نامهٔ اول پولُس به قُرِنتیان
۱ نامهای از طرف پولُس که به خواست خدا انتخاب شده تا رسول عیسی مسیح* باشد + و همچنین از طرف برادرمان سوسْتِنیس، ۲ به جماعت خدا که در شهر قُرِنتُس است،+ یعنی به شما که پاک و مقدّس شدهاید تا در اتحاد با عیسی مسیح* باشید + و دعوت شدهاید که جزو مقدّسان باشید. این نامه همین طور برای همهٔ کسانی است که هر کجا باشند اسم عیسی مسیح + را که سَرور ما و سَرور آنهاست به زبان میآورند.*
۳ لطف و آرامش از طرف پدرمان خدا و سَرورمان عیسی مسیح شامل حال شما شود!
۴ من همیشه خدای خودم را به خاطر وجود شما شکر میکنم که لطفش را از طریق عیسی مسیح* شامل حالتان کرده، ۵ چون زندگی شما به دلیل اتحادتان با عیسی از هر نظر غنی شده، یعنی به شما توانایی داده شده که کلام خدا را موعظه کنید و شناختی کامل دربارهٔ آن داشته باشید.+ ۶ به علاوه، شهادتی که دربارهٔ مسیح به شما داده شد،+ بین شما عمیقاً ریشه گرفته است. ۷ برای همین، شما در حالی که مشتاقانه چشمبهراه ظهور سَرورمان عیسی مسیح هستید، از هیچ نعمت یا هدیهای محروم نیستید.+ ۸ خدا به شما کمک خواهد کرد که تا آخر استوار بمانید و به این شکل کسی نتواند شما را در روزی که سَرورمان عیسی مسیح بیاید، متهم کند.+ ۹ خدا امین و وفادار است + و اوست که شما را به دوستی* با پسرش عیسی مسیح، یعنی سَرور ما دعوت کرده است.
۱۰ برادران، به نام سَرورمان عیسی مسیح همهٔ شما را ترغیب میکنم در چیزهایی که میگویید توافق داشته باشید و بین شما چنددستگی نباشد.+ از شما خواهش میکنم که در فکر و عقیده کاملاً متحد باشید،+ ۱۱ چون ای برادران من، بعضی از افراد خانوادهٔ خِلوئه دربارهٔ شما به من خبر دادهاند که بین شما اختلافنظر و تفرقه وجود دارد. ۱۲ منظور من این است که بعضیها در میان شما میگویند: «من پیرو پولُس هستم.» عدهای دیگر میگویند: «ولی من پیرو آپولُس هستم.»+ بعضیها میگویند: «اما من پیرو کیفا* هستم.» بعضیها هم میگویند: «ولی من پیرو مسیح هستم.» ۱۳ آیا مسیح تقسیم شده؟ آیا پولُس برای شما روی تیر کشته شد؟ آیا به نام پولُس تعمید گرفتید؟ ۱۴ خدا را شکر میکنم که غیر از کِریسپوس + و گایوس،+ کسی از شما را تعمید ندادم ۱۵ تا کسی نتواند بگوید که شما به نام من تعمید گرفتید. ۱۶ البته اهل خانهٔ اِستِفاناس را هم تعمید دادم.+ ولی یادم نمیآید کس دیگری را غیر از اینها تعمید داده باشم، ۱۷ چون مسیح مرا برای تعمید دادن نفرستاد، بلکه مرا برای اعلام خبر خوش فرستاد.+ او نخواست من برای اعلام این خبر از کلمههای پیچیده* استفاده کنم، مبادا مرگ مسیح روی تیر شکنجه* بیفایده جلوه داده شود.
۱۸ پیامی که دربارهٔ تیر شکنجه* است، برای کسانی که در راه نابودی هستند جهالت به نظر میرسد،+ ولی برای ما که در راه نجات پیش میرویم نشانهٔ قدرت خداست؛+ ۱۹ چون نوشته شده است: «من حکمت حکیمان را از بین خواهم برد و هوش هوشمندان را رد خواهم کرد.»+ ۲۰ شخص حکیم کجاست؟ عالِم دین کجاست؟ بحثکنندگان این دنیا* کجا هستند؟ مگر خدا حکمت این دنیا را به جهالت تبدیل نکرده است؟ ۲۱ از طریق حکمت خدا آشکار شد که دنیا نمیتواند از طریق حکمت خودش + خدا را بشناسد.+ بنابراین، خدا صلاح دانست کسانی را که از طریق پیام موعظه ایمان میآورند نجات دهد؛ پیامی که جهالت به نظر میرسد.+
۲۲ یهودیان میخواهند معجزه* ببینند + و یونانیان دنبال حکمت هستند. ۲۳ اما ما موعظه میکنیم که مسیح روی تیر کشته شد؛ این پیام برای یهودیان باعث لغزش و برای غیریهودیان جهالت است.+ ۲۴ ولی برای کسانی که دعوت شدهاند، چه یهودی چه یونانی، مسیح قدرت و حکمت خداست،+ ۲۵ چون هر چه از طرف خداست ولی جهالت محسوب میشود، از حکمت انسانها حکیمانهتر است و هر چه از طرف خداست ولی ضعیف و ناتوان محسوب میشود، از قدرت انسانها قویتر است.+
۲۶ برادران، بدانید که وقتی خدا شما را دعوت کرد، اکثرتان از دید انسانها دانا یا قدرتمند نبودید + و یا در خانوادهای سرشناس به دنیا نیامده بودید.+ ۲۷ اما خدا کسانی را انتخاب کرد که از دید مردم دنیا نادانند تا دانایان را رسوا کند؛ او کسانی را انتخاب کرد که از دید مردم دنیا ضعیفند تا قدرتمندان را خوار و ذلیل کند؛+ ۲۸ خدا کسانی را انتخاب کرد که مردم دنیا آنها را بیاهمیت میدانند و با دید حقارت به آنها نگاه میکنند. بله، او کسانی را که از دید مردم دنیا چیزی نیستند انتخاب کرد تا نشان دهد اشخاصی که خودشان را بزرگ و مهم میدانند هیچ هستند،+ ۲۹ و به این شکل، هیچ انسانی نتواند در مقابل خدا فخرفروشی کند. ۳۰ اما به خاطر خداست که شما در اتحاد با عیسی مسیح* هستید. عیسی حکمت و عدالت خدا را برای ما آشکار میکند + و از طریق او میتوانیم پاک و مقدّس شویم.+ او همچنین با فدا کردن جانش، ما را آزاد کرده است + ۳۱ تا همان طور که نوشته شده، «هر کسی که افتخار میکند، به یَهُوَه* افتخار کند.»+
۲ برادران، وقتی پیش شما آمدم و راز مقدّس خدا را برایتان اعلام کردم + از کلمات سخت + و از حکمت بشری استفاده نکردم؛ ۲ چون تصمیم گرفتم تمام مدتی که با شما هستم، توجهتان را فقط به عیسی مسیح که روی تیر اعدام شد، جلب کنم.+ ۳ من وقتی پیش شما آمدم، ضعیف و ناتوان بودم و از ترس تمام بدنم میلرزید. ۴ در صحبتهای خودم و موعظهای که برایتان میکردم سعی نکردم شما را با حکمت بشری متقاعد کنم، بلکه سخنانم نشانهٔ قدرت روح خدا بود.+ ۵ من این کار را کردم تا ایمان شما بر اساس قدرت خدا باشد، نه بر اساس حکمت انسان.
۶ به علاوه، ما با کسانی که از لحاظ روحانی بالغ هستند دربارهٔ حکمت صحبت میکنیم،+ اما نه دربارهٔ حکمت این دنیا* یا حکمت حاکمان این دنیا که محکوم به نابودیاند.+ ۷ ما دربارهٔ حکمت خدا صحبت میکنیم که در رازی مقدّس پنهان شده بود.+ خدا قبل از شروع نظامها* تصمیم گرفت که طبق این حکمت عمل کند تا ما را به شکوه و جلال برساند. ۸ هیچ کدام از حاکمان این دنیا* این حکمت را درک نکردند،+ چون اگر آن را درک کرده بودند، سَرور پرجلال را اعدام نمیکردند. ۹ اما همان طور که نوشته شده، «خدا چیزهایی را که هیچ انسانی ندیده، نشنیده و حتی به فکرش نرسیده،* برای کسانی که دوستش دارند تدارک دیده است.»+ ۱۰ خدا این چیزها را از طریق روحش + برای ما آشکار کرده،+ چون آن روح، همه چیز، حتی عمق حکمت خدا را آشکار میکند.*+
۱۱ آیا کسی میتواند از افکار کسی دیگر باخبر باشد؟ البته که نه! فقط خود آن شخص میداند که در باطنش* چه میگذرد. به همین ترتیب، هیچ کس نمیتواند افکار خدا را درک کند، مگر این که روح خدا آن را آشکار کند. ۱۲ ما نه روح این دنیا، بلکه روحی را که از خداست دریافت کردیم + تا بتوانیم چیزهایی را که خدا از روی لطف به ما داده، درک کنیم. ۱۳ ما دربارهٔ همین چیزها صحبت میکنیم، ولی در صحبتهایمان کلماتی را به کار نمیبریم که حکیمان این دنیا یاد میدهند،+ بلکه از کلماتی استفاده میکنیم که روحالقدس به ما تعلیم میدهد.+ به این ترتیب، با استفاده از کلمات روحانی، موضوعات روحانی را توضیح میدهیم.*
۱۴ اما انسان نفسانی چیزهایی را که توسط روح خدا آشکار میشوند قبول نمیکند، چون از دید او پوچ و بیمعنی* هستند. او نمیتواند آنها را درک کند، چون فقط با دیدگاه روحانی میتوان آنها را بررسی کرد.* ۱۵ انسان روحانی همه چیز را با دقت بررسی میکند،*+ ولی هیچ کس نمیتواند دربارهٔ او درست قضاوت کند؛ ۱۶ چون «چه کسی میتواند طرز فکر یَهُوَه* را درک کند و چیزی به او یاد بدهد؟»+ ولی ما طرز فکر مسیح را داریم.+
۳ برادران، من تا حالا نتوانستهام همان طور که با افراد روحانی صحبت میکنم با شما حرف بزنم،+ چون شما نفسانی هستید و در پیروی از مسیح هنوز مثل نوزادید.+ ۲ من به جای غذای سنگین* به شما شیر دادم، چون هنوز به قدر کافی قوی نشده بودید. در واقع، الآن هم به اندازهٔ کافی قوی نیستید،+ ۳ چون هنوز نفسانی هستید.+ شما به همدیگر حسادت میکنید و در میانتان اختلاف و درگیری وجود دارد.+ آیا این نشان نمیدهد که نفسانی هستید و مثل مردم این دنیا رفتار میکنید؟ ۴ در بین شما یکی میگوید، «من طرفدار پولُس هستم،» ولی دیگری میگوید، «من طرفدار آپولُس هستم.»+ پس چه فرقی با مردم این دنیا دارید؟
۵ آپولُس کیست؟ پولُس کیست؟ ما فقط خادمانی هستیم + که به شما کمک کردهایم ایمان بیاورید و صرفاً وظیفهای را انجام میدهیم که خداوند به ما سپرده است. ۶ من بذر را کاشتم،+ آپولُس آن را آبیاری کرد،+ ولی خدا بود که باعث رشد آن شد. ۷ بنابراین، نه کسی که میکارد چیزی است، نه کسی که آبیاری میکند، بلکه مهم کار خداست که باعث رشد میشود.+ ۸ کسی که میکارد و کسی که آبیاری میکند، هر دو یک هدف دارند،* و هر کدام به اندازهٔ زحمتی که میکشد پاداش میگیرد.+ ۹ ما همکاران خداییم. شما مزرعهٔ خدا هستید که روی آن کشت و کار میشود. شما ساختمان خدایید.+
۱۰ خدا لطفش را شامل حال من کرد تا بتوانم معمار ماهری باشم. من بنیاد ساختمان را گذاشتم،+ ولی کسی دیگر روی آن بنا میکند. اما هر کس باید مراقب باشد که چطور روی آن بنیاد بنا میکند، ۱۱ چون بنیادی که از قبل گذاشته شده عیسی مسیح است و هیچ کس نمیتواند بنیاد دیگری به جز آن بگذارد.+ ۱۲ بعضیها برای بنا کردن روی آن بنیاد، از طلا، نقره یا سنگهای قیمتی استفاده میکنند و بعضیها از چوب، علف خشک یا کاه. ۱۳ اما در روز بلا و مصیبت کیفیت کار هر کدام از آنها معلوم میشود، چون آتش است که کیفیت کار همه را محک میزند + و مشخص میکند که هر کس از چه مصالحی استفاده کرده است. ۱۴ اگر ساختمانی که شخص روی آن بنیاد ساخته است باقی بماند، او پاداش کارش را خواهد گرفت، ۱۵ ولی اگر ساختمانی که ساخته است بسوزد، ضرر بزرگی خواهد دید، اما خودش نجات پیدا خواهد کرد. با این حال، مثل کسی خواهد بود که از میان شعلههای آتش گذشته و نجات پیدا کرده است.
