زَکَریا
۱ در هشتمین ماه از سال دوم حکمرانی داریوش،+ یَهُوَه این پیام را به زَکَریای* نبی که پسر بِرِکیا و نوهٔ عِدّو بود، داد:+ ۲ «یَهُوَه بهشدّت از پدرانتان خشمگین بود.+
۳ «به قوم بگو، ‹یَهُوَه خدای لشکرها میگوید: «‹به سوی من برگردید،› یَهُوَه خدای لشکرها میگوید، ‹و من هم به سوی شما برمیگردم.›+ این گفتهٔ یَهُوَه خدای لشکرهاست.»›
۴ «‹مثل پدرانتان نباشید که پیامبران گذشته به آنها گفتند: «یَهُوَه خدای لشکرها چنین میگوید، ‹لطفاً از راههای شریرانهتان برگردید و از کارهای شریرانهتان دست بکشید.›»›+
«یَهُوَه میگوید، ‹اما آنها گوش ندادند و به من توجهی نکردند.›+
۵ «‹پدران شما امروز کجا هستند؟ آیا پیامبران تا ابد زنده ماندهاند؟ ۶ اما کلام من و فرمانهایی که به خادمانم یعنی پیامبران در رابطه با پدرانتان دادم به تحقق رسید، مگر نه؟›+ پس پدرانتان به طرف من برگشتند و گفتند: ‹یَهُوَه خدای لشکرها مطابق راهها و کارهایمان با ما رفتار کرده است، دقیقاً همان طور که تصمیم گرفته بود.›»+
۷ در دومین سال حکمرانی داریوش،+ در بیستوچهارمین روز ماه یازدهم که ماه شِواط* است، یَهُوَه پیامی به زَکَریای نبی (پسر بِرِکیا و نوهٔ عِدّو) داد. ۸ زَکَریا گفت: «در شب رؤیایی دیدم. مردی بر اسبی قرمز سوار بود و بین درختان مورْد در درّه ایستاده بود. پشت سر او اسبهایی به رنگهای قرمز، قهوهای و سفید بودند.»
۹ پس پرسیدم: «سَرورم، این اسبسواران چه کسانی هستند؟»
فرشتهای که با من صحبت میکرد جواب داد: «به تو نشان میدهم آنها چه کسانی هستند.»
۱۰ بعد آن مرد که بین درختان مورْد ایستاده بود گفت: «آنها کسانی هستند که یَهُوَه برای بازرسی زمین فرستاده است.» ۱۱ آنها به فرشتهٔ یَهُوَه که بین درختان مورْد ایستاده بود گفتند: «ما زمین را بازرسی کردهایم و دیدهایم که در سراسر زمین صلح و آرامش برقرار است.»+
۱۲ فرشتهٔ یَهُوَه گفت: «ای یَهُوَه خدای لشکرها، تا کی رحمتت را از ساکنان اورشلیم و شهرهای یهودا دریغ خواهی کرد،+ یعنی از کسانی که در این ۷۰ سال از دستشان خشمگین بودی؟»+
۱۳ یَهُوَه به فرشتهای که با من صحبت میکرد، با کلماتی پرمهر و دلگرمکننده جواب داد. ۱۴ بعد فرشتهای که با من صحبت میکرد به من گفت: «با صدای بلند بگو، ‹یَهُوَه خدای لشکرها چنین میگوید: «من نسبت به اورشلیم و صَهیون غیرت زیادی دارم.+ ۱۵ من از ملتهایی که آسودهخیال هستند + بهشدّت خشمگینم، چون خشم من از قومم کم بود،+ ولی آن ملتها بیشتر از چیزی که میخواستم به قومم آزار رساندند.»›+
۱۶ «به همین دلیل یَهُوَه میگوید: ‹«من دوباره به اورشلیم رحمت نشان خواهم داد؛+ خانهٔ من در آنجا ساخته میشود + و اورشلیم برای بازسازی اندازهگیری خواهد شد.»*+ این گفتهٔ یَهُوَه خدای لشکرهاست.›
۱۷ «دوباره با صدای بلند بگو، ‹یَهُوَه خدای لشکرها چنین میگوید: «شهرهای من دوباره لبریز از نعمت* خواهند شد. یَهُوَه دوباره به صَهیون تسلّی خواهد داد + و دوباره اورشلیم را انتخاب خواهد کرد.»›»+
۱۸ بعد به بالا نگاه کردم و چهار شاخ دیدم.+ ۱۹ از فرشتهای که با من صحبت میکرد پرسیدم: «اینها چه هستند؟» او جواب داد: «اینها شاخهایی هستند که مردم یهودا،+ اسرائیل + و اورشلیم را پراکنده کردهاند.»+
۲۰ بعد از آن، یَهُوَه چهار صنعتگر به من نشان داد. ۲۱ پرسیدم: «اینها آمدهاند که چه کار کنند؟»
او گفت: «آن شاخها مردم یهودا را آنقدر پراکنده کردند که هیچ کس نتوانست سرش را بلند کند. این صنعتگران آمدهاند تا شاخهای ملتها را بترسانند و آنها را بشکنند؛ ملتهایی که شاخهایشان را به ضدّ سرزمین یهودا بلند کردند تا مردم آنجا را پراکنده کنند.»
