کتابخانهٔ آنلاین نشریات شاهدان یَهُوَه
کتابخانهٔ آنلاین
نشریات شاهدان یَهُوَه
فارسی
  • کتاب مقدّس
  • نشریات
  • جلسات
  • پ‌ج فصل ۱۲ ص ۹۸-‏۱۰۳
  • چرا از خودم خوشم نمی‌آید؟‏

ویدیویی برای انتخاب شما موجود نیست.

متأسفانه، پخش ویدیو ممکن نیست.

  • چرا از خودم خوشم نمی‌آید؟‏
  • پرسشهای جوانان—پاسخهای مفید
  • عنوان‌های فرعی
  • مطالب مشابه
  • ‏‹هیچ کار درستی از دستم برنمیاد!‏›‏
  • عزت نفس را در خود به وجود بیاور
  • طریق اشتباه
  • سخنی محض احتیاط
  • چرا اینقدر افسرده می‌شوم؟‏
    پرسشهای جوانان—پاسخهای مفید
پرسشهای جوانان—پاسخهای مفید
پ‌ج فصل ۱۲ ص ۹۸-‏۱۰۳

فصل ۱۲

چرا از خودم خوشم نمی‌آید؟‏

لوئیس گله‌کنان می‌گوید:‏ «از خودم خوشم نمیاد.‏» آیا تو هم بعضی اوقات از دست خودت دلخور هستی؟‏

در واقع،‏ هر کسی تا حدی احتیاج به عزت نفس دارد.‏ می‌گویند:‏ عزت نفس «عاملی است که بر وجود بشر ارج می‌نهد.‏» بعلاوه،‏ کتاب مقدس می‌گوید:‏ «همسایهٔ خود را مثل نفس خود دوست دار.‏» (‏ متی ۱۹:‏۱۹‏)‏ حال اگر از خودت بدت بیاید احتمالاً از دیگران هم بدت خواهد آمد.‏

‏‹هیچ کار درستی از دستم برنمیاد!‏›‏

چرا در مورد خودت این چنین منفی فکر می‌کنی؟‏ یک دلیل یأس و ناامیدی تو،‏ می‌تواند محدودیتهایت باشد.‏ تو در حال رشد هستی و طبیعتاً پا به دوره‌ای گذاشته‌ای که روزانه از بابت انداختن چیزهایی و یا تصادم با آنها خجالت‌زده و شرمنده می‌شوی.‏ همچنین تجربهٔ بزرگسالان را هم نداری و نمی‌توانی با یأس و ناامیدی مقابله کنی.‏ بعلاوه،‏ از آنجایی که «حواسِ» تو «به موجب عادت» به اندازهٔ کافی تعلیم نیافته است،‏ احتمالاً نمی‌توانی همیشه عاقلانه‌ترین تصمیمات را بگیری.‏ (‏ عبرانیان ۵:‏۱۴‏)‏ بنابراین،‏ گاهی اوقات ممکن است فکر کنی که هیچ کار درستی از دستت برنمی‌آید!‏

دلیل دیگر عدم عزت نفس،‏ ممکن است این باشد که شخص جوان نمی‌تواند توقعات و انتظارات والدینش را برآورده کند.‏ جوانی می‌گوید:‏ «اگر در یکی از درسهام ‹ ۱۸› بگیرم،‏ پدر و مادرم می‌پرسند چرا ‹ ۱۹› نگرفته‌ام و به من خواهند گفت،‏ تو آدم ناموفقی هستی.‏» البته این امری طبیعی است که والدین اصرار دارند فرزندانشان همیشه بهترین کاری را که از دستشان برمی‌آید انجام دهند.‏ همچنین اگر برخلاف انتظارات معقول آنان عمل کنی،‏ یقیناً این موضوع را به تو گوشزد خواهند کرد.‏ کتاب مقدس به ما نصیحت می‌کند:‏ «ای پسر [یا دختر] من تأدیب پدر خود را بشنو،‏ و تعلیم مادر خویش را ترک منما.‏» (‏ امثال ۱:‏⁠۸،‏ ۹‏)‏ بنابراین،‏ به جای اینکه مأیوس و دلسرد شوی،‏ غرور خود را زیر پا بگذار،‏ به انتقادات والدینت گوش بده و از آنها درس بگیر.‏

