کتابخانهٔ آنلاین نشریات شاهدان یَهُوَه
کتابخانهٔ آنلاین
نشریات شاهدان یَهُوَه
فارسی
  • کتاب مقدّس
  • نشریات
  • جلسات
  • پ‌ج فصل ۱۶ ص ۱۲۷-‏۱۳۲
  • آیا نحوهٔ غصه خوردن من طبیعی است؟‏

ویدیویی برای انتخاب شما موجود نیست.

متأسفانه، پخش ویدیو ممکن نیست.

  • آیا نحوهٔ غصه خوردن من طبیعی است؟‏
  • پرسشهای جوانان—پاسخهای مفید
  • عنوان‌های فرعی
  • مطالب مشابه
  • انکار واقعه
  • ‏«چطور تونست این کار را با من بکنه؟‏»‏
  • ‏«ای کاش .‏ .‏ .‏ »‏
  • ‏«به دوستام چی بگم؟‏»‏
  • با غم خود روبرو شو
  • احساسات خودت را به دیگران بگو
  • اعضای خانواده یکدیگر را دلداری دهند
  • امیدی که قوت قلب می‌بخشد
  • چطور می‌توانم با غمی که دارم زندگی کنم؟‏
    وقتی کسی که دوستش دارید می‌میرد
  • آیا چنین احساسی طبیعی است؟‏
    وقتی کسی که دوستش دارید می‌میرد
  • دیگران چگونه می‌توانند کمک کنند؟‏
    وقتی کسی که دوستش دارید می‌میرد
  • چطور می‌توانم مرگ یکی از عزیزانم را تحمّل کنم؟‏
    پرسش‌های جوانان
لینک‌های بیشتر
پرسشهای جوانان—پاسخهای مفید
پ‌ج فصل ۱۶ ص ۱۲۷-‏۱۳۲

فصل ۱۶

آیا نحوهٔ غصه خوردن من طبیعی است؟‏

میچِل روز مرگ پدرش را به یاد می‌آورد و می‌گوید:‏ «خیلی جا خورده بودم.‏ .‏ .‏ .‏ مدام به خودم می‌گفتم،‏ ‹نمی‌تونه حقیقت داشته باشه.‏› »‏

شاید در حال حاضر یکی از عزیزان تو هم درگذشته باشد —‏ یکی از والدینت،‏ برادرت،‏ خواهرت و یا دوستت.‏ امکان دارد علاوه بر احساس غم،‏ احساس عصبانیت،‏ گیجی و حیرت و ترس نیز به تو دست بدهد.‏ هرچه سعی می‌کنی نمی‌توانی جلوی اشک خودت را بگیری.‏ شاید غم و دردت را توی خودت می‌ریزی.‏

در واقع،‏ عکس‌العمل و واکنش عاطفی در هنگام مرگ یک عزیز،‏ امری کاملاً طبیعی است.‏ حتی عیسی مسیح نیز وقتی شنید که یکی از دوستان صمیمی‌اش مرده است ‹اشک از چشمانش سرازیر شد› و «از دل آهی کشید.‏» (‏ یوحنا ۱۱:‏⁠۳۳-‏۳۶‏،‏ انجیل شریف؛‏ با ۲سموئیل ۱۳:‏⁠۲۸-‏۳۹ مقایسه شود.‏)‏ با دانستن اینکه دیگران هم زمانی احساس تو را داشته‌اند،‏ احتمالاً بهتر خواهی توانست بر غم و اندوه خود فائق آیی.‏

انکار واقعه

ابتدا ممکن است مات و مبهوت شوی.‏ شاید در دل خود آرزو کنی که همهٔ اینها فقط کابوس باشد و کسی آمده،‏ تو را از خواب بیدار کند،‏ آنوقت چشم باز کنی و ببینی که هیچ اتفاق بدی نیفتاده است.‏ برای مثال،‏ مادر سیندی بر اثر سرطان درگذشته است.‏ سیندی شرح می‌دهد:‏ «هنوز نتوانسته‌ام بپذیرم که مادرم دیگه زنده نیست.‏ گاهی جریانی پیش میاد که احتمالاً در گذشته هم نظیر آن پیش آمده و با مامان صحبتش را کرده‌ام،‏ ولی یکدفعه به خودم میگم،‏ ‹اینو باید برای مامان تعریف کنم.‏› »‏

