کتابخانهٔ آنلاین نشریات شاهدان یَهُوَه
کتابخانهٔ آنلاین
نشریات شاهدان یَهُوَه
فارسی
  • کتاب مقدّس
  • نشریات
  • جلسات
  • پ‌ج فصل ۷ ص ۵۶-‏۶۳
  • آیا بروم برای خودم جدا زندگی کنم؟‏

ویدیویی برای انتخاب شما موجود نیست.

متأسفانه، پخش ویدیو ممکن نیست.

  • آیا بروم برای خودم جدا زندگی کنم؟‏
  • پرسشهای جوانان—پاسخهای مفید
  • عنوان‌های فرعی
  • مطالب مشابه
  • آیا آمادگی زندگی مستقل را داری؟‏
  • ‏‹نمی‌تونم با پدر و مادرم بسازم!‏›‏
  • مسائل اخلاقی و انگیزه‌ها
  • اگر برای خودم جدا زندگی نکنم،‏ پس چه طور می‌توانم بزرگ بشوم؟‏
  • بهشت بی‌عرضه‌ها
  • مستقل بودن از لحاظ مالی
  • این مسائل را پیش از ترک کردن خانه بیاموز
  • چه کار کنم تا پدر و مادرم بیشتر به من آزادی بدهند؟‏
    پرسشهای جوانان—پاسخهای مفید
  • چرا پدر و مادرم با من تفاهم ندارند؟‏
    پرسشهای جوانان—پاسخهای مفید
پرسشهای جوانان—پاسخهای مفید
پ‌ج فصل ۷ ص ۵۶-‏۶۳

فصل ۷

آیا بروم برای خودم جدا زندگی کنم؟‏

‏«پدر و مادر عزیزم:‏

 «من دارم می‌روم برای خودم جدا زندگی کنم.‏ همانطور که گفتم،‏ منظورم از این کار به هیچ وجه غرض‌ورزی به شما و یا تلافی کردن نیست.‏ شما می‌خواهید من را در خانه حبس کنید و این موضوع من را آزار می‌دهد.‏ با ترک کردن خانه هم شاید خوشبخت نشوم،‏ ولی دوست دارم حداقل امتحانی کرده باشم.‏»‏

نامهٔ خداحافظی دختر ۱۷ ساله‌ای به والدینش،‏ همانند بالا آغاز شد.‏ برای مثال،‏ در کشور آلمان،‏ یک سوم دختران و یک چهارم پسران در سنین ۱۵ تا ۲۴ سال،‏ برای خود به طور مستقل و جدا زندگی می‌کنند.‏ شاید تو هم به فکر زندگی مستقل افتاده باشی.‏

خدا از پیش قادر بود که ببیند،‏ میل به ازدواج باعث می‌شود که انسان ‹پدر و مادر خود را ترک کند.‏› (‏ پیدایش ۲:‏⁠۲۳،‏ ۲۴‏)‏ بعلاوه،‏ دلایل موجه دیگری برای زندگی مستقل وجود دارد،‏ همچون افزایش خدمت به خدا.‏ (‏ مرقس ۱۰:‏⁠۲۹،‏ ۳۰‏)‏ معهذا،‏ خیلی از جوانان فکر می‌کنند که زندگی مستقل،‏ راهی است برای خلاصی از اوضاعی که در نظر آنان غیرقابل‌تحمل است.‏ جوانی تعریف می‌کند:‏ «آدم فقط دلش می‌خواد بیشتر برای خودش مستقل باشه.‏ زندگی کردن در خانه با والدین،‏ دیگه رضایت‌بخش نیست.‏ همیشه باید جر و بحث کنی،‏ نیازهای آدم را هم درک نمی‌کنند.‏ تازه از آن هم بدتر اینه که دست و پای آدم را توی پوست گردو می‌گذارند،‏ همیشه باید برای هر کاری که می‌کنی به والدینت جواب پس بدی.‏»‏

