؟ ب۱۶/۱۲ ۴:۴، ۵
پنجشنبه، ۲۴ مه (۳ خرداد)
ایمان اطمینان قطعی به تحقق چیزهایی است که به آن امید داریم.—عبر ۱۱:۱
ما مسیحیان امید بسیار فوقالعادهای داریم! تمامی ما چه از جمله مسحشدگان باشیم، چه «گوسفندان دیگر» امید داریم تحقق مقصود اولیهٔ خدا و تقدّس نام او را ببینیم. (یو ۱۰:۱۶؛ مت ۶:۹، ۱۰) چنین امیدی والاترین امیدی است که کسی میتواند در دل بپروراند. افزون بر این، ما چشمانتظار تحقق وعدهٔ زندگی جاودان هستیم، حال چه در «آسمانهایی جدید» باشد چه در «زمینی جدید.» (۲پطر ۳:۱۳) البته تا آن زمان، امید ما این است که قوم خدا از نظر روحانی همچنان شکوفاتر شود. آنان که در دنیای شیطانند نیز امیدهایی دارند، اما شاید به تحقق آن یقین کامل نداشته باشند. برای مثال، میلیونها قمارباز امید دارند که در بلیتهای بختآزمایی برنده شوند، اما هیچوقت نمیتوانند از بابت آن اطمینان داشته باشند. در مقابل، ایمان حقیقی «اطمینان قطعی» به تحقق امید مسیحی ماست. ب۱۶/۱۰ ۳:۱، ۲
جمعه، ۲۵ مه (۴ خرداد)
متناسب با عطیهای که یافتهاید یکدیگر را خدمت کنید.—۱پطر ۴:۱۰
یَهُوَه از سر لطف خود به هر یک از ما هدایا، قابلیتها، استعدادها و مهارتهایی بخشیده است. ما میتوانیم از آنها برای جلال او و بهره رساندن به دیگران استفاده کنیم. (روم ۱۲:۴-۸) یَهُوَه خدا ما را کارگزاران خود دانسته و به ما مسئولیت سپرده است که نشانهٔ احترام و اعتماد او به ماست. البته ممکن است در هر زمان جایگاه و مسئولیت ما در ترتیبات یَهُوَه خدا تغییر کند. نمونهٔ عیسی را بررسی میکنیم. او در ابتدا در آسمان با یَهُوَه خدا تنها بود. (امث ۸:۲۲) سپس یَهُوَه خدا از طریق او موجودات روحی دیگر، عالَم مادی و در آخر انسانها را آفرید. (کول ۱:۱۶) پس از آن مسئولیتی دیگر به عیسی محوّل شد، او بر زمین آمد، ابتدا نوزادی ناتوان بود و سپس بزرگ شد و انسانی بالغ گشت. (فیلیپ ۲:۷) عیسی پس از قربانی شدن و مرگش به صورت موجودی روحی به آسمان بازگشت و در سال ۱۹۱۴ پادشاه حکومت خدا شد. (عبر ۲:۹) او پس از حکمرانی هزارساله پادشاهی را به یَهُوَه خدا میدهد «تا بدین سان خدا بهتنهایی حاکم همه باشد.»—۱قر ۱۵:۲۸. ب۱۷/۱ ۳:۱۱، ۱۲
شنبه، ۲۶ مه (۵ خرداد)
برای خود برگزینید کِه را عبادت خواهید کرد.—یوش ۲۴:۱۵
خانمی که با تصمیمی شخصی روبرو بود به دوستش گفت: «به جای این که منو به فکر کردن واداری، فقط به من بگو چه کار کنم. این راحتتره.» این خانم به جای این که از ارادهٔ آزادش، این هدیهٔ باارزش که آفریدگار به او بخشیده است بهره گیرد، ترجیح میداد به او بگویند که چه بکند. شما چطور؟ آیا تصمیماتتان را خودتان میگیرید یا ترجیح میدهید دیگران برای شما تصمیمگیری کنند؟ نظر شما در مورد ارادهٔ آزاد و آزادی در تصمیمگیری چیست؟ در مورد این موضوع برای قرنها بحث و گفتگوهای بسیاری شده است. برخی کاملاً منکر وجود ارادهٔ آزادند و معتقدند که خدا تمامی اعمال ما را از پیش تعیین کرده است. برخی دیگر میگویند ارادهٔ آزاد برای ما تنها زمانی معنا پیدا میکند که از آزادی مطلق برخوردار باشیم. واضح است که برای درک درست این مطلب باید به کلام خدا، کتاب مقدّس رجوع کنیم. کلام خدا نشان میدهد که ما با ارادهٔ آزاد آفریده شدهایم، به این معنی که قادریم و آزادیم که خود استدلال و انتخاب کنیم. ب۱۷/۱ ۲:۱، ۲
یکشنبه، ۲۷ مه (۶ خرداد)
پسرم سلیمان جوان و بیتجربه است؛ . . . پس من خود . . . تدارک خواهم دید.—۱توا ۲۲:۵
داوود میتوانست چنین استدلال کند که سلیمان کفایت سرپرستی چنین پروژهٔ مهمی یعنی بنای خانهای برای خدا را ندارد. هر چه باشد معبد خدا «باید به غایت شکوهمند باشد» و سلیمان در آن زمان «جوان و بیتجربه» بود. اما داوود میدانست که یَهُوَه خدا به سلیمان در مسئولیتی که به او واگذار شده بود، یاری خواهد رساند. پس بر این امر تمرکز کرد که چگونه به سلیمان برای فراهم ساختن مصالح لازم و فراوانی که نیاز بود، کمک کند. برادران مسن نیز نباید از این که وظایفی را به برادران جوانتر واگذار کنند نگران باشند. در واقع اگر برادران جوان آموزش بینند و مسئولیت به آنان سپرده شود در جهت پیشبرد فعالیتهای ما خواهد بود. برادران مسئول نیز باید شاد باشند که برادران جوان پس از آموزش کفایت مییابند و وظایفی را متقبل میشوند. ب۱۷/۱ ۵:۸، ۹
دوشنبه، ۲۸ مه (۷ خرداد)
میان تو و زن، و میان نسل تو و نسل زن، دشمنی میگذارم؛ او سر تو را خواهد کوبید.—پیدا ۳:۱۵
عیسی به عنوان پادشاه حکومت خدا سرانجام سر آن مار یا شیطان را خواهد کوبید و تمام اثرات سرکشی او را از پهنهٔ جهان هستی پاک خواهد کرد. عیسی به شاگردانش کمک کرد تا به اهمیت برقراری پادشاهی خدا پی ببرند. او فوراً پس از تعمیدش «بشارت پادشاهی خدا» را در هر کجا که میرفت اعلام کرد. (لو ۴:۴۳) عیسی پیش از این که به آسمان عروج کند در سخنان پایانی خود به شاگردانش گفت که «تا دورافتادهترین مناطق زمین» شاهدان او خواهند بود. (اعما ۱:۶-۸) امروز از طریق اعلام بشارت پادشاهی خدا مردم سراسر زمین این فرصت را دارند که در مورد بهای رهایی یا فدیهٔ عیسی مسیح آموزش بگیرند و به جمع تابعان پادشاهی خدا بپیوندند. مسحشدگان این وظیفه را بر عهده دارند که بشارت پادشاهی خدا را در تمام جهان اعلام کنند. اگر ما در این راه به آنان یاری رسانیم، حمایت خود را از پادشاهی خدا نشان میدهیم.—مت ۲۴:۱۴؛ ۲۵:۴۰. ب۱۷/۲ ۲:۷، ۸
سهشنبه، ۲۹ مه (۸ خرداد)
[عیسی] برخی را به عنوان رسول عطا کرد.—افس ۴:۱۱