افراد عزادار و داغدیده معمولاً واقعهٔ مرگ را انکار می‌کنند.‏ آنان شاید فکر کنند که احتمال دارد ناگهان شخص متوفا را در خیابان،‏ اتوبوس یا مترو ببینند.‏ تشابهات و اتفاقات زودگذری ممکن است این امید را در دل آنان به وجود آورد که واقعهٔ مرگ عزیزشان،‏ خیال و کابوسی بیش نبوده است.‏ به خاطر داشته باش که خدا انسان را برای زندگی کردن خلق کرد،‏ نه برای مردن.‏ (‏ پیدایش ۱:‏۲۸؛‏ ۲:‏⁠۹‏)‏ از این جهت،‏ کاملاً طبیعی است که ما نمی‌توانیم مرگ را بپذیریم.‏

‏«چطور تونست این کار را با من بکنه؟‏»‏

حتی اگر بعضی مواقع از دست متوفا تا حدی عصبانی شدی،‏ تعجب نکن.‏ سیندی به یاد می‌آورد:‏ «بعد از مرگ مادرم،‏ بعضی وقتها توی خیال خودم به او می‌گفتم،‏ ‹به ما نگفتی که دیگه زیاد زنده نمی‌مونی.‏ یکدفعه ما را گذاشتی و رفتی.‏› احساس کردم که به حال خودم رها شده‌ام.‏»‏

مرگ برادر و خواهر یک جوان نیز ممکن است چنین احساسی را در او به وجود آورد.‏ مینا می‌گوید:‏ «یک کمی مسخره است که آدم از دست شخص مرده عصبانی بشه،‏ ولی وقتی خواهرم را از دست دادم دلخور و عصبانی بودم.‏ فکرهایی به سرم می‌زد و به خودم می‌گفتم،‏ ‹چطور تونست همین جوری بمیره و من را تنها بگذاره؟‏ چطور تونست این کار را با من بکنه؟‏› » بعضی هم به دلیل درد و غم حاصل از مرگ خواهر یا برادرشان از دست آنان عصبانی می‌شوند.‏ بعضی دیگر فکر می‌کنند که در حقشان قصور و کوتاهی شده است و یا شاید دلشان رنجیده باشد چونکه والدینشان تمام وقت و توجه خود را صرف خواهر یا برادر مریض‌شان کرده‌اند،‏ تا وقتی که او درگذشته است.‏ والدین داغدار،‏ از ترس اینکه مبادا فرزند دیگری را از دست بدهند ناگهان بیش از حد از او حمایت می‌کنند و این عمل آنان،‏ می‌تواند خصومت را در فرزندانشان نسبت به آن فرزندی که درگذشته است ایجاد کند.‏

‏«ای کاش .‏ .‏ .‏ »‏

احساس تقصیر نیز عکس‌العملی کاملاً معمول است.‏ شک و تردیدهای زیادی به ذهن شخص داغدیده خطور می‌کند همچون:‏ ‹کار بیشتری هم از دستمان بر می‌آمد؟‏ نظر دکتر دیگری را هم باید می‌پرسیدیم؟‏› سپس شخص غصه‌دار شروع می‌کند به احساس ندامت کردن.‏ ‏‹ای کاش آنقدر با او دعوا و بگومگو نمی‌کردم.‏› ‏‹ای کاش با او مهربون‌تر می‌بودم.‏› ‏‹ای کاش من به جای او به فروشگاه می‌رفتم.‏›‏

میچِل می‌گوید:‏ «ای کاش صبورتر می‌بودم و بیشتر موقعیت بابام را درک می‌کردم.‏ ای کاش بیشتر کارهای خونه را انجام می‌دادم تا وقتی می‌آمد خونه همهٔ کارها سر او خراب نمی‌شد.‏» اِلیزا نیز تعریف می‌کند:‏ «خیلی مسائل بین من و مامان بود که هنوز حل نشده بود،‏ ولی یکدفعه مریض شد و فوت کرد.‏ الآن خیلی احساس تقصیر می‌کنم.‏ دارم فکر می‌کنم چه چیزهایی را باید به او می‌گفتم و چه چیزهایی را نباید به او می‌گفتم؛‏ چقدر در حق او اشتباه کردم.‏»‏

امکان دارد حتی خودت را به موجب واقعهٔ مرگ سرزنش کنی.‏ سیندی به یاد می‌آورد:‏ «به خاطر جر و بحثهایی که با مامانم کرده بودم احساس تقصیر می‌کردم؛‏ چقدر اذیتش کردم.‏ فکر می‌کردم به خاطر اذیتهای من بود که مریضی‌اش بدتر شده بود.‏»‏

‏«به دوستام چی بگم؟‏»‏

مادری بیوه در مورد پسرش تعریف می‌کند:‏ «جانی دوست نداشت به رفقاش بگه که پدرش فوت کرده.‏ از این بابت خجالت می‌کشید و همین مسئله بود که عصبانی‌اش می‌کرد.‏»‏