۱۶ آیا نمیدانید که شما خودتان معبد خدایید + و روح خدا در شما ساکن است؟+ ۱۷ اگر کسی معبد خدا را نابود کند، خدا او را نابود خواهد کرد، چون معبد خدا مقدّس است و شما آن معبد هستید.+
۱۸ خودتان را فریب ندهید. اگر یکی از شما فکر کند که از دید مردم این دنیا* حکیم و داناست، باید نادان شود تا بتواند به معنای واقعی حکیم و دانا شود؛ ۱۹ چون حکمت این دنیا در نظر خدا حماقت است، همان طور که نوشته شده: «خدا حکیمان را در دامهایی گرفتار میکند که با حیله و نیرنگ برای دیگران میگذارند.»+ ۲۰ همچنین آمده: «یَهُوَه* میداند که استدلالهای انسانهای حکیم و دانا پوچ و بیهوده است.»+ ۲۱ پس هیچ کدام از شما به انسانها فخر نکند، چون همه چیز در اختیار شما گذاشته شده است. ۲۲ چه پولُس، چه آپولُس، چه کیفا،*+ چه این دنیا، چه مرگ، چه زندگی، چه چیزهایی که مربوط به زمان حال یا آینده است، همگی به شما تعلّق دارند، ۲۳ و شما به مسیح تعلّق دارید + و مسیح هم به خدا.
۴ ما میخواهیم مردم ما را به عنوان خدمتگزاران* مسیح و ناظرانی بشناسند که رازهای مقدّس خدا به آنها سپرده شده است.+ ۲ مسلّماً از یک ناظر انتظار میرود که امین و وفادار باشد. ۳ البته برای من خیلی مهم نیست که قاضیها* یا شما چطور دربارهٔ من قضاوت میکنید. در واقع، من حتی در مورد خودم قضاوت نمیکنم، ۴ چون ایرادی در خودم نمیبینم. اما این ثابت نمیکند که درستکار هستم. یَهُوَه* است که دربارهٔ من قضاوت میکند.+ ۵ پس قبل از زمان تعیینشده، یعنی قبل از این که سَرورمان بیاید، دربارهٔ هیچ چیز قضاوت نکنید.+ او بر همهٔ چیزهایی که در تاریکی پنهان هستند نور خواهد تاباند و نیّتهای دل انسانها را فاش خواهد کرد. آن وقت خدا هر کس را همان قدر که شایستگی دارد تحسین خواهد کرد.+
۶ برادران، من در چیزهایی که گفتم، از خودم و آپولُس + به عنوان یک نمونه استفاده کردم تا شما فایده ببرید و این اصل را یاد بگیرید: «از چیزی که نوشته شده پا فراتر نگذارید،» وگرنه ممکن است مغرور شوید + و یکی را بهتر از دیگری بدانید؛ ۷ چون کیست که بین تو و شخصی دیگر فرق گذاشته است؟ مگر هر چیزی که داری به تو داده نشده؟+ پس حالا که همه چیز به تو داده شده، چرا طوری به خودت میبالی که انگار با تلاش خودت آنها را به دست آوردهای؟
۸ آیا حالا از هر جهت راضی هستید؟ آیا ثروتمند شدهاید؟ آیا شروع به پادشاهی کردهاید + و آن هم بدون ما؟ ای کاش که شروع به پادشاهی کرده بودید، چون در آن صورت ما هم میتوانستیم با شما پادشاهی کنیم!+ ۹ به نظر میرسد که خدا ما رسولان را مثل اسیرانی که محکوم به مرگ شدهاند،+ به عنوان آخرین گروه وارد میدان نمایش کرده تا همه ما را ببینند، چون در این دنیا در نظر فرشتگان و انسانها به نمایش گذاشته شدهایم.+ ۱۰ ما به خاطر پیروی از مسیح احمق و نادانیم،+ ولی شما در راه مسیح دانایید! ما ضعیفیم، ولی شما قوی! ما خوار و حقیریم، ولی شما محترم! ۱۱ تا همین لحظه هم گرسنگی + و تشنگی میکشیم،+ لباس کافی نداریم،* کتک میخوریم + و بیخانمان هستیم، ۱۲ با دستهایمان کار میکنیم و زحمت میکشیم.+ وقتی دیگران ما را لعنت میکنند، برایشان برکت میخواهیم.+ وقتی به ما آزار میرسانند، صبورانه تحمّل میکنیم.+ ۱۳ وقتی به ما تهمت میزنند، با ملایمت جواب میدهیم.+ با وجود این، تا همین لحظه هم مردم این دنیا ما را مثل زباله و تفالهٔ جامعه میبینند.
۱۴ من این چیزها را نمینویسم تا خجالتزده شوید، بلکه میخواهم شما را به عنوان فرزندان عزیزم، نصیحت و راهنمایی کنم. ۱۵ حتی اگر در خدمت به مسیح ۱۰٬۰۰۰ محافظ* هم داشته باشید، مسلّماً پدران زیادی ندارید. من از طریق عیسی مسیح* و خبر خوشی که به شما رساندم پدر شما شدهام.+ ۱۶ پس به شما التماس میکنم که از من سرمشق بگیرید.+ ۱۷ به همین دلیل، تیموتائوس را که برایم مثل فرزندی عزیز است و وفادارانه به سَرورمان خدمت میکند، پیش شما میفرستم. او اصولی* را که من در راه خدمت به عیسی مسیح* به کار میبرم به شما یادآوری خواهد کرد؛+ همان اصولی که من همه جا و در هر جماعت به دیگران تعلیم میدهم.
۱۸ بعضی از شما مغرور شدهاید، چون خیال میکنید که من پیش شما نمیآیم. ۱۹ اما اگر خواست یَهُوَه باشد بهزودی پیشتان میآیم. وقتی بیایم، علاقهای ندارم که ببینم این اشخاص مغرور چه میگویند، بلکه میخواهم ببینم که آیا قدرتی از طرف خدا دارند یا نه؛ ۲۰ چون حرفها و سخنان ما نیست که نشان میدهد پادشاهی خدا بر ما حکمفرماست، بلکه تأثیر قدرت خدا در زندگیمان است. ۲۱ خودتان انتخاب کنید، آیا ترجیح میدهید که برای تنبیه و اصلاح شما با چوب پیشتان بیایم + یا با محبت و ملایمت؟
۵ به من خبر رسیده که بین شما مردی با زن پدرش رابطه دارد!+ این نوع عمل نامشروع جنسی*+ آنقدر زشت و زننده است که حتی بین افراد خدانشناس هم دیده نمیشود! ۲ آیا این موضوع باعث افتخار شماست؟ آیا به جای آن نباید ماتم بگیرید + و مردی را که مرتکب این عمل شده از میانتان بیرون کنید؟+ ۳ هرچند جسماً آنجا پیش شما نیستم، اما قلباً* با شما هستم. به همین دلیل، درست مثل این که خودم آنجا باشم، از همین جا تصمیم گرفتهام* که با او چه کار باید کرد. ۴ پس وقتی که به نام سَرورمان عیسی دور هم جمع میشوید، بدانید که قدرت سَرورمان عیسی با شماست و من هم قلباً* با شما هستم. ۵ بنابراین، چنین شخصی را باید به دست شیطان بسپارید + تا تأثیر گناهش از بین برود و روحیهٔ جماعت در روز سَرور حفظ شود.*+
۶ درست نیست که به خودتان افتخار کنید! آیا نمیدانید که فقط کمی خمیرمایه لازم است تا تمام خمیر وَر بیاید؟+ ۷ پس خمیرمایهٔ کهنه را از خودتان دور کنید تا خمیری تازه و بدون خمیرمایه باشید، چون مسیح که برای ما برّهٔ عید پِسَح است،+ قربانی شده است.+ ۸ پس بیایید عید را نه با خمیرمایهٔ کهنه و نه با خمیرمایهٔ بدی و شرارت، بلکه با نان فطیر و بدون خمیرمایه، یعنی با صداقت و راستی برگزار کنیم!+
۹ در نامهٔ قبلی به شما نوشتم که دیگر با کسانی که مرتکب اعمال نامشروع جنسی* میشوند معاشرت نکنید. ۱۰ البته منظور من این نبود که شما باید خودتان را کاملاً از مردم این دنیا + که به اعمال نامشروع جنسی،* طمعکاری، اخاذی یا بتپرستی دست میزنند جدا کنید؛ چون در این صورت، مجبور میشدید با کل دنیا قطع رابطه کنید!+ ۱۱ در واقع با این نامه میخواهم به شما بگویم که اگر کسی از بین خودتان ادعا میکند که برادر مسیحی شماست، ولی در عین حال به اعمال نامشروع جنسی* یا طمعکاری + یا بتپرستی دست میزند و یا ناسزاگو* یا میگسار + یا اخاذ + است، دیگر با او معاشرت نکنید.+ با چنین کسی حتی سر یک سفره ننشینید! ۱۲ به من چه ربطی دارد که افراد بیرون از جماعت را قضاوت کنم؟ آیا شما نباید اعضای جماعت را قضاوت کنید؟ ۱۳ خدا افراد بیرون از جماعت را قضاوت خواهد کرد.+ «شما باید آن شخص شریر را از جمع خودتان بیرون کنید.»+
۶ چرا وقتی از همدیگر شکایتی دارید،+ به خودتان جرأت میدهید که به دادگاه پیش بیایمانان بروید؟ آیا به جای آن نباید پیش مقدّسان بروید؟ ۲ آیا نمیدانید روزی میرسد که مقدّسان، دنیا را داوری خواهند کرد؟+ پس اگر قرار است که شما دنیا را داوری کنید، آیا قادر نیستید مسائل خیلی جزئی را حل و فصل کنید؟ ۳ آیا نمیدانید که ما فرشتگان را هم داوری خواهیم کرد؟+ پس چرا نتوانیم مشکلات روزمره* را حل و فصل کنیم؟ ۴ وقتی چنین مشکلاتی برایتان پیش بیاید،+ آیا درست است که برای حل آنها پیش کسانی بروید که مورد اعتماد جماعت نیستند؟ ۵ این چیزها را میگویم تا خجالت بکشید. آیا بین شما حتی یک شخص دانا هم نیست که بتواند به اختلافات برادرانش رسیدگی کند؟ ۶ به جای این کار، برادر، برادر خودش را به دادگاه میکشد و آن هم پیش بیایمانان!
۷ در واقع، وقتی همدیگر را به دادگاه میکشید، این خودش شکست بزرگی برای شماست. آیا بهتر نیست بیعدالتی را تحمّل کنید؟+ آیا بهتر نیست ضرر و زیان ببینید؟ ۸ اما به جای این که از حقتان بگذرید، حق برادرانتان را پایمال میکنید و سرشان کلاه میگذارید!
