نوامبر
جمعه، ۱ نوامبر (۱۰ آبان)
از رفتاری که خدا نمیپسندد و از تمایلات دنیوی بپرهیزیم و با خرداندیشی، درستکاری و مطابق با وقفمان به خدا، در این نظام کنونی زندگی کنیم. —تیت ۲:۱۲
خویشتنداری و انضباط شامل این میشود که بتوانیم افکار و اعمال خود را اصلاح و کنترل کنیم. ما با این خصوصیت متولّد نشدهایم و باید آن را بیاموزیم و در خود پرورش دهیم. به طور مشابه، زمانی که والدین با صبر و حوصله فرزندانشان را با «تأدیب و نصایح یَهُوَه» بزرگ میکنند، به آنان کمک میکنند تا خویشتنداری و حکمت را در خود پرورش دهند. (افس ۶:۴) افرادی که در سنین بالاتر با یَهُوَه آشنا میشوند نیز شرایط مشابهی دارند. شاید آنان تا حدّی خویشتندار و منضبط باشند، اما هنوز یک مسیحی بالغ نیستند. چنین افرادی وقتی با سعی و تلاش طرز فکرشان را با طرز فکر مسیح هماهنگ میسازند و «شخصیت نو» را به تن میکنند، به سمت بلوغ روحانی پیش میروند. (افس ۴:۲۳، ۲۴) برای رسیدن به بلوغ روحانی، پرورش خویشتنداری و انضباط اهمیت زیادی دارد. ب۱۸/۳ ص ۲۹ ¶۳، ۴
شنبه، ۲ نوامبر (۱۱ آبان)
سعی کنید همواره مهماننواز باشید. —روم ۱۲:۱۳
ما از همهٔ کسانی که به جلسات میآیند بهگرمی استقبال میکنیم. آنان نیز مانند ما برای صرف غذای روحانی مهمان یَهُوَه و سازمان او هستند. (روم ۱۵:۷) بنابراین صرفنظر از ظاهر افراد جدید، باید پیشقدم شده و کاری کنیم که در جلسات احساس راحتی کنند. (یعقو ۲:۱-۴) برای مثال اگر شخصی علاقهمند در جلسه تنهاست، میتوانید کنار او بنشینید و کمکش کنید برنامه را دنبال کرده و آیات را پیدا کند. احتمالاً او از کمک شما قدردان خواهد بود. این یکی از راههای ‹مهماننوازی› است. در مواقعی که یک برادر سخنران، سرپرست حوزه یا نمایندهٔ شعبه از جماعتمان دیدار میکند، فرصت داریم که از خود مهماننوازی نشان دهیم. (۳یو ۵-۸) یک راه این است که آنان را برای صرف غذا یا تنقلات به منزلمان دعوت کنیم. ب۱۸/۳ ص ۱۵ ¶۵، ۷
یکشنبه، ۳ نوامبر (۱۲ آبان)
چه چیز مانع تعمید گرفتن من است؟—اعما ۸:۳۶
نمونهٔ مردی یهودی را در نظر بگیرید که مسیحیان را مورد آزار و شکنجه قرار میداد. قوم یهود به خدا وقف شده بود. اما یَهُوَه آنان را به دلیل نافرمانیشان رد کرده بود. آن مرد یهودی تصوّر میکرد که رسوم پرستش یهودیان هنوز مورد قبول یَهُوَه است. از این رو، مسیحیان را مورد آزار قرار میداد. تا این که یک روز عیسای رستاخیزیافته مستقیماً از آسمان با او صحبت کرد. واکنش آن مرد چه بود؟ او کمک حَنانیا را که یکی از شاگردان مسیح بود پذیرفت. کتاب مقدّس میگوید که آن مرد یهودی ‹برخاست و تعمید گرفت.› (اعما ۹:۱۷، ۱۸؛ غلا ۱:۱۴) مطمئناً شما میدانید که آن شخص یهودی چه کسی بود. او بعدها پولُس رسول خوانده شد. او بعد از این که به نقش عیسی در تحقق مقاصد یَهُوَه پی برد، بدون هیچ تأخیری تعمید گرفت. (اعما ۲۲:۱۲-۱۶) امروزه نیز آنانی که کتاب مقدّس را میآموزند، چه پیر باشند چه جوان، تعمید میگیرند. ب۱۸/۳ ص ۵-۶ ¶۹-۱۱
دوشنبه، ۴ نوامبر (۱۳ آبان)
من نتوانستم آن گونه با شما سخن بگویم که با اشخاص روحانی سخن میگویم، بلکه آن گونه با شما سخن گفتم که با اشخاص نفسانی، سخن میگویم.—۱قر ۳:۱
یعقوب در زندگی با مشکلاتی روبرو بود. برادرش عیسو که شخصی نفسانی بود قصد جان او را داشت. از طرف دیگر، پدرزنش همواره در پی این بود که از او سوءاستفاده کند. اما یعقوب در بین آن انسانهای نفسانی، طرز فکر روحانی خود را حفظ کرد و همواره به وعدهای که یَهُوَه به ابراهیم داده بود ایمان داشت. (۱قر ۲:۱۴-۱۶) او بهخوبی میدانست که خانوادهاش در تحقق این وعده نقشی اساسی دارند. از این رو، همواره در تلاش بود تا از آنان محافظت کند. (پیدا ۲۸:۱۰-۱۵) سخنان و اعمال یعقوب نشان میدهد که همواره بر معیارها و خواستههای یَهُوَه تمرکز میکرد. برای مثال، وقتی برادرش عیسو او را تهدید کرد، یعقوب به یَهُوَه چنین دعا کرد: «تمنا اینکه مرا . . . رهایی بخشی، . . . تو گفتهای: ‹بیگمان بر تو احسان خواهم کرد و نسل تو را همچون شنِ دریا خواهم ساخت.›» (پیدا ۳۲:۶-۱۲) بهوضوح میتوان دید که یعقوب به وعدهای که یَهُوَه داده بود ایمان داشت و همواره میخواست هماهنگ با مقصود یَهُوَه عمل کند. ب۱۸/۲ ص ۲۰ ¶۹، ۱۰