کتاب مرگ و غصه در خانواده توضیح می‌دهد:‏ «یکی از مهمترین سؤالهایی که برای جوانان [جوانانی که خواهر یا برادر خود را از دست می‌دهند] مطرح می‌شود،‏ این است:‏ ‹به دوستام چی بگم؟‏› این جوانان غالباً فکر می‌کنند که دوستانشان قادر نیستند احساسات ایشان را بفهمند.‏ وقتی جوانی سعی می‌کند دربارهٔ مصیبت خود صحبت کند،‏ امکان دارد دوستانش با نگاهی مات و متحیر به او بنگرند.‏ .‏ .‏ .‏ در نتیجه،‏ آن جوان ممکن است احساس رانده شدن،‏ تنهایی و یا احساس عجیب دیگری بکند.‏»‏

امّا این را هم تشخیص بده که بعضی اوقات دیگران نمی‌دانند چه باید به دوست داغدیدهٔ خود بگویند —‏ در نتیجه سکوت می‌کنند.‏ مصیبت تو ممکن است موجب شود دوستانت فکر کنند شاید روزی خود آنان عزیزی را از دست بدهند.‏ از آنجایی که آنان دوست ندارند به چنین چیزی فکر کنند،‏ ممکن است از تو دوری کنند.‏

با غم خود روبرو شو

با دانستن این موضوع که غم و غصهٔ تو امری کاملاً طبیعی است،‏ بهتر می‌توانی با آن کنار بیایی.‏ اگر حقیقت را انکار کنی غصه‌ات ادامه پیدا می‌کند.‏ بعضی از خانواده‌ها سر سفرهٔ غذا جایی خالی برای شخص متوفا نگاه می‌دارند،‏ گویی او قرار است بیاید و با آنان غذا بخورد.‏ امّا خانواده‌ای دیگر تصمیم گرفتند به نحو دیگری با مسئله روبرو شوند.‏ زن خانواده می‌گوید:‏ «دیگه مثل سابق سر میز غذا نمی‌نشستیم.‏ شوهرم روی صندلی دِیوید می‌نشست و اینطوری تونستیم جای خالی او را پر کنیم.‏»‏

احتمالاً خیلی چیزها را می‌بایست در گذشته به متوفا می‌گفتی و خیلی چیزها را نمی‌بایست می‌گفتی،‏ امّا بدان که این کار تو دلیل مرگ عزیزت نبوده است.‏ بعلاوه،‏ «همهٔ ما اغلب مرتکب خطایائی می‌شویم.‏» —‏ یعقوب ۳:‏۲‏،‏ ا ش.‏

احساسات خودت را به دیگران بگو

دکتر اِرل گرُلمَن توصیه می‌کند:‏ «این بتنهایی کافی نیست که به احساسات متعارض خود پی ببریم بلکه باید آشکارا با آنها دست و پنجه نرم کنیم.‏ .‏ .‏ .‏ اکنون زمانی است که فرد جوان احساسات خودش را به شخص دیگری بگوید.‏» بلی،‏ الآن وقت آن نیست که از دیگران دوری نموده،‏ خودت را منزوی کنی.‏ —‏ امثال ۱۸:‏⁠۱‏.‏

دکتر گرُلمَن می‌گوید،‏ اگر کسی این واقعیت غم‌انگیز [مرگ] را انکار نماید،‏ «فقط زمان درد و رنج را طولانی‌تر می‌کند و روند غصه خوردن را به تأخیر می‌اندازد.‏» او پیشنهاد می‌کند:‏ «شخصی را پیدا کن که با کمال میل به حرفهایت گوش کند یعنی دوستی که می‌داند و می‌فهمد که احساسات تو،‏ عکس‌العملی طبیعی در برابر غم و اندوهی فراوان است.‏» پدر یا مادر،‏ برادر،‏ خواهر،‏ دوست و یا پیری در جماعت مسیحی معمولاً می‌تواند تو را یاری و تقویت کند.‏

در مورد گریه کردن چطور؟‏ دکتر گرُلمَن می‌افزاید:‏ «در مورد بعضی افراد،‏ گریه کردن بهترین علاج و درمان به منظور رفع فشار عاطفی است،‏ چه برای مردان و چه برای زنان و کودکان.‏ گریه کردن عملی طبیعی برای تسلی یافتن و تقلیل ترس و درد است.‏»‏

