کتابخانهٔ آنلاین نشریات شاهدان یَهُوَه
کتابخانهٔ آنلاین
نشریات شاهدان یَهُوَه
فارسی
  • کتاب مقدّس
  • نشریات
  • جلسات
  • پ‌ج فصل ۲۸ ص ۲۱۹-‏۲۲۴
  • دلباختهٔ او شده‌ام،‏ چه کار کنم؟‏

ویدیویی برای انتخاب شما موجود نیست.

متأسفانه، پخش ویدیو ممکن نیست.

  • دلباختهٔ او شده‌ام،‏ چه کار کنم؟‏
  • پرسشهای جوانان—پاسخهای مفید
  • عنوان‌های فرعی
  • مطالب مشابه
  • تشریح موضوع دلباختگی
  • چرا دلباختگی می‌تواند مضر باشد؟‏
  • روبرو شدن با واقعیت
  • بررسی احساساتت
  • او را فراموش کن
  • از کجا بدانم که آن عشق واقعی است؟‏
    پرسشهای جوانان—پاسخهای مفید
  • رابطهٔ دوستانه یا رابطهٔ عاشقانه؟‏—‏قسمت ۱:‏ چگونه می‌توانم تفاوت این دو رابطه را تشخیص دهم؟‏
    پرسش‌های جوانان
  • آیا آمادگی آن را دارم که با کسی قرار ملاقات بگذارم؟‏
    پرسشهای جوانان—پاسخهای مفید
پرسشهای جوانان—پاسخهای مفید
پ‌ج فصل ۲۸ ص ۲۱۹-‏۲۲۴

فصل ۲۸

دلباختهٔ او شده‌ام،‏ چه کار کنم؟‏

مجله‌ای در مورد مسائل جوانان می‌نویسد:‏ «دلباختگی در میان اکثر جوانان زیر بیست سال،‏ مانند سرماخوردگی رواج دارد.‏» تقریباً همهٔ جوانان زمانی در زندگی دلباختهٔ شخصی می‌شوند.‏ با وجود این،‏ تقریباً همهٔ آنان عزت نفس خود را حفظ نموده،‏ با طبعی شوخ پا به سنین بالاتر می‌گذارند.‏ معهذا،‏ وقتی جوانی دلباخته و مجنون می‌شود شادی از چهره‌اش می‌گریزد.‏ جوانی تعریف می‌کند:‏ «‏هیچ کاریش نمی‌تونستم بکنم و از این بابت ناراحت بودم.‏ با اینکه می‌دونستم سنش از من خیلی بیشتره،‏ ولی دوستش داشتم.‏ این جریان مرا داغون کرده بود.‏»‏

تشریح موضوع دلباختگی

گناهی ندارد که انسان به شخصی علاقه‌ای شدید پیدا کند —‏ در صورتی که آن احساسی نابجا یا غیراخلاقی نباشد (‏ همچون علاقه پیدا کردن به شخصی که ازدواج کرده است)‏.‏ (‏ امثال ۵:‏⁠۱۵-‏۱۸‏)‏ لذا هنگامی که هنوز جوان هستی،‏ معمولاً «شهوات جوانی» بر افکار و اعمالت حکمفرماست.‏ (‏ ۲تیموتاؤس ۲:‏۲۲‏)‏ فرد جوان هنوز دارد یاد می‌گیرد که چگونه بر تمایلات جدید و قوی ناشی از بلوغ جنسی،‏ تسلط پیدا کند و احتمالاً وجود او مملو از احساسات عاشقانه است —‏ در ضمن،‏ هیچ کسی را هم ندارد تا احساسات خود را به وی ابراز کند.‏