سهشنبه، ۵ نوامبر (۱۴ آبان)
مردی بیعیب و صالح که از خدا میترسد و از بدی اجتناب میکند.—ایو ۱:۸
زندگی ایّوب در طی سالها با تغییرات بزرگی روبرو شد. او پیش از مشکلاتش «از تمامی مردمان مشرقزمین بزرگتر بود.» (ایو ۱:۳) ایّوب فردی ثروتمند، شناختهشده و بسیار محترم بود. (ایو ۲۹:۷-۱۶) با این حال، او هرگز خود را از دیگران بالاتر نمیدید و همواره نیاز به خدا را حس میکرد. از این رو، یَهُوَه او را «خادم» خود خواند. شیطان بلاهای بسیاری بر سر ایّوب آورد و با بیرحمی به او حمله کرد. شیطان میخواست طوری بر ایّوب تأثیر گذارد که او خدا را عامل مصیبتهایش بداند. (ایو ۱:۱۳-۲۱) سپس سه نفر که خود را دوست ایّوب میخواندند با سخنان نیشدار خود ایّوب را مستحق چنین مجازاتی از سوی خدا دانستند! (ایو ۲:۱۱؛ ۲۲:۱، ۵-۱۰) با این حال، ایّوب وفاداری خود را حفظ کرد. یَهُوَه در پایان سختیهای ایّوب دو برابر آنچه را که او در ابتدا داشت به او بخشید. بهعلاوه، ایّوب ۱۴۰ سال دیگر نیز زندگی کرد. (یعقو ۵:۱۱) او در این سالها با تمام وجود به یَهُوَه خدمت کرد. ب۱۸/۲ ص ۶ ¶۱۶؛ ص ۷ ¶۱۸
چهارشنبه، ۶ نوامبر (۱۵ آبان)
مردم، . . . خودستا، خودپسند . . . و مغرور خواهند بود.—۲تیمو ۳:۲، ۴
مردم با چنین خصوصیاتی همواره میخواهند که مورد تمجید و تحسین قرار بگیرند. محققی در رابطه با اشخاص مغرور چنین نوشت: «گویی در دل آنان عبادتگاهی وجود دارد و آنان به خودشان تعظیم میکنند!» برخی نیز میگویند که خصوصیت غرور به قدری ناخوشایند است که حتی اشخاص مغرور نیز از دیدن این خصوصیت در دیگران اذیت میشوند. بدون شک یَهُوَه از غرور بیزار است. او از «چشمان متکبر» نفرت دارد. (امث ۶:۱۶، ۱۷) غرور مانعی برای نزدیک شدن به خداست. (مز ۱۰:۴) همچنین یکی از ویژگیهای شیطان است. (۱تیمو ۳:۶) متأسفانه این خصوصیت حتی به برخی از خادمان وفادار خدا نیز سرایت کرد. یکی از پادشاهان یهودا به نام عُزّیا، سالها به یَهُوَه وفادار بود. اما کتاب مقدّس میگوید: «چون عُزّیا نیرومند گردید، دلش متکبر شده، او را به نابودی کشانید؛ زیرا به یهوه خدای خود خیانت ورزیده، به معبد خداوند داخل شد تا بخور بسوزانَد.» بعدها حِزِقیای پادشاه نیز برای مدتی دلش مغرور گشت.—۲توا ۲۶:۱۶؛ ۳۲:۲۵، ۲۶. ب۱۸/۱ ص ۲۸ ¶۴، ۵
پنجشنبه، ۷ نوامبر (۱۶ آبان)
هر یک از شما به نسبت درآمد خود، مبلغی کنار بگذارد.—۱قر ۱۶:۲
کتاب مقدّس نشان میدهد که خادمان خدا در گذشته نیز بخشی از دارایی خود را به یَهُوَه تقدیم میکردند. در برخی موارد آنان برای پیشبرد پروژهای خاص اعانه اهدا میکردند. (خرو ۳۵:۵؛ ۲پاد ۱۲:۴، ۵؛ ۱توا ۲۹:۵-۹) در قرن اول نیز زمانی که مسیحیان دریافتند برادرانشان در یهودیه با قحطی روبرویند، بر آن شدند تا «هر یک به قدر توانایی خود کمکی برای برادران ساکن یهودیه بفرستد.» (اعما ۱۱:۲۷-۳۰) در گذشته اعانات به شکلهای مختلفی اهدا میشد. در قرن اول نیز برخی مسیحیان مزرعهها و خانههایشان را میفروختند و پول آن را در اختیار رسولان میگذاشتند. رسولان نیز آن مبالغ را صرف کمک به برادران و خواهران نیازمند میکردند. (اعما ۴:۳۴، ۳۵) برخی مسیحیان نیز به طور مرتب مبلغی را برای اهدای اعانه کنار میگذاشتند. به این شکل، همه قادر بودند متناسب با توانشان اعانه دهند؛ حال چه ثروتمند بودند، چه فقیر.—لو ۲۱:۱-۴. ب۱۸/۱ ص ۱۸ ¶۷؛ ص ۱۹ ¶۹
جمعه، ۸ نوامبر (۱۷ آبان)
جوانان نیز خسته و درمانده میشوند. —اشع ۴۰:۳۰
ما تواناییهای بسیاری داریم، اما نمیتوانیم همیشه بر آنها تکیه کنیم. چرا که محدودیتهایی نیز داریم. این واقعیتی است که همهٔ ما باید آن را قبول کنیم. پولُس رسول تواناییهای بسیاری داشت. با این حال، او قادر نبود همهٔ کارهایی را که میخواست انجام دهد. وقتی او احساسش را برای یَهُوَه بیان کرد، یَهُوَه به او گفت: «قدرت من در ضعف تو کاملاً آشکار میشود.» پولُس منظور یَهُوَه را بهخوبی درک کرد و چنین نتیجهگیری کرد: «وقتی ضعیفم، آنگاه قوی هستم.» (۲قر ۱۲:۷-۱۰) منظور او از این گفته چه بود؟ پولُس تشخیص داد که تواناییهایش محدود است و به قدرتی والاتر از قدرت خود نیاز دارد. او میتوانست چنین قدرتی را از روح مقدّس یَهُوَه دریافت کند. او با قدرت روح مقدّس خدا میتوانست کارهایی بکند که با نیروی خود هرگز قادر به انجام آنها نبود. ما نیز میتوانیم از چنین قدرتی برخوردار شویم، زیرا یَهُوَه روح مقدّسش را در اختیار ما نیز میگذارد. ب۱۸/۱ ص ۹ ¶۸، ۹