۹ مگر نمیدانید که بدکاران، پادشاهی خدا را به ارث نخواهند برد؟+ خودتان را فریب ندهید! کسانی که مرتکب اعمال نامشروع جنسی* میشوند،+ بتپرستان،+ زناکاران،+ همجنسبازان،*+ ۱۰ دزدان، طمعکاران،+ میگساران،+ ناسزاگویان* و اخاذان، پادشاهی خدا را به ارث نخواهند برد.+ ۱۱ با این حال، بعضی از شما در گذشته این کارها را میکردید، ولی حالا شسته و پاک و مقدّس شدهاید؛+ شما به نام سَرورمان عیسی مسیح و از طریق روح خدایمان درستکار شمرده شدهاید.+
۱۲ من اجازه دارم هر کاری را انجام بدهم، ولی همهٔ این کارها مفید نیستند.+ بله، همه چیز برای من مجاز است، ولی نمیگذارم چیزی مرا تحت کنترل خودش بگیرد. ۱۳ برای مثال، غذا برای شکم است و شکم برای غذا. اما خدا پایانی برای هر دو گذاشته است!+ همچنین، بدن برای اعمال نامشروع جنسی* نیست، بلکه برای سَرور است + و سَرور هم برای بدن. ۱۴ خدا با همان قدرتی + که سَرورمان عیسی را بعد از مرگ زنده کرد،+ ما را هم بعد از مرگ زنده خواهد کرد.+
۱۵ آیا نمیدانید که بدنهای شما در واقع اعضای بدن مسیح هستند؟+ پس، آیا درست است که اعضای بدن مسیح را بردارم و به بدن یک فاحشه پیوند بزنم؟ به هیچ وجه! ۱۶ مگر نمیدانید که اگر مردی با فاحشهای رابطهٔ جنسی داشته باشد، هر دو یک بدن میشوند؟ چون به گفتهٔ خدا «آن دو یک تن میشوند.»+ ۱۷ اما هر کسی که به سَرورمان بپیوندد، از نظر فکری* با او یکی میشود.+ ۱۸ از اعمال نامشروع جنسی* فرار کنید!+ هر گناه دیگری که انسان مرتکب شود، مثل این گناه روی بدن او تأثیر نمیگذارد،* ولی کسی که به اعمال نامشروع جنسی دست بزند، به بدن خودش صدمه میزند.*+ ۱۹ آیا نمیدانید بدنی که خدا به شما داده،+ معبدِ روحالقدس است؟+ آیا نمیدانید که روحالقدس در وجود شماست؟ پس بدن شما مال خودتان نیست،+ ۲۰ چون خدا شما را به قیمتی گران خریده است.+ بنابراین، از بدنتان طوری استفاده کنید + که باعث تمجید و ستایش خدا شود!+
۷ حالا دربارهٔ موضوعی که در نامهتان به من نوشته بودید، باید بگویم که بهتر است مرد، زن را لمس نکند.* ۲ اما چون اعمال نامشروع جنسی* خیلی رواج دارد، بگذارید هر مردی برای خودش زنی بگیرد + و هر زنی برای خودش شوهری داشته باشد.+ ۳ شوهر باید نیاز زنش را برآورده کند، و زن هم باید نیاز شوهرش را برطرف کند.+ ۴ زنی که ازدواج میکند، دیگر بر بدن خودش اختیار ندارد، بلکه شوهرش بر بدن او اختیار دارد. همچنین، مردی که ازدواج میکند، دیگر بر بدن خودش اختیار ندارد، بلکه زنش بر بدن او اختیار دارد. ۵ بنابراین، شما زوجها همدیگر را از رابطهٔ زناشویی محروم نکنید، مگر برای مدتی محدود و با توافق همدیگر تا بتوانید وقتتان را به طور کامل صرف دعا کنید. اما بعد از آن مدت، روابط زناشویی را از سر بگیرید تا مبادا عدم خویشتنداریتان باعث شود که تسلیم وسوسههای شیطان شوید. ۶ البته به شما فرمان نمیدهم که این کار را بکنید، بلکه منظورم این است که در صورت تمایل میتوانید این کار را بکنید. ۷ کاش همه مثل من بودند. با این حال، خدا به هر کس نعمتی داده است؛+ به یکی یک جور و به دیگری جور دیگر.
۸ پس به کسانی که ازدواج نکردهاند و همین طور به کسانی که بیوه هستند میگویم که بهتر است مثل من باشند.+ ۹ اما اگر نمیتوانند بر امیالشان تسلّط داشته باشند، بهتر است که ازدواج کنند، چون ازدواج کردن از سوختن در آتش شهوت بهتر است.+
۱۰ برای کسانی که ازدواج کردهاند دستوری دارم. این دستور از خودم نیست، بلکه از طرف سَرور است: یک زن نباید از شوهرش جدا شود.+ ۱۱ اما اگر جدا شود، یا دیگر نباید با کسی ازدواج کند، یا باید دوباره با شوهرش آشتی کند. همچنین، یک شوهر هم نباید از زنش جدا شود.+
۱۲ اما به بقیه میگویم (البته من میگویم، نه سَرور):+ اگر برادری همسری غیرمسیحی دارد و آن زن حاضر است با او زندگی کند، آن برادر نباید از زنش جدا شود. ۱۳ همچنین اگر یک زن مسیحی شوهری غیرمسیحی دارد و شوهرش حاضر است با او زندگی کند، آن زن نباید از شوهرش جدا شود؛ ۱۴ چون شوهر غیرمسیحی از طریق زنش، و زن غیرمسیحی از طریق شوهرش از دید خدا پاک و مقدّس میشود. در غیر این صورت، فرزندانشان ناپاک به حساب میآمدند، ولی این طور نیست؛ آنها پاک و مقدّس به حساب میآیند. ۱۵ اما اگر مرد یا زن غیرمسیحی تصمیم بگیرد از همسرش جدا شود، بگذارید جدا شود. در چنین مواردی، آن برادر یا خواهر مسیحی موظف نیست که با او بماند، چون خدا از شما خواسته که در صلح و آرامش زندگی کنید.+ ۱۶ ای زن مسیحی، از کجا معلوم که اگر با شوهرت بمانی، نتوانی او را نجات بدهی؟+ ای شوهر مسیحی، از کجا معلوم که اگر با همسرت بمانی، نتوانی او را نجات بدهی؟
۱۷ به هر حال، وقتی یَهُوَه* کسی را به پیروی از مسیح دعوت میکند،* بگذارید که او در همان وضعیتی که هست بماند، چون خدا اجازه داده که او در آن وضعیت باشد.+ این اصلی است که من در تمام جماعتها تعلیم میدهم. ۱۸ اگر کسی زمانی که دعوت شد ختنه شده بود،+ بگذارید در همان وضعیت بماند. همچنین، اگر کسی زمانی که دعوت شد ختنه نشده بود، بگذارید در همان وضعیت بماند.+ ۱۹ اصلاً مهم نیست که شخص، ختنه شده یا نشده باشد.+ چیزی که مهم است، اطاعت از فرمانهای خداست.+ ۲۰ پس بگذارید هر کس در همان وضعیتی که از او دعوت شد، بماند.+ ۲۱ آیا تو وقتی دعوت شدی، غلام بودی؟ در این صورت، نگران نباش.+ اما اگر فرصتی برای آزادی پیش بیاید، آن را از دست نده! ۲۲ هر کسی که غلام بود و برای پیروی از سَرورمان دعوت شد، از طرف او آزاد شده است.*+ همچنین، هر کسی که آزاد بود و دعوت شد، غلام مسیح است. ۲۳ خدا شما را به قیمتی گران خریده است.+ پس دیگر غلام انسانها نشوید. ۲۴ بنابراین برادران، وقتی کسی به پیروی از مسیح دعوت میشود، بگذارید در هر وضعیتی که هست بماند.
۲۵ اما در خصوص کسانی که هنوز ازدواج نکردهاند،* هیچ دستور خاصّی از طرف سَرور ندارم، ولی میخواهم نظر خودم را به شما بگویم + و از آنجا که سَرور به من رحمت نشان داده، گفتههای من قابل اعتماد است. ۲۶ پس با توجه به مشکلات و سختیهایی که وجود دارد، به نظرم بهتر است شخص در هر وضعیتی که هست بماند. ۲۷ اگر با زنی پیوند ازدواج بستهای، دیگر دنبال جدا شدن از او نباش.+ اگر از پیوند ازدواج آزاد شدهای، دیگر دنبال این نباش که با زنی ازدواج کنی. ۲۸ اما اگر ازدواج کنی، گناهی نکردهای. همچنین اگر کسی که ازدواج نکرده* ازدواج کند، گناهی نکرده است. اما بدانید کسانی که ازدواج میکنند، در زندگی* سختیهایی خواهند داشت و من دلم نمیخواهد که شما سختی بکشید.
۲۹ به علاوه برادران، این را بدانید که زمان کوتاهی باقی مانده است.+ پس، از این به بعد کسانی که زن دارند باید طوری رفتار کنند که انگار زن ندارند؛ ۳۰ کسانی که گریه میکنند، باید طوری رفتار کنند که انگار گریه نمیکنند؛ کسانی که شادی میکنند باید طوری رفتار کنند که انگار شاد نیستند؛ کسانی که چیزی میخرند، باید طوری رفتار کنند که انگار صاحب آن نیستند؛ ۳۱ و کسانی که از امکانات این دنیا استفاده میکنند، نباید خودشان را غرق این کار کنند،* چون صحنهٔ این دنیا دائم در حال تغییر است. ۳۲ در واقع میخواهم که شما هیچ نگرانی و اضطرابی نداشته باشید. مردی که ازدواج نکرده، نگران این است که چطور میتواند برای جلب رضایت سَرور به او خدمت کند. ۳۳ اما مردی که ازدواج کرده، نگران امور این دنیاست + و این که چطور میتواند رضایت همسرش را جلب کند، ۳۴ و در نتیجه او به دو طرف کشیده میشود. به علاوه، زن مجرّد و یا دختر باکره نگران این است که چطور با خدمت به سَرور میتواند از نظر جسمی و روحی* پاک و مقدّس باشد.+ اما زنی که ازدواج کرده، نگران امور این دنیاست و این که چطور میتواند رضایت شوهرش را جلب کند. ۳۵ من این را برای نفع شما میگویم و هدفم این نیست که شما را محدود کنم. در واقع میخواهم این انگیزه را در شما ایجاد کنم که رفتاری شایسته داشته باشید و بدون حواسپرتی خودتان را وقف خدمت به سَرور بکنید.
۳۶ اگر کسی فکر کند که با مجرّد* ماندن، به عملی نادرست دست میزند و اگر از سن بلوغ هم گذشته باشد و بخواهد با کسی ازدواج کند، بهتر است که مانع او نشوید، چون گناهی نمیکند. پس بگذارید چنین افرادی ازدواج کنند.+ ۳۷ اما اگر کسی از ته دل تصمیم گرفته که ازدواج نکند و خودش را زیر فشار نمیبیند، بلکه بر امیال خودش تسلّط دارد و قلباً مصمم است که مجرّد* بماند، تصمیم خوبی گرفته است.+ ۳۸ پس کسی که ازدواج میکند،* کار خوبی میکند، ولی کسی که ازدواج نمیکند، کار بهتری میکند.+
۳۹ زن تا زمانی که شوهرش زنده است، طبق تعهدش باید با شوهرش بماند.+ اما اگر شوهرش فوت کرد،* آزاد است که دوباره ازدواج کند، ولی فقط با کسی که پیرو سَرور* باشد.+ ۴۰ با این حال، به نظر من اگر او ازدواج نکند، شادتر خواهد بود. من مطمئنم که خدا از طریق روحالقدس مرا هدایت میکند.
