کتاب شمارهٔ ۶۶ مکاشفه
نگارنده: یوحنّای رسول
محل نگارش: پَطْمُس
تاریخ اتمام نگارش: حدود ۹۶ م.
آیا هدف نمادهای کتاب مکاشفه ترساندن است؟ به هیچ وجه! البته به تحقق پیوستن نبوّت مکاشفه برای شریران وحشتناک خواهد بود اما نه برای خادمان وفادار خدا که با مقدّمهٔ الهامشدهٔ این نوشته و گفتهٔ فرشته در پایان آن موافقند: «خوشا به حال کسی که میخواند و آنانی که میشنوند کلام این نبوّت را.» «خوشا به حال کسی که کلام نبوّت این کتاب را نگاه دارد.» (مکا ۱:۳؛ ۲۲:۷) گرچه یوحنّا کتاب مکاشفه را قبل از چهار کتاب الهامی دیگرش نوشته است اما این کتاب به درستی در آخر مجموعهٔ ۶۶ کتب الهامی کتاب مقدّس قرار گرفته است، زیرا تصویری از آینده برای خواننده فراهم میسازد؛ تصویری از آنچه خدا برای انسان در نظر دارد و موضوع عالی کتاب مقدّس یعنی تقدیس نام یَهُوَه و حقانیت سلطنتش به وسیلهٔ ملکوت، به پادشاهی مسیح یعنی ذریّت موعود را به اوج باشکوه خود میرساند.
۲ طبق آیهٔ آغازین، این ‹مکاشفهٔ عیسی مسیح است که خدا به او داد . . . و به وسیلهٔ فرشتهٔ خود فرستاده، آن را ظاهر نمود بر غلام خود یوحنّا.› بنابراین، یوحنّا صرفاً نگارندهٔ مکاشفه بوده است نه به وجود آورندهٔ آن. پس، یوحنّا کاشف اسرار نیست و این کتاب نیز مکاشفهٔ یوحنّا نیست. (۱:۱) از آنجایی که خدا در این کتاب مقاصد شگفتانگیزش را در رابطه با آینده برای غلامش آشکار میسازد عنوان یونانی کتاب آپوکالیپس که به معنی «پرده برداشتن» یا «آشکار کردن» است بسیار مناسب میباشد.
۳یوحنّایی که در اوّلین باب کتاب مکاشفه به او به عنوان نویسندهٔ کتاب اشاره شده چه کسی بود؟ به ما گفته میشود که این نگارنده غلام مسیح و همچنین برادر و شریک در مصیبت او بود و به جزیرهٔ پَطْمُس تبعید شده بود. ظاهراً اوّلین خوانندگانش او را به خوبی میشناختند و نیازی به مطالب بیشتر برای شناختن وی نداشتند. نگارنده به حتم باید یوحنّای رسول بوده باشد. اکثر مورخان باستان این نتیجهگیری را تأیید میکنند. گفته شده است که پاپیاس که در نیمهٔ اوّل قرن دوّم میلادی به کار نویسندگی مشغول بود عقیده داشت که این کتاب از گفتههای رسول نشأت گرفته است. یوستینوس شهید که در قرن دوّم میلادی میزیست در اثرش به نام «گفتگو با تْریفو، یک یهودی» (LXXXI) میگوید: «شخصی به نام یوحنّا، یکی از رسولان مسیح با ما بود که به واسطهٔ مکاشفهای که به او داده شده بود نبوّت میکرد.»a ایرِنایوس با صراحت از یوحنّای رسول به عنوان نگارنده صحبت میکند. همین طور کلمنت اسکندرانی و تِرتولیانوس که در اواخر قرن دوّم و اوایل قرن سوّم میزیستند. اوریژن عالِم برجستهٔ کتاب مقدّس در قرن سوّم گفت: «من از کسی سخن میگویم که بر سینهٔ عیسی تکیه میزد، [آری] یوحنّا که از خود یک انجیل به جا گذاشت. . . . و مکاشفه را نیز نوشت.»b
۴ این حقیقت که نوشتههای دیگر یوحنّا بر محبت بسیار تأکید میکنند به این معنی نیست که نمیتوانست این مکاشفهٔ گیرا و پویا را نوشته باشد. او و برادرش یعقوب از ساکنان یک شهر در سامره آنقدر عصبانی شدند که میخواستند بگویند از آسمان بر آنها آتش ببارد. به همین دلیل است که به آنها نام ««بُوْانَرْجَسْ» یا «پسران رعد» داده شد. (مرق ۳:۱۷؛ لو ۹:۵۴) اختلاف سبک موجود در کتاب مکاشفه نباید مشکلآفرین باشد زیرا که موضوع آن کاملاً فرق میکند. آنچه یوحنّا در این رؤیاها دید به هیچ چیزی که تا به حال دیده بود شباهت نداشت. هماهنگی قابل توجه کتاب با بقیهٔ نوشتههای مقدّس نبوی بیهیچ تردیدی ثابت میکند که بخشی معتبر از کلام الهامی خداست.
