فوریه
پنجشنبه، ۱ فوریه (۱۲ بهمن)
بگذارید پایداری کار خود را به انجام رساند.—یعقو ۱:۴
پایداری باید چه کاری را به انجام رساند؟ یعقوب در ادامه گفت که وقتی آن کار به انجام رسد، شخص کامل و از هر جهت بیعیب میشود و کمبودی نخواهد داشت. (یعقو ۱:۴) اغلب در مشکلات ضعفهای ما و جنبههایی از شخصیتمان که باید روی آنها کار کنیم، نمایان میشود. اگر در این سختیها پایدار بمانیم شخصیتمان به شخصیت بیعیب و کامل مسیحی نزدیکتر خواهد شد. برای نمونه، صبور، قدردان و دلسوز خواهیم شد. پس چون پایداری برای شکلگرفتن شخصیت مسیحی ما ضروری است، هیچ گاه برای پایان یافتن سختی و آزمایشهایی که در زندگی بر سر راهتان قرار میگیرد، معیارهای کتاب مقدّس را زیر پا نگذارید. برای مثال، اگر با افکاری آلوده در نبردید به جای این که تسلیم وسوسه شوید، با دعا تمایلات نادرست را از خود دور کنید. اگر چنین کنید خویشتنداری را در خود بیشتر پرورش میدهید. آیا عضوی از خانوادهتان با راهی که شما در پیش گرفتهاید مخالفت میکند؟ به جای این که زیر فشار کمر خم کنید، مصمم باشید که همچنان با تمام دل یَهُوَه را پرستش کنید. این نکته را به یاد داشته باشید: برای خشنود ساختن خدا باید پایداری کنیم.—روم ۵:۳-۵؛ یعقو ۱:۱۲. ب۱۶/۴ ۲:۱۵، ۱۶
جمعه، ۲ فوریه (۱۳ بهمن)
با فروتنی دیگران را از خود بهتر بدانید.—فیلیپ ۲:۳
غرور نسبت به نژاد، قوم، فرهنگ یا ملیتی با دید یَهُوَه خدا نسبت به حکمرانی انسانی و خانوادهٔ بشری در تضاد است. مسلّم است که یَهُوَه خدا نمیخواهد ما فرهنگ خود را نادیده بگیریم. بلکه فرهنگهای مختلف نشانهٔ تنوع فوقالعادهٔ خانوادهٔ بشری است. با این همه باید به یاد داشته باشیم که از دید خدا تمامی مردم یکسان هستند. (روم ۱۰:۱۲) ملیتگرایی از غرور نسبت به کشور یا قوم برمیخیزد و کسی که چنین غروری دارد مشکل بتواند بیطرفی خود را حفظ کند. این غرور میتواند در مسیحیان نیز وجود داشته باشد، حتی در جماعت قرن اول نیز به دلیل ملیتگرایی تبعیض میان برادران وجود داشت. (اعما ۶:۱) چگونه میتوانیم متوجه شویم که آیا در ما چنین غرور نابجایی نهفته است؟ فرض کنید برادر یا خواهری از کشوری دیگر پیشنهادی به شما میکند. آیا فوراً فکر میکنید، ‹ما از این چیزها بهتر سر در میآوریم› و پیشنهاد او را رد میکنید؟ به جای چنین طرز فکری همگی ما باید پند الهامی آیهٔ امروز را مد نظر داشته باشیم. ب۱۶/۴ ۴:۱۲، ۱۳
شنبه، ۳ فوریه (۱۴ بهمن)
باید بشارت پادشاهی خدا را اعلام کنم.—لو ۴:۴۳
عیسی در مورد «بشارت پادشاهی خدا» موعظه میکرد و او از شاگردانش نیز انتظار دارد که چنین کنند. کدام گروه این پیام را به «همهٔ قومها» موعظه میکنند؟ (مت ۲۸:۱۹) پاسخ روشن است؛ تنها شاهدان یَهُوَه. حتی برخی مخالفان نیز به این امر پی بردهاند. برای مثال، یک کشیش میسیونر به یکی از شاهدان گفت که در کشورهای مختلف زندگی کرده است و از شاهدان یَهُوَه در تمامی این کشورها یک سؤال پرسیده است، این که آنان چه پیامی را موعظه میکنند. پاسخ آنان چه بوده است؟ آن کشیش میگوید: «آنان آنقدر نادان هستند که همه یک پاسخ دادند: ‹خبر خوش پادشاهی را.›» در واقع این شاهدان، همه یکپارچه و متحد، آن گونه که از مسیحیان حقیقی انتظار میرود، پاسخ دادهاند. (۱قر ۱:۱۰) آنان همگی پیام مجلّهٔ برج دیدهبانی را به گوش مردم میرسانند و برج دیدهبانی پادشاهی یَهُوَه خدا را اعلام میکند. این مجلّه به ۲۵۴ زبان و به طور متوسط با تیراژ نزدیک به ۵۹ میلیون نسخه برای هر شماره، پرتیراژترین مجلّه در دنیاست. ب۱۶/۵ ۲:۶
یکشنبه، ۴ فوریه (۱۵ بهمن)
هر کس آن طور که در دل خود عزم کرده است، انجام دهد.—۲قر ۹:۷