اعضای خانواده یکدیگر را دلداری دهند

هنگامی که عزیزی را از دست می‌دهی،‏ والدینت نیز در شمار افرادی هستند که می‌توانند تو را بسیار دلداری دهند —‏ تو هم می‌توانی آنان را دلداری دهی.‏ برای مثال،‏ جِین و سارا اهل انگلستان،‏ برادر ۲۳ سالهٔ خود،‏ دارال را از دست دادند.‏ چگونه آنان توانستند با چنین مصیبت و اندوهی به زندگی خود ادامه دهند؟‏ جِین تعریف می‌کند:‏ «از آنجایی که ما چهار نفر بودیم،‏ من همیشه دور و بر بابا بودم و سارا هم دور و بر مامان.‏ اینجوری هیچ کدام از ما تنها نبودیم.‏» جِین ادامه داده،‏ می‌گوید:‏ «تا آن موقع ندیده بودم که بابا گریه بکنه.‏ یادم میاد که بابا چند بار گریه کرد و این از لحاظی خوب بود؛‏ وقتی فکرش را می‌کنم می‌بینم چقدر خوب شد که من پیشش بودم و تونستم او را تسلی بدم.‏»‏

امیدی که قوت قلب می‌بخشد

پسر جوانی به نام دِیوید اهل انگلستان،‏ خواهر ۱۳ ساله‌ای داشت به نام ژانِت که مبتلا به آماس بدخیم غدد لنفی شد و درگذشت.‏ دِیوید تعریف می‌کند:‏ «یک چیزی که به من خیلی کمک کرد آیه‌ای بود که در سخنرانی مراسم خاکسپاری نقل شد که می‌گه:‏ ‹زیرا خدا روزی را معین فرمود که جهان را با راستی و درستی بوسیلهٔ شخصی که برگزیدهٔ خود اوست یعنی عیسی،‏ داوری فرماید و برای اثبات این حقیقت او را پس از مرگ زنده کرد.‏› بعد در رابطه با موضوع رستاخیز،‏ سخنران بر روی کلمهٔ ‹اثبات› تأکید کرد.‏ از آن موقع به بعد،‏ این مسئله خیلی به من قوت قلب می‌دهد.‏» —‏ اعمال ۱۷:‏۳۱‏،‏ ا ش؛‏ همچنین مرقس ۵:‏⁠۳۵-‏۴۲؛‏ ۱۲:‏⁠۲۶،‏ ۲۷؛‏ یوحنا ۵:‏⁠۲۸،‏ ۲۹؛‏ ۱قرنتیان ۱۵:‏⁠۳-‏۸ ملاحظه شود.‏

کتاب مقدس به ما امید می‌دهد که مردگان از مرگ خواهند برخاست ولی این امید،‏ غم و اندوه ما را منتفی نمی‌کند.‏ تو هرگز عزیز خودت را فراموش نخواهی کرد.‏ با وجود این،‏ وعده‌های کتاب مقدس به بسیاری از انسانهایی که عزیزان خود را از دست داده‌اند تسلی خاطر داده و به این سبب،‏ درد و اندوه‌شان تدریجاً تبدیل به امید شده است.‏

پرسشهایی برای گفتگو

▫چنانچه عزیزی را از دست بدهی آیا فکر می‌کنی غصه خوردن و ماتم گرفتن،‏ امری طبیعی است؟‏

▫چه احساساتی ممکن است به شخص داغدیده دست بدهد و دلیل آن چیست؟‏

▫جوان داغدیده به چه طریقهایی می‌تواند احساسات خود را تحت تسلط درآورد؟‏

▫چگونه می‌توانی فرد داغدیده‌ای را تسلی دهی؟‏

‏[نکتهٔ برجسته‌شده در صفحهٔ ۱۲۸]‏

‏«هنوز نتوانسته‌ام بپذیرم که مادرم دیگه زنده نیست.‏ گاهی .‏ .‏ .‏ یکدفعه به خودم میگم،‏ ‹اینو باید برای مامان تعریف کنم› »‏

‏[نکتهٔ برجسته‌شده در صفحهٔ ۱۳۱]‏

‏«بعد از مرگ مادرم،‏ .‏ .‏ .‏ توی خیال خودم به او می‌گفتم،‏ ‹به ما نگفتی که دیگه زیاد زنده نمی‌مونی.‏ یکدفعه ما را گذاشتی و رفتی.‏› احساس کردم که به حال خودم رها شده‌ام»‏

‏[تصویر در صفحهٔ ۱۲۹]‏

‏«چطور می‌تونست یک همچین اتفاقی برای من بیفته؟‏»‏

‏[تصویر در صفحهٔ ۱۳۰]‏

وقتی عزیزی را از دست می‌دهیم،‏ احتیاج داریم شخصی دلسوز به ما توجه نشان دهد

    نشریات فارسی (‏۱۹۹۳-‏۲۰۲۶)‏
    خروج
    ورود
    • فارسی
    • هم‌رسانی
    • تنظیم سایت
    • Copyright © 2026 Watch Tower Bible and Tract Society of Pennsylvania
    • شرایط استفاده
    • حفظ اطلاعات شخصی
    • تنظیمات مربوط به حریم شخصی
    • JW.ORG
    • ورود
    هم‌رسانی