شنبه، ۹ نوامبر (۱۸ آبان)
تو از طفولیت با نوشتههای مقدّس آشنایی داشتهای؛ نوشتههایی که قادر است به تو حکمت بخشد تا نجات یابی. —۲تیمو ۳:۱۵
وقتی فرزندتان آمادگی خود را برای تعمید یافتن بیان میکند مطالبی را که سازمان یَهُوَه برایتان آماده کرده است، مطالعه و بررسی کنید. بدین شکل بهتر میتوانید برای فرزندتان روشن سازید که با تعمیدش عهدی مهم با یَهُوَه بسته است و برکات فراوانی نیز در انتظارش است. بهراستی که شما والدین مسئولیتی سنگین و افتخاری بزرگ دارید که فرزندتان را «با تأدیب و نصایح یَهُوَه بزرگ کنید.» (افس ۶:۴) شما نه تنها باید معیارهای کتاب مقدّس را به فرزندتان بیاموزید، بلکه باید به او کمک کنید تا با دلیل و برهان به آموختههایش ایمان ورزد. ایمان قوی، فرزندتان را بر آن میدارد که خود را به یَهُوَه وقف کرده و با تمام وجود به او خدمت کند. پس باشد که کلام یَهُوَه خدا، روح مقدّس او و تلاش شما والدین، به فرزندتان ‹حکمت بخشد تا نجات یابد.› ب۱۷/۱۲ ص ۲۲ ¶۱۷، ۱۹
یکشنبه، ۱۰ نوامبر (۱۹ آبان)
در انتهای ایام در جایگاه مقرر خویش بر پا خواهی ایستاد. —دان ۱۲:۱۳
در آن زمان دانیال حدود ۱۰۰ سال داشت و عمرش رو به پایان بود. آیا دانیال به زندگی بازمیگشت؟ بله، قطعاً. در انتهای کتاب دانیال میخوانیم که یَهُوَه به او چنین اطمینان بخشید: «تا به آخر برو که استراحت خواهی یافت.» دانیال سالخورده میدانست که مردگان در واقع استراحت میکنند و بعد از مرگ «از کار و تدبیر و معرفت و حکمت خبری نخواهد بود.» چنین عاقبتی در انتظار دانیال بود. (جا ۹:۱۰) اما یَهُوَه به او وعده داد که به زندگی باز خواهد گشت. یَهُوَه خدا به دانیال سخنان آیهٔ روز را گفت. دانیال نمیدانست که یَهُوَه دقیقاً به چه وقت اشاره میکرد. او بعد از مرگش میبایست مدتی «استراحت» میکرد. عبارت ‹در انتهای ایام› نشان میدهد که باید مدتی طولانی از مرگ دانیال بگذرد. «کتاب مقدّس اورشلیم» وعدهٔ یَهُوَه به دانیال را چنین بیان میکند: «در انتهای دوران، در جایگاه خود بر پا خواهی ایستاد.» به علاوه، عبارت ‹در جایگاه مقرر خویش بر پا ایستادن› نشان میدهد که او پس از آن مدت، مطابق وعدهٔ یَهُوَه رستاخیز خواهد یافت. ب۱۷/۱۲ ص ۷ ¶۱۷، ۱۸
دوشنبه، ۱۱ نوامبر (۲۰ آبان)
شهادت یک تن برای کشتن کسی کافی نیست.—اعد ۳۵:۳۰
یَهُوَه از رهبران قوم اسرائیل خواسته بود که معیارهای عادلانهٔ او را دنبال کنند. آنان در ابتدا میبایست اطلاعاتی موثق به دست میآوردند. سپس باید نیّت، طرز فکر و اعمال شخص متهم را بررسی میکردند و بعد تصمیم میگرفتند که آیا او شایستهٔ رحمت است یا خیر. آنان برای اجرای عدالت یَهُوَه باید تشخیص میدادند که آیا شخص متهم «از روی دشمنی» و با نقشهٔ قبلی کسی را کشته است یا خیر. (اعد ۳۵:۲۰-۲۴) به علاوه در صورت وجود شاهدان، دلیل و مدرک حداقل دو تن از آنان لازم بود که متهم به قتل عمد محکوم شود. رهبران قوم بعد از بررسی تمام اطلاعات و شهادات، باید در نظر میگرفتند که شخص متهم چگونه انسانی است. آنان نیاز به بینش داشتند تا بتوانند ورای ظاهر امر را ببینند. از همه مهمتر آنان به روحالقدس نیاز داشتند تا بتوانند حکمت، رحمت و عدالت یَهُوَه را منعکس کنند.—خرو ۳۴:۶، ۷. ب۱۷/۱۱ ص ۱۶ ¶۱۳، ۱۴
سهشنبه، ۱۲ نوامبر (۲۱ آبان)
در این امور تعمّق نما. —۱تیمو ۴:۱۵
زمانی که با قوم خدا آشنا شدیم به حقایق گرانبهایی پی بردیم. نخست این که یَهُوَه خدا خالق ما و منشأ حیات است و برای انسانها مقصودی دارد. دوم این که خدا به دلیل محبت عمیق خود، قربانی پسرش عیسی مسیح را فراهم دید تا ما را از چنگ گناه و مرگ رها سازد. به علاوه آموختیم که پادشاهی خدا به رنج و درد بشر پایان میدهد و زندگی ابدی همراه با صلح و شادی برای انسانها به ارمغان میآورد. (یو ۳:۱۶؛ مکا ۴:۱۱؛ ۲۱:۳، ۴) گاه درک ما از آیات یا پیشگوییهای کتاب مقدّس نیاز به اصلاح دارد. وقتی این اصلاحات در نشریاتمان به چاپ میرسد، باید آن را به دقت مطالعه کنیم و بر آن تعمّق نماییم. (اعما ۱۷:۱۱) ما باید تلاش کنیم که تغییرات بزرگ را به خوبی درک کنیم. همچنین باید به تفاوتهای جزئی بین درک قدیمی و درک جدید نیز توجه کنیم. بدین شکل میتوانیم حقایق نو را به خوبی در گنجینهٔ دلمان قرار دهیم. ب۱۷/۶ ص ۱۲-۱۳ ¶۱۵، ۱۶