۲ بعد به بالا نگاه کردم و مردی را دیدم که ریسمان اندازهگیری در دستش بود.+ ۲ از او پرسیدم: «کجا میروی؟»
او جواب داد: «میروم تا اورشلیم را اندازهگیری کنم و ببینم طول و عرضش چقدر است.»+
۳ آن وقت، فرشتهای که با من صحبت میکرد از پیش من رفت و فرشتهٔ دیگری به ملاقات او آمد. ۴ او به آن فرشته گفت: «با عجله پیش آن مرد جوان برو و به او بگو، ‹«آنقدر ساکنان و گلههای اورشلیم زیاد خواهد شد که مثل یک شهرِ باز و بدون دیوار میشود.»+ ۵ یَهُوَه میگوید: «من دورتادور اورشلیم دیواری از آتش خواهم شد + و آن شهر را با جلالم پر خواهم کرد.»›»+
۶ یَهُوَه میگوید: «بیایید! بیایید! از سرزمین شمال فرار کنید؛+
چون من شما را به چهار گوشهٔ زمین* پراکنده کردهام.»+ این گفتهٔ یَهُوَه است.
۷ «ای صَهیون، بیا! ای تو که با دختر بابِل ساکن هستی فرار کن.+ ۸ یَهُوَه خدای لشکرها مرا بعد از تمجید شدنش پیش ملتهایی که شما را غارت کردند فرستاده است.+ او چنین میگوید: ‹هر کس شما را لمس کند، مردمک چشم* مرا لمس کرده است.+ ۹ حالا من دستم را به ضدّ آنها بلند خواهم کرد و غلامانشان آنها را غارت خواهند کرد.›+ آن وقت میفهمید که یَهُوَه خدای لشکرها مرا فرستاده است.
۱۰ یَهُوَه میگوید: «ای دختر صَهیون، آواز شادی بخوان،+ چون من خواهم آمد + و بین شما ساکن خواهم شد.+ ۱۱ در آن روز ملتهای بسیاری به یَهُوَه خواهند پیوست و قوم من خواهند شد + و من بین شما ساکن خواهم شد.» آن وقت میفهمید که یَهُوَه خدای لشکرها مرا پیش شما فرستاده است. ۱۲ یَهُوَه یهودا را به عنوان سهمی که از زمین مقدّس دارد، تصاحب خواهد کرد و دوباره اورشلیم را انتخاب خواهد کرد.+ ۱۳ ای همهٔ انسانها در حضور یَهُوَه سکوت کنید، چون او از مکان مقدّس خودش وارد عمل میشود.
۳ بعد در رؤیا یِهوشَع کاهن اعظم به من نشان داده شد + که جلوی فرشتهٔ یَهُوَه ایستاده بود. شیطان + که در سمت راست یِهوشَع ایستاده بود با او مخالفت میکرد. ۲ فرشتهٔ یَهُوَه به شیطان گفت: «ای شیطان، یَهُوَه تو را توبیخ کند!+ یَهُوَه که اورشلیم را انتخاب کرده است،+ تو را توبیخ کند! آیا این یِهوشَع چوب نیمسوزی نیست که از آتش بیرون کشیده شده است؟»
۳ یِهوشَع در حالی که لباسهای کثیفی به تن داشت جلوی فرشته ایستاده بود. ۴ فرشته به کسانی که جلوی او ایستاده بودند گفت: «لباسهای کثیف او را درآورید.» بعد به یِهوشَع گفت: «ببین، من کاری کردم که گناه* تو پاک شود و لباسهای خوب* به تنت کنند.»+
۵ پس من گفتم: «عمامهای تمیز بر سرش بگذارید.»+ آنها عمامهای تمیز بر سرش گذاشتند و لباسهای نو به تنش کردند؛ فرشتهٔ یَهُوَه نزدیک ایستاده بود. ۶ بعد فرشتهٔ یَهُوَه به یِهوشَع گفت: ۷ «یَهُوَه خدای لشکرها چنین میگوید، ‹اگر در راههای من قدم برداری و مسئولیتهایی را که نسبت به من داری انجام دهی، در خانهٔ من به عنوان داور خدمت خواهی کرد + و به صحنهای خانهام رسیدگی خواهی کرد.* همچنین اجازه میدهم مثل این افراد که اینجا ایستادهاند، به حضورم بیایی.›
۸ «‹ای یِهوشَع کاهن اعظم، لطفاً هم خودت و هم همراهانت که جلوی تو نشستهاند گوش کنید! شما نشانهای از اتفاقات آینده هستید. من خادمم را که اسمش «شاخه» است آشکار میکنم.+ ۹ سنگی را که جلوی یِهوشَع گذاشتهام نگاه کن! روی آن سنگ هفت چشم وجود دارد و من یک نوشته روی آن حک خواهم کرد. من در یک روز گناه آن سرزمین را برمیدارم.› این گفتهٔ یَهُوَه خدای لشکرهاست.+
۱۰ «‹در آن روز هر کدام از شما همسایهتان را دعوت خواهید کرد که بیاید و زیر درخت انگور و انجیرتان بنشیند.› این گفتهٔ یَهُوَه خدای لشکرهاست.»+
۴ فرشتهای که با من صحبت کرده بود پیش من برگشت و مرا مثل شخصی که خوابیده باشد بیدار کرد. ۲ او از من پرسید: «چه میبینی؟»
گفتم: «چراغدانی میبینم که کاملاً از طلاست + و کاسهای روی آن است. همچنین روی آن چراغدان هفت چراغ وجود دارد،+ بله هفت چراغ که به هفت لوله وصل هستند. ۳ در کنار آن چراغدان، دو درخت زیتون وجود دارد،+ یکی در طرف راست کاسه و یکی در طرف چپ آن.»