شناخت طرز فکر یَهُوَه خدا میتواند در اتخاذ تصمیمگیری عاقلانه به ما یاری کند. ممکن است مبشّری بخواهد به خدمت تماموقت پیشگامی بپردازد. اما برای عملی ساختن این تصمیم باید زندگیای سادهتر در پیش گیرد و برای این منظور قدمهایی بردارد. ممکن است در عین حال با خود فکر کند، ‹آیا میتوانم با در پیش گرفتن زندگیای ساده شاد باشم؟› مسلّم است که در مورد خدمت پیشگامی فرمانی در کتاب مقدّس نیامده است و ما مبشّران بدون خدمت پیشگامی هم میتوانیم یَهُوَه را با وفاداری خدمت کنیم. اما عیسی به ما اطمینان میبخشد آنانی که در راه پادشاهی خدا ازخودگذشتگی میکنند، برکات فراوانی را نصیب خود میسازند. (لو ۱۸:۲۹، ۳۰) افزون بر این در کلام خدا آمده است که هدایای اختیاریای که ما با شادی در خدمت به یَهُوَه خدا و پیشبرد پرستش پاک تقدیم میکنیم، مایهٔ خشنودی اوست. (مز ۱۱۹:۱۰۸) حال آیا با توجه به این نکات در کتاب مقدّس و با بهرهگیری از برکت دعا میتوان به طرز فکر یَهُوَه خدا در این خصوص پی برد؟ تأمّل بر این امور میتواند ما را بر آن دارد که تصمیمی بگیریم که برای ما قابل اجراست و برکات یَهُوَه خدا را به همراه دارد. ب۱۶/۵ ۳:۱۳
دوشنبه، ۵ فوریه (۱۶ بهمن)
آفرینندهٔ خود را در روزهای جوانیات به یاد آور، پیش از آنکه روزهای بلا فرا رسد.—جا ۱۲:۱
بسیاری از مشکلات و مطالبی که در نشریات ذکر میشود و مخاطب آن جوانان است، منحصر به جوانان نیست. هر مسیحی باید از ایمانش دفاع کند، احساساتش را کنترل کند، با فشارهای مضر اطرافیان مقابله کند و از معاشران و تفریحات ناسالم دوری کند. این موضوعات و موضوعات دیگرِ بسیاری به صورت مطالبی برای نوجوانان و جوانان طراحی شده است. حال آیا درست است که مسیحیانِ دیگر تصوّر کنند که خواندن چنین نشریاتی برای آنان نامناسب و تحقیرآمیز است؟ به هیچ وجه! این مطالب بر مبنای اصول کتاب مقدّس است، اصولی که همیشگی و دائمی است، هر چند که به صورتی عرضه شده است که برای جوانان گیرا و جذاب باشد. پس هر مسیحی میتواند از این تدارک روحانی بهره و فایده برد. نشریات ما در کنار این که جوانان را برای مقابله با مشکلاتشان مجهز میسازد، به آنان کمک میکند که از لحاظ روحانی نیز پیشرفت کنند و به یَهُوَه خدا نزدیک شوند. از این رو، مسیحیانِ دیگر نیز میتوانند از این نشریات فایده ببرند. ب۱۶/۵ ۵:۱۵، ۱۶
سهشنبه، ۶ فوریه (۱۷ بهمن)
بشنو، ای اسرائیل: یَهُوَه، خدای ما، خداوندِ یکتاست. یَهُوَه خدای خود را با تمامی دل و با تمامی جان و با تمامی قوّت خود محبت کن.—تث ۶:۴، ۵
«یَهُوَه، خدای ما، خداوندِ یکتاست.» بهراستی این گفته بسیار پرقدرت است! این یادآوری به اسرائیلیان برای مقابله با مشکلاتی که هنگام وارد شدن به سرزمین موعود و تصاحب آن روبرو بودند، قوّت بخشید. اگر ما نیز این سخنان را در دلمان جای دهیم، به ما قدرت میبخشد تا از مصیبت عظیمی که پیش رو داریم سر بلند بیرون آییم و در بهشتی که به دنبال آن میآید سهیم باشیم. باشد که همواره به یَهُوَه خدا، با تمام جان محبت ورزیم و به او خدمت کنیم و بکوشیم صلح را در میان برادران مسیحیمان حفظ کنیم و به این ترتیب وقف کامل خود به یَهُوَه را نشان دهیم. اگر چنین کنیم، میتوانیم اطمینان داشته باشیم که شاهد تحقق این گفتهٔ عیسی خواهیم بود: «بیایید، ای شما که از پدر من برکت یافتهاید، پادشاهیای را که از آغاز دنیا برای شما آماده شده بود، به میراث ببرید.»—مت ۲۵:۳۴. ب۱۶/۶ ۳:۲، ۲۰
چهارشنبه، ۷ فوریه (۱۸ بهمن)
دل از همه چیز فریبندهتر است.—ار ۱۷:۹
غرور میتواند موجب شود که اعمال نادرستمان را توجیه کنیم و از شکل گرفتن در دستان یَهُوَه امتناع ورزیم. (ار ۱۷:۹) آیا شما نیز تا به حال از همایمانی رنجیدهاید یا امتیاز خاصّی را در خدمت از دست دادهاید؟ اگر چنین است واکنشتان چگونه بوده است؟ آیا برایتان دشوار بود که روی غرورتان پا بگذارید؟ یا برایتان اهمیت داشت که با برادرتان در صلح باشید و به یَهُوَه خدا وفادار مانید؟ (مز ۱۱۹:۱۶۵؛ کول ۳:۱۳) ممکن است شخصی که گناه پیشه میکند یا مرتکب گناه میشود و آن را میپوشاند، نسبت به نصایح و پندهای الٰهی بیتوجه شود. در چنین شرایطی گناه کردن آسان میشود. (جا ۸:۱۱) برادری دیگر که به نگاه کردن به هرزهنگاری عادت کرده بود بعدها گفت: «متوجه شدم که روحیهای انتقادآمیز نسبت به پیران جماعت پیدا کرده بودم.» عادت زشت او به وضعیت روحانیاش آسیب رسانده بود. در نهایت، این عادت او مشخص شد و کمک لازم را دریافت کرد. البته درست است که همهٔ ما ناکامل هستیم. اما اگر به جای این که به دنبال بخشش یَهُوَه خدا باشیم و کمک بطلبیم، روحیهای انتقادآمیز در خود ایجاد کنیم یا راه اشتباهی را که میرویم توجیه کنیم، نشانهٔ این است که دلمان سخت شده است. ب۱۶/۶ ۲:۵، ۶