بعلاوه،‏ «دختران زودتر از پسران بلوغ شخصیتی یافته،‏ معاشرتی می‌شوند.‏» در نتیجه،‏ «در نظر دختران،‏ پسران کلاسشان نابالغ بوده،‏ آنها مثل معلمان [یا مردان مسن‌تر که دسترسی به آنان غیرممکن است] جالب‌توجه نیستند.‏» (‏ مجلهٔ «هفده‌سالگان»،‏ انگل‍.‏)‏ بنابراین،‏ یک دختر ممکن است تصور کند که معلمی محبوب،‏ یک خواننده و یا یکی از مردان فامیل،‏ مرد «ایده‌آل» اوست.‏ پسران نیز اغلب به همین نحو عاشق و دلباخته می‌شوند.‏ امّا بدیهی است که این گونه عشقهای رؤیایی،‏ خیالی بیش نبوده و نمی‌تواند عشقی واقعی باشد.‏

چرا دلباختگی می‌تواند مضر باشد؟‏

جالب اینجاست که جوانی که دلباختهٔ شخصی می‌شود،‏ طی مدت کوتاهی موضوع را فراموش می‌کنند.‏ با وجود این،‏ دلباختگی می‌تواند به فرد جوان آسیب فراوانی وارد آورد.‏ ابتدا باید این مسئله را یادآور شد که اکثر اشخاصی که مورد علاقهٔ جوانان می‌باشند،‏ در واقع،‏ شایستهٔ احترام نیستند.‏ مرد حکیمی می‌گوید:‏ «جهالت بر مکان‌های بلند برافراشته می‌شود.‏» (‏ جامعه ۱۰:‏⁠۶‏)‏ از این رو،‏ جوانان مثلاً از خواننده‌ای که صدای دلنشین و یا نگاه پرجذبه‌ای دارد،‏ بتی برای خود می‌سازند.‏ امّا آیا رفتار او از لحاظ اخلاقی درخور ستایش است؟‏ آیا او «در خداوند» است؛‏ به این معنی که آیا بعنوان فردی مسیحی خود را به خدای خویش وقف کرده است؟‏ —‏ ۱قرنتیان ۷:‏⁠۳۹‏.‏

کتاب مقدس به ما هشدار می‌دهد و می‌گوید:‏ «دوستیِ دنیا،‏ دشمنی خداست.‏» (‏ یعقوب ۴:‏⁠۴‏)‏ آیا دل بستن به شخصی که رفتارش از نظر خدا محکوم می‌باشد،‏ دوستی ما را با خدا به مخاطره نمی‌اندازد؟‏ کتاب مقدس همچنین امر می‌کند:‏ «خود را از بتها نگاه دارید.‏» (‏ ۱یوحنا ۵:‏۲۱‏)‏ حال،‏ جوانی را در نظر بگیر که دیوارهای اتاق خود را با عکسهای خواننده‌ای می‌پوشاند.‏ این عمل او را چه می‌توان نامید؟‏ آیا این عمل «بت‌پرستی» نیست؟‏ چگونه می‌توان با این کار خدا را خشنود نمود؟‏

بعضی از جوانان حتی اجازه می‌دهند تخیلاتشان بر قدرت درایت و منطقشان چیره گردد.‏ دختر جوانی می‌گوید:‏ «هر وقت ازش می‌پرسم چه احساسی داری —‏ انکار میکنه که به من علاقه داره.‏ ولی از نگاه و رفتارش می‌تونم بگم که مرا دوست داره.‏» آن پسر جوان سعی کرده است با متانت و مهربانی عدم علاقهٔ خود را نشان دهد،‏ لیکن آن دختر حرف او را باور نمی‌کند.‏

دختر دیگری در مورد شیفتگی و دلباختگی خود به خوانندهٔ محبوبی می‌نویسد:‏ ‹ دلم می‌خواهد که او دوست پسر من بشه و برای این موضوع دعا هم کرده‌ام!‏ معمولاً موقع خواب،‏ صفحهٔ آهنگهایش را با خودم به رختخواب می‌بردم چونکه اینطوری احساس می‌کردم به او نزدیکترم.‏ الآن،‏ کار به جایی رسیده که اگر دستم به او نرسد خودم را می‌کشم.‏›‏ خدا به ما امر می‌فرماید که «به اعتدال» یعنی با عقلی سلیم به او خدمت کنیم.‏ آیا خدا از چنین هوسرانی حماقت‌آمیزی خشنود است؟‏ —‏ رومیان ۱۲:‏⁠۳‏.‏