چهارشنبه، ۱۳ نوامبر (۲۲ آبان)
تمایلات خود را که زمینی است، بکُشید؛ یعنی امیال نامشروع جنسی، ناپاکی، شهوت عنانگسیخته.—کول ۳:۵
ما باید بهویژه دقت کنیم که در موقعیتهای وسوسهانگیز قرار نگیریم و برای زیر پا گذاشتن معیارهای اخلاقی یَهُوَه وسوسه نشویم. برای مثال، زوجی که قصد ازدواج دارند، خردمندانه است که در شروع دوران آشناییشان در مورد تماس بدنی، بوسیدن و با هم تنها بودن حدومرزهایی بگذارند. (امث ۲۲:۳) همچنین هنگامی که به دلیل شغلمان مسافرت میکنیم و تنها هستیم، یا وقتی با جنس مخالف کار میکنیم، ممکن است از نظر اخلاقی موقعیتهای خطرناکی برایمان پیش آید. (امث ۲:۱۰-۱۲، ۱۶) همچنین وقتی که غمگین یا تنها هستیم باید مراقب باشیم. ممکن است چنان احساس تنهایی و ناامیدی کنیم که بخواهیم به سوی هر کسی که به ما توجه نشان دهد جذب شویم. اگر شما در چنین موقعیتی قرار گرفتید، از یَهُوَه و همایمانانتان کمک بخواهید.—مز ۳۴:۱۸؛ امث ۱۳:۲۰. ب۱۷/۱۱ ص ۲۶ ¶۴، ۵
پنجشنبه، ۱۴ نوامبر (۲۳ آبان)
شهرهای پناهگاهی . . . برای خود معین کنند.—یوش ۲۰:۲
در دوران اسرائیل باستان، یَهُوَه هر گونه قتلی را جدّی تلقّی میکرد. شخصی که قتل عمد کرده بود باید به دست نزدیکترین خویشاوند مذکر مقتول که در کتاب مقدّس «خونخواهِ مقتول» خوانده شده است، کشته میشد. (اعد ۳۵:۱۹) این عمل، خون ریختهشدهٔ شخص بیگناه را کفّاره میکرد. اعدام فوری قاتل در واقع سرزمین موعود را از ‹نجاست› و ناپاکی محفوظ میداشت؛ زیرا یَهُوَه فرمان داده بود: «سرزمینی را که در آن زندگی میکنید، مُلَوَّث [یا ناپاک] مسازید. زیرا خون [انسان] زمین را مُلوث میکند.» (اعد ۳۵:۳۳، ۳۴) حال اسرائیلیان در مقابل قتل غیرعمد چه میکردند؟ هر چند عمل شخص غیرعمد بود، او هنوز گناه ریختن خون یک انسان را بر گردن داشت. (پیدا ۹:۵) با این حال، از سر رحمت به او اجازه داده شده بود که از دست خونخواهِ مقتول به یکی از شش شهر پناهگاه بگریزد. در آنجا جانش در امان بود. شخصی که قتل غیرعمد کرده بود، باید تا زمان مرگ کاهن اعظم در شهر پناهگاه میماند.—اعد ۳۵:۱۵، ۲۸. ب۱۷/۱۱ ص ۹ ¶۳-۵
جمعه، ۱۵ نوامبر (۲۴ آبان)
خردمند اهانت را ناشنیده میگیرد. —امث ۱۲:۱۶
خواهری از استرالیا میگوید: «پدر شوهرم شدیداً با حقیقت مخالف بود. من و شوهرم همیشه قبل از این که با او تماس بگیریم، به یَهُوَه دعا میکردیم و از او میخواستیم به ما کمک کند که آرامشمان را حفظ کنیم و با مهربانی صحبت کنیم. برای این که گفتگوهایمان طولانی نشود و به موضوعات مذهبی کشیده نشود، از قبل زمانی مشخص برای تماسمان تعیین میکردیم.» اختلافات و جرّوبحثها شاید باعث شود که شما عذاب وجدان بگیرید، بهخصوص چون آنان را دوست دارید و نمیخواهید سبب ناراحتیشان شوید. اما به یاد داشته باشید که وفاداریتان به یَهُوَه خدا بسیار مهمتر از محبتتان به خانواده است. احتمالاً خویشاوندانتان با دیدن وفاداری شما متوجه میشوند که بکار بردن اصول کتاب مقدّس امری حیاتی است. شما هیچگاه نمیتوانید آنان را مجبور کنید که حقیقت را بپذیرند، اما میتوانید با رفتارتان نشان دهید که زندگی بر طبق معیارهای یَهُوَه خدا بسیار مفید است. یَهُوَه خدا به آنان نیز فرصت داده است که با او آشنا شوند و او را خدمت کنند.—اشع ۴۸:۱۷، ۱۸. ب۱۷/۱۰ ص ۱۵-۱۶ ¶۱۵، ۱۶
شنبه، ۱۶ نوامبر (۲۵ آبان)
ما باید محبت کنیم، اما نه در کلام یا زبان، بلکه در عمل و راستی.—۱یو ۳:۱۸