۴ بعد، از فرشتهای که با من صحبت میکرد پرسیدم: «سَرورم، معنی اینها چیست؟» ۵ فرشتهای که با من صحبت میکرد گفت: «آیا نمیدانی معنی اینها چیست؟»
جواب دادم: «نه سَرورم.»
۶ آن فرشته به من گفت: «این گفتهٔ یَهُوَه به زَروبّابِل است: ‹یَهُوَه خدای لشکرها چنین میگوید، «نه با نیروی نظامی و نه با قدرت انسان،+ بلکه به وسیلۀ روح من همهٔ اینها اتفاق خواهد افتاد.»+ ۷ ای کوه بزرگ، تو کیستی؟ تو در مقابل زَروبّابِل + زمینی هموار* خواهی شد.+ او سنگ بالای* معبد را خواهد آورد و مردم فریاد خواهند زد: «چه زیبا! چه زیبا!»›»
۸ پیام دیگری از طرف یَهُوَه به من رسید. او گفت: ۹ «زَروبّابِل با دستهای خود پی این خانه را گذاشته است + و با همین دستها این کار را تمام خواهد کرد.+ آن وقت میفهمید که یَهُوَه خدای لشکرها مرا پیش شما فرستاده است. ۱۰ چه کسی روزی را که شروع کوچکی* داشت حقیر شمرده است؟+ مردم شادی خواهند کرد و شاقول را در دست زَروبّابِل خواهند دید. اینها* چشمان یَهُوَه هستند که همه جای زمین را زیر نظر دارند.»+
۱۱ بعد، از او پرسیدم: «معنی این دو درخت زیتون که در سمت راست و چپ چراغدان هستند چیست؟»+ ۱۲ دوباره از او پرسیدم: «معنی شاخههای* دو درخت زیتون که از آنها مایعی طلایی در دو لولهٔ طلایی ریخته میشود چیست؟»
۱۳ او گفت: «آیا نمیدانی معنی اینها چیست؟»
جواب دادم: «نه سَرورم.»
۱۴ او گفت: «اینها دو مسحشدهای هستند که در کنار خداوندِ تمام زمین ایستادهاند.»+
۵ دوباره سرم را بلند کردم و طوماری دیدم که در حال پرواز بود. ۲ آن فرشته از من پرسید: «چه میبینی؟»
جواب دادم: «طوماری میبینم که در حال پرواز است، طولش نه متر* و عرضش چهار متر و نیم* است.»
۳ بعد به من گفت: «این لعنتی است که در سراسر زمین پخش میشود؛ چون با این که طبق نوشتهٔ یک طرف طومار دزدی مجازات دارد،+ کسانی که دزدی کردهاند، مجازات نشدهاند، و با این که طبق نوشتهٔ طرف دیگر طومار قسم دروغ مجازات دارد،+ کسانی که قسم دروغ خوردهاند، مجازات نشدهاند. ۴ یَهُوَه خدای لشکرها میگوید: ‹من آن طومار را فرستادهام. آن طومار به خانهٔ دزدان و خانهٔ کسانی که به اسم من قسم دروغ میخورند داخل خواهد شد و در آن خانه خواهد ماند و آن را با الوارها و سنگهایش نابود خواهد کرد.›»
۵ فرشتهای که با من صحبت میکرد، جلو آمد و به من گفت: «لطفاً به بالا نگاه کن و ببین چه چیزی از اینجا میرود.»
۶ من پرسیدم: «این چیست؟»
او جواب داد: «این یک سبد* است که بیرون میرود.» بعد گفت: «این مظهر آنها در سرتاسر زمین است.» ۷ بعد دیدم که سرپوش گرد و سربی آن سبد برداشته شد و زنی داخل آن نشسته بود. ۸ فرشته گفت: «این زن، مظهر شرارت است.» بعد او را دوباره به داخل سبد هل داد و سرپوش سربی را روی دهانهٔ آن گذاشت.
۹ بعد به بالا نگاه کردم و دیدم دو زن با بالهایی مثل بالهای لکلک پرواز میکنند و نزدیک میشوند. آنها آن سبد را بلند کردند و بین زمین و آسمان بردند. ۱۰ پس به فرشتهای که با من صحبت میکرد گفتم: «آنها سبد را کجا میبرند؟»
۱۱ او جواب داد: «سبد را به سرزمین شِنعار*+ میبرند تا برای آن زن خانهای بسازند. وقتی خانه آماده شد، او در آنجا که جای مناسبش است قرار داده خواهد شد.»