در کتاب مقدس در امثال ۱۳:‏۱۲ آمده است:‏ «امیدی که در آن تعویق باشد باعث بیماری دل است.‏» بنابراین،‏ در سر پروراندن توقعات عاشقانه به نیّت ایجاد رابطه‌ای غیرممکن،‏ عملی مضر است.‏ به عقیدهٔ پزشکان،‏ عشق ناکام موجب «افسردگی،‏ اضطراب و فشار عاطفی .‏ .‏ .‏ بی‌خوابی یا کسالت،‏ سینه‌درد یا تنگی‌نفس» می‌گردد.‏ (‏ با ۲سموئیل ۱۳:‏⁠۱،‏ ۲ مقایسه شود.‏)‏ دختر دلباخته‌ای اذعان می‌کند:‏ «دیگه غذا نمی‌تونم بخورم.‏ .‏ .‏ .‏ درس نمی‌تونم بخونم.‏ .‏ .‏ .‏ تمام روز به او فکر می‌کنم.‏ .‏ .‏ .‏ بیچاره‌ام کرده.‏»‏

تصورش را بکن،‏ چنانچه اجازه دهی خیالی واهی بر زندگی تو سایه بگسترد،‏ آنوقت چه مصیبتی به بار خواهد آمد.‏ دکتر لارِنس باومَن اظهار می‌کند که یکی از اولین علائم مجنون شدن،‏ «تلاش کمتر در خواندن درس» می‌باشد.‏ اثر متداول دیگر آن،‏ انزواجویی از دوستان و اعضای خانواده است.‏ همچنین امکان تحقیر شدن وجود دارد.‏ نویسنده‌ای به نام گیل شوارتز می‌گوید:‏ «با کمال شرمندگی باید اقرار کنم که وقتی شیفتهٔ جودی شده بودم،‏ مثل یک احمق رفتار می‌کردم.‏» احتمالاً حتی مدتها بعد از فراموشی آن واقعه،‏ خاطرات دنبال کسی افتادن،‏ جنجال در انظار دیگران و کلاً آن حماقت،‏ در ذهن شخص باقی خواهد ماند.‏

روبرو شدن با واقعیت

پادشاه سلیمان یکی از حکیمترین انسانهای تاریخ بود.‏ زمانی سلیمان عاشق و شیدای دختری شد امّا آن دختر علاقه‌ای به وی نداشت.‏ پادشاه سلیمان قطعاتی از زیباترین اشعاری را که تاکنون به تحریر درآمده است،‏ نثار وی کرد و دربارهٔ آن دختر سرائیده،‏ او را «مانند ماه جمیل و مثل آفتاب طاهر» توصیف نمود —‏ لیکن کوشش وی بی‌ثمر بود!‏ —‏ غزلهای سلیمان ۶:‏⁠۱۰‏.‏

سرانجام سلیمان از تلاش خود به منظور بدست آوردن دل آن دختر دست کشید.‏ حال،‏ تو چگونه می‌توانی بر احساسات خود مسلط شوی؟‏ کتاب مقدس می‌گوید:‏ «آنکه بر دل خود توکّل نماید احمق می‌باشد.‏» (‏ امثال ۲۸:‏۲۶‏)‏ این موضوع بخصوص در مواقعی مصداق دارد که شخص به خیالبافی عشقی می‌پردازد.‏ امّا «کسی که به حکمت سلوک نماید نجات خواهد یافت.‏» این بدان معنی است که باید با دیدی واقعبینانه به مسائل نگریست.‏

دکتر هاوارد هالپِرن می‌پرسد:‏ «فرق امید واقعی و امید بی‌اساس را از کجا می‌توان تشخیص داد؟‏ با انداختن نگاهی دقیق و منطقی به حقایق.‏» این را در نظر داشته باش:‏ چقدر احتمال می‌رود که عشقی واقعی میان تو و آن شخص به وجود آید؟‏ چنانچه آن شخص چهره‌ای سرشناس است،‏ دل خود را صابون نزن زیرا به احتمال زیاد هیچ‌وقت موفق نخواهی شد که او را ملاقات کنی!‏ اگر از لحاظ سنی از تو بزرگتر است،‏ همچون معلم مدرسه،‏ باز هم شانسی نخواهی داشت.‏

