پاورقی
c روح یا نیروی حیات، شخص نیست. کتاب مقدس در اشاره به رُوآخ یا نیروی حیات، اظهار میدارد که آن نه فقط در انسانها بلکه در حیوانات نیز وجود دارد. (پیدا. ۶:۱۷؛ ۷:۱۵، ۲۲) جامعه ۳:۱۸-۲۲ نشان میدهد که انسان نیز همانند حیوانات میمیرد زیرا «برای همه یک نَفَس [روح، (عبری: وِرُوآخ،)] است،» و از لحاظ نیروی حیات که هم انسان و هم حیوان از آن برخوردارند، «انسان بر بهایم برتری ندارد.» از این رو، بدیهی و آشکار است که ‹روح› یا نیروی حیات (رُوآخ)، در این مورد استعمال به معنی شخص نمیباشد. به عنوان مثال، میتوان روح را به نیروی نامرئی دیگری همچون جریان برق تشبیه کرد که با آن انواع دستگاهها را روشن نموده و به راه میاندازند—جریان برق باعث میشود که اجاق حرارت تولید کند، پنکه تولید باد کند، بتوانیم با کامپیوتر مسائل را حل و فصل نماییم، تصویر بر روی صفحهٔ تلویزیون ظاهر شده و انواع صداها از آن شنیده شود—در حالی که جریان برق، هرگز خصوصیات دستگاههایی را که به راه میاندازد و یا در آنها فعال است به خود نمیگیرد.
بدین ترتیب مزمور ۱۴۶:۳، ۴ نقل میکند که وقتی ‹روح [شکلی از کلمهٔ رُوآخ] انسان بیرون میرود و او بخاک خود برمیگردد، در همانروز فکرهایش نابود میشود.› روح یا نیروی حیاتی که در سلولهای بدن انسان فعال بوده است، هیچ یک از خصوصیات آن سلولها را همچون سلولهای مغز با نقشی که در مراحل و روند تفکر دارند، در خود حفظ نمیکند. اگر روح یا نیروی حیات (رُوآخ؛ پْنویْما )، شخص میبود، پس چنین میشد استنباط کرد که آن فرزندان اسرائیلیی که توسط ایلیا و اَلِیشَع نبی رستاخیز یافتند، در واقع طی زمانی که مرده بودند، در جایی در حالت هوشیاری بسر میبردهاند. در مورد ایلعازَر نیز که حدوداً چهار روز پس از مرگ رستاخیز یافت، به همین نحو میباشد. (۱پاد. ۱۷:۱۷-۲۳؛ ۲پاد. ۴:۳۲-۳۷؛ یوحنا ۱۱:۳۸-۴۴) در صورتی که چنین میبود، منطقی است که آنان میبایست چنین وجود هوشیارانهای را در خلال آن مدت زمان به خاطر میسپردند و بعد از رستاخیز یافتن، دربارهٔ آن صحبت کرده و آن را شرح میدادند. هیچ سندی دال بر اینکه آنان چنین کاری کرده باشند، در دست نیست. به این دلیل، شخصیت فردی که مرده است، در نیروی حیات یا روح که از فعالیت در سلولهای بدن شخص متوفا باز ایستاده است، تداوم نمییابد.
جامعه ۱۲:۷ برای ما نقل میکند که بعد از مرگ، بدن شخص به خاک باز میگردد ‹و روح، نزد خدا که آنرا بخشیده بود رجوع مینماید.› خود شخص، هیچ وقت در آسمان پیش خدا نبوده است؛ بنابراین، آنچه که نزد خدا ‹رجوع مینماید،› نیروی حیات است که شخص را قادر به زندگی نموده بود.—کتاب بینش بر نوشتههای مقدس، جلد دوم، صفحهٔ ۱۰۲۵ (انگل.).