کتابخانهٔ آنلاین نشریات شاهدان یَهُوَه
کتابخانهٔ آنلاین
نشریات شاهدان یَهُوَه
فارسی
  • کتاب مقدّس
  • نشریات
  • جلسات
  • ک-‏شجاع فصل ۸ ص ۴۴-‏۴۷
  • تسلیم وسوسه نشد

ویدیویی برای انتخاب شما موجود نیست.

متأسفانه، پخش ویدیو ممکن نیست.

  • تسلیم وسوسه نشد
  • شجاع باش و از خدا پیروی کن
  • عنوان‌های فرعی
  • مطالب مشابه
  • تحقیق کنید
  • تعمّق روی نکته‌های کاربردی
  • دیدی وسیع‌تر
  • مطالب بیشتر
  • برده‌ای که از خدا اطاعت کرد
    درس‌های آموزنده از کتاب مقدّس
  • از عهدهٔ مسئولیتی مهم برآمد
    شجاع باش و از خدا پیروی کن
  • ‏«چگونه مرتکب این شرارت بزرگ بشوم؟‏»‏
    برج دیده‌بانی ۲۰۱۵
  • یَهُوَه شما را موفق می‌سازد
    برج دیده‌بانی (‏برای مطالعه در جماعات)‏ ۲۰۲۳
لینک‌های بیشتر
شجاع باش و از خدا پیروی کن
ک-‏شجاع فصل ۸ ص ۴۴-‏۴۷

۸ یوسِف

تسلیم وسوسه نشد

نسخهٔ چاپ‌شده
نسخهٔ چاپ‌شده

یوسِف از جوانی برای پدرش یعقوب عزیز بود.‏ یَهُوَه هم خیلی او را دوست داشت.‏ با این همه یوسِف زندگی راحت و بی‌دردسری نداشت.‏ برادرانش از او متنفر بودند.‏ وقتی دیدند پدرشان توجه خاصّی به یوسِف دارد و بین آن‌ها فرق می‌گذارد،‏ حسودی کردند و از یوسِف کینه به دل گرفتند.‏ یک شب،‏ یَهُوَه در خواب به یوسِف نشان داد که روزی کل خانواده‌اش جلوی او تعظیم می‌کنند.‏ وقتی برادرانش این را شنیدند،‏ دیگر چشم دیدن یوسِف را نداشتند.‏

یک روز وقتی یوسِف تقریباً ۱۷ یا ۱۸ ساله بود،‏ پدرش او را فرستاد تا از حال برادرانش که از گله نگهداری می‌کردند،‏ باخبر شود.‏ او چند روز در راه بود تا بالاخره پیش برادرانش رسید.‏ اما آن‌ها وحشیانه به او حمله کردند و او را در یک چاه خالی انداختند.‏ آن‌ها هیچ توجهی به فریادهای کمک و التماس یوسِف نکردند.‏ اول با سنگدلی نقشه کشیدند که او را بکشند،‏ اما بعد تصمیم گرفتند او را به تاجرانی که از آنجا رد می‌شدند بفروشند.‏ بعد به پدرشان دروغ گفتند و کاری کردند تا او باور کند که یک حیوان وحشی یوسِف را کشته است.‏ اما ماجرا از این قرار بود که تاجران،‏ یوسِف را به جایی دور برده بودند.‏ او در مصر به عنوان برده فروخته شده بود و صاحبش،‏ یکی از درباریان فرعون به اسم فوتیفار بود.‏

آیا یوسِف غرق غم و غصه شد؟‏ او در این لحظه از زندگی‌اش می‌توانست تسلیم یأس و ناامیدی شود.‏ اما او شجاع بود و سخت کار کرد.‏ یوسِف هرچه در توانش بود انجام داد.‏ برای همین کتاب مقدّس می‌گوید:‏ «یَهُوَه با یوسِف بود» و او را در هر کاری موفق می‌کرد.‏ بعد از مدتی فوتیفار مسئولیت خانه و تمام دارایی‌اش را دست یوسِف سپرد.‏

اما مشکلات یوسِف تمامی نداشت.‏ چشم زن اربابش دنبالش بود.‏ آن زن مدام می‌خواست توجه او را جلب کند،‏ چون یوسِف مرد خوش‌هیکل و جذابی شده بود.‏ او حتی به یوسِف می‌گفت:‏ «با من همخواب شو.‏» یوسِف چه واکنشی نشان داد؟‏ او دور از چشم خانواده‌اش بود.‏ تازه،‏ به عنوان یک برده اختیارش دست خودش نبود؛‏ اربابانش می‌توانستند هر طور که دلشان می‌خواست،‏ با او رفتار کنند.‏ زن فوتیفار این قدرت را داشت که زندگی را به کام یوسِف تلخ کند.‏ آیا یوسِف تسلیم او شد یا با شجاعت در مقابلش ایستاد و پیشنهادش را رد کرد؟‏