امّا وقتی والدین فرد جوانی به طور غیرمنصفانه او را با شخص دیگری مقایسه کنند،‏ آنوقت چطور؟‏ (‏«پل،‏ چرا مثل برادر بزرگترت نیستی؟‏ او همیشه شاگرد ممتاز بود.‏»)‏ در این گونه مقایسه کردن‌ها،‏ گرچه گاهی اوقات ظاهراً احساسات شخص جریحه‌دار می‌شود،‏ نکتهٔ خوب و موجهی وجود دارد.‏ والدینت فقط خیر و صلاح تو را می‌خواهند.‏ در ضمن،‏ اگر احساس می‌کنی که والدینت در مورد تو خیلی سخت‌گیری می‌کنند،‏ چرا با خونسردی و احترام موضوع را با آنان در میان نمی‌گذاری؟‏

عزت نفس را در خود به وجود بیاور

چگونه می‌توانی با احساس حقارت و عدم عزت نفس مبارزه کنی و برای خود عزت و احترام قائل شوی؟‏ ابتدا،‏ نظری صادقانه به توانایی‌ها و ضعفهای خود بینداز.‏ با این کار خواهی دید که بسیاری از ضعفهای تو ناچیز هستند.‏ در مورد ضعفها و اشتباهاتی جدی همچون عصبی بودن یا خودخواهی چطور؟‏ با سعی تمام بر روی این مشکلات کار کن و یقیناً عزت نفس بیشتری در تو به وجود خواهد آمد.‏

بعلاوه،‏ این واقعیت را نادیده نگیر که تو از توانایی‌ها و امتیازاتی نیز برخوردار هستی!‏ شاید فکر کنی که آشپزی کردن یا عوض کردن چرخ اتومبیل آنقدر هم اهمیت نداشته باشد.‏ ولی فرد گرسنه که قادر به آشپزی نیست و یا شخصی که چرخ اتومبیلش پنچر شده است و قادر به تعویض آن نیست،‏ شیفتهٔ مهارت تو خواهد شد!‏ همچنین به فضیلت و محسنات خودت فکر کن.‏ آیا اهل مطالعه هستی؟‏ آیا صبر و شکیبایی داری؟‏ آیا با دیگران همدردی می‌کنی؟‏ سخاوتمند هستی؟‏ مهربان هستی؟‏ این خصوصیات ضعفهای کوچک تو را بسیار ناچیز نشان می‌دهند.‏

همچنین خوب است که این چند نکته را در نظر داشته باشی:‏

هدفهای واقعی برای خودت بگذار:‏ سنگ بزرگ علامت نزدن است و نتیجهٔ آن،‏ یأس و دلسردی است.‏ هدفهایی را برای خودت قرار بده که قادر باشی به آنها دسترسی پیدا کنی.‏ چطور است که حرفه‌ای را یاد بگیری،‏ همچون نوشتن با ماشین تحریر؟‏ طرز استفاده از یک آلت موسیقی را فرا بگیر،‏ می‌توانی همچنین صحبت کردن به زبانی دیگر را یاد بگیری.‏ بر مهارت خود در خواندن بیفزا و موضوعات متنوعی را بخوان.‏ چنانچه بتوانی از عهدهٔ کاری برآیی،‏ عزت نفس یکی از نتایج جانبی و مفید آن خواهد بود.‏

به نحو احسن کار کن:‏ اگر با بی‌دقتی کار کنی از خودت خوشت نخواهد آمد.‏ خدا از عمل خلقت خود لذت برد و در خاتمهٔ دوره‌های خلقت،‏ آنها را «نیکو» خواند.‏ (‏ پیدایش ۱:‏⁠۳-‏۳۱‏)‏ اگر تو هم در محیط خانه یا مدرسه هر کاری را با مهارت و جدیت انجام دهی،‏ از به انجام رسیدن آنها لذت خواهی برد.‏ —‏  امثال ۲۲:‏⁠۲۹‏.‏

کاری برای دیگران انجام بده:‏ عزت نفس به این شکل حاصل نمی‌شود که دست روی دست بگذاری و دیگران بیایند و به تو خدمت کنند.‏ عیسی گفت:‏ «هر که خواهد .‏ .‏ .‏ بزرگ شود،‏ خادم .‏ .‏ .‏ باشد» یعنی خدمتکار دیگران باشد.‏ —‏ مرقس ۱۰:‏⁠۴۳-‏۴۵‏.‏

برای مثال،‏ کیم ۱۷ سال دارد و طی تعطیلات تابستانی،‏ به مدت ۶۰ ساعت در ماه به دیگران در فراگیری حقایق درون کتاب مقدس کمک می‌کرد.‏ او می‌گوید:‏ «این کار باعث شد که به یَهُوَه نزدیکتر شوم.‏ همچنین به من کمک کرد که به مردم محبت و علاقهٔ واقعی پیدا کنم.‏» به نظر نمی‌آید که این دختر جوان و شاد با مشکل عدم عزت نفس روبرو باشد!‏