۵ طبق قدیمیترین شهادات، یوحنّا کتاب مکاشفه را حدود سال ۹۶ م. یعنی تقریباً ۲۶ سال بعد از نابودی اورشلیم نوشت. نگارش آن در حدود اواخر سلطنت امپراتوری دومیتیانوس بود. در تأیید این مطلب ایرِنایوس در اثر خود به نام «دفاعیه» (انگل.)، (V, xxx) در مورد آپوکالیپس [مکاشفه] میگوید: «[مکاشفه] در زمانهای گذشته دیده نشد بلکه تقریباً در روزگار ما و در اواخر دوران سلطنت دومیتیانوس مشاهده شد.»c اوزِب و جِروم هر دو با این شهادت موافقند. دومیتیانوس برادر تیطُس بود که به فرماندهی او سپاهیان روم اورشلیم را نابود کردند. او پس از مرگ تیطُس امپراتور شد، یعنی ۱۵ سال قبل از این که مکاشفه نوشته شود. او میخواست مانند خدا مورد پرستش قرار گیرد و لقب دومینوس اِت دئوس نوستر (یعنی «آقا و خدای ما»)d را بر خود گذاشته بود. پرستش امپراتور آنانی را که خدایان کاذب را میپرستیدند ناراحت نمیکرد. اما مسیحیان اوّلیه نمیتوانستند امپراتور را بپرستند. بنابراین از مصالحه ایمانشان امتناع میکردند. در نتیجه در اواخر دوران حکمرانی دومیتیانوس (۸۱-۹۶ م.) آزارهای شدیدی بر مسیحیان وارد شد. چنین تصوّر میشود که دومیتیانوس یوحنّا را به پَطْمُس تبعید کرد. پس از آن که دومیتیانوس در سال ۹۶ م. به قتل رسید امپراتور باگذشتی به نام نِروا جانشین او شد که ظاهراً یوحنّا را آزاد کرد. یوحنّا در طی حبس خود در پَطْمُس رؤیاهای مذکور را دریافت کرد و آنها را نوشت.
۶ ما باید کاملاً بدانیم که آنچه یوحنّا دید و به او گفته شد تا آنها را برای جماعات بنویسد فقط تعدادی رؤیاهای بیربط که به صورت درهم برهم نوشته شده باشند نبودند. خیر، کلّ کتاب مکاشفه به خواننده از ابتدا تا انتها تصویری منسجم از چیزهایی که واقع خواهند شد میدهد و از یک رؤیا به رؤیای دیگر میرود تا این که سرانجام در پایان رؤیاها مقصودهای ملکوت خدا آشکار میشوند. بنابراین، باید کتاب مکاشفه را در کلّ و به صورتی که از بخشهای مرتبط و هماهنگ تشکیل شده است در نظر گرفت که خواننده را به آیندهای بسیار دور از زمان یوحنّا میبرد. (مکا ۱:۱-۹) کتاب را بعد از مقدّمه میتوان به ۱۶ رؤیا تقسیم کرد: (۱) ۱:۱۰–۳:۲۲؛ (۲) ۴:۱–۵:۱۴؛ (۳) ۶:۱-۱۷؛ (۴) ۷:۱-۱۷؛ (۵) ۸:۱–۹:۲۱؛ (۶) ۱۰:۱–۱۱:۱۹؛ (۷) ۱۲:۱-۱۷؛ (۸) ۱۳:۱-۱۸؛ (۹) ۱۴:۱-۲۰؛ (۱۰) ۱۵:۱–۱۶:۲۱؛ (۱۱) ۱۷:۱-۱۸؛ (۱۲) ۱۸:۱–۱۹:۱۰؛ (۱۳) ۱۹:۱۱-۲۱؛ (۱۴) ۲۰:۱-۱۰؛ (۱۵) ۲۰:۱۱–۲۱:۸؛ (۱۶) ۲۱:۹–۲۲:۵. متعاقب این رؤیاها پایانی برانگیزاننده آمده است که در آن یَهُوَه، عیسی، فرشته و یوحنّا همگی صحبت میکنند و به عنوان عاملانِ اصلی کانالِ ارتباطی، نقش نهایی خود را ایفا مینمایند. — ۲۲:۶-۲۱.
