کتابخانهٔ آنلاین نشریات شاهدان یَهُوَه
کتابخانهٔ آنلاین
نشریات شاهدان یَهُوَه
فارسی
  • کتاب مقدّس
  • نشریات
  • جلسات
  • ب‌ا فصل ۸۲
  • عیسی دوباره عازم اورشلیم می‌شود

ویدیویی برای انتخاب شما موجود نیست.

متأسفانه، پخش ویدیو ممکن نیست.

  • عیسی دوباره عازم اورشلیم می‌شود
  • بزرگترین انسان همهٔ اعصار
  • مطالب مشابه
  • خدمت موعظه در پیریه
    عیسی—‏راه و حقیقت و حیات
  • ‏«ساعت او هنوز نرسیده بود»‏
    برج دیده‌بانی ۲۰۰۰
  • اورشلیم—‏«شهر پادشاه عظیم»‏
    برج دیده‌بانی ۱۹۹۸
  • اعمال جایز در روز سَبَّت
    عیسی—‏راه و حقیقت و حیات
لینک‌های بیشتر
بزرگترین انسان همهٔ اعصار
ب‌ا فصل ۸۲

فصل ۸۲

عیسی دوباره عازم اورشلیم می‌شود

چیزی نمی‌گذرد که عیسی دوباره راهی سفر می‌شود و شهر به شهر و دهکده به دهکده به آموزش می‌پردازد.‏ او بی‌شک در یهودیه و در آن سوی رود اردن در ناحیهٔ پیریا به سر می‌برد.‏ اما مقصد وی اورشلیم است.‏

در اینجا مردی می‌پرسد:‏ «ای آقا فقط عدهٔ معدودی نجات می‌یابند؟‏» دلیل پرسش او شاید این فلسفهٔ یهودی باشد که می‌گوید فقط تعداد معدودی شایستگی نجات یافتن دارند.‏ عیسی با پاسخ خود مردم را برمی‌انگیزد تا دربارهٔ آنچه که برای نجات لازم است بیندیشند:‏ «جدّ و جهد کنید [یعنی تلاش کنید یا مشقت بکشید] تا از درِ تنگ داخل شوید.‏»‏

چنین جد و جهدی ضروری و فوری است،‏ همانطور که از ادامهٔ سخنان عیسی آشکار است:‏ «زیرا که .‏ .‏ .‏ بسیاری طلب دخول خواهند کرد و نخواهند توانست.‏» چرا نخواهند توانست؟‏ عیسی توضیح می‌دهد که ‹بعد از آنکه صاحب خانه برخیزد و در را قفل کند مردم خود را بیرون خواهند دید و در آن موقع در را می‌کوبند و می‌گویند:‏ «ای آقا،‏ اجازه بفرما به داخل بیائیم.‏» او خواهد گفت:‏ «نمیدانم شما از کجا آمده‌اید.‏ ای بدکاران همه از پیش چشم من دور شوید.‏» ›‏

کسانی که خود را بیرون خواهند دید ظاهراً فقط زمانی که برای خودشان مناسب بوده است به آنجا آمده‌اند.‏ اما تا آن زمان درِ فرصت به رویشان بسته و قفل شده است.‏ برای آنکه بتوانند وارد شوند باید زودتر می‌آمدند،‏ حتی اگر زمان آن برایشان مناسب نبوده باشد.‏ بله حقیقتاً چشم‌انداز اندوه‌باری در انتظار کسانی است که پرستش یَهُوَه را مقصود اصلی زندگی خود نمی‌سازند!‏

اکثر یهودیانی که عیسی برای موعظه نزد آنها فرستاده شده است این فرصت طلایی را برای پذیرش نجاتی که خدا فراهم آورده است از دست داده‌اند.‏ از اینرو عیسی می‌گوید که وقتی بیرون انداخته می‌شوند می‌گریند و دندان به هم می‌سایند.‏ اما از طرف دیگر،‏ کسانی که از «مشرق و مغرب و شمال و جنوب» می‌آیند،‏ یعنی همهٔ ملت‌ها،‏ «در پادشاهی خدا بر سر سفره خواهند نشست.‏»‏

عیسی به سخنان خود ادامه داده می‌گوید:‏ «آخرین [غیریهودیانی که مورد تنفر قرار گرفته‌اند،‏ همینطور یهودیان ستمدیده] هستند که اوّلین خواهند بود و اوّلین [یهودیانی که از لحاظ مالی و مذهبی در موقعیت خوبی قرار دارند] که آخرین خواهند بود.‏» آخرین بودن آنان به معنای آن است که چنین افراد کاهل و قدرناشناسی به هیچ وجه به ملکوت خدا راه نخواهند یافت.‏