آیا آمادگی زندگی مستقل را داری؟‏

لیکن،‏ آیا علاقهٔ تو به زندگی مستقل،‏ به این معناست که آمادگی آن را داری؟‏ یک امر مسلم این است که روی پای خود ایستادن،‏ شاید به آن آسانی که فکرش را می‌کنی نباشد.‏ اغلب،‏ پیدا کردن کار بسیار مشکل است.‏ کرایه‌خانه‌ها سرسام‌آور شده است.‏ بعلاوه،‏ جوانانی که از لحاظ مالی به دردسر می‌افتند،‏ معمولاً مجبور می‌شوند چه کار کنند؟‏ نویسندهٔ کتاب «ریشه‌کنی» (‏ انگل‍.‏)‏،‏ نقل می‌کند:‏ «این جوانان به خانه باز می‌گردند و انتظار دارند که والدینشان مجدداً حمایت و سرپرستی از آنان را به عهده بگیرند.‏»‏

حال،‏ درمورد بلوغ فکری،‏ عاطفی و روحانی‌ات چطور؟‏ شاید پیش خودت خیال کنی که بالغ شده‌ای،‏ امّا ممکن است والدینت ببینند که هنوز ‹کارهای طفلانه‌ای› از تو سر می‌زند.‏ (‏ ۱قرنتیان ۱۳:‏۱۱‏)‏ آیا والدینت حقیقتاً بهتر از همه نمی‌توانند قضاوت کنند که چقدر آزادی می‌شود به تو داد؟‏ اگر قضاوت آنان را نادیده بگیری و کار خودت را بکنی،‏ ممکن است فاجعه به بار آید!‏ —‏ امثال ۱:‏⁠۸‏.‏

‏‹نمی‌تونم با پدر و مادرم بسازم!‏›‏

آیا تو هم این طور فکر می‌کنی؟‏ حتی اگر هم که چنین باشد،‏ نباید به این علت چمدانهایت را ببندی و خانه را ترک کنی.‏ تو یک جوان هستی و هنوز به والدینت احتیاج داری و احتمالاً در زندگی‌ات،‏ سالها از بینش و خرد آنان فایده خواهی برد.‏ (‏ امثال ۲۳:‏۲۲‏)‏ حالا آیا باید تنها به خاطر چند اختلاف نظری که با والدینت داری،‏ پای آنان را از زندگی خود کوتاه کنی؟‏

یک جوان آلمانی به نام کارستِن که به قصد خدمت تمام‌وقت به یَهُوَه،‏ زندگی مستقل را آغاز کرده است،‏ می‌گوید:‏ «هیچ وقت خانه را تنها به خاطر اینکه نمی‌تونی با والدینت کنار بیایی،‏ ترک نکن.‏ اگر نتونی با پدر و مادرت بسازی،‏ چه جوری می‌خواهی با مردم بسازی؟‏ ترک کردن خانه،‏ دردی را دوا نمی‌کنه.‏ برعکس،‏ این مسئله تنها ثابت می‌کنه که نابالغ‌تر از آن هستی که بتونی روی پاهای خودت بایستی و باعث می‌شه که خودت را نسبت به والدینت بیشتر بیگانه حس کنی.‏»‏

مسائل اخلاقی و انگیزه‌ها

همچنین،‏ زندگی مستقل پیش از بلوغ کامل،‏ شامل خطرهایی از لحاظ اخلاقی می‌شود که معمولاً جوانان آنها را نادیده می‌گیرند.‏ در لوقا ۱۵:‏⁠۱۱-‏۳۲‏،‏ عیسی دربارهٔ مرد جوانی تعریف می‌کند که می‌خواست برای خودش مستقل و جدا زندگی کند.‏ وقتی او دیگر تحت نفوذ خوب و مفید والدینش نبود،‏ شروع کرد به «عیاشی» و غرق اعمال غیراخلاقی جنسی شد.‏ چیزی نگذشت که همهٔ مال خود را به باد داد.‏ پیدا کردن کار هم بسیار مشکل بود و او مجبور شد کاری را که یهودیان از آن نفرت داشتند انجام دهد —‏ چوپانی گلهٔ خوک.‏ عاقبت،‏ این پسر مسرف و ولخرج سر عقل آمد.‏ سپس،‏ غرورش را زیر پا گذاشت و به خانه بازگشت و به پدرش التماس کرد که او را ببخشد.‏