در انتخاب دوستانت دقت به خرج بده:‏ باربارا که ۱۷ ساله است می‌گوید:‏ «از دست خودم ناراحت می‌شوم.‏ وقتی کسانی که دور و برم هستند به من اطمینان داشته باشند،‏ بخوبی از پس کارها برمیام.‏ ولی اگر با من مثل یک وسیله رفتار کنند،‏ احمق و کودن می‌شم.‏»‏

افراد خود بزرگ بین و یا کسانی که به دیگران توهین می‌کنند واقعاً می‌توانند شخصیت تو را خرد کنند.‏ بنابراین،‏ دوستانی را برای خودت انتخاب کن که واقعاً به فکر رفاه و سعادت تو هستند،‏ دوستانی که تو را می‌سازند.‏ —‏ امثال ۱۳:‏⁠۲۰‏.‏

صمیمی‌ترین دوستی را با خدا برقرار کن:‏ داوود مزمورنویس گفت:‏ ‏‹خداوند صخره و ملجای [دژ] من است.‏› (‏ مزمور ۱۸:‏⁠۲‏)‏ اطمینان داوود به توانایی‌های خودش نبود،‏ توکل او به رابطهٔ صمیمی‌اش با یَهُوَه بود.‏ بنابراین وقتی بعدها مصیبت بر سرش آمد توانست بدون اینکه آرامش و خونسردی خود را از دست دهد در برابر انتقادات شدید ایستادگی کند.‏ (‏ ۲سموئیل ۱۶:‏⁠۷،‏ ۱۰‏)‏ تو هم می‌توانی ‹به خدا تقرّب [نزدیکی] جویی› و به این صورت ‹افتخار کنی،‏› امّا نه به خودت بلکه به یَهُوَه!‏ —‏ یعقوب ۲:‏۲۱-‏۲۳؛‏ ۴:‏۸؛‏ ۱قرنتیان ۱:‏⁠۳۱‏.‏

طریق اشتباه

نویسنده‌ای چنین می‌نویسد:‏ «گاهی اوقات نوجوانی که دارای ضعفهایی می‌باشد و عزت نفس نداشته،‏ برای شخص خود احترام قائل نمی‌شود،‏ سعی می‌نماید تظاهر به داشتن شخصیت دیگری را بکند تا با آن بتواند با دنیا روبرو شود.‏» ما با نقشهایی که بعضی از آنان بازی می‌کنند آشنا هستیم:‏ آدم خشن،‏ آدم معاشرتی بی‌بند و بار،‏ آدم تندخو و خطرناک.‏ امّا در واقع،‏ چنین جوانانی دارند با احساس حقارت دست و پنجه نرم می‌کنند.‏ —‏ امثال ۱۴:‏⁠۱۳‏.‏

برای مثال،‏ افرادی را در نظر بگیر که با بی‌بند و باری از لحاظ اخلاقی و جنسی «سعی می‌کنند احساس افسردگی را در خود از بین ببرند،‏ بر عزت نفس خود بیفزایند [چنانچه احساس کنند دیگران به آنان احتیاج دارند]،‏ رابطه‌ای صمیمی با شخصی دیگر برقرار کنند و در مورد بعضی از زنان با حامله شدن مورد محبت و پذیرش بی‌چون و چرای انسانی دیگر —‏ یک طفل —‏ قرار بگیرند.‏» (‏«فائق آمدن بر افسردگی در دوران جوانی»،‏ انگل‍.‏)‏ زن جوان مأیوس و سرخورده‌ای نوشت:‏ «من به جای آنکه سعی کنم رابطه‌ای قوی با خالقم برقرار کنم،‏ برای آرامش به مقاربت جنسی روی آوردم.‏ تنها نتیجهٔ این کار من پوچی،‏ تنهایی و افسردگی بیشتر بود.‏» بنابراین از این گونه طریقهای اشتباه برحذر باش.‏

سخنی محض احتیاط

جالب توجه اینجا است که کتاب مقدس مکرراً در مورد فخر کردن و بالیدن به ما هشدار می‌دهد!‏ دلیل آن چه می‌تواند باشد؟‏ ظاهراً دلیل آن این است که اکثر ما در تلاش برای کسب اعتماد به نفس،‏ تمایل به افراط و زیاده‌روی داریم.‏ بسیاری از افراد خودپسند می‌شوند و مهارتها و توانایی‌های خود را به طور مبالغه‌آمیزی به رخ دیگران می‌کشند.‏ عده‌ای دیگر سعی می‌کنند با تحقیر نمودن دیگران خود را رفیع و بزرگ جلوه دهند.‏