۸ حالا میخواهم دربارهٔ خوراکهایی که به بتها تقدیم شدهاند صحبت کنم:+ همهٔ ما دربارهٔ این موضوع تا حدّی شناخت داریم،+ ولی شناخت باعث غرور میشود، در حالی که محبت بنا میکند.+ ۲ اگر کسی فکر کند که چیزی میداند، در واقع هنوز آن طور که باید و شاید چیزی نمیداند. ۳ اما اگر کسی خدا را دوست دارد، خدا او را میشناسد.
۴ پس آیا خوردن خوراکهایی که به بتها تقدیم شدهاند درست است؟ ما میدانیم که بتها هیچ هستند + و فقط یک خدای حقیقی وجود دارد.+ ۵ البته مردم میگویند که خدایان مختلفی در آسمان و روی زمین وجود دارند.+ اگرچه «خدایان» و «سَروران» زیادی وجود دارند، ۶ ولی در واقع برای ما یک خدا وجود دارد،+ یعنی پدر + که همه چیز از او به وجود آمد و ما برای او به وجود آمدهایم؛+ و یک سَرور وجود دارد، یعنی عیسی مسیح که همه چیز از طریق او به وجود آمد + و ما از طریق او به وجود آمدهایم.
۷ اما همهٔ مردم این شناخت را ندارند.+ عدهای که قبلاً بتپرست بودند، وقتی خوراکی را که به بتها تقدیم شده بود میخورند،+ وجدانشان چون ضعیف است عذاب میکشد.+ ۸ اما خوراک نیست که رابطهٔ ما را با خدا بهتر میکند؛+ ما با خوردن یا نخوردن آن، بهتر یا بدتر نمیشویم.+ ۹ با این حال، مواظب باشید که حق انتخاب شما باعث نشود کسانی که وجدانشان ضعیف است لغزش بخورند.*+ ۱۰ اگر تو که شناخت داری سر سفرهای در بتکده بنشینی و کسی که وجدانش ضعیف است تو را ببیند، آیا باعث نمیشوی که او جرأت پیدا کند و از خوراکی که به بتها تقدیم شده بخورد؟ ۱۱ پس شناخت تو به ضرر کسی تمام میشود که وجدانی ضعیف دارد، یعنی به ضرر برادرت که مسیح برای او مرد.+ ۱۲ وقتی شما به این شکل به برادرانتان گناه میکنید و به وجدان ضعیفشان آسیب میرسانید،+ در واقع به مسیح گناه میکنید. ۱۳ پس اگر چیزی که من میخورم باعث لغزش* برادرم میشود، دیگر هیچ وقت گوشت نمیخورم تا باعث لغزش او نشوم.+
۹ مگر من آزاد نیستم؟ مگر یکی از رسولان نیستم؟ مگر سَرورمان عیسی را ندیدهام؟+ مگر شما نتیجهٔ کار من در خدمت به او نیستید؟ ۲ حتی اگر برای دیگران رسول نباشم، شکی نیست که برای شما هستم، چون وجود شما مُهر تأییدی بر این است که من رسول سَرور هستم.
۳ من در مقابل کسانی که از من انتقاد میکنند، از خودم این طور دفاع میکنم: ۴ آیا ما حق* نداریم بخوریم و بنوشیم؟ ۵ اگر زن داریم و او هم مسیحی باشد،+ آیا حق نداریم که او را هم در سفرهایمان با خودمان ببریم؟ مگر بقیهٔ رسولان، برادران سَرورمان عیسی + و همین طور کیفا* این کار را نمیکنند؟+ ۶ آیا فقط من و بَرنابا هستیم + که حق نداریم از کار کردن برای امرار معاش معاف باشیم؟ ۷ کدام سرباز است که به خرج خودش خدمت کند؟ کیست که درخت انگور بکارد، ولی از میوهاش نخورد؟+ کدام شبان است که گلهای را شبانی کند، ولی از شیر آن استفاده نکند؟
۸ آیا من این نکات را از نقطه نظر انسانی میگویم؟ مگر شریعت هم دربارهٔ این چیزها صحبت نمیکند؟ ۹ در شریعت موسی نوشته شده است: «دهان گاوی را که در حال خرمنکوبی است نبندید.»+ آیا خدا فقط به فکر گاوها بود که این دستور را داد؟ ۱۰ آیا فکر نمیکنید که خدا این دستور را برای ما هم داد؟ شکی نیست که این کلام به خاطر ما نوشته شده است، چون کسی که شخم میزند و خرمن میکوبد، باید با این امید کار کند که سهمی از محصول ببرد.
۱۱ ما در دل شما بذرهای روحانی کاشتهایم، پس آیا این درخواست بزرگی است که برای رفع نیازهایمان کمک مالی از شما بخواهیم؟*+ ۱۲ اگر دیگران حق دارند که کمکهای مالی از شما بخواهند، آیا ما بیشتر از آنها این حق را نداریم؟ با این حال، ما از این حقمان* استفاده نکردهایم،+ بلکه همه چیز را تحمّل کردهایم تا مانع پخش خبر خوشی که دربارهٔ مسیح است نشویم.+ ۱۳ مگر نمیدانید کسانی که در معبد خدمت میکنند، خوراکشان از معبد تأمین میشود و کسانی که مرتب در مقابل مذبح خدمت میکنند، از هر چیزی که روی مذبح تقدیم میشود، سهمی میبرند؟+ ۱۴ به همین ترتیب، سَرورمان فرمان داد هزینهٔ زندگی هر کسی که خبر خوش را اعلام میکند، باید از طریق این کار تأمین شود.+
۱۵ اما من حتی از یکی از این امکانات هم استفاده نکردهام.+ در واقع، من این چیزها را ننوشتم تا کسی از نظر مالی به من کمک کند. من افتخار میکنم که خبر خوش را بدون دستمزد اعلام میکنم و ترجیح میدهم بمیرم، ولی کسی این افتخار را از من نگیرد!+ ۱۶ من به اعلام خبر خوش مشغولم، ولی این را دلیلی برای فخر کردن نمیدانم، چون موظفم که این خدمت را انجام دهم. در واقع، وای بر من اگر خبر خوش را اعلام نکنم!+ ۱۷ اگر این کار را با میل و رغبت انجام دهم پاداش میگیرم؛ ولی حتی اگر برخلاف میل خودم آن را انجام دهم، هنوز مأموریتی دارم که به من سپرده شده است.+ ۱۸ پس پاداش من چیست؟ پاداشم این است که خبر خوش را به طور رایگان* به دیگران اعلام میکنم. به این شکل نمیخواهم از حق و اختیاراتی که در این خصوص دارم سوءاستفاده کنم.
۱۹ به همین دلیل، با این که غلام هیچ کس نیستم، خودم را غلام همه کردهام تا انسانهای بیشتری را به راه مسیح بیاورم. ۲۰ برای یهودیان مثل یهودیان شدم تا آنها را به راه مسیح بیاورم؛+ برای کسانی که از شریعت پیروی میکنند مثل خودشان شدم تا آنها را به راه مسیح بیاورم، هرچند که خودم پیرو شریعت نیستم.+ ۲۱ برای کسانی که پیرو شریعت نیستند مثل خودشان شدم تا آنها را به راه مسیح بیاورم، هرچند که خودم پیرو قانون خدا و شریعت مسیح هستم.+ ۲۲ برای ضعیفان، ضعیف شدم تا آنها را به راه مسیح بیاورم.+ برای کمک به همه نوع انسانها هر کاری که از دستم برمیآمد انجام دادم* تا بتوانم عدهای از آنها را نجات دهم. ۲۳ در واقع، همهٔ این کارها را میکنم تا بتوانم خبر خوش را با دیگران در میان بگذارم.+
۲۴ مگر نمیدانید که در مسابقهٔ دو همه میدوند، ولی فقط یک نفر جایزه را میبَرد؟ پس شما هم طوری بدوید که در مسابقه برنده شوید.+ ۲۵ هر ورزشکاری که خودش را برای مسابقه آماده میکند، باید در هر موردی از خودش خویشتنداری نشان دهد. البته او برای گرفتن جایزهای* ازبینرفتنی این کار را میکند.+ ولی ما برای گرفتن جایزهای* که هیچ وقت از بین نمیرود این کار را میکنیم.+ ۲۶ برای همین، من میدوم ولی نه بدون هدف؛+ مشت میزنم ولی نه مثل کسی که به هوا مشت میزند، ۲۷ بلکه به بدنم سختی میدهم*+ و آن را بردهٔ خودم میکنم تا بعد از این که به دیگران موعظه کردم، به هر دلیلی صلاحیتِ خودم را از دست ندهم.*
۱۰ برادران، میخواهم به یاد بیاورید که چه اتفاقی برای اجداد ما افتاد. خدا ابری فرستاد و همهٔ آنها زیر سایهٔ آن ابر بودند + و از دریای سرخ عبور کردند.+ ۲ به این شکل، همهٔ آنها به عنوان پیروان موسی از طریق آن ابر و دریا تعمید گرفتند. ۳ همهٔ آنها از یک خوراک روحانی خوردند،+ ۴ و همگی از یک آب روحانی نوشیدند،+ چون از آب صخرهای روحانی مینوشیدند که پشت سر آنها میرفت؛ صخرهای که مظهر مسیح بود.*+ ۵ با این حال، خدا از اکثر آنها راضی نبود و به همین دلیل در بیابان از بین رفتند.+
۶ این اتفاقات درس عبرتی برای ما شد تا مثل آنها میل به انجام کارهای بد نداشته باشیم.+ ۷ پس شما مثل بعضی از آنها بتپرست نشوید؛ درست همان طور که نوشته شده است: «نشستند و مشغول خوردن و نوشیدن شدند. بعد بلند شدند و به خوشگذرانی پرداختند.»+ ۸ به علاوه، مثل بعضی از آنها مرتکب اعمال نامشروع جنسی* نشویم، چون آن اعمال باعث شد ۲۳٬۰۰۰ نفر از آنها در یک روز کشته شوند.+ ۹ همین طور مثل بعضی از آنها یَهُوَه* را امتحان نکنیم،+ چون این کارشان باعث شد که مارها آنها را نیش بزنند و بکشند.+ ۱۰ مثل بعضی از آنها گله و شکایت نکنیم،+ چون به خاطر این کارشان به دست فرشتهٔ خدا* نابود شدند.+ ۱۱ تمام این اتفاقات که برای اجداد ما افتاد، نمونههای هشداردهندهای هستند و نوشته شدند تا برای ما که در دوران پایانی عصر حاضر* زندگی میکنیم، درس عبرتی باشند.+
۱۲ پس هر کسی که فکر میکند محکم ایستاده است، مراقب باشد که نیفتد.+ ۱۳ هر آزمایشی* که با آن روبرو شوید، برای دیگران هم پیش آمده است.+ اما خدا امین و وفادار است و نمیگذارد طوری آزمایش* شوید که تحمّلش را نداشته باشید،+ بلکه در کنار آن آزمایش* راهی باز میکند که بتوانید آن را تحمّل کنید.+
۱۴ پس عزیزان من، از بتپرستی فرار کنید!+ ۱۵ روی صحبت من با شماست که قدرت تشخیص دارید؛ خودتان قضاوت کنید که آیا چیزی که میگویم درست است یا نه. ۱۶ وقتی از جامی* که در دعا برایش برکت میخواهیم مینوشیم، آیا در خون مسیح شریک نمیشویم؟+ وقتی نان را تکهتکه میکنیم* و از آن میخوریم، آیا در بدن مسیح شریک نمیشویم؟+ ۱۷ در واقع فقط یک نان وجود دارد و همهٔ ما در خوردن آن یک نان شریکیم.+ پس، با این که تعدادمان زیاد است، ولی اعضای یک بدن هستیم.