با این که جماعت مسیحی در آن زمان تحت راهنمایی و اختیارات هیئت ادارهکننده بود، آنان میدانستند که رهبرشان عیساست. پولُس آنان را چنین ترغیب کرد: «با ابراز محبت، از هر لحاظ به حد او که سر است، یعنی مسیح، رشد کنیم.» (افس ۴:۱۵) آنان به جای این که نام یکی از رسولانِ معروف را بر خود گذارند، «به هدایت خدا ‹مسیحی› خوانده شدند.» (اعما ۱۱:۲۶) رسولان و دیگر مردانی که هدایت را به عهده داشتند بر مبنای نوشتههای مقدّس تعالیمی میدادند و پولُس از اهمیت و حفظ آنها آگاه بود، با این همه افزود: «اما میخواهم بدانید که سر هر مرد، [از جمله تمامی اعضای هیئت ادارهکننده] مسیح است . . . و سر مسیح خداست.» (۱قر ۱۱:۲، ۳) آری عیسی مسیحِ جلالیافته در آسمان، جماعت را تحت سرپرستی یَهُوَه خدا رهبری میکرد. ب۱۷/۲ ۴:۷
چهارشنبه، ۳۰ مه (۹ خرداد)
پیرانی که امور را بهخوبی اداره میکنند، دوچندان مستحق حرمتند.—۱تیمو ۵:۱۷
حرمت نهادن به هر کس آن گونه که کتاب مقدّس میگوید به ما کمک میکند که اگر دیگران به ما توجهی خاص نشان دهند فروتن بمانیم و در دام خودخواهی نیفتیم. همچنین موجب میشود اگر کسی که برایش احترام قائلیم ما را مأیوس سازد، لغزش نخوریم. اگر به دیگران حرمت نهیم هماهنگ با سازمان یَهُوَه عمل میکنیم؛ سازمانی که هیچ احدی، چه همایمان چه غیر همایمان را بزرگ نمیکند و ارج و حرمت بیش از حد به او نمینهد. بیشترین فایدهای که ما از حرمت نهادن به دیگران حاصل میکنیم، خشنود ساختن خداست. در واقع این نشان وفاداری ما به اوست، چون طبق خواست او عمل میکنیم. به این شکل، یَهُوَه خدا میتواند به ملامتکنندگان خود پاسخ دهد. (امث ۲۷:۱۱) اکثر انسانها نمیدانند که چگونه به شیوهٔ درست به دیگران حرمت نهند. کتاب مقدّس به ما میآموزد به گونهای که یَهُوَه از ما میخواهد به دیگران حرمت نهیم و از این بابت بهراستی قدردانیم. ب۱۷/۳ ۱:۱۳، ۲۰، ۲۱
پنجشنبه، ۳۱ مه (۱۰ خرداد)
[یِهوشافاط] آنچه را که در نظر خداوند درست بود به جا میآورد.—۲توا ۲۰:۳۲
او همچون پدرش آسا قوم را ترغیب کرد که یَهُوَه خدا را پرستش کنند. او افرادی را گسیل داشت تا «کتاب شریعت خداوند» را به قوم تعلیم دهند. (۲توا ۱۷:۷-۱۰) حتی به منطقهٔ کوهستانی اِفرایم در قلمرو پادشاهی شمالی اسرائیل رفت تا مردم را «به سوی یَهُوَه خدای پدرانشان» بازگرداند. (۲توا ۱۹:۴) یَهُوَه خدا میخواهد که امروزه مردم سراسر دنیا در مورد او تعلیم بگیرند و همهٔ ما میتوانیم در این فعالیت سهیم باشیم. آیا این هدف شماست که هر ماه کلام خدا را به دیگران آموزش دهید تا آنان نیز بر آن شوند یَهُوَه خدا را از دل خدمت کنند؟ با تلاش بیشتر و برکت یَهُوَه خدا شاید شما نیز بتوانید با کسی کتاب مقدّس را مطالعه کنید. آیا این هدف شماست و برای آن دعا میکنید؟ آیا حاضرید با کسی مطالعه کنید حتی اگر لازم باشد از اوقات فراغت خود صرفنظر کنید؟ همچون یِهوشافاط که برای کمک به مردم و بازگشت آنان به پرستش حقیقی به اِفرایم رفت، ما نیز میتوانیم به آنان که در خدمت موعظه دیگر فعال نیستند، یاری رسانیم. ب۱۷/۳ ۳:۱۰، ۱۱