چرا مفید است
۲۸ واقعاً که کتاب مکاشفه چه اختتام عالیای برای مجموعه ۶۶ کتب الهامشدهٔ کتاب مقدّس است! چیزی از قلم نیفتاده و مبهم نمانده است. ما اکنون نه تنها شروع را بلکه پایان باشکوه را به وضوح میبینیم. آخرین کتاب از کتاب مقدّس گزارشی را که در اوّلین کتاب آن شروع شده است به پایان میرساند. پیدایش ۱:۱ خلقت آسمانها و زمین را شرح میدهد مکاشفه ۲۱:۱-۴ نیز از آسمانی جدید و زمینی جدید و همچنین از برکات ناگفتهای برای بشر صحبت میکند که در اِشَعْیا ۶۵:۱۷، ۱۸؛ ۶۶:۲۲؛ و دوّم پِطْرُس ۳:۱۳ نیز نبوّت شده است. همان طور که به اوّلین انسان گفته شد در صورت نامطیع بودن حتماً خواهد مرد، به همان صورت خدا تضمین میکند که برای اشخاص مطیع «موت نخواهد بود.» (پیدا ۲:۱۷؛ مکا ۲۱:۴) بعد از آن که مار دو انسان اوّلیه را فریب داد خدا کوبیده شدن سر او را پیشگویی کرد و مکاشفه نشان میدهد چگونه آن مار قدیمی که ابلیس و شیطان است سرانجام نابود میشود. (پیدا ۳:۱-۵، ۱۵؛ مکا ۲۰:۱۰) انسان نامطیع از درخت حیات در عدن رانده شد، اما ‹برای شفای امّتهای› عادل درختهای نمادین حیات سبز خواهند شد. (پیدا ۳:۲۲-۲۴؛ مکا ۲۲:۲) نهری از عدن جاری میشد تا باغ را آبیاری کند، به همان شکل نیز نهری نمادین که زندگیبخش است و به آن دوام میبخشد از تخت خدا جاری است. این رؤیا شبیه رؤیای حِزْقِیال است و همچنین کلام عیسی را در مورد ‹چشمهٔ آبی که از آن حیات جاودانی میجوشد› به یاد میآورد. (پیدا ۲:۱۰؛ مکا ۲۲:۱، ۲؛ حز ۴۷:۱-۱۲؛ یو ۴:۱۳، ۱۴) اوّلین مرد و زن از حضور خدا رانده شدند، اما بندگان وفادارش که بر دنیا غالب شدهاند چهرهٔ او را خواهند دید. (پیدا ۳:۲۴؛ مکا ۲۲:۴) بدون شک، بررسی رؤیاهای هیجانانگیز مکاشفه مفید است!
۲۹ توجه کنید که چگونه کتاب مکاشفه نبوّتهای مربوط به بابل شریر را به یکدیگر مربوط میسازد. اِشَعْیا سقوط بابل واقعی را مدتها قبل از آن که رخ دهد پیشگویی و اعلام کرده بود: «بابل افتاد بابل افتاده است»! (اشع ۲۱:۹) اِرْمیا نیز در مورد بابل نبوّت کرده بود. (ار ۵۱:۶-۱۲) اما مکاشفه به صورت نمادین از «بابل عظیم و مادر فواحش خبائث دنیا» صحبت میکند که او نیز باید سرنگون شود. و یوحنّا این را در رؤیا میبیند و اعلام میکند: «منهدم شد، منهدم شد بابلِ عظیم!» (مکا ۱۷:۵؛ ۱۸:۲) مطمئناً رؤیای دانیال را در مورد ملکوتی که خدا آن را برپا کرده است و همهٔ حکومتهای دیگر را خرد خواهد کرد و «تا ابدالآباد» باقی خواهد ماند به یاد میآورید. توجه کنید که این موضوع چگونه با اعلام آسمانی در مکاشفه در ارتباط است: «سلطنت جهان از آنِ خداوند ما و مسیح او شد و تا ابدالآباد حکمرانی خواهد کرد.» (دان ۲:۴۴؛ مکا ۱۱:۱۵) همان گونه که رؤیای دانیال شخصی را توصیف میکند که ‹مثل پسر انسان با ابرهای آسمان آمد تا سلطنت و جلال و ملکوت را بیابد› همان طور هم مکاشفه در مورد عیسی میگوید که «رئیس پادشاهان جهان» است و «با ابرها میآید و هر چشمی او را خواهد دید.» (دان ۷:۱۳، ۱۴؛ مکا ۱:۵، ۷) همچنین شباهتهای قابلتوجهی نیز بین وحوشی که دانیال در رؤیاهایش میبیند و وحوش مکاشفه وجود دارند. (دان ۷:۱-۸؛ مکا ۱۳:۱-۳؛ ۱۷:۱۲) بدون شک، مکاشفه زمینهٔ گستردهای برای مطالعهای که ایمان را تقویت میکند فراهم میآورد.