محبت ما نباید به سخنانمان محدود شود، بهخصوص در شرایطی که باید آن را در عمل نشان دهیم. برای مثال زمانی که همایمانی به نیازهای اساسی زندگی محتاج است، تنها ابراز محبت در کلام کافی نیست. (یعقو ۲:۱۵، ۱۶) همچنین ما بهدلیل محبت به یَهُوَه و همنوعانمان، نه تنها دعا میکنیم که انسانهای بیشتری برای پیشبرد کار موعظه به ما بپیوندند، بلکه خود نیز در این راه قدمهایی برداشته و تا حد توان موعظه میکنیم. (مت ۹:۳۸) یوحنای رسول نوشت که ما باید «در عمل و راستی» محبت کنیم. بنابراین محبت ما باید «بیریا» باشد. (روم ۱۲:۹؛ ۲قر ۶:۶) گاهی اوقات شاید شخص تظاهر کند که محبت دارد. آیا چنین محبتی را میتوان خالصانه خواند؟ خیر! در واقع محبت و دورویی هیچ نقطهٔ مشترکی با هم ندارند و محبت ظاهری هیچ ارزشی ندارد. ب۱۷/۱۰ ص ۸ ¶۵، ۶
یکشنبه، ۱۷ نوامبر (۲۶ آبان)
روز و شب در آن تأمل کن . . . آنگاه کامیاب خواهی شد.—یوش ۱:۸
اگر میخواهیم کلام خدا بر زندگیمان تأثیر بگذارد باید به طور مرتب و در صورت امکان هر روز آن را مطالعه کنیم. البته اکثر ما زندگیای پرمشغله داریم، با این حال نباید اجازه دهیم چیزی مانع مطالعهٔ ما شود، حتی مسئولیتهای روزمرهمان. (افس ۵:۱۵، ۱۶) بسیاری از شاهدان یَهُوَه متناسب با برنامهشان راههایی یافتهاند که بتوانند کلام خدا را هر روز مطالعه کنند. برخی از آنان صبح زود، برخی دیگر ظهرها و برخی از آنان شبها قبل از خواب این کار را انجام میدهند. آنان احساسی همچون مزمورنویس دارند که گفت: «شریعت تو را چقدر دوست میدارم! تمامی روز تفکر من است.» (مز ۱۱۹:۹۷) علاوه بر خواندن کتاب مقدّس بسیار مهم است که بر آنچه میخوانیم تعمّق کنیم. (مز ۱:۱-۳) تنها در آن صورت است که میتوانیم حکمت نهفته در کلام خدا را در زندگیمان بکار بندیم. بنابراین هدفمان از خواندن کتاب مقدّس باید این باشد که کلام خدا به دلمان راه یابد و ما را به عمل برانگیزد، حال چه آن را از روی نسخهٔ چاپی و چه از روی نسخهٔ الکترونیکی بخوانیم. ب۱۷/۹ ص ۲۴ ¶۴، ۵
دوشنبه، ۱۸ نوامبر (۲۷ آبان)
همهٔ شما . . . دلسوز باشید. —۱پطر ۳:۸
دلسوزی نشان دادن در بعضی مواقع بجا نیست. برای مثال، شائول پادشاه دست به کاری زد که شاید به نظر خودش دلسوزی بود، اما در واقع از یَهُوَه خدا نافرمانی کرد. او مطابق با فرمان یَهُوَه عمل نکرد، زیرا اَجاج را که پادشاه عَمالیقیان و دشمن قوم خدا بود، زنده نگاه داشت. در نتیجه یَهُوَه او را به دلیل نافرمانیاش از پادشاهی برکنار کرد. (۱سمو ۱۵:۳، ۹، ۱۵) یَهُوَه داوری عادل است و میتواند ببیند که در دل انسانها چه میگذرد. بنابراین میداند که در چه مواقعی دلسوزی بجا نیست. (مرا ۲:۱۷؛ حز ۵:۱۱) او به زودی کسانی را که نمیخواهند از او اطاعت کنند داوری خواهد کرد. (۲تسا ۱:۶-۱۰) در آن زمان او به افراد شریر دلسوزی نشان نخواهد داد. یَهُوَه خدا در واقع با داوری این گونه افراد به انسانهای درستکار دلسوزی نشان داده، آنان را نجات میدهد. بنابراین وظیفه و مسئولیت ما نیست که تعیین کنیم چه کسی زنده بماند یا چه کسی نابود شود. اما میتوانیم تا زمان داوری یَهُوَه خدا هر آنچه در توان داریم انجام دهیم تا به دیگران کمک کنیم. ب۱۷/۹ ص ۱۰-۱۱ ¶۱۰-۱۲
سهشنبه، ۱۹ نوامبر (۲۸ آبان)
ثمرهٔ روح . . . خویشتنداری است. —غلا ۵:۲۲، ۲۳
خویشتنداری خصوصیتی الٰهی است. یَهُوَه خدا این خصوصیت را به طور کامل از خود نشان میدهد. اما حفظ خویشتنداری برای انسانهای ناکامل سخت است. عدم خویشتنداری عامل بسیاری از مشکلات بشر است و باعث میشود که آنان در محیط کار یا مدرسه وظایفشان را بهموقع انجام ندهند و بازدهی کمی داشته باشند. عدم خویشتنداری نتایج تلخ دیگری نیز دارد. نتایجی از قبیل: ناسزاگویی، مستی، خشونت، طلاق، وامهای غیرضروری، اعتیاد، حبس، ضربههای روحی و عاطفی، بیماریهای جنسی، بارداری ناخواسته و موارد دیگر. (مز ۳۴:۱۱-۱۴) عدم خویشتنداری روزبهروز در بین مردم بیشتر میشود. در این رابطه تحقیقاتی در دههٔ ۱۹۴۰ و در سالهای اخیر انجام شده است. نتیجهٔ این تحقیقات نشان میدهد که مردم امروزه کمتر خویشتندار هستند. البته این آمار برای کسانی که کلام خدا را مطالعه میکنند عجیب نیست. زیرا کتاب مقدّس پیشگویی کرده بود که در «روزهای آخر» مردم «فاقد خویشتنداری» خواهند بود.—۲تیمو ۳:۱-۳. ب۱۷/۹ ص ۳ ¶۱، ۲
چهارشنبه، ۲۰ نوامبر (۲۹ آبان)
آرامش خدا که فراتر از درک بشر است، از. . . دل. . . شما محافظت خواهد کرد.—فیلیپ ۴:۷