بعلاوه،‏ آیا اصلاً شخص مورد علاقه‌ات تاکنون به تو ابراز علاقه کرده است؟‏ در غیر این صورت،‏ آیا دلیل موجهی وجود دارد تا باور کنی که در آینده همه چیز دگرگون خواهد شد؟‏ آیا سخنان و اعمال غیرمغرضانهٔ او را بعنوان ابراز عشق تعبیر می‌کنی؟‏ بعلاوه،‏ در اکثر سرزمینها چنین مرسوم است که مردان در اظهار عشق پیشقدم می‌شوند.‏ حال اگر دختری به دنبال مردی بیفتد که علاقه‌ای از خود نشان نمی‌دهد،‏ خویشتن را خوار و حقیر نموده است.‏

چنانچه شخص مقابل نیز حقیقتاً به تو ابراز علاقه کند،‏ آنوقت چه کار خواهی کرد؟‏ آیا آمادهٔ تقبل مسئولیت ازدواج هستی؟‏ در غیر این صورت،‏ از خیالبافی دست بکش تا بتوانی ‹غم را از دل خود بیرون کنی.‏› هنگامی که قدری بیشتر پا به سن بگذاری،‏ احتمالاً برای تو نیز «وقتی برای محبّت [و عشق]» فرا خواهد رسید.‏ —‏ جامعه ۳:‏۸؛‏ ۱۱:‏۱۰‏.‏

بررسی احساساتت

دکتر چارلز زاسترو می‌گوید:‏ «شیفتگی و دلباختگی فرد به این علت است که شخص مقابل را بعنوان انسانی بی‌نقص و ‹معشوقی کامل› در نظر گرفته،‏ نتیجه‌گیری می‌کند که تمام خصوصیات مطلوب در وی جمع است.‏» امّا چنین «معشوق کاملی» در واقع وجود ندارد.‏ کتاب مقدس می‌گوید:‏ «همه گناه کرده‌اند و از جلال خدا قاصر میباشند.‏» —‏ رومیان ۳:‏⁠۲۳‏.‏

بنابراین،‏ از خودت بپرس:‏ آیا شخصی را که به او دل بسته‌ام بخوبی می‌شناسم؟‏ آیا عاشق فردی خیالی شده‌ام؟‏ آیا دارم چشمانم را بر روی ضعفهای او می‌بندم؟‏ احتمالاً یک نگاه واقعبینانه به معشوق خیالی‌ات موجب می‌گردد که از مَنگی عشق درآیی!‏ همچنین خوب است که نوع عشقت را به آن شخص،‏ مورد بررسی قرار دهی.‏ نویسنده‌ای به نام کَتی مَک‌کُی می‌گوید:‏ ‏«عشق افراد نابالغ ممکن است بسیار کم‌دوام باشد .‏ .‏ .‏ تمرکز ایشان بر روی شخص خودشان است و صرفاً با تصور عاشقی،‏ عاشق هستند .‏ .‏ .‏ عشق افراد نابالغ،‏ عشقی است سِمِج،‏ انحصارطلب و توأم با حسادت .‏ .‏ .‏ عشق افراد نابالغ،‏ کاملیت را مطالبه می‌کند.‏» —‏  ۱قرنتیان ۱۳:‏⁠۴،‏ ۵‏.‏

او را فراموش کن

باید اذعان کرد که هیچ دلیل یا برهانی نمی‌تواند احساس تو را بطور کامل تغییر دهد.‏ امّا حداقل می‌توانی از دامن زدن به مشکل دلباختگی خودداری کنی.‏ خواندن داستانهای عشقی تحریک‌کننده،‏ تماشای فیلمهای عشقی و یا حتی گوش دادن به بعضی از موسیقی‌ها می‌تواند احساس تنهایی را در تو افزایش دهد.‏ بنابراین،‏ از تفکر در مورد این موضوع پرهیز کن.‏ به یاد داشته باش که «از نبودن هیزم آتش خاموش می‌شود.‏» —‏ امثال ۲۶:‏⁠۲۰‏.‏