عیسی این مثل را تعریف کرد تا رحمت خدا را نشان دهد،‏ ولی همچنین شامل درسی عملی برای ما است:‏ زندگی مستقل به دلیل انگیزه‌ای نامعقول،‏ می‌تواند از لحاظ اخلاقی و روحی برای تو مضر باشد!‏ متأسفانه باید بگوییم که بعضی از جوانان مسیحی که زندگی مستقلی را آغاز کرده‌اند،‏ از لحاظ روحی تباه شده‌اند.‏ بعضی از این جوانان مسیحی،‏ از آنجایی که نتوانسته‌اند از پس مخارج خود برآیند،‏ به زندگی با جوانان دیگری که طرز زندگی‌شان مغایر با اصول کتاب مقدس است،‏ روی آورده‌اند.‏ —‏ ۱قرنتیان ۱۵:‏⁠۳۳‏.‏

پسری آلمانی به نام هُرست،‏ جوان دیگری را به یاد می‌آورد که همسن خودش بود و رفت تا برای خود جدا زندگی کند.‏ هُرست تعریف می‌کند:‏ «او با دوست دخترش زندگی می‌کرد،‏ بدون اینکه ازدواجی در کار باشه.‏ آنها پارتی می‌گرفتند و حسابی مشروب می‌خوردند و او اغلب مست می‌کرد.‏ اگر او در خانهٔ خودشان زندگی می‌کرد،‏ پدر و مادرش اجازهٔ هیچ کدام از این کارها را به او نمی‌دادند.‏» هُرست در آخر می‌گوید:‏ «درسته،‏ وقتی آدم برای خودش جدا زندگی کنه بیشتر آزادی داره.‏ امّا بیاییم و با خودمان روراست باشیم؛‏ آیا آن وقت آدم بیشتر از این فرصت استفاده نمی‌کنه که دست به کارهای بد بزنه؟‏»‏

بنابراین،‏ اگر آرزو داری که تنها زندگی کنی،‏ از خودت بپرس:‏ چرا می‌خواهم آزادی بیشتری داشته باشم؟‏ آیا به این دلیل است که بتوانم چیزهایی برای خودم بخرم یا اینکه فرصت به دست بیاورم و کارهایی بکنم که در خانه،‏ والدینم اجازه نمی‌دهند انجام دهم؟‏ آنچه را که کتاب مقدس در ارمیا ۱۷:‏۹ می‌گوید به یاد داشته باش:‏ «دل از همه چیز فریبنده‌تر [یا مکارتر] است و بسیار مریض است کیست که آن را بداند؟‏»‏

اگر برای خودم جدا زندگی نکنم،‏ پس چه طور می‌توانم بزرگ بشوم؟‏

کتاب «نوجوانی» (‏ انگل‍.‏)‏،‏ شرح می‌دهد:‏ «زندگی مستقل بدور از خانه و خانواده،‏ موفقیت در دستیابی به [بلوغ] را تضمین نمی‌کند.‏ زندگی با خانواده هم،‏ دلالت بر عدم رشد نمی‌کند.‏» در واقع،‏ بزرگ شدن فقط پول،‏ شغل و آپارتمان داشتن نیست.‏ یک امر مسلم این است که برای موفقیت در زندگی،‏ باید یاد گرفت چطور با مشکلات روبرو شد.‏ اگر از وضعیتهایی که باب طبع‌مان نیست فرار کنیم،‏ هیچ چیزی عایدمان نمی‌شود.‏ مراثی ۳:‏⁠۲۷ نقل می‌کند:‏ «برای انسان نیکو است که یوغ را در جوانی خود بردارد.‏»‏

