روح—بخش ۳: به هنگام مرگ چه رخ میدهد؟
جامعه ۱۲:۷ در خصوص مرگِ انسان چنین میگوید: «خاک به زمین برگردد به طوری که بود، و روح نزد خدا که آن را بخشیده بود رجوع نماید.» منظور از این که روح نزد خدا رجوع یا بازگشت میکند چیست؟ آیا روح دارای شخصیت است؟ چگونه نزد خدا بازگشت میکند؟
وصف اثرات پیری و مرگ در جامعه ۱۲:۱-۷ به زبانی شاعرانه به رشتهٔ کلام درآمده است. پس از مرگ، بدن شخص پوسیده و تجزیه میشود و دوباره بخشی از خاک زمین میگردد. اما «روح . . . نزد خدا رجوع میکند [بازمیگردد.]» پس چنین میتوان نتیجه گرفت که رابطهای میان مرگ انسان و بازگشت روح نزد خدا وجود دارد، و این موضوع نشان میدهد که زندگی انسان به گونهای به روح بستگی دارد.
واژهای که در جامعه ۱۲:۷ روح ترجمه شده است در متن اصلی آن به زبان عبری، روآخ میباشد. مترادف این واژه در زبان یونانی پْنویْما است. از آنجایی که حیات ما به تنفس کردن بستگی دارد، واژهٔ روآخ و پْنویْما را گاهی در فارسی «نَفَس» یا «نفخه» ترجمه کردهاند، با این حال این واژهها در کتاب مقدس فارسی در همهٔ موارد ترجمهٔ صحیح واژههای زبان مبدأ نیستند. در ضمن واژهٔ عبری نِشاماه و واژهٔ یونانی پنوئه نیز «نَفَس» یا «نفخه» ترجمه شدهاند. ( پیدایش ۲:۷ و اعمال ۱۷:۲۵ ملاحظه شود.) اینکه مترجمین گاهی واژهٔ «نَفَس» را به جای «روح» بکار بردهاند نشان میدهد که روآخ و پْنویْما به چیزی فاقد شخصیت اشاره میکند، چیزی که صرفاً سبب ادامهٔ حیات در شخص میشود.
از آنجایی که مرگ انسان و بازگشت روح ( عبری، روآخ ) به نزد خدا کاملاً به یکدیگر مرتبط میباشند، پس حیات انسان به روح بستگی دارد. این موضوع در هماهنگی کامل با نوشتههای دیگر کتاب مقدس میباشد. برای نمونه، مزمور ۱۰۴:۲۹ میگوید: «روی خود را میپوشانی پس مضطرب میگردند. روح آنها را قبض میکنی، پس میمیرند و به خاک خود برمیگردند.» همچنین یعقوب، یکی از شاگردان عیسی، نقل میکند: «بدن بدون روح مرده است.» ( یعقوب ۲:۲۶) پس حرکت و فعالیت بدن، در اثر وجود روح در آن است. به عبارت دیگر روح نیروی نامرئی حیات در بدن میباشد.
همانطور که در شمارههای گذشته برج دیدهبانی در سری مقالات روح مشاهده کردیم، روح یا نیروی حیات در تمام موجودات زنده وجود دارد و با عمل لقاح از نسلی به نسل بعد منتقل میشود. سخنان خدا به نوح در این خصوص حائز اهمیت است که گفت: ‹طوفانی از آب پدید خواهم آورد و هر جسدی را که روح حیات [عبری، روآخ] در آن باشد [اعم از انسان و حیوان] از زیر آسمان هلاک خواهم گرداند.›—پیدایش ۶:۱۷؛ همچنین پیدایش ۷:۱۵، ۲۲ ملاحظه شود.
همان روح یا نیروی حیاتی که انسان را قادر به انجام کارهای روزانهٔ زندگی میکند، در حیوانات نیز عمل میکند. روح چیزی نیست که بتواند با ترک بدن شخص، خصوصیات شخصیتی وی را در خود حفظ کند. برای مثال، روح نمیتواند پس از مرگ، اطلاعات موجود در سلولهای مغز را در خود حفظ نموده، به فرایند تفکر ادامه دهد. کتاب مقدس به ما میگوید: «روح او بیرون میرود و او به خاک خود برمیگردد و در همان روز فکرهایش نابود میشود.» ( مزمور ۱۴۶:۴) همچنین در جای دیگری در کتاب مقدس آمده است: «اگر او [یعنی قادر مطلق] دل خود را به وی مشغول سازد، اگر روح و نفخهٔ خویش را نزد خود بازگیرد، تمامیِ بشر با هم هلاک میشوند و انسان به خاک راجع میگردد.»—ایوب ۳۴:۱۴، ۱۵.