در آنوقت فریسی‌ها نزد عیسی می‌آیند و می‌گویند:‏ ‹دور شو و از اینجا برو زیرا که هیرودیس [انطیپاس] می‌خواهد ترا به قتل رساند.‏› امکان دارد که هیرودیس این شایعه را پراکنده کرده است تا عیسی را به ترک آن محل وادارد.‏ شاید هیرودیس از آن بیم دارد که در قتل یکی دیگر از انبیای خدا درگیر شود همان طور که دستش به خون یحیای تعمیددهنده آغشته شد.‏ اما عیسی به فریسیان می‌گوید:‏ ‹بروید و به آن روباه بگوئید:‏ من امروز و فردا دیوها را بیرون می‌رانم و شفا می‌دهم و در روز سوم به هدف خود نائل می‌شوم.‏›‏

عیسی پس از پایان دادن کارش در آنجا سفر خود را به سوی اورشلیم ادامه می‌دهد،‏ زیرا به گفتهٔ وی،‏ «محال است نبیّ بیرون از اورشلیم کشته شود.‏» اما چرا باید انتظار داشت که عیسی در اورشلیم به قتل برسد؟‏ زیرا اورشلیم پایتخت و مقر دادگاه عالی ۷۱ نفری سَنهِدرین و همینطور محل اهدای حیوانات قربانی است.‏ بنابراین پسندیده نیست که «برهٔ خدا» در جایی غیر از اورشلیم کشته شود.‏

عیسی با تأسف می‌گوید:‏ «ای اورشلیم،‏ ای اورشلیم،‏ ای شهری که پیامبران را میکشی و آنانی را که پیش تو فرستاده میشوند سنگسار میکنی!‏ چه بسیار آرزو داشته‌ام مانند مرغی که جوجه‌های خود را زیر پر و بالش میگیرد فرزندان ترا به دور خود جمع کنم اما نخواستی.‏ به شما می‌گویم که خانهٔ شما متروک به شما واگذار خواهد شد!‏» این قوم به دلیل نپذیرفتن پسر خدا محکوم به نابودیست!‏

عیسی در همان حال که به سفر خود به طرف اورشلیم ادامه می‌دهد به خانهٔ یکی از رؤسای فریسی‌ها دعوت می‌شود.‏ روز سبت است و مردم او را به دقت زیر نظر دارند،‏ زیرا مردی در آنجا حضور دارد که از بیماری استسقا،‏ تجمع آب احتمالاً در ناحیهٔ دست و پا،‏ رنج می‌برد.‏ عیسی خطاب به فریسی‌ها و فقهای شریعت که در آنجا حضور دارند،‏ می‌گوید:‏ «آیا در روز سبت شفا دادن جایز است؟‏»‏

همه سکوت می‌کنند.‏ پس عیسی مرد را شفا می‌دهد و مرخص می‌کند.‏ سپس می‌پرسد:‏ «کیست از شما که الاغ یا گاوش روز سبت در چاهی افتد و فوراً آنرا بیرون نیاورد؟‏» دوباره همه در پاسخ او سکوت می‌کنند.‏ لوقا ۱۳:‏۲۲–‏۱۴:‏۶؛‏ یوحنا ۱:‏۲۹‏.‏

▪ عیسی نشان می‌دهد که چه چیزی برای نجات لازم است،‏ و چرا بسیاری بیرون پشت در بسته می‌مانند؟‏

▪ چه کسانی «آخرین» هستند که اولین می‌شوند،‏ و چه کسانی «اوّلین» هستند که آخرین می‌شوند؟‏

▪ دلیل احتمالی اینکه گفته می‌شود هیرودیس قصد کشتن عیسی را دارد،‏ چیست؟‏

▪ چرا شایسته نیست که نبی خارج از اورشلیم معدوم شود؟‏

    نشریات فارسی (‏۱۹۹۳-‏۲۰۲۶)‏
    خروج
    ورود
    • فارسی
    • هم‌رسانی
    • تنظیم سایت
    • Copyright © 2026 Watch Tower Bible and Tract Society of Pennsylvania
    • شرایط استفاده
    • حفظ اطلاعات شخصی
    • تنظیمات مربوط به حریم شخصی
    • JW.ORG
    • ورود
    هم‌رسانی