وقتی از «آرامش خدا» برخورداریم، دیگر نگران نیستیم و دل و ذهن ما در آرامش است. ما میدانیم که یَهُوَه خدا به فکر ماست و خواست او این است که در زندگی موفق باشیم. (۱پطر ۵:۱۰) آگاهی از این امر باعث میشود که بر احساس نگرانی و ناامیدی غلبه کنیم. به زودی همهٔ بشر دچار مصیبت عظیم خواهند شد. (مت ۲۴:۲۱، ۲۲) ما دقیقاً نمیدانیم که چه اتفاقاتی رخ خواهد داد. اما نباید بیش از حد نگران آن زمان باشیم. ما از همهٔ کارهایی که یَهُوَه انجام خواهد داد باخبر نیستیم، اما او را میشناسیم. ما میدانیم که او در گذشته برای خادمان وفادار خود چه کرده است. همچنین دیدیم که یَهُوَه تحت هر شرایطی مقصود و خواستش را به انجام میرساند و گاه ممکن است کارهایی انجام دهد که ما هرگز انتظار آن را نداریم! بنابراین، هر بار که یَهُوَه خدا کاری برای ما انجام میدهد، میتوانیم ‹آرامش خدا را که فراتر از درک بشر است› به شکلی در زندگی خود حس کنیم. ب۱۷/۸ ص ۱۲ ¶۱۶، ۱۷
پنجشنبه، ۲۱ نوامبر (۳۰ آبان)
تا حضور سَرور، صبر داشته باشید.—یعقو ۵:۷
«تا به کِی؟» این سؤالی بود که خادمان وفادار یَهُوَه خدا، اِشَعْیا و حَبَقوق نبی به زبان آوردند. (اشع ۶:۱۱؛ حب ۱:۲) حتی سَرورمان عیسی مسیح نیز وقتی بیایمانی مردم روزگار خود را دید، این سؤال را پرسید. (مت ۱۷:۱۷) بنابراین جای تعجب نیست که ما نیز گاهی اوقات چنین سؤالی از خود بپرسیم. شاید با بیعدالتیهایی روبرو شدهایم یا به دلیل کهولت سن یا بیماری چنین احساسی داریم؛ یا شاید مقابله با فشارها و مشکلات زندگی در این ‹زمانهای سخت› برایمان دشوار است. (۲تیمو ۳:۱) شاید هم ناکاملی اطرافیانمان ما را آزرده و ناامید ساخته است. دلیل آن هر چه باشد، باید به یاد داشته باشیم که خادمان وفادار یَهُوَه در گذشته نیز چنین احساسی داشتند و آن را بهراحتی به زبان آوردند. اما یَهُوَه خدا آنان را به دلیل احساسشان محکوم یا سرزنش نکرد. بهراستی که این موضوع باعث تشویق و دلگرمی ما میشود! هنگام رویارویی با مشکلات و شرایط سخت چه چیز به ما کمک میکند؟ یعقوب، برادر ناتنی عیسی تحت الهام خدا سخنان آیهٔ روز را نوشت. ب۱۷/۸ ص ۳-۴ ¶۱-۳
جمعه، ۲۲ نوامبر (۱ آذر)
با مال این دنیا، برای خود دوست بیابید.—لو ۱۶:۹
عیسی پیروانش را تشویق کرد که «با مال این دنیا» دوستانی در آسمان بیابند. یک راه که میتوانیم نشان دهیم امین و درستکار هستیم این است که با استفاده از داراییمان، فعالیت موعظهٔ جهانی را که عیسی پیشگویی کرده بود، حمایت کنیم. (مت ۲۴:۱۴) دختری در هندوستان قلک کوچکی داشت و در آن پول جمع میکرد. او حتی به جای این که با پولش اسباببازی بخرد، آن را در قلک میانداخت. وقتی قلکش پر شد، آن پول را برای حمایت از فعالیت موعظه اهدا کرد. یک برادر نیز که در هندوستان مزرعهٔ نارگیل دارد، به دفتر ترجمه به زبان مالایالَم مقدار زیادی نارگیل اهدا کرد. او میگوید که اگر میزان نارگیل مصرفی آنان را تأمین کنم برای آنان بهصرفه است تا این که پول خرید نارگیل را به آنان بدهم. به راستی که او خردمندانه عمل میکند. به طور مشابه برادران در یونان نیز مرتباً مواد غذایی، همچون روغن زیتون و پنیر به بیتئیل اهدا میکنند. ب۱۷/۷ ص ۸ ¶۷، ۸
شنبه، ۲۳ نوامبر (۲ آذر)
یکی از سرودهای صَهیون را برای ما بسرایید!—مز ۱۳۷:۳
یهودیان اسیر در بابل نمیتوانستند برای یَهُوَه بسرایند. آنان نیاز به دلگرمی و تسلّی داشتند. اما همان طور که در کتاب مقدّس پیشگویی شده بود یَهُوَه خدا به قومش کمک کرد. چگونه؟ از طریق کوروش، پادشاه فارس. وقتی کوروش بابل را شکست داد به اسرائیلیان گفت: «یهوه . . . مرا مأمور فرموده تا در اورشلیم . . . خانهای برای او بسازم. از تمامی قوم او، هر یک از شما که برود، یهوه خدایش همراه او باشد.» (۲توا ۳۶:۲۳) این امر چقدر سبب دلگرمی و تسلّی اسرائیلیانی شد که در بابل در اسارت بودند. یَهُوَه خدا به قوم اسرائیل و همچنین به تکتک اسرائیلیان تسلّی و دلگرمی داد. این امر امروزه نیز در مورد قوم خدا صدق میکند. خدا «دلشکستگان را التیام میبخشد، و زخمهایشان را میبندد.» (مز ۱۴۷:۳) بهراستی که یَهُوَه به فکر بیماران است، یعنی آنانی که افسردهاند یا درگیر مشکلات جسمانی هستند. او مشتاق است که زخمهای عاطفی ما را بهبود بخشد. (مز ۳۴:۱۸؛ اشع ۵۷:۱۵) یَهُوَه به ما حکمت و قدرت میدهد تا یارای مقابله با هر مشکلی را داشته باشیم.—یعقو ۱:۵. ب۱۷/۷ ص ۱۸ ¶۴، ۵