انسانهایی دور و بر تو هستند که واقعاً به تو محبت و توجه دارند.‏ علاقه و محبت آنان را با هیچ عشق رؤیایی نمی‌توان عوض کرد.‏ خود را ‹معتزل [یا منزوی]› نکن.‏ (‏ امثال ۱۸:‏⁠۱‏)‏ احتمالاً خواهی دید که والدینت می‌توانند تو را در این مورد بسیار یاری کنند.‏ با وجود تمام تلاشهایت به منظور پنهان نمودن احساسات درونی‌ات،‏ احتمالاً آنان تاکنون پی برده‌اند که چیزی دارد تو را عذاب می‌دهد.‏ چرا نزد آنان نمی‌روی و درد دلت را به آنان نمی‌گویی؟‏ (‏ با امثال ۲۳:‏۲۶ مقایسه شود.‏)‏ احتمالاً یک شخص مسیحی بالغ نیز حاضر خواهد بود با کمال میل به حرفهای تو گوش کند.‏

نویسنده‌ای به نام اِستر دِیویدویتز در مورد مسائل جوانان می‌نویسد:‏ «دائماً خود را مشغول نگاه دار.‏» برای مثال،‏ سرگرمی برای خودت پیدا کن،‏ ورزش کن،‏ به فراگیری یک زبان خارجی و یا به بررسی و تحقیق در درون کتاب مقدس بپرداز.‏ چنانچه غرق در فعالیتهای سودمند شوی،‏ علائم سرخوردگی را کمتر احساس کرده،‏ سرت را زیاد توی لاک خودت فرو نخواهی نمود.‏

فائق آمدن بر احساس دلباختگی کار آسانی نیست.‏ با گذشت زمان،‏ درد تو تسکین می‌یابد و مسائل بیشتری در مورد شخصیت و احساسات خودت فرا خواهی گرفت و آماده خواهی شد تا احتمالاً با عشقی واقعی در آینده بهتر مواجه شوی!‏ امّا چگونه می‌توان ‹عشق واقعی› را تشخیص داد؟‏

پرسشهایی برای گفتگو

▫چرا دلباختگی در میان جوانان متداول است؟‏

▫جوانان اغلب در مورد چه کسانی تخیلات عاشقانه در سر می‌پرورانند؟‏ دلیل آن چیست؟‏

▫چرا دلباختگی می‌تواند مضر باشد؟‏

▫فرد جوان برای فائق آمدن بر دلباختگی چه اقداماتی می‌تواند انجام دهد؟‏

▫چگونه یک جوان می‌تواند از شدت بخشیدن به تخیلات عاشقانه اجتناب کند؟‏

‏[نکتهٔ برجسته‌شده در صفحهٔ ۲۲۳]‏

‏‹ دیگه غذا نمی‌تونم بخورم.‏ .‏ .‏ .‏ درس نمی‌تونم بخونم.‏ .‏ .‏ .‏ تمام روز به او فکر می‌کنم.‏ .‏ .‏ .‏ بیچاره‌ام کرده›‏

‏[تصویر در صفحهٔ ۲۲۰]‏

اغلب اتفاق می‌افتد که جوانی دلباختهٔ شخص مسن‌تر از خودش می‌شود،‏ لیکن دسترسی به وی برایش غیرممکن است

‏[تصویر در صفحهٔ ۲۲۱]‏

با انداختن نگاهی منطقی و واقعبینانه به آن شخص،‏ احتمالاً می‌توانی از تصورات و خیالات عاشقانه درآیی

    نشریات فارسی (‏۱۹۹۳-‏۲۰۲۶)‏
    خروج
    ورود
    • فارسی
    • هم‌رسانی
    • تنظیم سایت
    • Copyright © 2026 Watch Tower Bible and Tract Society of Pennsylvania
    • شرایط استفاده
    • حفظ اطلاعات شخصی
    • تنظیمات مربوط به حریم شخصی
    • JW.ORG
    • ورود
    هم‌رسانی