یوسِف در خانهٔ فوتیفار مشغول کار است و یک کوزهٔ گلی در دستش است.‏ زن فوتیفار بیرون اتاق خوابش ایستاده و به یوسِف زل زده است و امیدوار است که بتواند یوسِف را وسوسه کند.‏ یوسِف به او نگاه نمی‌کند.‏

یوسِف می‌دانست که زن اربابش می‌تواند زندگی را به کامش تلخ کند،‏ پس چطور توانست خواستهٔ او را رد کند؟‏

کتاب مقدّس می‌گوید:‏ «یوسِف پیشنهاد همسر اربابش را رد کرد.‏» او به آن زن گفت که اربابم به من کاملاً اعتماد کرده و من به او خیانت نمی‌کنم.‏ یوسِف حتی دلیل مهم‌تری داشت و گفت:‏ «من چطور می‌توانم این کار زشت را انجام بدهم و به خدا گناه کنم؟‏» محبت یوسِف به یَهُوَه،‏ به او شجاعت داد تا با قاطعیت آن پیشنهاد را رد کند.‏ اما زن فوتیفار کوتاه نمی‌آمد و «هر روز» به او اصرار می‌کرد.‏ یک روز که هیچ‌کدام از خدمتکاران خانه نبودند،‏ او لباس یوسِف را گرفت و گفت:‏ «با من همخواب شو!‏» یوسِف فرار کرد،‏ اما لباسش در دست آن زن ماند.‏ او آن لباس را به فوتیفار نشان داد و گفت که یوسِف قصد داشته به او تجاوز کند.‏ فوتیفار به شدّت عصبانی شد و یوسِف را به زندان انداخت.‏

یوسِف را به سیاه‌چال بردند.‏ پاهایش را با غُل و زنجیر بستند و یک حلقهٔ آهنی دور گردنش انداختند.‏ (‏مزمور ۱۰۵:‏​۱۷،‏ ۱۸‏)‏ یوسِف ممکن بود خیلی زود امیدش را از دست بدهد و فکر کند که یَهُوَه رهایش کرده.‏ اما او اعتمادش را به یَهُوَه حفظ کرد.‏ یوسِف در زندان سخت کار کرد و یَهُوَه به او برکت داد.‏ چیزی نگذشت که رئیس زندان مسئولیت مهمی به او واگذار کرد.‏ او سال‌ها با شجاعت شرایط زندان را تحمّل کرد.‏

یوسِف شجاع و باایمان بود،‏ برای همین یَهُوَه از او استفاده کرد.‏ سال‌ها بعد،‏ یَهُوَه در دو خواب،‏ اتفاقات آینده را به فرعون نشان داد و به یوسِف توانایی تعبیر آن‌ها را داد.‏ یوسِف به فرعون گفت که معنی خواب‌هایش این است که هفت سال فراوانی نعمت دارند و بعد از آن هفت سال،‏ قحطی می‌شود.‏ فرعون آنقدر تحت تأثیر قرار گرفت که یوسِف را مسئول رسیدگی به آن بحران کرد.‏ او یوسِف را بعد از خودش قدرتمندترین مقام مصر کرد.‏ یک روز برادران یوسِف برای تهیهٔ آذوقه به مصر آمدند و بدون این که یوسِف را بشناسند به او تعظیم کردند.‏ در نتیجه خوابی که یوسِف در جوانی دیده بود،‏ به تحقق رسید.‏ برادرانش هم در این سال‌ها تغییر کرده بودند و رفتار بهتری داشتند.‏ یوسِف،‏ همان برادری که زمانی از او نفرت داشتند،‏ حالا آن‌ها و پدرشان را نجات داد و آیندهٔ قوم اسرائیل را تضمین کرد.‏ به این ترتیب،‏ یوسِف هم مصریان و هم خانوادهٔ خودش را از قحطی نجات داد.‏ همهٔ این برکت‌ها به خاطر شجاعت یوسِف و ایمانی که به یَهُوَه داشت به دست آمد.‏