۳۰ به راستی که کتاب مکاشفه چه رؤیای شگفتانگیزی از جنبههای گوناگون ملکوت خدا در اختیار ما میگذارد! تصویری واضح از آنچه که انبیای زمان باستان، عیسی و شاگردانش در مورد ملکوت گفتند. در این نوشته تقدیس نام یَهُوَه را به وسیلهٔ ملکوت به طور کامل میبینیم: «قدّوس قدّوس قدّوس، خداوند [یَهُوَه] خدای قادر مطلق.» او مستحق است که «جلال و اکرام و قوّت را» بیابد. بدون شک اوست که قوّت عظیم خود را به دست گرفته و از طریق مسیح به سلطنت پرداخته است. این پسر که «پادشاه پادشاهان و ربّالارباب» است هنگامی که امّتها را میزند و «چَرخُشت خَمر غضب و خشم خدای قادر مطلق را زیر پای خود میافشرد» حقیقتاً چه غیرتی از خود نشان میدهد! همان طور که موضوع عالی و اصلی کتاب مقدّس مبنی بر حقانیت سلطنت یَهُوَه به اوج خود میرسد تأکید میشود که هر کسی و هر چیزی که نقشی در به واقعیت پیوستن مقاصد ملکوت خدا ایفا میکند باید مقدّس باشد. گفته میشود که برّه یعنی عیسی مسیح که «کلید داود» را دارد و همچنین فرشتگان آسمان مقدّس هستند. در مورد کسانی که سهمی از قیامت اوّل دارند گفته میشود که «خوشحال و مقدّس» هستند و تأکید میشود که «چیزی ناپاک یا کسی که مرتکب عمل زشت . . . شود» به هیچ وجه وارد «شهر مقدّس اورشلیم» نخواهد شد. بنابراین، از کسانی که با خون برّه خریده شدهاند تا «برای خدای ما پادشاهان و کَهَنه» باشند شدیداً درخواست میشود در حضور یَهُوَه مقدّس بمانند. «گروه عظیم» نیز باید رختهای خود را بشویند و آن را با خون برّه سفید کنند تا بتوانند خدمت مقدّس را به جا آورند. — مکا ۴:۸، ۱۱؛ ۱۱:۱۷؛ ۱۹:۱۵، ۱۶؛ ۳:۷؛ ۱۴:۱۰؛ ۲۰:۶؛ ۲۱:۲، ۱۰، ۲۷؛ ۲۲:۱۹؛ ۵:۹، ۱۰؛ ۷:۹، ۱۴، ۱۵.
۳۱ رؤیای باشکوه و مقدّس ملکوت خدا هنگامی در ذهن ما کاملاً و محکم نقش میبندد که جنبههای خاصّ آن را که فقط در کتاب مکاشفه آمده است مورد ملاحظه قرار دهیم. مکاشفه رؤیایی کامل از وارثان ملکوت که با برّه روی کوه صهیون ایستادهاند و سرودی جدید میخوانند که خود آنها قادر به خواندنش میباشند ارائه میدهد. فقط در مکاشفه عدد کسانی آمده است که از زمین خریده شدهاند تا وارد ملکوت شوند یعنی ۱۴۴٬۰۰۰ نفر. و تنها در مکاشفه آمده است که این عده از ۱۲ سِبط نمادین اسرائیل روحانی مهر میشوند. فقط کتاب مکاشفه است که نشان میدهد این «کاهنان و پادشاهان» که همراه با مسیح در قیامت اوّل سهیم هستند با او «هزار سال» حکومت خواهند کرد. فقط کتاب مکاشفه است که به ما دید کاملی از «شهر مقدّس اورشلیم جدید» میدهد و نیز ۱۲ دروازه و سنگهای بنای آن و پادشاهانی را که در آن با نور ابدی که یَهُوَه بر آنها میتاباند تا ابد سلطنت خواهند کرد. — ۱۴:۱، ۳؛ ۷:۴-۸؛ ۲۰:۶؛ ۲۱:۲، ۱۰-۱۴، ۲۲؛ ۲۲:۵.