برای مثال،‏ والدینی را در نظر بگیر که مشکل می‌توان با آنان کنار آمد و یا خیلی سخت‌گیر هستند.‏ کیا که اکنون ۴۷ ساله است،‏ پدری داشت که همیشه بعد از مدرسه،‏ او را مجبور به کار می‌کرد.‏ طی تعطیلات تابستانی،‏ وقتی جوانان دیگر بازی می‌کردند،‏ کیا باید کار می‌کرد.‏ کیا می‌گوید:‏ «فکر می‌کردم او بی‌مروت‌ترین آدم دنیاست چون نمی‌گذاشت بازی کنیم و خوش بگذرونیم.‏ اغلب پیش خودم فکر می‌کردم،‏ ‹چه خوب می‌شد اگر می‌تونستم برم یک جایی برای خودم زندگی کنم!‏› » امّا،‏ کیا اکنون طور دیگری به قضیه نگاه می‌کند:‏ «کاری که پدرم در حق من کرد خیلی باارزش بود.‏ او به من یاد داد که چه طور سخت کار کنم و مشکلات را تحمل کنم.‏ بعدها،‏ در زندگی با مشکلات بسیار جدی‌تری مواجه شدم،‏ ولی یاد گرفته بودم که چطوری با اطمینان با آنها روبرو بشم.‏»‏

بهشت بی‌عرضه‌ها

معهذا،‏ در خانه زندگی کردن هم ضمانتی برای بالغ شدن نیست.‏ جوانی می‌گوید:‏ «زندگی کردن در خانه با پدر و مادرم،‏ مثل زندگی در بهشت بی‌عُرضه‌ها بود.‏ آنها همهٔ کارها را برای من می‌کردند.‏» تو باید یاد بگیری همهٔ کارها را خودت انجام دهی و این بخشی از بالغ شدن است.‏ درست است که گوش دادن به آهنگ مورد علاقه‌ات از خالی کردن سطل خاکروبه و یا شستن لباسها لذت‌بخش‌تر است.‏ امّا نتیجهٔ یاد نگرفتن این کارها چه خواهد بود؟‏ اگر این کارها را یاد نگیری،‏ احتمالاً وقتی بزرگ شوی،‏ انسان درمانده و ناتوانی خواهی شد که همیشه محتاج والدین خود یا دیگران است.‏

آیا تو (‏ پسر یا دختر)‏ برای داشتن زندگی مستقل در آینده،‏ هم اکنون مشغول یاد گرفتن پخت و پز،‏ نظافت و شستشو،‏ اتو کردن،‏ تعمیرات منزل و یا کارهای مربوط به اتومبیل می‌باشی؟‏

مستقل بودن از لحاظ مالی

در ممالک مرفه،‏ به عقیدهٔ جوانان،‏ انسان پول را خیلی راحت از این دست درمی‌آورد و از آن دست خرج می‌کند.‏ وقتی این گونه جوانان کار نیمه‌وقت می‌کنند،‏ اغلب حاضرند پول نقد خود را برای خریدن دستگاه ضبط صوت استریو و یا پوشاک با مارک معروف خرج کنند.‏ لیکن،‏ وقتی آنان می‌روند برای خود جدا زندگی کنند،‏ ناگهان از خواب و رؤیا درآمده و به طور ناخوشایندی با واقعیت روبرو می‌شوند!‏ هُرست که قبلاً به او اشاره کردیم،‏ تعریف می‌کند:‏ «آخر ماه،‏ [ماهی که برای خودم جدا زندگی کردم] هم کیف پولم و هم کمدم خالی شده بود.‏»‏