در قرن اول میلادی در جماعتی مسیحی در روم،‏ رقابت شدیدی میان یهودیان و افرادی از ملل بیگانه (‏ غیریهودیان)‏ روی داد.‏ از این رو،‏ پولس رسول به افراد ملل بیگانه خاطرنشان کرد که صرفاً به دلیل «مهربانی» خدا به وضعیتی «پیوند» شده که مورد لطف و مرحمت او قرار گرفته بودند.‏ (‏ رومیان ۱۱:‏⁠۱۷-‏۳۶‏)‏ یهودیان نیز که خود را بیش از حد عادل می‌دانستند می‌بایست ناکاملی خود را قبول می‌کردند.‏ پولس رسول گفت:‏ «زیرا همه گناه کرده‌اند و از جلال خدا قاصر می‌باشند.‏» —‏ رومیان ۳:‏⁠۲۳‏.‏

پولس رسول سعی نداشت عزت نفس آنان را از ایشان بگیرد یا شخصیتشان را خرد کند بلکه گفت:‏ «زیرا به آن فیضی که به من عطا شده،‏ است هر یکی از شما را می‌گویم که فکرهای بلندتر از آنچه شایسته است مکنید.‏» (‏ رومیان ۱۲:‏⁠۳‏)‏ بنابراین،‏ با وجود اینکه «شایسته» است تا حدی برای نفس خود عزت و احترام قائل شویم،‏ نباید در این عمل زیاده‌روی کنیم.‏

طبق اظهارات دکتر آلِن فرُم:‏ «شخصی که نظر متعادلی در مورد خودش دارد،‏ افسرده نیست،‏ حتماً نباید بیهوده هم خوشحال باشد.‏ .‏ .‏ .‏ چنین شخصی بدبین نیست،‏ خوشبینی او هم زیاده از حد نیست.‏ او نه ساده‌لوح است و نه آزاد از هر گونه ترسی .‏ .‏ .‏ او می‌داند که همیشه مظهر موفقیت نیست،‏ ولی این بدان مفهوم نیست که باید همواره شکست بخورد.‏»‏

بنابراین متواضع باش.‏ «خدا متکبّران را مخالفت می‌کند،‏ امّا فروتنان را فیض می‌بخشد.‏» (‏ یعقوب ۴:‏⁠۶‏)‏ قبول کن که توانایی‌هایی در تو وجود دارد،‏ امّا ضعفهای خود را نیز نادیده نگیر و بر روی آنها کار کن.‏ با وجود این،‏ گاه‌گاهی به خودت شک خواهی کرد.‏ لیکن همیشه از یک چیز مطمئن باش،‏ که تو ارزش داری و خدا به تو علاقه دارد.‏ زیرا «اگر کسی خدا را محبّت نماید،‏ نزد او معروف می‌باشد.‏» —‏ ۱قرنتیان ۸:‏⁠۳‏.‏

پرسشهایی برای گفتگو

▫چرا بعضی از جوانان در مورد خودشان منفی فکر می‌کنند؟‏ آیا می‌توانی احساس این دسته از جوانان را توصیف کنی؟‏

▫در برابر توقعات والدینت چه می‌توانی انجام دهی؟‏

▫به چه طریقهایی می‌توانی عزت نفس را در خودت به وجود آوری؟‏

▫بعضی از طریقهای اشتباه به منظور ایجاد عزت نفس در خویشتن کدامند؟‏

▫چرا باید مواظب باشی و بیش از حد برای خودت عزت و احترام قائل نشوی؟‏

‏[نکتهٔ برجسته‌شده در صفحهٔ ۹۸]‏

می‌گویند:‏ عزت نفس «عاملی است که بر وجود بشر ارج می‌نهد»‏

‏[تصویر در صفحهٔ ۹۹]‏

آیا احساس یأس و حقارت می‌کنی؟‏ راه حلی برای آن وجود دارد

‏[تصویر در صفحهٔ ۱۰۱]‏

به خود بالیدن و فخر فروختن،‏ عدم عزت نفس را چاره نمی‌کند

‏[تصویر در صفحهٔ ۱۰۲]‏

آیا گاهی اوقات فکر می‌کنی هیچ کار درستی از دستت برنمی‌آید؟‏

    نشریات فارسی (‏۱۹۹۳-‏۲۰۲۶)‏
    خروج
    ورود
    • فارسی
    • هم‌رسانی
    • تنظیم سایت
    • Copyright © 2026 Watch Tower Bible and Tract Society of Pennsylvania
    • شرایط استفاده
    • حفظ اطلاعات شخصی
    • تنظیمات مربوط به حریم شخصی
    • JW.ORG
    • ورود
    هم‌رسانی