پنجشنبه، ۸ فوریه (۱۹ بهمن)
دیگر نگران زندگی خود مباشید.—مت ۶:۲۵
عیسی میدانست که شاگردانش نگران این بودند که چه بخورند و چه بنوشند و چه بپوشند. از این رو، به آنان گفت که ‹دیگر نگران نباشند.› در واقع آنان خود را برای موضوعاتی نگران میکردند که بیمورد بود. عیسی دلیل قانعکنندهای داشت که از آنان خواست ‹دیگر نگران نباشند.› نگرانیها و غصههای بیمورد، حتی در مورد چیزهای موجه و معقول، میتواند چنان ذهن شخص را مشغول کند که دیگر جایی برای مهمترین امور زندگی، یعنی امور روحانی نماند. عیسی میدانست که درک این امر برای شاگردانش بسیار اهمیت دارد، از این رو در موعظهٔ بالای کوه، چهار مرتبهٔ دیگر به این گرایش نادرست و خطرناک اشاره کرد. (مت ۶:۲۷، ۲۸، ۳۱، ۳۴) عیسی بهخوبی از نیازهای روزمرهٔ زندگی مردم آگاه بود. همچنین او آگاه بود که «در روزهای آخر، زمانهایی سخت» فرا میرسید و از مشکلات آن گروه از شاگردانش که قرنها بعد در آن زمان زندگی میکردند، آگاه بود. (۲تیمو ۳:۱) مشکلاتی همچون بیکاری، تورم، کمبود غذا و فقر که بسیاری به آن دچارند. با این همه عیسی میدانست که «ارزش زندگی بیش از غذا و ارزش بدن بیش از لباس» است. ب۱۶/۷ ۱:۸، ۹
جمعه، ۹ فوریه (۲۰ بهمن)
من به لطف خدا خدمتگزار آن راز شدهام.—افس ۳:۷
ما انسانها نمیتوانیم از تمامی خواستههای یَهُوَه به صورت کامل اطاعت کنیم، از این رو مستحق مهربانی او نیز نیستیم. سلیمان نبی چنین گفت: «براستی که بر زمین، پارسایی نیست که نیکویی کند و هرگز گناه نورزد.» (جا ۷:۲۰) همچنین پولُس رسول گفت: «همه گناه کردهاند و نمیتوانند جلال خدا را به طور کامل منعکس کنند.» و «مزد گناه مرگ است.» (روم ۳:۲۳؛ ۶:۲۳الف) در واقع ما مستحق مرگیم. اما یَهُوَه خدا محبتش را به انسانها با عملی که لطفی بینظیر بود ابراز داشت. بزرگترین هدیهٔ او فرستادن ‹پسر یگانهاش› به زمین بود تا برای ما کشته شود. (یو ۳:۱۶) پولُس رسول در خصوص عیسی چنین نوشت: «اکنون تاج جلال و حرمت بر سر او گذاشته شده است. به این ترتیب، به سبب لطف خدا، او طعم مرگ را به خاطر همگان چشید.» (عبر ۲:۹) بلی، «هدیهای که خدا میدهد، حیات جاودان از طریق سَرورمان مسیحْ عیساست.»—روم ۶:۲۳ب. ب۱۶/۷ ۳:۳، ۴
شنبه، ۱۰ فوریه (۲۱ بهمن)
یاوری مناسب برای او میسازم.—پیدا ۲:۱۸
بهراستی ازدواج بخشی از زندگی است. مروری بر منشأ آن و مقصودی که در پس آن است باعث میشود دیدی درست به آن داشته باشیم و از برکات آن فایدهٔ بیشتر ببریم. پس از این که خدا اولین انسان، آدم را آفرید حیوانات را نزد او آورد تا آنها را نامگذاری کند. اما «یاوری مناسب برای آدم یافت نشد.» خدا آدم را به خوابی عمیق فرو برد و یکی از دندههای او را گرفت و از آن زنی ساخت و خدا آن زن را نزد آدم آورد. (پیدا ۲:۲۰-۲۴) پس خدا منشأ و بانی ازدواج است. عیسی تأیید کرد که یَهُوَه خدا چنین مقرّر فرموده است: «مرد، پدر و مادر خود را ترک میکند و به زن خود میپیوندد و آن دو یک تن خواهند شد.» (مت ۱۹:۴، ۵) این که خدا در آفرینش زن از دندهٔ مرد استفاده کرد، میتوانست بر اتحاد و نزدیکی آن دو تأثیر خاصّی داشته باشد. در آن زمان طلاق یا چند همسری جایی در پیوند ازدواج نداشت. ب۱۶/۸ ۱:۱، ۲
یکشنبه، ۱۱ فوریه (۲۲ بهمن)
[عیسی] از آنجا برای تعلیم و موعظه راهی شهرهای مجاور شد.—مت ۱۱:۱