یکشنبه، ۲۴ نوامبر (۳ آذر)
هر جا گنج شماست، دلتان نیز آنجا خواهد بود.—لو ۱۲:۳۴
یَهُوَه ثروتمندترین شخص در عالم است. (۱توا ۲۹:۱۱، ۱۲) او همچون پدری بزرگوار گنجهای روحانی خود را با سخاوت در اختیار آنانی میگذارد که برای آن ارزش قائلند. حقیقتاً سپاسگزاریم که یَهُوَه خدا گنجهای پرارزشی به ما بخشیده است، گنجهایی مانند: ۱) پادشاهی خدا، ۲) خدمت نجاتبخش موعظه، ۳) حقایق گرانقدر در کلامش. اما اگر مراقب نباشیم، قدردانی ما نسبت به این گنجها میتواند کاهش یابد و به اصطلاح ممکن است آنها را به دور اندازیم. برای این که در حفظ این گنجها موفق شویم، لازم است که به خوبی از آنها استفاده کنیم و همیشه عشق و علاقه به آنها را در دلمان حفظ کنیم. بسیاری از ما برای این که بتوانیم تابع پادشاهی خدا شویم، تغییرات بزرگی در زندگی خود ایجاد کردهایم. (روم ۱۲:۲) البته هنوز لازم است که در این راه تلاش کنیم. ما باید همواره هوشیار بمانیم و مراقب باشیم که مادیات، تمایلات نامشروع جنسی و غیره، از عشق و علاقهٔ ما به پادشاهی خدا نکاهد. —امث ۴:۲۳؛ مت ۵:۲۷-۲۹. ب۱۷/۶ ص ۹ ¶۱؛ ص ۱۰ ¶۷
دوشنبه، ۲۵ نوامبر (۴ آذر)
البته که میدانی!—ایو ۳۸:۲۱
یَهُوَه دلیل رنج و عذاب ایّوب را به او نگفت. مقصود یَهُوَه این نبود که توضیح دهد چرا ایّوب درد و رنج میکشد، گویی که بخواهد رفتار خود را توجیه کند. بلکه یَهُوَه میخواست که ایّوب تشخیص دهد در مقایسه با عظمت او چقدر ناچیز است و موضوعی مهمتر وجود دارد که باید به آن توجه کند. (ایو ۳۸:۱۸-۲۰) یَهُوَه خدا از این طریق به ایّوب کمک کرد که دیدگاهی درست داشته باشد. آیا پندهای یَهُوَه به ایّوب رنجدیده، تند و عاری از محبت بود؟ به هیچ وجه، ایّوب نیز این چنین فکر نکرد. هر چند که ایّوب آزمایش سختی را گذراند، سرانجام از خدا شکرگزار بود. او حتی گفت: «از خویشتن کراهت دارم، و در خاک و خاکستر توبه میکنم.» ایّوب چگونه به چنین طرز فکری دست یافت؟ از طریق پندهای صریح و روشن و نشاطبخش یَهُوَه خدا. (ایو ۴۲:۱-۶) پس از این که ایّوب پندهای خدا را پذیرفت و دیدگاه خود را اصلاح کرد، یَهُوَه خدا خشنودی خود را از ایّوب که تحت مصیبتها به او وفادار مانده بود، اعلام کرد.—ایو ۴۲:۷، ۸. ب۱۷/۶ ص ۲۴-۲۵ ¶۱۱، ۱۲
سهشنبه، ۲۶ نوامبر (۵ آذر)
مریم نصیب بهتر را برگزید و از او گرفته نخواهد شد.—لو ۱۰:۴۲
برای این که بدانیم چه دیدی به امور مادی و مسئولیتهای روحانیمان داریم، بجاست خود را محک بزنیم و از خود بپرسیم: ‹آیا شغلم برایم لذّتبخش و هیجانانگیز است، اما فعالیتهای روحانی به نظرم عادی و حتی کسلکننده هستند؟› با تعمّق بر این امور تشخیص میدهیم که به کدام یک عشق و علاقهٔ بیشتری داریم. عیسی مسیح به ما معیاری داد که بتوانیم تعادل را در امور مادی و روحانی حفظ کنیم. او یک روز به ملاقات مریم و خواهرش مارتا رفت. مارتا حسابی مشغول آماده کردن غذا شد، در حالی که مریم جلوی پاهای عیسی نشسته بود و به صحبتهای عیسی گوش میداد. مارتا از این که خواهرش مریم به او کمک نمیکرد، دلخور شد و شکایت کرد. عیسی در پاسخ به مارتا سخنان آیهٔ روز را گفت. (لو ۱۰:۳۸-۴۲) عیسی با این گفته موضوع مهمی را به مارتا تعلیم داد. برای این که اجازه ندهیم امور مادی و دنیوی حواسمان را پرت سازد باید همواره ‹نصیب بهتر را برگزینیم› و به امور روحانی اولویت دهیم. ب۱۷/۵ ص ۲۴ ¶۹، ۱۰
چهارشنبه، ۲۷ نوامبر (۶ آذر)
به رهنمود پدر خویش گوش فرا ده.—امث ۱:۸
یَهُوَه خدا مسئولیت تعلیم حقیقت به فرزندان را به والدین سپرده است؛ نه به پدربزرگها، مادربزرگها و یا دیگران. (امث ۳۱:۱۰، ۲۷، ۲۸) با این حال والدینی که با زبان محلّی آشنا نیستند برای راه یافتن به دل فرزندشان به کمک نیاز دارند. کمک گرفتن از دیگران به این معنی نیست که والدین از مسئولیتهای روحانی خود شانه خالی میکنند؛ بلکه با این کار، بهتر میتوانند فرزندشان را ‹با تأدیب و نصایح یَهُوَه بزرگ کنند.› (افس ۶:۴) برای مثال والدین میتوانند از پیشنهادات پیران جماعت برای ادارهٔ مطالعهٔ خانوادگی بهره گیرند، یا از آنان بپرسند چه کسانی برای فرزندشان معاشرانی خوب خواهند بود. والدین همچنین میتوانند از خانوادهای دیگر دعوت کنند که برای پرستش خانوادگی با آنان همراه شوند. بسیاری از جوانان به دلیل معاشرت با مسیحیان باتجربه پیشرفت میکنند. آنان میتوانند در خدمت موعظه با چنین مسیحیانی همکاری کنند و برای تفریحات سالم با آنان وقت بگذرانند.—امث ۲۷:۱۷. ب۱۷/۵ ص ۱۱-۱۲ ¶۱۷، ۱۸