۳۲ حقیقتاً میتوان گفت که رؤیای «آسمان جدید» و «شهر مقدّس اورشلیم جدید» همهٔ آنچه را که نوشتههای مقدّس از زمانهای قدیم در مورد ذریّت ملکوت پیشگویی کرده بودند خلاصه میکند. ابراهیم چشمانتظار ذریّتی بود که از او «جمیع قبایل جهان برکت خواهند یافت» و به امید «شهری با بنیاد بود که معمار و سازندهٔ آن خداست.» اکنون در رؤیای مکاشفه شهر برکات برای ما به وضوح به صورت «آسمان جدید» شناسانده میشود یعنی حکومتی جدید یا ملکوت خدا که از اورشلیم جدید (عروس) و دامادش (مسیح) تشکیل شده است. همراه با هم حکومت عادلی را بر کلّ زمین اداره خواهند کرد. یَهُوَه به انسانهای باایمان وعده میدهد که در وضعیتی شاد عاری از گناه و مرگ، «قوم او» خواهند بود مانند وضعیتی که آدم قبل از سرکشی در عدن از آن برخوردار بود. کتاب مکاشفه برای تأکید دوباره به ما میگوید که «خدا هر اشکی را از چشمان ایشان پاک خواهد کرد.» — پیدا ۱۲:۳؛ ۲۲:۱۵-۱۸؛ عبر ۱۱:۱۰؛ مکا ۷:۱۷؛ ۲۱:۱-۴.
۳۳ آری، واقعاً که چه خاتمهٔ عالیای در نوشتههای مقدّس الهامشده! چه شگفتانگیز که این ‹امور میباید به زودی واقع شود›! (مکا ۱:۱) نام یَهُوَه «که به پیامبران روح نبوّت را میبخشد» تقدیس شده است. (۲۲:۶، انجیل شریف) نبوّتهایی که ۱۶قرن به صورت نوشته بودند تحقق یافتهاند و انسانها به دلیل اَعمالی که از روی ایمان طی هزاران سال انجام دادهاند پاداش یافتهاند! «مار قدیمی» مرده است و لشکریانش نابود شدهاند و شرارت دیگر نیست. (۱۲:۹) ملکوت خدا به صورت «آسمان جدید» حکمرانی میکند و برای او جلال میآورد. انسانها تا ابد بر زمینِ بازسازیشده برکت خواهند یافت. درست مطابق مقصود یَهُوَه در اوّلین باب کتاب مقدّس انسانها زمین را پر ساخته و در آن تا ابد تسلّط نمودهاند. (پیدا ۱:۲۸) بدون تردید ثابت میشود که «تمامی کتب از الهام خداست و به جهت تعلیم و تنبیه و اصلاح و تربیت در عدالت مفید است.» تا آن زمان باشکوه، یَهُوَه از این کتب برای هدایت انسانهای باایمان استفاده میکند تا کاملاً شایسته و مجهز شوند. پس اکنون زمان آن است که این نوشتههای مقدّس را مطالعه کنید تا ایمانتان قوی شود. از فرامینی که خدا در این کتب داده است اطاعت کنید تا برکت یابید. در مسیر مستقیمی که شما را به زندگی ابدی هدایت میکند حرکت کنید. با انجام این کار شما نیز میتوانید همچون نگارندهٔ آخرین کتاب از کتاب مقدّس این کلمات پایانیاش را با اطمینان بگویید: «آمین. بیا، ای خداوند عیسی!» — ۲تیمو ۳:۱۶؛ مکا ۲۲:۲۰.
۳۴ حقیقتاً که چه شادی بینظیری اکنون میتوانیم داشته باشیم اگر «سلطنت . . . خداوند ما و مسیح او» یعنی همان ذریّتی را که باعث تقدیس ابدی نام بیهمتای یَهُوَه «خدای قادر مطلق» میشود گرامی بداریم! — مکا ۱۱:۱۵، ۱۷.
[پاورقیها]
a «پدران پیش از نیقیه» (انگل.)، جلد I، صفحهٔ ۲۴۰.
b «تاریخ کلیسا،» اوزِب، VI، xxv، ۹، ۱۰.
c «پدران پیش از نیقیه» (انگل.)، جلد I، صفحات ۵۵۹-۵۶۰.
d «زندگی قیصرها» (دومیتیانوس، XIII، ۲).