عیسی اغلب جداگانه با اشخاص در مورد پادشاهی خدا صحبت میکرد. برای نمونه، او با زنی در کنار چاه یعقوب نزدیک شهر سوخار گفتگویی گرم و پربار داشت. (یو ۴:۵-۳۰) او همچنین با مَتّای لاوی که خراجگیر بود صحبت کرد. مَتّی دعوت عیسی را برای پیروی از او پذیرفت. در ضیافتی در خانهٔ مَتّی او و بقیه پای صحبت عیسی نشستند. (لو ۵:۲۷-۳۹) نمونهٔ دیگر نَتَنائیل است، او دیدی منفی نسبت به مردم ناصره داشت، اما عیسی با او با مهربانی صحبت کرد و در پی آن نَتَنائیل بر آن شد که طرز فکرش را تغییر دهد. او تصمیم گرفت بیشتر به تعالیم عیسی مردی که از ناصره بود، گوش بسپارد. (یو ۱:۴۶-۵۱) پس بجاست به آنان که به تازگی مبشّر شدهاند، آموزش دهیم که دوستانه و بهآرامی با مردم گفتگو کنند. از سوی دیگر برای کسانی که به این طریق آموزش میگیرند شادیبخش است وقتی میبینند افرادی که پذیرای حقیقت هستند به توجهی که به آنان نشان داده میشود و کلمات محبتآمیز واکنش مثبت نشان میدهند. ب۱۶/۸ ۴:۷-۹
دوشنبه، ۱۲ فوریه (۲۳ بهمن)
زن نباید از شوهر خود جدا شود . . . شوهر نیز نباید همسر خود را ترک کند.—۱قر ۷:۱۰، ۱۱
در پیوند ازدواج تنشها و مشکلات جدّی و ادامهدار میتواند سبب شود که زن و شوهر، هر دو یا یکی از آنان به متارکه یا طلاق فکر کند. ترک همسر را نباید ساده انگاشت، هر چند که گاه میتواند به نظر برسد که راه حلی برای مشکلات جدّی در زندگی مشترک است، اما در واقع اغلب مشکلات جدّیتری به همراه میآورد. عیسی پس از تکرار کلام خدا در مورد این که مرد پدر و مادر خود را ترک میکند و به همسر خود میپیوندد، چنین گفت: «آنچه خدا پیوست، هیچ انسانی جدا نسازد.» (مت ۱۹:۳-۶؛ پیدا ۲:۲۴) این بدین معنی است که زن و شوهر هیچکدام نباید ‹آنچه خدا پیوست را جدا سازند.› در نظر یَهُوَه خدا پیوند ازدواج پیوندی مادامالعمر است. (۱قر ۷:۳۹) در نظر داشتن این که همه باید به خدا جوابگو باشند، باید زوجها را برانگیزد که تمام تلاش خود را برای حل سریع مشکلاتشان بکنند تا بزرگتر و جدّیتر نشود. ب۱۶/۸ ۲:۱۰، ۱۱
سهشنبه، ۱۳ فوریه (۲۴ بهمن)
مگذار مغلوب بدی شوی.—روم ۱۲:۲۱
ممکن است درست در زمانی که انتظارش را نداریم دشمنانمان به ما حمله کنند و درست در زمانی که توانمان کاسته شده است به ما ضربه زنند، پس باید همیشه هوشیار باشیم. این گفتهٔ تشویقآمیز که «مگذار مغلوب بدی شوی» نشان میدهد که ما قادریم شریر را شکست دهیم. از سوی دیگر اگر دست از تلاش و مبارزه بکشیم شیطان، دنیای او و خمیرهٔ گناهآلودمان میتواند بر ما غالب آید. هیچ گاه اجازه ندهید که شیطان در دلتان هراس اندازد طوری که دست از مبارزه بکشید. (۱پطر ۵:۹) آن که میجنگد، اگر میخواهد پیروز شود، نباید هیچ گاه دلیل نبردش را فراموش کند. برای کسب خشنودی و برکات یَهُوَه خدا باید بر اعتمادی که عبرانیان ۱۱:۶ به ما میبخشد، تمرکز کنیم که میگوید: «هر که به خدا نزدیک میشود، باید معتقد باشد که او وجود دارد و به کسانی که از صمیم دل او را میجویند، پاداش میدهد.» واژهٔ یونانیای که در اینجا «از صمیم دل جستن» ترجمه شده است به صورت ضمنی به تلاشی سخت اشاره دارد. ب۱۶/۹ ۲:۴، ۵
چهارشنبه، ۱۴ فوریه (۲۵ بهمن)
همه را برای جلال خدا بکنید.—۱قر ۱۰:۳۱
در کلام خدا راهنماییهای عملیای وجود دارد که میتواند به ما در تصمیمگیری عاقلانهای که مایهٔ جلال یَهُوَه خدا باشد، یاری رساند. اما باز هم آنچه ما به تن میکنیم به سلیقه و خواست ما بستگی دارد. سلیقههای ما متفاوت است همین طور توان مالیمان. با این همه لباس ما باید همیشه مرتب، پاکیزه، آراسته و شایستهٔ مناسبتی که در آن شرکت میکنیم باشد، همچنین باید در چشم مردمِ محلِ زندگیمان پذیرفته باشد. باید اذعان داشت که در مورد انتخاب لباس همواره گرفتن تصمیمی درست و معقول که تمامی جوانب در نظر گرفته شده باشد، آسان نیست. اغلب فروشگاهها لباسهایی مردمپسند میفروشند از این رو شاید برای خرید دامن، پیراهن و بلوزی آراسته، شلوار و کتوشلواری مناسب که تنگ نباشد باید وقت و زحمت بسیاری صرف کرد. با این همه اگر چنین کنیم قاعدتاً همایمانانمان متوجه میشوند که تلاش کردهایم لباسی زیبا و مناسب به تن کنیم و از این بابت از ما قدردان خواهند بود. همچنین رضایتی که از جلال دادن یَهُوَه خدا پدر آسمانیمان به دست میآوریم به هر زحمتی که در این راه بکشیم، میارزد. ب۱۶/۹ ۳:۱۵، ۱۶