این آیه‌ها را بخوانید:‏

  • پیدایش ۳۷:‏​۱-‏۳۶؛‏ ۳۹:‏​۱-‏۲۳؛‏ ۴۱:‏۱–‏۴۵:‏⁠۲۸

در این مورد گفتگو کنید:‏

یوسِف چطور شجاعت نشان داد؟‏

تحقیق کنید

  1. ۱.‏ کدام اکتشافات باستان‌شناسی ثابت می‌کنند که گزارش زندگی یوسِف در مصر دقیق و درست است؟‏ (‏بیدا ۱۱/‏۱۰ ص ۱۵ ¶۲‏)‏

  2. ۲.‏ یوسِف از کجا می‌دانست که از نظر یَهُوَه زنا یک «کار زشت» است؟‏ (‏پیدایش ۳۹:‏۹‏؛‏ ب۲۲/‏۸ ص ۲۶ ¶۲‏)‏

  3. ۳.‏ چرا یَهُوَه اجازه داد که یوسِف مقام خیلی بالایی در مصر داشته باشد؟‏ (‏ب۹۶ ۱/‏۵ ص ۱۹ ¶۴‏)‏ تصویر ۱

    یوسِف در مقام نخست‌وزیر مصر به دو خدمتکار دستور می‌دهد.‏

    تصویر ۱

  4. ۴.‏ چه چیز نشان می‌دهد که یوسِف حتی در ۱۱۰ سالگی ایمان قوی‌ای داشت؟‏ (‏پیدایش ۵۰:‏​۲۵،‏ ۲۶‏؛‏ ب۰۷ ۱/‏۶ ص ۲۹ ¶۱۰-‏۱۱‏)‏ تصویر ۲

    اسرائیلیان تابوتی که استخوان‌های یوسِف در آن است را با خودشان به سرزمین موعود می‌برند.‏

    تصویر ۲

تعمّق روی نکته‌های کاربردی

  • اگر یکی از هم‌ایمانانم با من بدرفتاری کند،‏ برخورد یوسِف با برادرانش چطور به من کمک می‌کند؟‏ (‏پیدایش ۴۵:‏​۴،‏ ۵؛‏ ۵۰:‏​۱۹-‏۲۱‏)‏

  • یوسِف حتی وقتی که دور از خانواده‌اش بود،‏ به یَهُوَه وفادار ماند.‏ نمونهٔ او چطور به من در شرایط زیر کمک می‌کند:‏

    • در مدرسه؟‏ تصویر ۳

      خواهر جوانی از مدرسه به خانه می‌رود.‏ هم‌کلاسی‌هایش سیگار الکترونیکی می‌کشند و به او خیره شده‌اند.‏ اما او با اعتمادبه‌نفس به راهش ادامه می‌دهد.‏

      تصویر ۳

    • در مسافرت؟‏ تصویر ۴

      برادر جوان و متأهلی به یک سفر کاری رفته.‏ او کلید اتاقش را از پذیرش هتل تحویل می‌گیرد.‏ همزمان خانم جذابی کلید اتاقش را تحویل می‌گیرد.‏ او به برادرمان زل زده است.‏

      تصویر ۴

    • در استفاده از موبایل یا وسایل الکترونیکی؟‏ تصویر ۵

      برادر جوانی روی تخت دراز کشیده و به صفحهٔ موبایلش زل زده.‏

      تصویر ۵

  • چطور می‌توانم مثل یوسِف شجاع باشم؟‏

دیدی وسیع‌تر

  • از این گزارش در مورد یَهُوَه چه یاد می‌گیرم؟‏

  • از این گزارش در مورد مقصود و خواست یَهُوَه چه یاد می‌گیرم؟‏

  • در دنیای جدید می‌خواهم چه سؤالی از یوسِف بپرسم؟‏

مطالب بیشتر

یهُوَه جلوی سختی‌های یوسِف را نگرفت،‏ اما به او قدرت تحمّل سختی‌ها را داد.‏ یَهُوَه چطور به شما کمک می‌کند؟‏

‏«یَهُوَه شما را موفق می‌سازد»‏ (‏ب۲۳/‏۱ ص ۱۴-‏۱۹)‏

اگر بچه‌ها رفتار بدی از هم‌سن و سالانشان ببینند،‏ چطور می‌توانند مثل یوسِف با آن‌ها برخورد کنند؟‏

پایداری با وجود رفتار ناعادلانه (‏۳۱:‏⁠۱)‏

    نشریات فارسی (‏۱۹۹۳-‏۲۰۲۶)‏
    خروج
    ورود
    • فارسی
    • هم‌رسانی
    • تنظیم سایت
    • Copyright © 2026 Watch Tower Bible and Tract Society of Pennsylvania
    • شرایط استفاده
    • حفظ اطلاعات شخصی
    • تنظیمات مربوط به حریم شخصی
    • JW.ORG
    • ورود
    هم‌رسانی