۱۸ قوم اسرائیل را در نظر بگیرید: مگر کسانی که از گوشت قربانیها میخورند، در مقابل مذبح در پرستش خدا شریک نیستند؟+ ۱۹ منظورم از این حرف چیست؟ آیا منظورم این است که گوشتی که به بتها تقدیم میشود چیزی بیشتر از گوشت معمولی است، و یا خود بت چیزی غیر از یک بت است؟ ۲۰ به هیچ وجه! منظورم این است که قربانیهای بتپرستان در واقع به دیوها تقدیم میشوند، نه به خدا؛+ و من نمیخواهم که شما با دیوها شریک باشید.+ ۲۱ شما نمیتوانید هم از جام یَهُوَه بنوشید و هم از جام دیوها؛ شما نمیتوانید هم از «سفرهٔ یَهُوَه» بخورید + و هم از سفرهٔ دیوها. ۲۲ آیا میخواهیم غیرت یَهُوَه را برانگیزیم؟+ مگر ما از او قویتریم؟
۲۳ همه چیز مجاز است، ولی همه چیز مفید نیست. همه چیز مجاز است، ولی همه چیز بناکننده* نیست.+ ۲۴ هیچ کس دنبال نفع خودش نباشد، بلکه دنبال نفع دیگران باشد.+
۲۵ هر گوشتی را که در بازار فروخته میشود بخرید و بخورید. لازم نیست که به خاطر وجدانتان بپرسید که آن گوشت از کجا آمده است، ۲۶ چون «یَهُوَه مالک زمین و تمام چیزهایی است که روی آن قرار دارد.»+ ۲۷ اگر کسی که مسیحی نیست شما را برای صرف غذا دعوت کند و شما دعوتش را قبول کنید، هر چه که جلویتان میگذارد بخورید؛ لازم نیست به خاطر وجدانتان دربارهاش سؤال کنید. ۲۸ اما اگر کسی به شما بگوید، «این گوشت به بتها تقدیم شده،» از آن نخورید تا باعث لغزش* آن شخص نشوید و کسی دچار عذاب وجدان نشود.+ ۲۹ البته منظور من وجدان شما نیست، بلکه وجدان آن شخص دیگر است؛ چون با این که در تصمیمگیری آزادم، چرا باید کاری بکنم که وجدان کسی دیگر مرا محکوم کند؟+ ۳۰ اگر قرار است بابت غذایی که برای خوردنش از خدا تشکر میکنم از من انتقاد شود، چرا آن را بخورم؟+
۳۱ پس هر کاری که میکنید، چه خوردن چه نوشیدن یا هر کار دیگری، همه برای جلال و تمجید خدا باشد.+ ۳۲ مراقب باشید که باعث لغزش* کسی نشوید، چه یهودی باشد، چه یونانی، چه عضوی از جماعت خدا.+ ۳۳ من هم سعی میکنم در هر کاری همه را راضی کنم. برای همین، به جای این که دنبال نفع خودم باشم،+ به فکر نفع انسانهای زیادی هستم تا آنها هم بتوانند نجات پیدا کنند.+
۱۱ از من سرمشق بگیرید، درست همان طور که من از مسیح سرمشق میگیرم.+
۲ من شما را تحسین میکنم، چون در هر موردی مرا به یاد میآورید و طبق تعالیمی* که به شما دادم عمل میکنید. ۳ ولی میخواهم بدانید که سر هر مرد مسیح است،+ سر زن مرد است + و سر مسیح خداست.+ ۴ هر مردی که موقع دعا یا نبوّت سرش را بپوشاند، باعث سرافکندگی کسی میشود که سر اوست؛ ۵ ولی هر زنی که موقع دعا یا نبوّت + سرش را نپوشانَد، باعث سرافکندگی کسی میشود که سر اوست، چون با این کارش مثل زنی است که سرش را تراشیده باشد. ۶ اگر زنی سرش را نپوشانَد، پس باید موهایش را کوتاه کند؛ ولی اگر برای یک زن شرمآور است که موهایش را کوتاه کند یا بتراشد، پس باید سرش را بپوشاند.
۷ مرد نباید سرش را بپوشاند، چون خدا مرد را شبیه خودش آفرید + و او جلال و شکوه خدا را منعکس میکند، ولی زن جلال و شکوه مرد است؛ ۸ چون مرد از زن به وجود نیامد، بلکه زن از مرد به وجود آمد.+ ۹ در ضمن، مرد برای زن آفریده نشد، بلکه زن برای مرد آفریده شد.+ ۱۰ به همین دلیل، زن باید سرش را به نشانهٔ مطیع بودن بپوشاند. فرشتگان هم به این کار او توجه دارند.+
۱۱ با وجود این، در میان پیروان سَرور، زن به مرد وابسته است و مرد هم به زن؛ ۱۲ چون همان طور که زن از بدن مرد به وجود آمده،+ مرد هم از زن به دنیا میآید؛ اما آفریدگار همه چیز خداست.+ ۱۳ حالا خودتان قضاوت کنید: آیا شایسته است که زن بدون این که سرش را بپوشاند به خدا دعا کند؟ ۱۴ آیا داشتن موهای بلند برای مرد، برخلاف طبیعت نیست و او را سرافکنده نمیکند؟ ۱۵ ولی اگر زن موهای بلند داشته باشد، آیا باعث افتخار او نیست؟ در واقع، مو به زن داده شد تا پوششی برای سرش باشد. ۱۶ اگر کسی بخواهد در مورد این موضوع جرّوبحث کند، باید بگویم که ما و تمام جماعتهای خدا راه و روش دیگری نداریم.
۱۷ من این راهنماییها را به شما میدهم ولی شما را تحسین نمیکنم، چون وقتی دور هم جمع میشوید، به جای این که به همدیگر فایده برسانید، ضرر میرسانید. ۱۸ اول این که میشنوم وقتی در جماعت با هم جمع میشوید، بین شما دودستگی و تفرقه وجود دارد. من هم تا حدّی این گفتهها را باور میکنم. ۱۹ البته شکی نیست که بین شما فرقههایی به وجود خواهد آمد + و به این صورت معلوم خواهد شد که چه کسانی در بین شما مورد تأیید خدا هستند.
۲۰ وقتی با هم یک جا جمع میشوید، در واقع برای خوردن «شام سَرور» نیست،+ ۲۱ چون وقتی زمان خوردن آن میرسد، هر کس زودتر شام خودش را میخورد، طوری که یکی گرسنه میماند و دیگری مست است. ۲۲ مگر خودتان خانه ندارید که در آنجا بخورید و بنوشید؟ آیا میخواهید جماعت خدا را بیحرمت کنید و باعث خجالت کسانی شوید که فقیرند؟ به شما چه بگویم؟ آیا باید شما را تحسین کنم؟ به هیچ وجه!
۲۳ تعلیمی که من به شما دادم، از سَرور گرفتم. عیسای سَرور در شبی + که قرار بود به او خیانت شود، نانی گرفت ۲۴ و بعد از دعای شکرگزاری، آن را تکهتکه کرد* و گفت: «این نان مظهر بدن من است + که در راه شما فدا خواهد شد. این مراسم را همیشه به یاد من برگزار کنید.»+ ۲۵ بعد از شام، عیسی با جام شراب هم همین کار را کرد + و گفت: «این جام مظهر عهد جدید است + که خون من به آن اعتبار میدهد.+ همیشه این مراسم را انجام دهید و هر بار که از آن مینوشید، به یاد من باشید.»+ ۲۶ هر دفعه که این نان را بخورید و از این جام بنوشید مرگ سَرور را اعلام میکنید، تا این که او بیاید.
۲۷ بنابراین، هر کسی که به طور ناشایست نان را بخورد یا از جام سَرور بنوشد، به بدن و خون سَرور بیاحترامی* کرده است. ۲۸ پس بگذارید هر کس اول خودش را محک بزند و فقط وقتی مطمئن شد که صلاحیت لازم را دارد،+ از نان بخورد و از جام بنوشد؛ ۲۹ چون اگر کسی درک نکرده باشد که بدن سَرور نشانگر چیست و با این حال نان را بخورد و از جام بنوشد، خودش را محکوم کرده است. ۳۰ به همین دلیل، خیلیها در میان شما ضعیف و بیمارند و عدهای هم به خواب مرگ* فرو رفتهاند.+ ۳۱ اما اگر ما خودمان را محک میزدیم، داوری نمیشدیم. ۳۲ با این حال، وقتی یَهُوَه* ما را داوری میکند، ما را تأدیب و اصلاح میکند + تا با مردم این دنیا محکوم نشویم.+ ۳۳ پس برادرانم، موقعی که برای خوردن این شام جمع میشوید، صبر کنید تا همه بیایند. ۳۴ اگر کسی گرسنه است در خانه غذا بخورد، مبادا وقتی با هم جمع میشوید، داوری شوید.+ وقتی به آنجا بیایم به موضوعات دیگری هم رسیدگی خواهم کرد.
۱۲ برادران، حالا میخواهم دربارهٔ تواناییهایی* که از طریق روحالقدس داده میشود + نکاتی بنویسم، چون نمیخواهم بیاطلاع باشید. ۲ خودتان میدانید قبل از این که ایمان بیاورید، تحت تأثیر دیگران به پرستش بتها کشیده میشدید و از آنها پیروی میکردید، بتهایی که حتی قادر نیستند صحبت کنند.+ ۳ پس حالا باید بدانید که اگر کسی تحت تأثیر روح خدا باشد، نمیتواند عیسی را لعنت کند. همچنین فقط کسانی که تحت تأثیر روحالقدس هستند، میتوانند بگویند که عیسی «سَرور» است.+
۴ تواناییهایی* که خدا به ما میدهد مختلف است، ولی منشأ همهٔ آنها روحالقدس است.+ ۵ همهٔ ما از راههای مختلف خدمت میکنیم،+ ولی به یک سَرور خدمت میکنیم. ۶ فعالیتهای مختلفی وجود دارد، ولی خدایی که توانایی انجام همهٔ اینها را به هر کس میدهد یکی است.+ ۷ در واقع، روحالقدس که در زندگی هر کس آشکار میشود، برای فایده رساندن به همه داده میشود.+ ۸ مثلاً خدا از طریق روحالقدس به یکی توانایی میدهد که از روی حکمت سخن بگوید و از طریق همان روحالقدس به یکی دیگر این توانایی را میدهد که از روی شناخت و دانش صحبت کند. ۹ از طریق همان روحالقدس به یکی ایمان داده میشود + و به دیگری قدرت شفا دادن؛+ ۱۰ به یکی توانایی انجام کارهای شگفتانگیز داده میشود + و به دیگری توانایی نبوّت کردن یا توانایی تشخیص این که پیامی از طرف خداست یا نه.+ همان روحالقدس به یکی توانایی میدهد که به زبانهای مختلف صحبت کند،+ و به دیگری توانایی میدهد که زبانها را ترجمه کند.+ ۱۱ اما همهٔ این تواناییها از طریق همان روحالقدس داده میشود و او تصمیم میگیرد به هر کس چه تواناییای داده شود.
۱۲ بدن یکی است ولی اعضای زیادی دارد. با این که تعداد آن اعضا زیاد است، همهٔ آنها یک بدن را تشکیل میدهند.+ بدنِ مسیح هم همین طور است. ۱۳ همهٔ ما چه یهودی، چه یونانی، چه غلام، چه آزاد از طریق یک روح تعمید گرفتیم تا یک بدن را تشکیل دهیم، و خدا آن روح را به تکتک ما داد.*
۱۴ در واقع، بدن فقط از یک عضو ساخته نشده، بلکه از اعضای زیادی تشکیل شده است.+ ۱۵ اگر پا بگوید، «چون دست نیستم عضوی از بدن به حساب نمیآیم،» این دلیل نمیشود که پا عضوی از بدن نباشد. ۱۶ اگر گوش بگوید، «چون چشم نیستم عضوی از بدن به حساب نمیآیم،» این دلیل نمیشود که گوش عضوی از بدن نباشد. ۱۷ اگر کل بدن چشم بود، چطور میتوانست بشنود؟ اگر کل بدن گوش بود، چطور میتوانست چیزی را بو کند؟ ۱۸ اما واقعیت این است که خدا هر عضو را در همان جایی که خودش صلاح دانست در بدن قرار داده است.