۶ دوباره به بالا نگاه کردم و چهار ارابه دیدم که از بین دو کوه مسی میآیند. ۲ ارابهٔ اول اسبهای قرمز داشت و ارابهٔ دوم اسبهای سیاه.+ ۳ ارابهٔ سوم اسبهای سفید داشت و ارابهٔ چهارم اسبهای ریزخال و لکهدار.+
۴ من از فرشتهای که با من صحبت میکرد پرسیدم: «سَرورم، اینها چه هستند؟»
۵ فرشته جواب داد: «اینها چهار روح آسمان هستند + که از حضور خداوندِ تمام زمین بیرون میروند.+ ۶ ارابهای که اسبهای سیاه دارد، به سرزمین شمال میرود.+ اسبهای سفید به آن طرف دریا میروند و اسبهای ریزخال به سرزمین جنوب. ۷ اسبهای لکهدار بیتابی میکردند که بروند و در همه جای زمین بگردند.» بعد او گفت: «بروید و در همه جای زمین بگردید.» بنابراین آنها رفتند تا در همه جای زمین بگردند.
۸ بعد آن فرشته مرا صدا زد و گفت: «ببین آنهایی که به سرزمین شمال میروند باعث شدهاند که روح* یَهُوَه در سرزمین شمال قرار بگیرد.»
۹ پیام دیگری از طرف یَهُوَه به من رسید. او گفت: ۱۰ «هدایایی را که حِلدای، طوبیّا و یِدایا از طرف تبعیدیان آوردهاند بگیر و در همان روز همراه با کسانی که از بابِل آمدهاند به خانهٔ یوشیا پسر صَفَنیا برو. ۱۱ نقره و طلا بردار و تاجی* درست کن و آن را بر سر یِهوشَع کاهن اعظم،+ پسر یِهوصاداق بگذار ۱۲ و به او بگو:
«‹یَهُوَه خدای لشکرها میگوید: «این مردی است که اسمش ‹شاخه› است.+ او از جایی که هست جوانه خواهد زد و معبد یَهُوَه را خواهد ساخت.+ ۱۳ او کسی است که معبد یَهُوَه را خواهد ساخت و از شکوه پادشاهی برخوردار خواهد شد. او روی تخت پادشاهیاش خواهد نشست و حکومت خواهد کرد. او هم پادشاه و هم کاهن خواهد بود + و این دو وظیفه را با هماهنگی در صلح انجام خواهد داد. ۱۴ آن تاج* در معبد یَهُوَه باقی خواهد ماند تا یادبودی* برای هِلِم، طوبیّا، یِدایا + و حین پسر صَفَنیا باشد. ۱۵ کسانی که در جاهای دور زندگی میکنند خواهند آمد و در ساختن معبد یَهُوَه شرکت خواهند کرد.» آن وقت میفهمید که یَهُوَه خدای لشکرها مرا پیش شما فرستاده است. اگر به سخنان یَهُوَه خدایتان گوش دهید، این وقایع اتفاق خواهد افتاد.›»
۷ در چهارمین سال حکمرانی داریوش پادشاه، در چهارمین روز ماه نهم که ماه کیسلِو* است، پیامی از طرف یَهُوَه به زَکَریا رسید.+ ۲ مردم شهر بِیتئیل، اشخاصی را به نامهای شَرعِصِر و رِجِممِلِک همراه مردانش فرستادند که به یَهُوَه التماس کنند تا مورد لطف او قرار بگیرند ۳ و از کاهنان خانهٔ* یَهُوَه خدای لشکرها و پیامبران بپرسند: «آیا باید در ماه پنجم گریه و زاری کنم و غذا نخورم،+ همان طور که سالها این کار را کردهام؟»
۴ یَهُوَه خدای لشکرها دوباره پیامی به من داد و گفت: ۵ «به همهٔ مردم سرزمین و به کاهنان بگو، ‹وقتی برای ۷۰ سال + در ماه پنجم و ماه هفتم + روزه میگرفتید و گریه و زاری میکردید، آیا واقعاً برای من روزه میگرفتید؟ ۶ وقتی میخوردید و مینوشیدید، آیا برای خودتان این کار را نمیکردید؟ ۷ آیا نباید از کلامی که یَهُوَه از طریق پیامبران سابق اعلام کرد، اطاعت کنید؟+ این کلام زمانی اعلام شد که اورشلیم و شهرهای اطرافش هنوز مسکونی و در آرامش بودند و مردمی در نِگِب و شِفیله زندگی میکردند.›»