پنجشنبه، ۲۸ نوامبر (۷ آذر)
به مصر بگریز.—مت ۲:۱۳
پس از این که فرشتهٔ یَهُوَه به یوسف هشدار داد که هیرودیس پادشاه قصد دارد عیسی را بکشد، یوسف و خانوادهاش به مصر گریختند و در آنجا پناهنده شدند. آنان تا زمان مرگ هیرودیس در آنجا ماندند. (مت ۲:۱۴، ۱۹-۲۱) چند دهه پس از آن، نخستین شاگردان عیسی به دلیل آزار و اذیت، «در سراسر یهودیه و سامره پراکنده شدند.» (اعما ۸:۱) عیسی پیشبینی کرده بود که بسیاری از پیروانش مجبور به ترک خانه و محل زندگیشان خواهند شد. او گفت: «هنگامی که مردم شهری به شما اذیت و آزار رسانند، به شهری دیگر بگریزید.» (مت ۱۰:۲۳) هزاران شاهد یَهُوَه نیز با چنین وضعیتی روبرو شدهاند. بسیاری از آنان عزیزان و تقریباً تمامی دارایی خود را از دست دادهاند. برخی هنگام فرار یا هنگام زندگی در اردوگاه پناهندگی با خطراتی روبرو میشوند، جایی که مردم میگسار بودند، قمار و دزدی میکردند و مرتکب اعمال غیراخلاقی میشدند. با وجود آن، آنان با تعمّق بر این که اقامت اسرائیلیان در بیابان سرانجام به پایان رسید، امیدوار میشدند که اقامت آنان نیز در اردوگاه پناهندگی روزی به پایان خواهد رسید.—۲قر ۴:۱۸. ب۱۷/۵ ص ۳-۴ ¶۲-۵
جمعه، ۲۹ نوامبر (۸ آذر)
دوستداران شریعت تو را سلامتی بسیار است، و هیچ چیز سبب لغزش آنان نمیشود.—مز ۱۱۹:۱۶۵
هر چند بهندرت، اما گاه ممکن است در جماعت بیعدالتیای صورت گیرد. شاید با ما یا شخص دیگری ناعادلانه رفتار شود یا به نظرمان برسد که در جماعت عدالت زیر پا گذاشته شده است. در چنین مواقعی باید مراقب باشیم که لغزش نخوریم. ما خادمان وفادار خدا با دعا به او توکل میکنیم. در عین حال تواضع حکم میکند که همواره مد نظر داشته باشیم که شاید از تمامی جزئیات موضوع آگاه نباشیم و درک و استنباط ما کاملاً درست نباشد. ما با آگاهی از این که سخنان منفی و غیبت میتواند تنها شرایط را بدتر کند، مصمم هستیم که از چنین سخنانی دوری کنیم. در آخر، به جای این که امور را خود به دست گیریم، باشد که در وفادار ماندن به یَهُوَه خدا عزممان را جزم کنیم و برای سامان بخشیدن به اوضاع منتظر او بمانیم. در مقابله با بیعدالتی پیش گرفتن چنین شیوهای مایهٔ خشنودی یَهُوَه خداست و برکاتی به همراه دارد. آری میتوانیم اطمینان داشته باشیم که «داور تمامی جهان» که «راههایش، جملگی انصاف» است، همواره به حق و عدالت عمل خواهد کرد.—پیدا ۱۸:۲۵؛ تث ۳۲:۴. ب۱۷/۴ ص ۲۲ ¶۱۷
شنبه، ۳۰ نوامبر (۹ آذر)
شریر راههای خود را ترک گوید . . . و به سوی خدایمان بیاید، که او را بهفراوانی خواهد آمرزید.—اشع ۵۵:۷
شریرانی که از تغییر دادن خود سر باز زنند و همچنان تا زمان مصیبت عظیم از این نظام پشتیبانی کنند، چه عاقبتی خواهند داشت؟ یَهُوَه خدا گفته است که زمین را برای همیشه از انسانهای شریر پاک خواهد کرد. (مز ۳۷:۱۰) شاید شریران تصوّر کنند که از داوری در امان خواهند ماند. بسیاری از آنان آموختهاند که چگونه اعمالشان را پنهان کنند، به نظر میرسد اکنون توانستهاند از عدالت بگریزند و از عواقب اعمالشان در امان باشند. (ایو ۲۱:۷، ۹) اما کتاب مقدّس به ما چنین یادآور میشود: «چشمان او بر راههای انسان است، و تمامی قدمهای وی را میبیند. هیچ تاریکی یا ظلمت غلیظی نیست که بدکاران خود را در آن پنهان کنند.» (ایو ۳۴:۲۱، ۲۲) نمیتوان از یَهُوَه پنهان شد. شیادترین شیّادان نیز نمیتوانند او را فریب دهند، در پیش چشمان یَهُوَه، عمق هر عملی حتی اگر در تاریکترین مکان پنهان باشد، آشکار و روشن است. پس از حارمَگِدّون بر مکانهایی که شریران بودهاند نظر میاندازیم و میبینیم که آنان برای همیشه از میان رفتهاند.—مز ۳۷:۱۲-۱۵. ب۱۷/۴ ص ۱۰ ¶۵