۱۹ اگر بدن فقط از یک عضو تشکیل میشد، دیگر بدنی وجود نمیداشت! ۲۰ اما در واقع اعضای زیادی وجود دارند، در حالی که بدن یکی است. ۲۱ چشم نمیتواند به دست بگوید: «من به تو احتیاج ندارم.» سر هم نمیتواند به پاها بگوید: «من به شما احتیاج ندارم.» ۲۲ برعکس، آن اعضای بدن که ضعیفتر به نظر میرسند، ضروریاند. ۲۳ همچنین ما به اعضایی از بدنمان که به نظرمان ارزش کمتری دارند، اهمیت بیشتری میدهیم.+ برای همین، به اعضایی که از دیدمان زیبا نیستند، توجه بیشتری نشان میدهیم، ۲۴ در حالی که اعضای زیبای بدن ما نیاز به چنین توجهی ندارند. بنابراین، خدا اعضای بدن را طوری در کنار هم قرار داده که به اعضایی که ظاهراً مهم نیستند احترام و توجه بیشتری نشان داده شود، ۲۵ تا به این ترتیب، در میان اعضای بدن جدایی نباشد، بلکه تمام اعضا متقابلاً به فکر همدیگر باشند.+ ۲۶ پس اگر عضوی از بدن دچار درد شود، تمام اعضای دیگر هم با آن درد میکشند.+ اگر عضوی تمجید و تحسین شود، تمام اعضا با او شادی میکنند.+
۲۷ شما همگی بدن مسیح را تشکیل میدهید + و هر کدام از شما عضوی از این بدن هستید.+ ۲۸ اعضایی که خدا در جماعت قرار داده اینها هستند: اول رسولان،+ دوم پیامبران،+ سوم معلّمان،+ بعد کسانی که کارهای شگفتانگیز میکنند،+ کسانی که توانایی دارند شفا دهند،+ کسانی که خدمات مفید انجام میدهند، کسانی که توانایی هدایت کردن را دارند + و کسانی که میتوانند به زبانهای مختلف صحبت کنند.+ ۲۹ آیا همه رسول هستند؟ آیا همه پیامبرند؟ آیا همه معلّمند؟ آیا همه میتوانند کارهای شگفتانگیز بکنند؟ ۳۰ آیا همه این توانایی را دارند که شفا دهند؟ آیا همه میتوانند به زبانهای مختلف صحبت کنند؟+ آیا همه میتوانند زبانها را ترجمه کنند؟+ ۳۱ نه، این طور نیست. پس همیشه سخت تلاش کنید که بهترین تواناییها* را به دست آورید.+ با این حال، میخواهم راهی را به شما نشان دهم که از همهٔ اینها بهتر است.+
۱۳ اگر به زبانهای مردم و فرشتگان صحبت کنم، ولی محبت نداشته باشم، مثل طبلی توخالی و سنجی پرسروصدا هستم! ۲ اگر خدا این توانایی را به من داده است که نبوّت کنم و تمام رازهای مقدّس او را درک کنم و دربارهٔ همه چیز اطلاعات کاملی داشته باشم + و اگر ایمانم آنقدر قوی باشد که به فرمان من کوهها جابهجا شوند، ولی محبت نداشته باشم، هیچ* هستم!+ ۳ اگر تمام اموالم را در راه کمک به نیازمندان بدهم + و حتی حاضر باشم از جانم بگذرم و به این موضوع فخر کنم، ولی محبت نداشته باشم،+ هیچ فایدهای از تمام این کارها نمیبرم.
۴ محبت + صبور*+ و مهربان + است. محبت حسادت نمیکند.+ محبت به خودش نمیبالد و مغرور نمیشود.+ ۵ محبت با بیاحترامی* رفتار نمیکند + و دنبال منافع خودش نیست.+ محبت به آسانی خشمگین نمیشود + و کینه به دل نمیگیرد.+ ۶ محبت از بدی و بیعدالتی خوشحال نمیشود،+ بلکه از حقیقت و راستی شاد میشود. ۷ محبت با همه چیز مدارا میکند،*+ به همه چیز اعتماد دارد،*+ به همه چیز امیدوار است + و همه چیز را تحمّل میکند.+
۸ محبت هیچ وقت از بین نخواهد رفت. اما تواناییهایی مثل نبوّت کردن، صحبت کردن به زبانها* و کسب شناخت روزی به پایان خواهد رسید؛ ۹ در حال حاضر، شناخت ما جزئی است + و نبوّتهای ما کامل نیست، ۱۰ اما وقتی شناخت ما کامل شود، هر چه جزئی است از بین خواهد رفت. ۱۱ مثلاً وقتی بچه بودم، مثل یک بچه حرف میزدم و مثل یک بچه فکر و استدلال میکردم. ولی وقتی بزرگ شدم، کارها و فکرهای بچگانه را کنار گذاشتم. ۱۲ چیزی که ما الآن میبینیم، مثل تصویری تار و مبهم در آینهٔ فلزی است، ولی زمانی میرسد که همه چیز را روشن و واضح* خواهیم دید. فعلاً شناخت من جزئی است، اما در آن زمان، شناختی کامل* خواهم داشت، درست همان طور که خدا شناختی کامل* دربارهٔ من دارد. ۱۳ پس، این سه چیز باقی میمانند: ایمان، امید و محبت؛ ولی محبت از همهٔ اینها بزرگتر* است.+
۱۴ از محبت کردن دست نکشید و در عین حال، مشتاقانه دنبال این باشید که خدا تواناییهای* روحانی به شما بدهد، به خصوص توانایی نبوّت کردن.+ ۲ کسی که به زبانها صحبت میکند، روی سخنش با خداست نه با انسان؛ او با این که از طریق روحالقدس رازهای مقدّس را به زبان میآوَرَد،+ کسی حرفهایش را درک نمیکند.+ ۳ اما کسی که نبوّت میکند، با حرفهایش دیگران را بنا و تشویق میکند و به آنها تسلّی میدهد. ۴ کسی که به زبانها صحبت میکند ایمان خودش را بنا میکند، ولی کسی که نبوّت میکند ایمان اعضای جماعت را بنا میکند. ۵ دلم میخواهد که همهٔ شما به زبانها صحبت کنید،+ ولی ترجیح میدهم که نبوّت کنید.+ در واقع، اگر کسی که به زبانها صحبت میکند، حرفهایش را ترجمه نکند تا ایمان اعضای جماعت بنا شود، آن وقت نبوّت کردن بهتر از صحبت کردن به زبانهاست. ۶ برادران، اگر پیش شما بیایم و به زبانها صحبت کنم، چه فایدهای به شما رساندهام؟ اما اگر با چیزهایی که خدا برایم آشکار کرده یا با تعالیم و دانش + و پیامی* که به من داده + پیش شما بیایم، در این صورت به شما فایده رساندهام.
۷ این موضوع در مورد اشیای بیجانی مثل سازهای فلوت یا چنگ هم صدق میکند. آنها صدا تولید میکنند، اما اگر به طور واضح نواخته نشوند، چطور میتوانیم آهنگ آنها را تشخیص دهیم؟ ۸ اگر شیپور به طور واضح نواخته نشود، چه کسی خودش را برای جنگ آماده میکند؟ ۹ به همین صورت، اگر شما با زبانتان طوری صحبت نکنید که بهراحتی قابل فهم باشد، چطور کسی میتواند حرفهایتان را درک کند؟ در آن صورت، حرفهایتان باد هوا خواهد بود. ۱۰ البته در دنیا زبانهای مختلف و زیادی وجود دارند و هیچ کدام از آنها بیمعنی نیستند. ۱۱ پس اگر کسی به زبانی با من صحبت کند که من درک نکنم، او برایم یک خارجی است و من هم برای او یک خارجی هستم. ۱۲ همین موضوع در مورد شما هم صدق میکند. شما مشتاقانه دنبال این هستید که خدا از طریق روحالقدس تواناییهایی به شما بدهد، پس تلاش کنید تواناییهایی را به دست بیاورید که باعث تقویت اعضای جماعت میشود.+
۱۳ بنابراین، کسی که به زبانها صحبت میکند، باید دعا کند که بتواند سخنانش را ترجمه کند،+ ۱۴ چون اگر من به زبانها دعا کنم، در واقع توانایی این کار از طریق روحالقدس به من داده شده است. اما عقل من در آن نقشی ندارد. ۱۵ پس باید چه کار کنم؟ هم باید به زبانها دعا کنم که روحالقدس تواناییاش را به من داده و هم به زبانی که میفهمم. هم باید به این زبانها سرود ستایش بخوانم و هم به زبانی که میفهمم. ۱۶ در غیر این صورت، اگر تو خدا را فقط با تواناییهایی که از روحالقدس میگیری ستایش کنی، چطور یک شخص معمولی که در جمع شماست میتواند در پایان دعایت که برای شکرگزاری است «آمین» بگوید؟ او که نمیفهمد چه میگویی! ۱۷ شکی نیست که تو خیلی عالی خدا را شکر و سپاس میگویی، ولی دیگران بنا و تقویت نمیشوند! ۱۸ خدا را شکر که من بیشتر از همهٔ شما به زبانها صحبت میکنم! ۱۹ با این حال، ترجیح میدهم که برای تعلیم دیگران در جماعت، پنج کلمه به زبانی بگویم که همه بفهمند و از آن استفاده ببرند، تا این که ده هزار کلمه به زبانی بگویم که هیچ کس نمیفهمد.+
۲۰ برادران، در درک و فهم مثل افراد بالغ باشید،+ نه مثل بچههای کوچک.+ ولی در کارهای بد و شریرانه مثل بچههای کوچک باشید.+ ۲۱ در شریعت نوشته شده: «یَهُوَه* میگوید: ‹من از طریق کسانی که زبانشان ناآشنا و بیگانه است با این قوم صحبت خواهم کرد، ولی با وجود این، آنها به من گوش نخواهند داد.›»+ ۲۲ پس میبینید که صحبت کردن به زبانها نشانهای برای بیایمانان است،+ نه برای ایمانداران. اما توانایی نبوّت کردن برای ایمانداران است، نه برای بیایمانان. ۲۳ بنابراین اگر تمام اعضای جماعت در یک جا جمع شوند و همه به زبانها صحبت کنند و همان موقع افراد معمولی یا بیایمان به جمع شما داخل شوند، آیا نخواهند گفت که شما دیوانهاید؟ ۲۴ اما اگر همهٔ شما نبوّت کنید و شخصی معمولی یا بیایمان به جمعتان داخل شود، چیزهایی که او از همه میشنود کمکش میکند که به گناهانش پی ببرد* و خودش را با دقت محک بزند. ۲۵ آن وقت، رازهای دلش آشکار میشود و به خاک میافتد و خدا را پرستش میکند و میگوید: «خدا واقعاً در میان شماست.»+
۲۶ پس برادران، چه کار باید کرد؟ وقتی در جلسات دور هم جمع میشوید، یکی از شما سرود میخوانَد، دیگری کلام خدا را تعلیم میدهد، یکی دیگر حقیقتی را که خدا برایش آشکار کرده میگوید، یک نفر هم به زبانها صحبت میکند و دیگری آن را ترجمه میکند.+ بگذارید همه چیز بناکننده باشد. ۲۷ اگر کسانی بخواهند به زبانها حرف بزنند، تعدادشان نباید بیشتر از دو یا سه نفر باشد و باید به نوبت صحبت کنند. کسی هم باید این زبانها را ترجمه کند.+ ۲۸ اما اگر کسی نباشد که ترجمه کند، آنها باید در جماعت ساکت بمانند و در دلشان با خدا صحبت کنند. ۲۹ همچنین اگر کسانی هستند که نبوّت میکنند، بگذارید دو یا سه نفر این کار را بکنند + و دیگران سعی کنند مفهوم حرفهایشان را بفهمند. ۳۰ اما اگر خدا حقیقتی را برای یکی از حاضران آشکار کند، آن وقت کسی که در حال صحبت است باید ساکت شود. ۳۱ به این ترتیب، همهٔ شما میتوانید به نوبت نبوّت کنید تا همه تعلیم بگیرند و تشویق شوند.+ ۳۲ در ضمن، کسانی که از طریق روحالقدس توانایی نبوّت کردن دارند، باید به طور کنترلشده* از این توانایی استفاده کنند. ۳۳ خدا، خدای صلح و آرامش است، نه خدای بینظمی.+
همان طور که در تمام جماعتهای مقدّسان رسم است، ۳۴ زنان باید در جماعت ساکت باشند، چون اجازهٔ سخن گفتن ندارند،+ بلکه باید طبق قوانین خدا مطیع باشند.+ ۳۵ اگر آنها دربارهٔ مطلبی سؤالی دارند، باید در خانه از شوهرشان بپرسند، چون برای زن شایسته نیست که در جماعت سخن بگوید.