۸ یَهُوَه دوباره پیامی به زَکَریا رساند و گفت: ۹ «یَهُوَه خدای لشکرها چنین میگوید، ‹طبق حقیقت و عادلانه قضاوت کنید + و به همدیگر محبت پایدار*+ و رحمت نشان دهید. ۱۰ از بیوهزنان، یتیمان،+ غریبان + و فقیران + کلاهبرداری نکنید و در دلتان نقشههای شریرانه برای همدیگر نکشید.›+ ۱۱ اما اجداد شما به این سخنان توجه نکردند + و با لجبازی رو برگرداندند.+ همچنین گوشهایشان را بستند تا نشنوند.+ ۱۲ آنها دلهایشان را مثل الماس،* سخت کردند + و از قانون* و کلامی که یَهُوَه خدای لشکرها از طریق روح خود به وسیلهٔ پیامبران سابق فرستاد، اطاعت نکردند.+ برای همین، یَهُوَه خدای لشکرها خیلی خشمگین شد.»+
۱۳ «یَهُوَه خدای لشکرها میگوید: ‹همان طور که وقتی من* با آنها صحبت کردم گوش ندادند،+ من هم وقتی آنها از من کمک خواستند، گوش ندادم.+ ۱۴ پس آنها را با گردبادی بین همهٔ ملتهایی که نمیشناختند پراکنده کردم + و آن سرزمین بعد از آنها چنان ویران شد که هیچ کس در آنجا رفت و آمد نمیکرد؛+ چون آنها آن سرزمین زیبا را به خرابهای وحشتناک تبدیل کردند.›»
۸ یَهُوَه خدای لشکرها دوباره پیامی به من داد و گفت: ۲ «یَهُوَه خدای لشکرها چنین میگوید، ‹من نسبت به صَهیون غیرت زیادی دارم + و با خشم زیاد از او دفاع خواهم کرد.›»
۳ «یَهُوَه چنین میگوید، ‹من به صَهیون برخواهم گشت + و در اورشلیم ساکن خواهم شد؛+ اورشلیم شهر راستی* نامیده خواهد شد + و کوه یَهُوَه خدای لشکرها، کوه مقدّس.›»+
۴ «یَهُوَه خدای لشکرها چنین میگوید، ‹مردان و زنان سالخورده دوباره در میدانهای اورشلیم خواهند نشست و به خاطر سن زیادشان عصا به دست خواهند گرفت.+ ۵ میدانهای شهر پر از پسران و دخترانی خواهد شد که آنجا بازی میکنند.›»+
۶ «یَهُوَه خدای لشکرها چنین میگوید، ‹شاید این اتفاق در آن زمان برای باقیماندگان این قوم غیرممکن به نظر برسد، ولی برای من غیرممکن نیست.› این گفتهٔ یَهُوَه خدای لشکرهاست.»
۷ «یَهُوَه خدای لشکرها چنین میگوید، ‹من قومم را از سرزمینهای شرق و غرب* نجات خواهم داد.+ ۸ من آنها را به اورشلیم خواهم آورد و آنها در آنجا زندگی خواهند کرد.+ آنها قوم من خواهند شد و من خدای آنها خواهم بود؛+ خدای راستی* و عدالت.›»
۹ «یَهُوَه خدای لشکرها چنین میگوید، ‹پس حالا دستهایتان را قوی کنید،*+ چون شما همان سخنانی را میشنوید که پیامبران وقتی پی خانهٔ یَهُوَه خدای لشکرها برای ساختن معبد گذاشته میشد، گفتند.+ ۱۰ قبل از آن زمان، مزدی برای کار انسان و حیوان پرداخت نمیشد + و هیچ کس نمیتوانست به خاطر دشمن در امنیت رفت و آمد کند، چون من همهٔ مردم را به ضدّ یکدیگر برانگیخته بودم.›
۱۱ «‹اما حالا با باقیماندگان این قوم مثل آن روزها برخورد نخواهم کرد،›+ این گفتهٔ یَهُوَه خدای لشکرهاست. ۱۲ ‹بذر صلح کاشته خواهد شد؛ درخت انگور پر از میوه خواهد شد، زمین محصولش را خواهد داد + و آسمان شبنم خود را تولید خواهد کرد. من کاری خواهم کرد که باقیماندگان این قوم تمام این نعمتها را به میراث ببرند.+ ۱۳ ای مردم یهودا و ای مردم اسرائیل، در گذشته شما از دید ملتها مردمی لعنتشده بودید،+ اما من شما را نجات خواهم داد و شما از دید آنها مردمی برکتیافته خواهید بود.+ پس نترسید!+ دستهایتان را قوی کنید.›*+
۱۴ «یَهُوَه خدای لشکرها چنین میگوید: ‹این گفتهٔ یَهُوَه خدای لشکرهاست، «وقتی اجدادتان مرا خشمگین کردند، تصمیم گرفتم که بلا بر سرتان بیاورم و منصرف* نشدم.+ ۱۵ الآن هم تصمیم گرفتهام که به اورشلیم و مردم یهودا خوبی کنم.+ پس نترسید!»›+
۱۶ «‹این کارهایی است که باید بکنید: به یکدیگر حقیقت را بگویید + و کنار دروازههای شهرهایتان طوری قضاوت کنید که صلح و راستی برقرار شود.+ ۱۷ در دلتان برای همدیگر نقشههای شریرانه نکشید + و قسم دروغ نخورید،*+ چون من از همهٔ این کارها متنفرم.›+ این گفتهٔ یَهُوَه است.»