تا موقعی که در خانه زندگی می‌کنی،‏ چرا خرج کردن درست پول را یاد نمی‌گیری؟‏ والدینت در این کار چندین سال تجربه دارند و می‌توانند به تو کمک کنند تا دچار دردسر و مشکلات نشوی.‏ کتاب «ریشه‌کنی» (‏ انگل‍.‏)‏،‏ توصیه می‌کند که از والدینت سؤالاتی از این قبیل بکن:‏ ‹هر ماه چقدر پول برق می‌دهیم؟‏ برای شوفاژ چقدر می‌دهیم؟‏ برای آب؟‏ برای تلفن؟‏ چه مالیاتهایی می‌دهیم؟‏ چقدر برای اجاره‌خانه می‌دهیم؟‏› وقتی پی ببری که اغلب،‏ جوانانی که کار می‌کنند بیشتر از والدینشان پول در جیب خود دارند،‏ ممکن است بسیار تعجب کنی!‏ بنابراین،‏ اگر کار می‌کنی،‏ مبلغ مناسبی را برای گذراندن امور منزل به والدینت ارائه کن.‏

این مسائل را پیش از ترک کردن خانه بیاموز

خیر،‏ برای بزرگ شدن الزامی نداری که مستقل و جدا زندگی کنی.‏ بلکه،‏ تا وقتی در منزل زندگی می‌کنی،‏ باید سخت بکوشی تا قدرت تشخیص و تعادل را یاد بگیری.‏ همچنین،‏ یاد بگیر با دیگران کنار بیایی.‏ نشان بده که جنبهٔ مورد انتقاد قرار گرفتن را داری و می‌توانی بر شکست و یأس غلبه کنی.‏ ‹مهربانی و نیکویی و تواضع و پرهیزکاری› را در خود پرورش بده.‏ (‏ غلاطیان ۵:‏⁠۲۲،‏ ۲۳‏)‏ این خصلتها،‏ نشانه‌های واقعی مرد یا زن مسیحی بالغ است.‏

دیر یا زود،‏ موقعیتها و وقایعی همچون ازدواج ممکن است تو را از آشیانهٔ والدینت بیرون بیاورد.‏ ولی تا آن موقع چه عجله‌ای داری که خانه را ترک کنی؟‏ با پدر و مادرت در این باره صحبت کن.‏ آنان احتمالاً با جان و دل می‌خواهند که پیش آنان بمانی،‏ بخصوص وقتی به رفاه خانواده واقعاً کمک کنی.‏ در همان خانه می‌توانی با کمک پدر و مادرت رشد کنی و همواره چیزهایی بیاموزی و بالغ‌تر شوی.‏

پرسشهایی برای گفتگو

▫چرا خیلی از جوانان عجله دارند و می‌خواهند بروند برای خود جدا زندگی کنند؟‏

▫چرا اکثر جوانان آمادگی زندگی مستقل را ندارند؟‏

▫بعضی از خطرات زندگی مستقل پیش از موعد،‏ کدامند؟‏

▫جوانانی که از خانه فرار می‌کنند با چه مشکلاتی مواجه می‌شوند؟‏

▫طی مدتی که در خانه زندگی می‌کنی چگونه می‌توانی بالغ شوی؟‏

‏[نکتهٔ برجسته‌شده در صفحهٔ ۵۷]‏

‏«هیچ وقت خانه را تنها به خاطر اینکه نمی‌تونی با والدینت کنار بیایی،‏ ترک نکن .‏ .‏ .‏ چه جوری می‌خواهی با مردم بسازی؟‏»‏