۳۶ آیا کلام خدا از شما سرچشمه گرفته یا فقط به شما رسیده است؟
۳۷ اگر کسی فکر کند که از طریق روحالقدس توانایی نبوّت کردن یا تواناییهای دیگری دارد، باید تأیید کند مطلبی که برای شما مینویسم، فرمانی از طرف سَرور* است. ۳۸ اما اگر کسی این فرمان را رد کند، خودش هم رد خواهد شد.* ۳۹ پس برادران من، همیشه دنبال این باشید که توانایی نبوّت کردن را به دست بیاورید + و در عین حال کسی را از سخن گفتن به زبانها منع نکنید.+ ۴۰ همه چیز باید به طور شایسته و با نظم و ترتیب انجام شود.+
۱۵ برادران، حالا میخواهم خبر خوشی را که به شما اعلام کردم + به یادتان بیاورم، یعنی همان خبر خوشی که قبول کردید و به آن پایبند ماندهاید. ۲ همین خبر خوش است که اگر واقعاً به آن پایبند بمانید باعث نجاتتان میشود. در غیر این صورت، بیهوده ایمان آوردهاید.
۳ من مهمترین موضوعاتی را که دیگران به گوش من رساندند، با شما در میان گذاشتم. برای مثال، این موضوع که مسیح طبق نوشتههای مقدّس جانش را برای بخشش گناهان ما فدا کرد.+ ۴ بعد جسدش در مقبره گذاشته شد + و او همان طور که در نوشتههای مقدّس آمده،+ در روز سوم زنده شد.+ ۵ او به کیفا*+ و بعد، به آن ۱۲ رسول هم ظاهر شد.+ ۶ پس از آن، مسیح یک بار به بیشتر از ۵۰۰ نفر از برادران ظاهر شد + که اکثرشان هنوز زندهاند، هرچند که بعضی از آنها به خواب مرگ فرو رفتهاند. ۷ بعد، مسیح به یعقوب + و پس از آن، به همهٔ رسولان هم ظاهر شد.+ ۸ آخر از همه، مسیح به من هم ظاهر شد.+ برای همین، من مثل نوزادی هستم که زودتر از موعد به دنیا آمده باشد.
۹ در واقع، من از همهٔ رسولان کوچکتر هستم و حتی لیاقت آن را ندارم که رسول خوانده شوم، چون به جماعت خدا آزار رساندم.+ ۱۰ اما حالا هر چه هستم، به خاطر لطف خدا هستم و لطفی که خدا به من نشان داده بینتیجه نبوده است، چون من بیشتر از بقیهٔ رسولان زحمت کشیدم. البته به توان خودم نبود که این کارها را میکردم، بلکه با قدرتی بود که خدا از روی لطفش به من نشان داد. ۱۱ به هر حال، چه من، چه آنها، همهٔ ما یک پیام را موعظه میکنیم و شما از طریق همین پیام ایمان آوردید.
۱۲ اما اگر پیامی که ما موعظه میکنیم این است که مسیح از میان مردگان زنده شده است،+ چطور بعضی از شما میتوانید بگویید که مردهها رستاخیز پیدا نمیکنند؟ ۱۳ اگر قرار نباشد که مردهها رستاخیز پیدا کنند، پس مسیح هم زنده نشده است؛ ۱۴ و اگر مسیح زنده نشده است، پس تمام موعظههای ما بیفایده بوده و ایمان شما هم بیاساس و بیفایده است. ۱۵ به علاوه، شاهدان دروغین خدا به حساب میآییم،+ چون دربارهٔ خدا شهادت دروغ دادهایم که او مسیح را زنده کرده است.+ اگر واقعاً قرار نباشد که مردگان دوباره زنده شوند، پس خدا مسیح را زنده نکرده است. ۱۶ اگر رستاخیزی برای مردگان در پیش نباشد، پس مسیح هم رستاخیز پیدا نکرده است. ۱۷ به علاوه، اگر مسیح زنده نشده، پس ایمان شما هم بیفایده است و هنوز اسیر گناهانتان هستید.+ ۱۸ در این صورت، تمام پیروان مسیح هم که تا حالا به خواب مرگ فرو رفتهاند، نیست و نابود شدهاند.+ ۱۹ اگر امید ما به مسیح فقط برای زندگی در این دنیا باشد، از همهٔ مردم دنیا بدبختتریم.
۲۰ اما واقعیت این است که مسیح بعد از مرگ دوباره زنده شد. بنابراین، او از بین کسانی که به خواب مرگ فرو رفتهاند، به عنوان نوبر رستاخیز پیدا کرده است.+ ۲۱ همان طور که مرگ از طریق یک انسان به این دنیا آمد،+ رستاخیز مردگان هم از طریق یک انسان انجام خواهد شد.+ ۲۲ به خاطر آدم همه میمیرند،+ ولی به خاطر مسیح همه بعد از مرگ زنده خواهند شد.+ ۲۳ اما هر کس به نوبت خود زنده خواهد شد: اولین کسی که زنده شد مسیح بود؛+ بعد، در دوران حضورش،* همهٔ کسانی که به او تعلّق دارند زنده خواهند شد.+ ۲۴ بعد از آن، در انتها، مسیح سلطنت را به پدر و خدای خودش تحویل خواهد داد، چون تا آن زمان همهٔ دولتها، حکومتها و قدرتها به دست او نیست و نابود شدهاند؛+ ۲۵ چون مسیح باید تا وقتی که خدا همهٔ دشمنانش را زیر پایش بیندازد، در مقام پادشاه سلطنت کند.+ ۲۶ مرگ هم که آخرین دشمن است، نیست و نابود خواهد شد،+ ۲۷ چون خدا «همه چیز را زیر پاهای او قرار داده است.»+ البته وقتی میگوید، «همه چیز»+ واضح است که این شامل خودِ خدا نمیشود که همه چیز را تحت فرمان او قرار داد.+ ۲۸ اما سرانجام، وقتی همه چیز تحت فرمان پسر قرار بگیرد، پسر هم که خدا همه چیز را تحت فرمانش قرار داد، خودش را تحت فرمان او قرار خواهد داد + تا به این ترتیب خدا بهتنهایی حاکم همه باشد.+
۲۹ اگر رستاخیزی نیست، کسانی که با این هدف تعمید میگیرند که جزو مردهها باشند، چه فایدهای میبرند؟+ پس اگر قرار نباشد مردهها دوباره زنده شوند، چرا آنها با این هدف تعمید میگیرند؟ ۳۰ چرا ما هم هر لحظه جانمان را به خطر میاندازیم؟+ ۳۱ برادران، همان طور که من با اطمینان به شما پیروان سَرورمان عیسی مسیح* افتخار میکنم، با همان اطمینان میتوانم بگویم که هر روز با مرگ روبرو میشوم. ۳۲ اگر مثل دیگران* در شهر اِفِسُس با حیوانات وحشی میجنگیدم،+ چه فایدهای از این کار میبردم؟ اگر مردهها زنده نمیشوند، پس «بیایید بخوریم و بنوشیم، چون فردا میمیریم!»+ ۳۳ فریب نخورید! معاشران بد، رفتار و عادتهای خوب را خراب میکنند.*+ ۳۴ به خودتان بیایید و کارهای درست انجام دهید و به راه گناه نروید. بعضی از شما هیچ شناخت درستی از خدا ندارید؛ من این را میگویم تا خجالت بکشید.
۳۵ با این حال، شاید کسی بگوید: «مردهها چطور زنده میشوند؟ وقتی زنده شوند، چه نوع بدنی دارند؟»+ ۳۶ ای آدم بیفکر! وقتی دانهای میکاری، تا نمیرد زنده نمیشود. ۳۷ مسلّماً دانهای که میکاری، با گیاهی* که بعداً رشد میکند خیلی فرق میکند. در واقع، تو فقط دانه را میکاری، چه دانهٔ گندم باشد، چه دانهای دیگر. ۳۸ اما خدا شکلی* را که خودش میخواهد به آن دانه میدهد و کاری میکند که از هر نوع دانه، گیاه* خاصِ خودش به وجود بیاید. ۳۹ در واقع بدنهای همهٔ موجودات با هم فرق دارند. انسانها، حیوانات، ماهیها و پرندهها، همه بدن خاص خودشان را دارند. ۴۰ البته همان طور که موجودات زمینی بدن دارند،+ موجودات آسمانی هم بدن دارند.+ اما بدن موجودات آسمانی و بدن موجودات زمینی، هر کدام جلال خاص خودش را دارد. ۴۱ خورشید جلال خودش را دارد و ماه و ستارگان هم جلال خودشان را دارند.+ در واقع هر ستاره از نظر جلال با ستارههای دیگر فرق دارد.
۴۲ این موضوع دربارهٔ کسانی که بعد از مرگ رستاخیز پیدا میکنند هم صدق میکند. آنچه کاشته میشود فاسدشدنی است، ولی آنچه رستاخیز پیدا میکند، فاسدنشدنی است.+ ۴۳ آنچه کاشته میشود خوار است، ولی آنچه رستاخیز پیدا میکند، پرجلال است.+ آنچه کاشته میشود ضعیف است، ولی آنچه رستاخیز پیدا میکند پرقدرت است.+ ۴۴ آنچه کاشته میشود بدنی جسمی است، ولی آنچه رستاخیز پیدا میکند بدنی روحی است. اگر بدنِ جسمی وجود دارد، بدن روحی هم وجود دارد؛ ۴۵ همان طور که نوشته شده است: «اولین انسان، یعنی آدم یک موجود زنده شد.»+ اما آدم آخر یک موجود روحی شد که میتواند زندگی بدهد.+ ۴۶ ولی چیزی که روحانی است اول نمیآید، بلکه اول چیزی که جسمانی است میآید و بعد روحانی. ۴۷ انسانِ اول از زمین است و از خاک آفریده شد،+ ولی انسانِ دوم از آسمان است.+ ۴۸ کسانی که از خاک هستند، مثل آن کسی هستند که از خاک آفریده شد. همچنین، کسانی که در آسمانند، مثل آن کسی هستند که از آسمان آمد.*+ ۴۹ همان طور که ما شکل انسانی را که از خاک آفریده شد به خودمان گرفتهایم،+ در آینده شکل کسی را که از آسمان آمد، به خودمان خواهیم گرفت.+
۵۰ برادران، میخواهم این را به شما بگویم: بدنی که از جسم و خون است نمیتواند پادشاهی خدا را به ارث ببرد. بله، چیزی که فاسدشدنی است نمیتواند چیزی را به ارث ببرد که فاسدنشدنی است. ۵۱ حالا میخواهم یک راز مقدّس را با شما در میان بگذارم: همهٔ ما به خواب مرگ نخواهیم رفت، بلکه همهٔ ما دگرگون خواهیم شد،+ ۵۲ و این دگرگونی در یک لحظه و در یک چشم به هم زدن، یعنی موقع نواختن آخرین شیپور اتفاق خواهد افتاد.+ وقتی آن شیپور به صدا درآید، کسانی که مردهاند با بدنی فاسدنشدنی زنده میشوند و ما دگرگون خواهیم شد، ۵۳ چون بدنی که فاسدشدنی و فناپذیر است + باید به بدنی تبدیل شود که فاسدنشدنی و فناناپذیر است.+ ۵۴ وقتی بدن فاسدشدنی و فناپذیر به بدنی فاسدنشدنی و فناناپذیر تبدیل شود، این نوشته هم به تحقق خواهد رسید که میگوید: «مرگ برای همیشه از بین رفته است.»*+ ۵۵ «ای مرگ، پیروزی تو کجاست؟ ای مرگ، نیش تو کجاست؟»+ ۵۶ گناه همان نیشی است که باعث مرگ میشود + و شریعت، قدرت گناه را آشکار میکند.*+ ۵۷ اما خدا را شکر که از طریق سَرورمان عیسی مسیح، ما را پیروز میکند!+
۵۸ پس برادران عزیزم، استوار و پابرجا بمانید + و همیشه در خدمت به خداوند* بسیار فعال باشید،+ چون میدانید زحمتهایی که در راه خدمت به او میکشید بینتیجه نخواهد بود!+
۱۶ در رابطه با جمعآوری اعانه برای مقدّسان،+ شما هم میتوانید طبق راهنماییهایی که به جماعتهای غَلاطیه دادم، عمل کنید. ۲ در اولین روز هر هفته، هر کدام از شما به نسبت درآمدی که دارید، مقداری پول کنار بگذارید تا وقتی که پیشتان آمدم، احتیاجی به جمعآوری پول نباشد. ۳ وقتی به آنجا برسم، هدیههای پرمهر شما را به دست کسانی که خودتان در نامههایتان تأیید کردهاید،+ به اورشلیم میفرستم. ۴ اگر صلاح باشد که من هم با آنها بروم، همراهشان میروم.