۱۸ یَهُوَه خدای لشکرها دوباره پیامی به من داد و گفت: ۱۹ «یَهُوَه خدای لشکرها چنین میگوید، ‹روزهٔ ماههای چهارم،+ پنجم،+ هفتم + و دهم + باید برای مردم یهودا مناسبتهایی شاد و خوشحالکننده و عیدهایی پر از شادی باشد.+ پس صلح و راستی را دوست داشته باشید.›
۲۰ «یَهُوَه خدای لشکرها چنین میگوید، ‹مردم و ساکنان شهرهای زیادی به این شهر خواهند آمد ۲۱ و ساکنان یک شهر پیش ساکنان شهری دیگر خواهند رفت و خواهند گفت: «بیایید برویم و صمیمانه به یَهُوَه التماس کنیم که به ما لطف کند؛ بیایید به دنبال یَهُوَه خدای لشکرها باشیم. من هم میروم.»+ ۲۲ قومهای زیاد و ملتهای قدرتمند به اورشلیم خواهند آمد تا به دنبال یَهُوَه خدای لشکرها باشند + و به یَهُوَه التماس کنند که به آنها لطف کند.›
۲۳ «یَهُوَه خدای لشکرها چنین میگوید، ‹در آن روزها ده نفر از همهٔ قومها با زبانهای مختلف،*+ دست به دامن یک یهودی خواهند شد* و خواهند گفت: «ما میخواهیم همراه شما بیاییم،+ چون شنیدهایم که خدا با شماست.»›»+
۹ اعلامیه:
«کلام یَهُوَه به ضدّ سرزمین حَدراخ است،
چون چشم یَهُوَه بر انسانهاست،+
و بر تمام طایفههای اسرائیل.
۲ کلام خدا به ضدّ حَمات + که با آن زمین هممرز است گفته شده،
و به ضدّ صور + و صیدون،*+ هرچند که از دید خودشان خیلی حکیمند.+
۳ صور برای خودش دژی ساخته،
و نقره را مثل غبار انباشته است،
و طلا را مثل خاک خیابانها.+
۴ یَهُوَه داراییهایش را خواهد گرفت،
و لشکرش را به دریا خواهد انداخت؛*+
صور در آتش نابود خواهد شد.+
۵ اَشقِلون این را خواهد دید و وحشت خواهد کرد؛
غزه بهشدّت مضطرب خواهد شد.
عِقرون هم همین طور، چون امیدش بر باد خواهد رفت.
غزه پادشاهش را از دست خواهد داد،
و دیگر کسی در اَشقِلون زندگی نخواهد کرد.+
۷ من خون را از دهان او دور خواهم کرد،
و غذاهای نفرتانگیز را از بین دندانهایش.
هر کس که از او باقی بماند به خدای ما تعلّق خواهد داشت؛
او مثل رئیسی* در یهودا خواهد بود،+
و مردم عِقرون مثل یِبوسیان خواهند بود.+
۸ من برای نگهبانی* از خانهام جلوی آن چادر خواهم زد +
تا کسی از آنجا عبور نکند و کسی به آنجا برنگردد.
هیچ ستمگری* دیگر از آنجا عبور نخواهد کرد،+
چون با چشمان خودم وضعیت قوم را دیدهام.*
۹ ای دختر صَهیون، با تمام وجود شادی کن!
ای دختر اورشلیم، برای پیروزی فریاد بزن،
چون پادشاهت پیش تو میآید.+
۱۰ من ارابهٔ جنگی را از اِفرایِم دور خواهم کرد،
و اسب را از اورشلیم.
کمان جنگجویان شکسته خواهد شد.*
او صلح را به ملتها اعلام خواهد کرد؛+
و قلمروی حکومتش از دریا تا دریا،
و از رود فُرات تا دورترین نقطهٔ زمین خواهد بود.+
۱۱ اما تو ای زن، به خاطر عهدی که من توسط خون با تو بستم،
زندانیان تو را از چاه بیآب آزاد خواهم کرد.+
۱۲ ای زندانیان، با امید به قلعه برگردید.+
من امروز به تو میگویم،
‹ای زن، به تو سهمی دوبرابر خواهم داد.+
۱۳ من یهودا را مثل کمانم خم خواهم کرد.
اِفرایِم را مثل یک تیر روی کمان خواهم گذاشت،
و ای صَهیون، پسرانت را بیدار خواهم کرد
تا به ضدّ پسران یونان باشند،
و تو را مثل شمشیر جنگجویان خواهم کرد.›
۱۴ یَهُوَه ثابت خواهد کرد که با قومش است،
و تیر او بهسرعتِ برق پرتاب خواهد شد.
یَهُوَه حاکم متعال، شیپور خواهد زد،+
و مثل تندباد جنوبی به جنگ دشمنان خواهد رفت.
۱۵ یَهُوَه خدای لشکرها از قومش دفاع خواهد کرد.
آنها سنگهای قلابسنگ را لگدمال و نابود خواهند کرد.+
آنها خواهند نوشید و مثل آدمهای مست، سرخوش خواهند بود.
مثل یک کاسهٔ پر خواهند بود،
و مثل گوشههای مذبح که به خون آلوده است.+
۱۶ در آن روز، یَهُوَه خدایشان آنها را نجات خواهد داد،
مثل شبانی که گلهاش را نجات میدهد؛+
آنها مثل سنگهای گرانبهای یک تاج* در سرزمین او خواهند درخشید.+
۱۷ چه عظیم است نیکویی او،+
و چه عظیم است زیبایی او!