‏[کادر در صفحهٔ ۶۰،‏ ۶۱]‏

آیا فرار چارهٔ مشکلات است؟‏

هر سال بیش از یک میلیون جوان از خانه فرار می‌کنند.‏ بعضی از آنان از شرایط غیرقابل‌تحمل موجود در خانه فرار می‌کنند —‏ همچون بدرفتاری جسمانی و جنسی.‏ لیکن در اکثر موارد،‏ علت فرار جوانان مشاجره با والدین بر سر مسائلی مانند ساعت مقرر بازگشت به منزل،‏ نمرات درسی،‏ کارهای خانه و انتخاب دوست بوده است.‏

شاید نظر والدینت بر روی بعضی مسائل با نظر تو تفاوت داشته باشد.‏ امّا آیا به این موضوع فکر کرده‌ای که والدینت در برابر خدا مسئولند که تو را «بتأدیب و نصیحت خداوند [یَهُوَه]» تربیت کنند؟‏ (‏ افسسیان ۶:‏⁠۴‏)‏ از این رو،‏ ممکن است والدینت اصرار کنند که همراه آنان به جلسات مذهبی بروی و در فعالیتهای مذهبی شرکت کنی و یا شاید آنان معاشرت تو را با جوانان دیگر محدود کنند.‏ (‏ ۱قرنتیان ۱۵:‏۳۳‏)‏ آیا به این دلیل باید شورش کنی و یا پا به فرار بگذاری؟‏ این را بدان که تو هم در مقابل خدا مسئولی زیرا او می‌گوید:‏ «پدر و مادر خود را احترام نما.‏» —‏ افسسیان ۶:‏⁠۱-‏۳‏.‏

بعلاوه،‏ فرار از خانه هیچ مشکلی را حل نمی‌کند.‏ اِیمی که در سن ۱۴ سالگی از خانه فرار کرد،‏ می‌گوید:‏ «فرار کردن،‏ فقط به مشکلات آدم اضافه می‌کنه.‏» مارگارِت اُ.‏ هاید،‏ در کتاب خود به نام «دوستم می‌خواهد فرار کند» (‏ انگل‍.‏)‏،‏ می‌نویسد:‏ «در واقع،‏ فقط تعداد کمی از جوانانی که از خانه فرار می‌کنند می‌توانند شغلی پیدا کنند و روی پای خودشان بایستند.‏ لیکن،‏ اکثر آنان از زمانی که خانه را ترک کرده‌اند،‏ زندگی‌شان بدتر شده است.‏» مجلهٔ «تین» شرح می‌دهد:‏ «بیرون از خانه،‏ جوانان نمی‌توانند به آزادی دسترسی پیدا کنند.‏ بلکه در عوض،‏ به جوانان دیگری که از خانه فرار کرده یا بیرون انداخته شده‌اند،‏ برمی‌خورند —‏ مثل خودشان —‏ که در ساختمانهای متروکه زندگی می‌کنند و در چنین مکانهایی از دست تجاوزگران و دزدان در امان نیستند.‏ همچنین،‏ آنان به تور اشخاصی می‌افتند که شغل کثیفشان سوءاستفاده از افراد جوان است و جوانانی که از خانه فرار می‌کنند طعمهٔ خوبی برای آنان هستند.‏»‏

بعد از فرار از خانه،‏ اِیمی با پسر ۲۲ ساله‌ای «دوست شده بود» و این پسر به اِیمی گفته بود که خرج ماندن پیش او این است که «باید اجازه دهد،‏ او و نه تا از دوستانش با اِیمی رابطهٔ جنسی داشته باشند.‏» اِیمی همچنین «اغلب،‏ مست می‌کرد و مواد مخدر زیادی استعمال می‌نمود.‏» دختر دیگری به نام ساندرا،‏ به علت اینکه پدر پدرخوانده‌اش او را اذیت می‌کرد،‏ از خانه فرار کرد.‏ در نهایت،‏ کار ساندرا به روسپی‌گری انجامید و در خیابانها زندگی می‌کرد و بر روی نیمکت پارکها و یا هر جای دیگر که می‌توانست می‌خوابید.‏ عاقبت بسیاری از جوانانی که از خانه فرار می‌کنند معمولاً چنین است.‏