پنجشنبه، ۱۵ فوریه (۲۶ بهمن)
شمال را بر خلاء میگسترانَد، و زمین را بر نیستی میآویزد.—ایو ۲۶:۷
فرزندان قوّهٔ تجسّم خوبی دارند. پس شما والدین میتوانید در تعلیم به آنان از تشبیهات فراوان استفاده کنید. به کار بردن تشبیهات میتواند ایمان فرزندتان به کلام خدا را نیز قوی سازد. برای مثال چگونه میتوانید به او نشان دهید که آیهٔ امروز از الهام خداست؟ تنها به گفتن این که ارائهٔ این اطلاعات در زمان ایّوب باید از طرف خدا باشد، اکتفا نکنید. تلاش کنید او را به تأمّل برانگیزید. به او یادآور شوید که ایّوب در زمانی میزیست که تلسکوپ و سفینهٔ فضایی وجود نداشته است و آنان نمیتوانستند بدانند که زمین در فضا معلق است. از فرزندتان بخواهید که نشان دهد مردم آن زمان بر این عقیده بودند که هر شیای مثل توپ یا سنگ باید بر چیزی تکیه داشته باشد و درک این که زمین معلق باشد، دشوار بود. به این ترتیب برای فرزندتان تفهیم میشود که بسیار پیش از آن که انسان بتواند حقیقتی را به اثبات رساند، یَهُوَه آن را در کلامش نوشته بود.—نح ۹:۶. ب۱۶/۹ ۵:۹، ۱۲
جمعه، ۱۶ فوریه (۲۷ بهمن)
در دل خود ایمان بورز.—روم ۱۰:۹
مفهوم ایمان بیش از دانستن و درک مقاصد یَهُوَه خداست. ایمان، نیرویی محرک و قوی است که شخص را برمیانگیزد مطابق خواست خدا عمل کند. ایمان به نجاتی که یَهُوَه خدا برایمان فراهم کرده است، شخص ایماندار را بر آن میدارد که خبر خوش را به دیگران برساند. برخوردار شدن از زندگی جاودان در دنیای جدید خدا، بسته به ایمان شخص و استوار نگاه داشتن آن است. از جهاتی میتوان ایمان را به گیاهی تشبیه کرد که نیاز به آب و رسیدگی دارد. برخلاف گیاه مصنوعی، گیاه زنده مرتب در حال تغییر است. اگر آب به آن نرسد از بین میرود، اما اگر مرتباً آب لازم به آن برسد، رشد و نموّ میکند. حتی اگر گیاهی سالم نیز از آب محروم مانَد، در نهایت خواهد مرد. ایمان نیز چنین است. اگر به آن رسیدگی نشود پژمرده و خشک میگردد. (لو ۲۲:۳۲؛ عبر ۳:۱۲) با رسیدگی و توجه لازم به ایمانمان آن را زنده و سالم نگاه میداریم و آن «رشد میکند» و استوار میگردد.—۲تسا ۱:۳؛ تیت ۲:۲. ب۱۶/۱۰ ۴:۴، ۵
شنبه، ۱۷ فوریه (۲۸ بهمن)
رئیس خواجهسرایان نامها بر ایشان نهاد: دانیال را بَلطَشَصَّر.—دان ۱:۷
زمانی که دانیال و دیگر جوانان یهودی در اسارت بودند، بابِلیان کوشیدند با آموزش «زبان و ادبیات کَلدانی» آنان را جذب فرهنگ خود کنند. (دان ۱:۳-۷) نامی که برای دانیال برگزیدند به خدای اصلی بابِلیان، «بِل» اشاره داشت. به احتمال قوی به این وسیله پادشاه نبوکدنصر میخواست به دانیال القا کند که یَهُوَه، خدای او تحت فرمان خدای بابِلیان قرار گرفته است. (دان ۴:۸) با این که به دانیال پیشنهاد شد که از خوراک پادشاه بخورد او «در دل خود عزم کرد» که خود را «نجس نسازد.» (دان ۱:۸) دانیال «کلام خداوند» را به زبان مادریاش مطالعه میکرد، از این رو با وجود زندگی در سرزمینی بیگانه رابطهاش را با یَهُوَه خدا حفظ کرده بود. (دان ۹:۲) به این ترتیب حتی ۷۰ سال پس از زندگی در بابِل، باز هم او را به نام عبریاش میشناختند.—دان ۵:۱۳. ب۱۶/۱۰ ۲:۷، ۸
یکشنبه، ۱۸ فوریه (۲۹ بهمن)
هر جا که روح میرفت، [آنان] نیز میرفتند.—حز ۱:۲۰
عیسی مسیح تنها از یک راه خوراک روحانی را برایمان فراهم میبیند، یعنی از طریق ‹غلام امین.› (مت ۲۴:۴۵-۴۷) از سال ۱۹۱۹ عیسای جلالیافته، از طریق این غلام به پیروان خود کمک کرده است که کلام یَهُوَه خدا را درک کنند و فرامین آن را به گوش گیرند. وقتی ما به دستورالعملهای کتاب مقدّس توجه میکنیم، پاکی، صلح و اتحاد جماعت را حفظ میکنیم. بجاست که هر یک از ما از خود بپرسد: ‹آیا من مطیع غلام امینِ عیسی هستم؟› کلام یَهُوَه ما را با بخش آسمانی سازمانش آشنا میکند. برای مثال، حِزْقیال نبی در رؤیایی ارابهٔ آسمانی عظیمی را دید که نمایانگر بخش آسمانی سازمان خداست. (حز ۱:۴-۲۸) مسیح به همراه فرشتگانِ مقدّس خدا این دنیای شریر را نابود خواهد کرد. از این رو، ارابهٔ یَهُوَه با سرعتی چشمگیر شتاب میگیرد تا حق حاکمیت او را ثابت کند و نام مقدّس او را جلال دهد. ب۱۶/۱۱ ۳:۹، ۱۰