سرگذشت کسانی که در گذشته رستاخیز یافتهاند نیز نشان میدهد که روح فاقد شخصیت است. هیچ گونه مدرکی دال بر موجودیت هوشیار آنان طی مرگ وجود ندارد. برای نمونه، هنگامی که ایلعازَر رستاخیز یافت هیچ صحبتی در مورد چهار روزی که در مرگ خفته بود نکرد. در حالی که اگر واقعاً از نوعی موجودیت هوشیار برخوردار میبود در مورد آن صحبت میکرد و راز ناشناختهها را برای دیگران فاش میساخت.
همچنین، لازم به تذکر است که در مورد شخصی که هیچگاه نزد خدا در آسمان نبوده است نمیتوان گفت که پس از مرگ، شخصیت وی ( یعنی شخص بدون بدن جسمانیش) ‹نزد خدا رجوع مینماید.› عیسی در این خصوص به موضوع جالبی اشاره کرد. وی گفت: «کسی به آسمان بالا نرفت مگر آن کس که از آسمان پایین آمد یعنی پسر انسان.» ( یوحنا ۳:۱۳) این گفتهٔ عیسی دال بر موجودیت ماقبل بشری وی بود. چنانچه عیسی در آسمان پیش از آنکه به زمین بیاید ارواح مردگان را که به صورت شخصیتی جاودانه به آسمان رفته بودند مشاهده کرده بود، چرا گفت کسی به آسمان بالا نرفته است؟ بدین ترتیب حتی خود عیسی شاهدی بود بر این ادعا که روح، نیروی حیاتی فاقد شخصیت است.
اما آیا این روحِ فاقد شخصیت به معنی واقعی کلمه به آسمان نزد شخص خدا بازمیگردد؟ خیر، چرا که نیروی حیاتِ ما مستقیماً از طرف خدا نمیباشد. در واقع نیروی حیات با لقاح از طریق والدین به ما رسیده است. پس چنانچه روح یا نیروی حیات مستقیماً از طرف خدا نیست، چگونه میتواند به جایی که هرگز نبوده است «رجوع» یا بازگشت کند.
مفهوم بازگشت روح نزد خدا
چگونه روح یا نیرویی نامرئی و فاقد شخصیت میتواند نزد خدا بازگردد؟ آیا روح به مکان واقعی خدا در آسمان بازمیگردد؟
کتاب مقدس واژهٔ «رجوع» یا «بازگشت» را گهگاه طوری استفاده میکند که نباید آن را به مفهوم حرکت چیزی از نقطهای به نقطهٔ دیگر استنباط کرد. برای مثال، یَهُوَه از طریق نبی خود به اسرائیلیان عهدشکن گفت: «بسوی من بازگشت نمایید و من بسوی شما بازگشت خواهم کرد.» ( ملاکی ۳:۷) مسلماً این جمله به این مفهوم نبود که اسرائیلیان میبایست زمین را ترک کرده، نزد خدا حاضر میشدند و یا اینکه خدا جایگاه خود را در آسمان ترک میکرد تا با آنها بر روی زمین به سر برد. «بازگشت» اسرائیلیان به سوی خدا بدین مفهوم بود که میبایست اعمال نادرست خود را ترک میکردند و از فرامین عادلانهٔ یَهُوَه پیروی و اطاعت مینمودند. همچنین «بازگشت» یَهُوَه به سوی اسرائیل به این معنا بود که خدا دوباره با نظر لطف به امت خویش نگاه میکرد. واژهٔ «بازگشت» در هر دو مورد بر نوعی رفتار و نگرش دلالت دارد، و نه حرکت شیء یا شخصی از مکانی به مکان دیگر.