غلّه و شراب تازه،+
مردان و دختران جوان را قوی خواهد کرد.»
۱۰ «در فصل باران بهاری، از یَهُوَه باران بخواهید.
یَهُوَه است که ابرهای رعدآسا به وجود میآورد،
اوست که برای انسان باران فراوان میباراند،+
و محصول زمین را به همه میدهد.
آنها دربارهٔ خوابهای بیارزش صحبت میکنند،
و تسلّیهایشان بیفایده است.
به همین دلیل است که مردم مثل گوسفندان گمشده سرگردان خواهند شد،
و چون شبانی ندارند، رنج خواهند کشید.
۳ خشم من به ضدّ آن شبانان شعلهور است.
من به ضدّ رهبران ستمگر* داوری خواهم کرد؛
چون یَهُوَه خدای لشکرها به گلهاش، قوم یهودا توجه کرده،+
و آنها را مثل اسب جنگیاش، باشکوه کرده است.
۴ از یهوداست که فرمانروا* میآید،
از اوست که حاکم و پشتیبان* میآید،
از اوست که کمان جنگی میآید،
از اوست که همهٔ سرپرستان* با هم میآیند.
۵ خاندان یهودا مثل جنگجویان خواهند شد،
و در جنگ، گِل کوچهها را لگدمال خواهند کرد.
۶ من خاندان یهودا را نیرومند خواهم کرد،
و خاندان یوسِف را نجات خواهم داد.+
من آنها را به سرزمینشان برمیگردانم،
و به آنها رحمت نشان خواهم داد،+
انگار که هیچ وقت آنها را طرد نکرده بودم،+
چون من یَهُوَه خدای آنها هستم و به دعایشان جواب خواهم داد.
۷ مردم اِفرایِم مثل جنگجویانی قدرتمند خواهند شد.
دل آنها آنقدر شاد خواهد شد که انگار شراب نوشیدهاند.+
فرزندانشان این را خواهند دید و شاد خواهند شد.
دل آنها به خاطر یَهُوَه به وجد خواهد آمد.+
۸ ‹من با سوت خود، آنها را جمع خواهم کرد؛
من آنها را بازخرید خواهم کرد + و تعدادشان زیاد خواهد شد،
و همیشه زیاد خواهند ماند.
۹ با این که آنها را مثل بذر بین قومها پراکنده میکنم،
مرا در جاهای دورافتاده به یاد خواهند آورد.
آنها همراه فرزندانشان نیرویی تازه خواهند گرفت و به سرزمین خود خواهند برگشت.
۱۰ من آنها را از سرزمین مصر برمیگردانم،
و از آشور جمع خواهم کرد؛+
و چون جای کافی برای آنها نخواهد بود،+
آنها را به سرزمین جِلعاد + و لبنان هم خواهم برد.
۱۱ من با خروشان کردن دریا از میان آن میگذرم،
و موجهای دریا را شکست خواهم داد؛+
تمام آبهای نیل خشک خواهد شد.
غرور آشور در هم خواهد شکست،
و عصای سلطنتی از مصر دور خواهد شد.+
۱۲ من یَهُوَه، به آنها برتری خواهم داد،+
و آنها از من* پیروی خواهند کرد.›+ این گفتهٔ یَهُوَه است.»
۱۱ «ای لبنان، درهای خود را باز کن
تا آتش، درختان سِدر تو را بسوزاند.
۲ ای سرو کوهی، گریه و زاری کن، چون درختان سِدر نابود شدهاند،
آن درختان تنومند از بین رفتهاند!
ای بلوطهای باشان، گریه و زاری کنید،
چون جنگل انبوه نابود شده است!
۳ صدای گریهٔ شبانان را بشنوید،
چون شکوهشان از بین رفته است!
صدای غرّش شیرهای جوان* را بشنوید،
چون بیشههای کنار اردن نابود شدهاند!
۴ «یَهُوَه خدای من چنین میگوید، ‹گلهای را که برای کشتار کنار گذاشته شده شبانی کن.+ ۵ کسانی که آن گوسفندان را میخرند و میکُشند،+ مجازات نمیشوند. کسانی که آن گوسفندان را میفروشند + میگویند: «حمد و ستایش بر یَهُوَه، چون ثروتمند میشویم!» حتی شبانان خودشان هم به آنها رحم نمیکنند.›+
۶ «یَهُوَه میگوید، ‹من دیگر به ساکنان این سرزمین رحم نخواهم کرد، بلکه کاری میکنم که هر کس از طرف همنوع و پادشاهش مورد ظلم و ستم قرار بگیرد. آنها این سرزمین را نابود خواهند کرد و من آنها را نجات نخواهم داد.›»
۷ ای گوسفندان رنجدیده در گله، من به خاطر شما، گلهتان را که برای کشتار کنار گذاشته شده بود،+ شبانی کردم. من دو چوبدستی برداشتم و اسم یکی را ‹مهربانی› و اسم دیگری را ‹اتحاد› گذاشتم و گله را شبانی کردم.+ ۸ من در عرض یک ماه، سه شبان را از کارشان برکنار کردم، چون دیگر تحمّل آنها را نداشتم و آنها هم از من بیزار شده بودند. ۹ پس به آنها گفتم: «من دیگر شبان شما نخواهم بود. بگذار کسی که در حال مرگ است بمیرد، کسی که در حال نابود شدن است نابود شود و آنهایی که باقی میمانند، گوشت همدیگر را بخورند.» ۱۰ آن وقت، چوبدستیای را که اسمش ‹مهربانی› بود برداشتم + و آن را تکهتکه کردم. به این شکل، عهدی را که با تمام قوم بسته بودم شکستم. ۱۱ پس آن عهد در همان روز شکسته شد و گوسفندان رنجدیده در گله که مرا تماشا میکردند، پی بردند که این کلام یَهُوَه بود.