دوشنبه، ۱۹ فوریه (۳۰ بهمن)
یکدیگر را تشویق و ترغیب کنیم. بیایید بیش از پیش به این امور بپردازیم، بهخصوص که میبینید آن روز همچنان نزدیکتر میشود.—عبر ۱۰:۲۵
ما مانند شاگردان عیسی در قرن اول با یکدیگر گرد هم میآییم تا تعلیم یابیم و تشویق شویم. (۱قر ۱۴:۳۱) حتی خادمان باتجربهٔ خدا نیز به دلگرمی نیاز دارند. برای مثال یوشَع را در نظر بگیرید. او سالها با وفاداری به خدا خدمت کرد. با این حال یَهُوَه برای دلگرمی دادن به او به موسی چنین گفت: «یوشَع را فرمان بده و او را تشویق و تقویت کن، زیرا او پیشاپیش این قوم از اردن خواهد گذشت و سرزمینی را که خواهی دید، از آنِ ایشان خواهد ساخت.» (تث ۳:۲۷، ۲۸) به زودی به یوشَع مسئولیتی سنگین واگذار میشد، یعنی او باید اسرائیلیان را برای تسخیر سرزمین موعود رهبری میکرد. چگونه یوشَع با عقبنشینی یا شکست سپاهش روبرو میشد؟ (یوش ۷:۱-۹) مسلّماً یوشَع برای رویارویی با آن مشکلات نیاز به دلگرمی و قوّتقلب داشت. از این رو، ما نیز میخواهیم پیران جماعت و سرپرستان حوزه را که برای مراقبت گلهٔ خدا سخت تلاش میکنند، دلگرم ساخته به آنان قوّتقلب بخشیم.—۱تسا ۵:۱۲، ۱۳. ب۱۶/۱۱ ۱:۱۲، ۱۳
سهشنبه، ۲۰ فوریه (۱ اسفند)
بیا تا محکومیت آن فاحشهٔ بزرگ را که بر آبهای بسیار نشسته است، به تو نشان دهم.—مکا ۱۷:۱
شاگردان کتاب مقدّس درک کردند که تنها آگاه ساختن خویشاوندان، دوستان نزدیک و اعضای کلیسا از موضعشان در مقابل دین کاذب کافی نبود. لازم بود که تمامی دنیا از چهرهٔ واقعی بابِل بزرگ آگاه شوند که به خدا خیانت کرده بود و فاحشه خوانده شده است. از این رو از دسامبر ۱۹۱۷ تا اوایل سال ۱۹۱۸ چند هزار شاگرد کتاب مقدّس با غیرت تمام ۱۰٬۰۰۰٬۰۰۰ نسخه از تراکتی را پخش کردند که موضوع آن «سقوط بابِل» بود و چهرهٔ واقعی مسیحیت را به صراحت آشکار میکرد. همان طور که میتوانید تصوّر کنید روحانیون مسیحیت خشمگین شدند. با این همه، شاگردان کتاب مقدّس همچنان به فعالیت مهم خود پرداختند. آنان مصمم بودند ‹از خدا اطاعت کنند، نه از انسان.› (اعما ۵:۲۹) چه نتیجهای میتوان گرفت؟ طی جنگ جهانی اول نبود که این مردان و زنان مسیحی به اسارت بابِل بزرگ در آمدند، بلکه در واقع در آن زمان خود را از اسارت بابِل آزاد میکردند و به دیگران نیز یاری میرساندند. ب۱۶/۱۱ ۵:۲، ۴
چهارشنبه، ۲۱ فوریه (۲ اسفند)
آنانی که بر طبق امیال نفسانی زندگی میکنند، افکارشان را درگیر آنچه نفسانی است میسازند. اما آنانی که بر طبق روح زندگی میکنند، افکارشان را به آنچه از روح است مشغول میسازند.—روم ۸:۵
شاید برخی تصوّر کنند که این مقایسهای است میان آنان که در حقیقتند و آنان که خارج از حقیقتند، مقایسهای است میان مسیحیان و غیر مسیحیان. اما پولُس در ابتدای نامهاش چنین میگوید: «به همهٔ شما عزیزان خدا در روم که فراخوانده شدهاید تا از مقدّسان باشید.» (روم ۱:۷) پس پولُس مسیحیانی را که بر طبق امیال نفسانی رفتار میکردند با آن گروه از مسیحیان که بر طبق روح رفتار میکردند، مقایسه میکند. پولُس، زندگی «بر طبق امیال نفس» را با «خواهشهایی گناهآلود» مرتبط ساخت و گفت که پیشتر «در بدنهای ما» عمل میکرد. (روم ۷:۵) پس منظور پولُس کسانی بود که خواهشها و گرایشهای انسان ناکامل بر زندگیشان تسلّط داشت. این افراد کسانی هستند که در زندگی به دنبال هوسها، خواستهها و شهوات خود هستند که میتواند مربوط به امور جنسی یا دیگر چیزها باشد. ب۱۶/۱۲ ۲:۵، ۷
پنجشنبه، ۲۲ فوریه (۳ اسفند)
خوشا به حال آن که عِصیانش آمرزیده شد.—مز ۳۲:۱