انتقال پروانهٔ تجارت و یا ملک از دست شخص یا گروهی به دست شخص یا گروهی دیگر، گواه دیگری بر این حقیقت است که در بازگشت یا انتقال صرفاً مفهوم حرکت وجود ندارد. برای نمونه، ممکن است کنترل راهآهن کشور از دست شرکتی خصوصی به دست شرکتی دولتی انتقال یابد. در هنگام چنین انتقالی ماشینآلات راهآهن و حتی اسناد و مدارک در همان محل سابق باقی میمانند، تنها اختیارات انتقال پیدا میکند، یا به عبارت دیگر دست به دست میشود.
در مورد روح یا نیروی حیات نیز وضع به همین منوال است. ‹رجوع روح نزد خدا› به مفهوم انتقال آن از زمین به قلمرو آسمانی نیست. آنچه هنگام مرگ از دست مخلوق هوشمند خارج شده، در دست خدا قرار میگیرد، هدیه و موهبت موجودیت است. فعال ساختن دوبارهٔ بدن بویژه مستلزم روح یا نیروی حیات است که اختیار آن در دست خداست.—مزمور ۳۱:۵؛ لوقا ۲۳:۴۶.
وضعیت چنین شخصی همچون محکومی است که به قاضی میگوید: ‹زندگی و حیات من در دست شماست.› منظور وی این است که زندگیاش بستگی به تصمیم قاضی دارد. حق انتخاب از محکوم گرفته شده است. تصمیم به ادامهٔ حیات دیگر در دست او نمیباشد.
پس از مرگ نیز شخص دیگر بر روح یا نیروی حیات خود اختیاری ندارد. بازگشت روح به نزد خدا بدین معناست که اختیار بر زندگی آیندهٔ شخص تنها در دست خداست. برگرداندن روح یا نیروی حیات به شخص کاملاً بستگی به خدا دارد.
آیا دانستن این حقیقت در مورد روح تمام درها را برای حیات پس از مرگ به روی ما میبندد؟ آیا راهی برای زندگی دوباره وجود دارد؟
آیا مردگان دوباره زنده میشوند؟
آموزش کتاب مقدس در خصوص وضعیت عزیزان از دست رفتهمان ذهن ما را از بیم و نگرانی بیش از حد آزاد میکند. اینکه آن عزیزان در حال عذاب کشیدن نمیباشند ما را بیش از پیش از محبت و عدالت یَهُوَه مطمئن میکند. حال ممکن است از خود سؤال کنیم که چنانچه پس از مرگ شخص فقط به قبر میرود، چه امیدی برای وی وجود دارد؟ کتاب مقدس به ما در مورد امیدی شگرف، که همانا حیات دوباره باشد، آموزش میدهد.
عیسی مسیح در مدت خدمت خود با حیات بخشیدن به مردگان، قدرت خود را بر ضد مرگ نشان داد. ( لوقا ۷:۱۱-۱۶؛ یوحنا ۱۱:۳۹-۴۴) زنده کردن آن افراد شمهای بود از آنچه در آینده، یعنی در سیستم جدید خدا، در سطحی بسیار وسیعتر به انجام خواهد رساند. این امید دلگرمکننده در واقع خالی شدن قبر عامهٔ بشر از انسانهایی است که به حالت غیرهوشیار در مرگ آرمیدهاند. ( مکاشفه ۲۰:۱۳) البته گروه کوچکی هستند که هنگام رستاخیز، بدیشان بدنی روحانی عطا میشود و مانند عیسی مسیح به جلال آسمانی نائل میآیند. ( رومیان ۶:۵) اما اکثر انسانها به زندگی بر روی زمینی بازخواهند گشت که به شکل بهشت درآمده است.—اعمال ۲۴:۱۵؛ لوقا ۲۳:۴۳.
مردگانی که در سیستم جدید خدا رستاخیز مییابند چنانچه به طریقهای عادلانهٔ یَهُوَه عمل نمایند هرگز نخواهند مرد. ( اشعیا ۲۵:۸) چنین برکت عظیمی که یَهُوَه خدا نصیب بشر نموده است ما را به شوق میآورد که معرفت خویش را در مورد او و فرستادهاش عیسی مسیح افزایش دهیم. با این کار میتوانیم به زندگی ابدی و موهبتهای بیشمار دیگر نائل آییم.