اکثر جوانانی که از خانه فرار می‌کنند،‏ حرفه‌ای یاد نگرفته‌اند تا بتوانند شکم خود را سیر کنند.‏ آنان همچنین مدارک ضروری را برای به استخدام درآمدن،‏ در دست ندارند:‏ شناسنامه،‏ کارت بیمهٔ اجتماعی،‏ آدرس دائم.‏ لوئیس تعریف می‌کند:‏ «من مجبور بودم دزدی و گدایی کنم،‏ ولی بیشتر دزدی می‌کردم تا گدایی،‏ چون هیچ کی به من چیزی نمی‌داد.‏» در حدود ۶۰ درصد از جوانانی که از خانه فرار می‌کنند،‏ دختر هستند و بسیاری از آنان برای پول درآوردن به روسپی‌گری می‌پردازند.‏ تولیدکنندگان مجله‌ها و فیلمهای سکسی،‏ دلالهای زنان روسپی و مواد مخدر،‏ مرتباً در ایستگاههای اتوبوس به دنبال جوانانی می‌گردند که از خانه فرار کرده‌اند تا از آنان سوءاستفاده کنند.‏ همچنین،‏ احتمال دارد که این افراد غذا و جایی برای خوابیدن به این جوانان آواره و هراسان بدهند.‏ آنان شاید حتی آنچه را که این جوانان در خانه از آن برخوردار نبوده‌اند به آنان بدهند —‏ این احساس که کسی آنان را دوست دارد.‏

معهذا،‏ بعد از اینکه مدتی می‌گذرد،‏ این اشخاصِ «ولی‌نعمت و نیکوکار» تصفیه حساب می‌کنند.‏ حال امکان دارد برای تصفیه حساب،‏ این جوانان مجبور باشند همچون روسپی برای این افراد کار کنند،‏ مورد بدرفتاری جنسی وحشتناکی قرار گیرند و یا به منظور تهیهٔ عکس یا فیلم سکسی از ایشان استفاده شود.‏ بنابراین،‏ جای تعجبی نیست وقتی می‌شنویم،‏ بسیاری از جوانانی که از خانه فرار می‌کنند،‏ عاقبت به طرز وخیمی مجروح می‌شوند —‏ یا حتی به قتل می‌رسند!‏

بنابراین،‏ کار عاقلانه این است که تمام سعی لازم را انجام دهی —‏ یک بار تلاش کافی نیست —‏ تا با والدینت صحبت کنی.‏ دربارهٔ احساسات خودت و آنچه که دارد اتفاق می‌افتد با آنان صحبت کن.‏ (‏ فصلهای ۲ و ۳ ملاحظه شود.‏)‏ در موارد بدرفتاری جسمانی و یا جنسی،‏ احتمالاً باید به مراکز مربوطه مراجعه کنی.‏

هر اتفاقی که افتاد،‏ فرار نکن بلکه دربارهٔ آن با والدینت صحبت کن.‏ حتی اگر زندگی در خانه مطلوب نباشد،‏ به خاطر داشته باش که اگر فرار کنی،‏ اوضاع و احوالت می‌تواند از این هم بدتر شود.‏

‏[تصاویر در صفحهٔ ۵۹]‏

می‌توانی فوت و فنهای لازم برای زندگی مستقل را در خانه بیاموزی

    نشریات فارسی (‏۱۹۹۳-‏۲۰۲۶)‏
    خروج
    ورود
    • فارسی
    • هم‌رسانی
    • تنظیم سایت
    • Copyright © 2026 Watch Tower Bible and Tract Society of Pennsylvania
    • شرایط استفاده
    • حفظ اطلاعات شخصی
    • تنظیمات مربوط به حریم شخصی
    • JW.ORG
    • ورود
    هم‌رسانی