شاید کوتاهیها و اعمال شخص موجب نگرانی او شود. ظاهراً داوود پادشاه نیز گاه چنین احساسی داشت، چرا که گفت: «تقصیراتم از سَرَم گذشته.» همچنین گفت: «از سوز دل، ناله برمیآورم.» (مز ۳۸:۳، ۴، ۸، ۱۸) چگونه داوود پادشاه میتوانست در چنین موقعیتی حکیمانه عمل کند؟ او به بخشش، رحمت و دلسوزی یَهُوَه خدا تمرکز کرد. (مز ۳۲:۱-۳، ۵) گاه ممکن است شرایط کنونیمان موجب نگرانیمان شود. برای مثال، زمانی که داوود مزمور ۵۵ را نوشت، جانش در خطر بود. (مز ۵۵:۲-۵) با این همه او اجازه نداد این ترس و نگرانی از اعتماد او به یَهُوَه بکاهد. داوود در مورد آن خالصانه به یَهُوَه خدا دعا کرد، همچنین میدانست که در کنار آن باید قدمهای لازم را برای برخورد با آنچه نگرانش میساخت بردارد. (۲سمو ۱۵:۳۰-۳۴) در اینجا میتوان درسی از داوود آموخت. بجای این که اجازه دهیم نگرانی بر ما غالب آید باید هر آنچه از دستمان برمیآید، انجام دهیم و سپس با اعتماد به یَهُوَه خدا، امور را در دستان او بسپاریم. ب۱۶/۱۲ ۳:۱۴، ۱۵
جمعه، ۲۳ فوریه (۴ اسفند)
به یَهُوَه گناه ورزیدهام.—۲سمو ۱۲:۱۳
داوود تذکر و اصلاح نمایندهٔ یَهُوَه، ناتان نبی را به گوش گرفت. همچنین به یَهُوَه دعا کرد؛ در دعا به گناهش اعتراف نمود، از صمیم دل طلب بخشایش کرد و خواهان خشنود ساختن یَهُوَه خدا شد. (مز ۵۱:۱-۱۷) به جای این که گناه و احساس تقصیر داوود را فلج کند، از خطایش درس گرفت و دیگر هیچ گاه آن گناهان را تکرار نکرد. سالها بعد در کمال وفاداری به خدا درگذشت و یَهُوَه خدا وفاداری این خادم خود را به هیچ وجه فراموش نکرده است. (عبر ۱۱:۳۲-۳۴) ما از داوود چه درسی میگیریم؟ اگر گناهی جدّی مرتکب شویم، باید توبه کنیم و خالصانه از یَهُوَه خدا طلب بخشایش کنیم. باید به گناهمان نزد او اعتراف کنیم. (۱یو ۱:۹) همچنین ضروری است که برای طلب کمک روحانی نزد پیران برویم. (یعقو ۵:۱۴-۱۶) با بهرهگیری از این تدارکات یَهُوَه، توکّلمان را به او نشان میدهیم و این که اطمینان داریم او همان طور که خود گفته است ما را میبخشد و از لحاظ روحانی التیام میدهد. پس از آن، باید از خطایمان درس گیریم، در خدمتمان به یَهُوَه به پیش رویم و با اطمینان به آینده بنگریم.—عبر ۱۲:۱۲، ۱۳. ب۱۷/۱ ۱:۱۳، ۱۴
شنبه، ۲۴ فوریه (۵ اسفند)
خدمتگزارت را از اعمال گستاخانه بازدار.—مز ۱۹:۱۳
منظور از عمل گستاخانه چیست؟ منظور انجام عملی است که شخص از روی بیصبری یا تکبّر به آن دست میزند، در حالی که حق انجام آن را ندارد یا از دایرهٔ اختیارات او خارج است. به دلیل خمیرهٔ گناهآلودمان ما همه گاه از روی گستاخی به اصطلاح پا از گلیممان فراتر میگذاریم. اما همان گونه که شرححال شائول پادشاه نشان میدهد، اگر چنین اعمالی را عادت خود سازیم دیر یا زود خدا را ناخشنود میکنیم. در مزمور ۱۱۹:۲۱ خطاب به یَهُوَه خدا آمده است: «تو متکبرانِ ملعون را توبیخ میکنی.» چرا یَهُوَه خدا شخص متکبّر و گستاخ را توبیخ میکند؟ عملی گستاخانه بسیار جدّیتر از خطایی ساده است. اول این که زمانی که تواضع را زیر پا میگذاریم و گستاخانه عمل میکنیم، در واقع به یَهُوَه خدا سلطان عالم بیحرمتی میکنیم. دوم، اگر با تکبّر پا از اختیاراتمان فراتر گذاریم، روابطمان با دیگران تیره خواهد شد. (امث ۱۳:۱۰) سوم، زمانی که روشن میشود که ما گستاخانه عمل کردهایم مایهٔ خجالت و حتی شرمساری ماست. (لو ۱۴:۸، ۹) چنین اعمالی نتیجهٔ خوبی ندارد. همان گونه که در نوشتههای مقدّس آمده است، تواضع همیشه راه درست است. ب۱۷/۱ ۳:۴، ۵
یکشنبه، ۲۵ فوریه (۶ اسفند)
به فساد رفتار کردند؛ عیبها دارند و دیگر فرزندان او نیستند.—تث ۳۲:۵
آدم و حوّا کاملیت خود را از دست دادند و دیگر نمیتوانستند خصوصیات پدر آسمانی خود، یَهُوَه خدا را به طور کامل منعکس کنند. آدم نه تنها خود آیندهای باشکوه را از دست داد، بلکه ناکاملی، گناه و مرگ را نیز به فرزندانش به میراث داد. (روم ۵:۱۲) او فرزندانش را از زندگی ابدی محروم ساخت. آدم و حوّا دیگر نمیتوانستند فرزندانی کامل به دنیا آورند؛ فرزندان آنان نیز قادر به انجام این کار نبودند. شیطان ابلیس پس از دور ساختن آدم و حوّا از خدا، همچنان تلاش کرده است که باقی انسانها را نیز گمراه کند. (یو ۸:۴۴) یَهُوَه خدا هنوز هم انسانها را دوست دارد. با وجود سرکشی آدم و حوّا، خواست یَهُوَه این است که انسانها از داشتن رابطهای خوب با او لذّت ببرند. او نمیخواهد که کسی بمیرد. (۲پطر ۳:۹) از این رو، فوراً پس از سرکشی آدم و حوّا، خدا بدون این که معیارهای عادلانهٔ خود را زیر پا بگذارد، تدارکی فراهم کرد تا انسانها بتوانند دوباره به او نزدیک شوند.—یو ۳:۱۶. ب۱۷/۲ ۱:۱۲-۱۴