۵ البته من بعد از مقدونیه پیش شما میآیم، چون میخواهم سر راهم به مقدونیه هم سر بزنم.+ ۶ شاید بتوانم مدتی پیش شما بمانم یا حتی تمام زمستان را با شما بگذرانم. بعد هر جا که بخواهم بروم، میتوانید تا مسافتی مرا بدرقه کنید، ۷ چون این دفعه نمیخواهم شما را فقط سر راه ملاقات کنم، بلکه اگر یَهُوَه* بخواهد* امیدوارم بتوانم مدتی پیش شما بمانم.+ ۸ اما تا عید پِنتیکاست،* اینجا در اِفِسُس میمانم،+ ۹ چون برای خدمت، دری بزرگ به روی من باز شده،+ هرچند که تعداد مخالفان زیاد است.
۱۰ اگر تیموتائوس + پیش شما آمد، تا موقعی که با شماست با او طوری رفتار کنید که از چیزی ترس یا نگرانی نداشته باشد، چون او هم مثل من مشغول خدمت به یَهُوَه است.+ ۱۱ پس نگذارید کسی با دید حقارت به او نگاه کند. او را به سلامت راهی سفر کنید تا پیش من برگردد، چون من و بقیهٔ برادران منتظر او هستیم.
۱۲ اما در مورد برادرمان آپولُس + باید بگویم که او را خیلی تشویق کردم که با برادران پیش شما بیاید. او قصد نداشت الآن پیش شما بیاید، ولی هر موقع فرصت کند میآید.
۱۳ بیدار و هوشیار بمانید،+ ایمانتان را محکم حفظ کنید،+ شجاع* باشید + و قوی شوید.+ ۱۴ همهٔ کارهایتان را با عشق و محبت انجام دهید.+
۱۵ برادران، شما میدانید که اهل خانهٔ اِستِفاناس اولین کسانی بودند که در اَخائیه ایمان آوردند و زندگیشان را وقف خدمت به مقدّسان کردند. پس خواهش من از شما این است: ۱۶ شما هم همیشه مطیع افرادی مانند آنها و مطیع هر کس دیگری باشید که با ما همکاری میکنند و سخت زحمت میکشند.+ ۱۷ خیلی خوشحالم که اِستِفاناس،+ فورتوناتوس و اَخائیکوس اینجا آمدهاند، چون جای خالی شما را پر کردهاند. ۱۸ آنها به من و شما* نیروی تازهای دادهاند. به همین دلیل، قدر چنین کسانی را بدانید.
۱۹ جماعتهای ایالت آسیا به شما سلام میرسانند. آکیلا و پِریسکا* و جماعتی هم که در خانهٔ آنهاست،+ به شما پیروان سَرور از صمیم دل سلام میرسانند. ۲۰ همهٔ برادرانی که اینجا هستند به شما سلام میرسانند. شما هم با بوسهٔ مقدّس به هم سلام بگویید.
۲۱ من پولُس، به شما سلام میرسانم و این را به دست خودم مینویسم.
۲۲ لعنت بر کسی که سَرور را دوست نداشته باشد.* ای سَرور ما بیا! ۲۳ لطف سَرورمان عیسی شامل حال شما شود. ۲۴ یقین بدانید که من همهٔ شما پیروان عیسی مسیح* را دوست دارم.
تحتاللفظی: «مسیحْ عیسی.»
تحتاللفظی: «مسیحْ عیسی.»
یا: «میخوانند.»
تحتاللفظی: «مسیحْ عیسی.»
یا: «رفاقت؛ شراکت.»
اسم دیگر پِطرُس.
یا: «حکمت بشری.»
واژهنامه: «تیر شکنجه.»
واژهنامه: «تیر شکنجه.»
یا: «عصر؛ نظام.» واژهنامه: «عصر؛ نظام.»
یا: «نشانه.»
تحتاللفظی: «مسیحْ عیسی.»
ضمیمهٔ الف۵.
یا: «عصر؛ نظام.» واژهنامه: «عصر؛ نظام.»
یا: «قبل از اعصار.» واژهنامه: «عصر؛ نظام.»
یا: «عصر؛ نظام.» واژهنامه: «عصر؛ نظام.»
یا: «حتی در دلش جا نگرفته.»
تحتاللفظی: «اعماق خدا را جستجو میکند.»
تحتاللفظی: «روحش.» واژهنامه: «روح.»
یا: «ارتباط میدهیم.»
یا: «جهالت.»
یا: «قضاوت کرد.»
یا: «قضاوت میکند.»
ضمیمهٔ الف۵.
یا: «مقوّی.»
تحتاللفظی: «یکی هستند.»
یا: «عصر؛ نظام.» واژهنامه: «عصر؛ نظام.»
ضمیمهٔ الف۵.
اسم دیگر پِطرُس.
یا: «زیردستان.»
یا: «دادگاه انسانی.»
ضمیمهٔ الف۵.
تحتاللفظی: «برهنهایم.»
یا: «دایه؛ معلّم.»
تحتاللفظی: «مسیحْ عیسی.»
تحتاللفظی: «شیوههایی.»
تحتاللفظی: «مسیحْ عیسی.»
واژهنامه: «اعمال نامشروع جنسی.»
یا: «روحاً.» واژهنامه: «روح.»
یا: «حکم کردهام.»
یا: «روحاً.» واژهنامه: «روح.»
تحتاللفظی: «تا جسم از بین برود و روح در روز سَرور حفظ شود.» واژهنامه: «روح.»
واژهنامه: «اعمال نامشروع جنسی.»
واژهنامه: «اعمال نامشروع جنسی.»
واژهنامه: «اعمال نامشروع جنسی.»
یا: «بددهان؛ تهمتزن.»
یا: «این زندگی.»
واژهنامه: «اعمال نامشروع جنسی.»
یا: «مردانی که با مردان دیگر رابطهٔ جنسی برقرار میکنند، چه فاعل چه مفعول.»
یا: «افراد بددهان؛ افراد تهمتزن.»
واژهنامه: «اعمال نامشروع جنسی.»
یا: «از نظر روحی.» واژهنامه: «روح.»
واژهنامه: «اعمال نامشروع جنسی.»
یا: «خارج از بدن اوست.»
یا: «نسبت به بدن خودش گناه میکند.»
منظور نداشتن رابطهٔ جنسی است.
واژهنامه: «اعمال نامشروع جنسی.»
ضمیمهٔ الف۵.
تحتاللفظی: «فرا میخواند.»
تحتاللفظی: «آزادشدهٔ سَرور است.»
تحتاللفظی: «در خصوص باکرهها.»
تحتاللفظی: «اگر باکرهای.»
تحتاللفظی: «در جسم.»
یا: «نباید به طور کامل از آنها استفاده کنند.»
یا: «فکری.» واژهنامه: «روح.»
یا: «باکره.»
یا: «باکره.»
یا: «کسی که باکرگیاش را با ازدواج از دست میدهد.»
یا: «به خواب مرگ فرو رفت.»
یا احتمالاً: «خداوند.»
یا: «رنجیدهخاطر شوند؛ ایمانشان ضعیف شود.»
یا: «رنجش؛ سستی ایمان.»
تحتاللفظی: «اختیار.»
اسم دیگر پِطرُس.
تحتاللفظی: «درو کنیم.»
تحتاللفظی: «اختیارمان.»
یا: «بدون این که باری برای کسی باشم.»
تحتاللفظی: «همه چیز شدم.»
تحتاللفظی: «تاجی.»
تحتاللفظی: «تاجی.»
یا: «بدنم را سخت تأدیب و تنبیه میکنم.»
یا: «خدا مرا رد نکند.»
یا: «صخرهای که مسیح بود.»
واژهنامه: «اعمال نامشروع جنسی.»
ضمیمهٔ الف۵.
یا: «به دست آن هلاککننده.»
واژهنامه: «دوران پایانی عصر حاضر.»
یا: «وسوسهای.»
یا: «وسوسه.»
یا: «وسوسه.»
تحتاللفظی: «جامِ برکت.»
یا: «میشکنیم.»
یا: «تشویقکننده.»
یا: «رنجش؛ سستی ایمان.»
یا: «رنجش؛ سستی ایمان.»
یا: «راه و روشی؛ رسومی.»
یا: «شکست.»
یا: «گناه.»
احتمالاً به مرگ روحانی اشاره میکند.
ضمیمهٔ الف۵.
یا: «هدیههایی.»
یا: «هدیههایی.»
تحتاللفظی: «نوشاند.»
یا: «هدیهها.»
یا: «بیفایده.»
یا: «بردبار.»
یا: «پررویی.»
یا: «کنار میآید.»
یا: «همه چیز را باور میکند.»
منظور صحبت کردن به زبانهای دیگر به نحوی معجزهآساست.
یا: «رو در رو.»
یا: «دقیق.»
یا: «دقیق.»
یا: «مهمتر.»
یا: «هدیههای.»
تحتاللفظی: «نبوّتی.»
ضمیمهٔ الف۵.
تحتاللفظی: «توبیخی برای او خواهد بود.»
یا: «با نظم و ترتیب.»
یا احتمالاً: «خداوند.»
یا احتمالاً: «اگر کسی نادان باشد، در نادانی خود خواهد ماند.»
اسم دیگر پِطرُس.
واژهنامه: «حضور.»
تحتاللفظی: «مسیحْ عیسی.»
یا احتمالاً: «اگر از دید انسانی.»
یا: «اخلاق خوب را فاسد میکنند.»
تحتاللفظی: «بدنی.»
تحتاللفظی: «بدنی.»
تحتاللفظی: «بدن.»
یا: «در آسمان است.»
تحتاللفظی: «تا ابد بلعیده شده است.»
یا: «و قدرت گناه از شریعت است.»
یا احتمالاً: «سَرور.»
ضمیمهٔ الف۵.
یا: «اجازه دهد.»
واژهنامه: «پِنتیکاست.»
یا: «مرد.»
تحتاللفظی: «روح من و روح شما.»
همان پِریسکیلا.
به یونانی فیلِئو؛ واژهنامه: «محبت.»
تحتاللفظی: «مسیحْ عیسی.»