دوشنبه، ۲۶ فوریه (۷ اسفند)
حکمت با کسانی است که مشورتپذیرند.—امث ۱۳:۱۰
اگر همچون یَهُوَه خدا در پی خصوصیات خوب دیگران باشیم، تواضع بیشتری نشان خواهیم داد و از نقش خود در خدمت به یَهُوَه قدردان خواهیم بود. به جای این که بخواهیم مرکز همه چیز قرار گیریم و به دیگران بگوییم که چه بکنند، از آنان میخواهیم که به ما توصیه و پند دهند و در پذیرش پیشنهادها انعطافپذیر خواهیم بود. از این که به برادران و خواهرانمان مسئولیتهایی داده شود شاد خواهیم شد. دیدن این که چگونه یَهُوَه به «جمیع همایمانان در سراسر دنیا» اجازه میدهد او را خدمت کنند و آنان را برکت میدهد، ما را برمیانگیزد که او را جلال دهیم. (۱پطر ۵:۹) اگر دید و طرز فکر یَهُوَه خدا را در خود به وجود آوریم، تصمیماتمان مطابق خواست او خواهد بود. از طریق مطالعهٔ مرتب، دعا و به کار بستن آنچه میآموزیم، میتوانیم به مرور وجدانمان را تربیت کنیم. (۱تیمو ۱:۵) میآموزیم که دیگران را بر خود ارجحیت دهیم. یَهُوَه خدا قول داده است که اگر به سهم خود آنچه از ما خواسته شده است انجام دهیم، ‹آموزش ما را به پایان خواهد رساند،› پس او به ما یاری خواهد کرد که تواضع و خصوصیات الٰهی دیگر نیز در ما پرورش یابد.—۱پطر ۵:۱۰. ب۱۷/۱ ۴:۱۷، ۱۸
سهشنبه، ۲۷ فوریه (۸ اسفند)
پیرانی که امور را بهخوبی اداره میکنند، دوچندان مستحق حرمتند، بهویژه آنان که در سخنرانی و تعلیم زحمت میکشند.—۱تیمو ۵:۱۷
مسلّماً برادران و خواهرانمان شایستهٔ حرمت و احترامند. این امر بهویژه در مورد پیران جماعت، سرپرستان حوزه، اعضای هیئت شعبه و اعضای هیئت ادارهکننده که هدایت را بر عهده دارند، صدق میکند. ما به این برادران قطعنظر از ملیت، تحصیلات، موقعیت اجتماعی و اقتصادیشان احترام میگذاریم. کتاب مقدّس آنان را عطایایی برای جماعت مسیحی خوانده است و آنان در ترتیبات خدا جهت رسیدگی به نیازهای قوم او نقش مهمی ایفا میکنند. (افس ۴:۸) مسیحیان قرن اول در مورد حرمت نهادن به این برادران الگوی خوبی برای ما هستند. ما میخواهیم همچون آنان به این مردان احترام بگذاریم. البته نمیخواهیم از این برادران که نمایندگان سازمان خدا هستند و هدایت را بر عهده دارند بت بسازیم یا وقتی در کنار آنان هستیم چنان رفتار کنیم که گویی در کنار فرشتهای قرار داریم. ما به دلیل فروتنی و سختکوشی این برادران به آنان حرمت مینهیم.—۲قر ۱:۲۴؛ مکا ۱۹:۱۰. ب۱۷/۳ ۱:۱۳
چهارشنبه، ۲۸ فوریه (۹ اسفند)
چرا مرا نیکو میخوانی؟ هیچ کس نیکو نیست، مگر یکی، آن هم خداست.—مرق ۱۰:۱۸
بهراستی چه تضادی بین عیسی با هیرودیس آگریپاسِ اول که پادشاه یا رهبر در یهودیه شد. در روزی خاص او «لباس شاهانه» به تن کرد و مردمی که جمع شده بودند فریاد زدند: «این صدای یکی از خدایان است، نه صدای انسان.» این تمجید و جلال برای او دلپذیر بود. اما «همان لحظه فرشتهٔ یَهُوَه او را زد؛ زیرا جلالی را که باید به خدا داده میشد، پذیرفت. آنگاه کرمها او را خوردند و او جان داد.» (اعما ۱۲:۲۱-۲۳) بیگمان یَهُوَه، هیرودیس را به عنوان رهبر برنگزیده بود. برخلاف او عیسی ثابت کرد که منتخب یَهُوَه خداست و همواره یَهُوَه خدا را به عنوان رهبر والای قوم جلال داد. این خواست یَهُوَه خدا نبود که عیسی تنها برای چند سال رهبر باشد. عیسی پس از رستاخیزش چنین گفت: «تمامی اقتدار در آسمان و بر روی زمین به من داده شده است» و اضافه کرد: «بدانید که من هر روز تا پایان نظام حاضر با شما هستم.»—مت ۲۸:۱۸-۲۰. ب۱۷/۲ ۳:۲۰، ۲۱