۱۲ بعد به آنها گفتم: «اگر به نظرتان خوب است دستمزد مرا بدهید. در غیر این صورت، آن را نگه دارید.» پس آنها ۳۰ سکهٔ نقره برای دستمزد به من دادند.*+
۱۳ یَهُوَه به من گفت: «آن سکهها را در خزانه بینداز! عجب قیمت گرانی برایم پرداخت شد! این ارزش من در دید آنهاست.»+ پس آن ۳۰ سکهٔ نقره را برداشتم و در خزانهٔ معبد یَهُوَه انداختم.+
۱۴ بعد دومین چوبدستی را که اسمش ‹اتحاد› بود، تکهتکه کردم.+ به این شکل اتحاد برادرانهای که بین یهودا و اسرائیل بود، شکسته شد.+
۱۵ یَهُوَه به من گفت: «حالا وسایل یک شبان بیلیاقت را بردار.+ ۱۶ من در این سرزمین شبانی را تعیین میکنم، ولی او از گوسفندانی که در حال نابودی هستند مراقبت نخواهد کرد.+ او دنبال گوسفندان جوانی که گم شدهاند نمیگردد، گوسفندان زخمی را معالجه نمیکند + و به گوسفندان سالم خوراک نمیدهد. در عوض، گوشت گوسفندان چاق را میخورد + و سُمهایشان را میکَند.+
۱۷ وای بر شبان بیکفایت که گله را رها میکند!+
شمشیر به بازوی او و به چشم راستش فرو خواهد رفت.
بازوی او کاملاً خشک خواهد شد،
و چشم راستش کاملاً کور* خواهد شد.»
۱۲ اعلامیه:
یَهُوَه خدایی که آسمانها را پهن کرد،+
او که شالودهٔ زمین را گذاشت،+
و روح* انسان را در درونش قرار داد،
میگوید: «این کلام یَهُوَه در مورد اسرائیل است.»
۲ «من اورشلیم را مثل جام شرابی میکنم که همهٔ قومهای اطراف از آن خواهند نوشید و تلوتلو خواهند خورد. وقتی اورشلیم محاصره شود، تمام یهودا هم محاصره خواهد شد.+ ۳ در آن روز، من اورشلیم را برای همهٔ قومها مثل سنگی سنگین* خواهم کرد. همهٔ کسانی که آن را بلند کنند بهسختی مجروح خواهند شد.+ همهٔ ملتهای زمین به ضدّ اورشلیم جمع خواهند شد.»+ ۴ یَهُوَه میگوید: «در آن روز، من همهٔ اسبها را به وحشت میاندازم و سوارانشان را به دیوانگی دچار خواهم کرد. با چشمان باز از مردم یهودا مراقبت خواهم کرد، اما همهٔ اسبهای قومها را به کوری دچار خواهم کرد. ۵ رئیسان* یهودا در دلشان خواهند گفت: ‹ساکنان اورشلیم باعث قوّت ما هستند، چون یَهُوَه خدای لشکرها خدای آنهاست.›+ ۶ در آن روز، من رئیسان یهودا را مثل آتشی* در میان چوبها و مثل مشعلی افروخته در بین بافههای غلّه خواهم کرد + و آنها تمام قومهای اطرافشان را چه در طرف راست و چه در طرف چپ خواهند سوزاند.+ ساکنان اورشلیم به زندگی در مکان خود* یعنی در اورشلیم ادامه خواهند داد.+
۷ «یَهُوَه اول چادرهای یهودا را نجات خواهد داد تا شکوه خاندان داوود و شکوه ساکنان اورشلیم خیلی بیشتر از یهودا نباشد. ۸ در آن روز، یَهُوَه دورتادور ساکنان اورشلیم یک حفاظ خواهد بود + و هر کسی که بین آنها لغزش بخورد مثل داوود قوی خواهد شد و خاندان داوود مثل خدا و مثل فرشتهٔ یَهُوَه که آنها را هدایت میکند، قدرتمند خواهند شد.+ ۹ در آن روز، من بدون شک همهٔ ملتهایی را که به ضدّ اورشلیم بلند میشوند نابود خواهم کرد.+
۱۰ «من روح خودم را بر خاندان داوود و ساکنان اورشلیم خواهم ریخت و به این ترتیب، لطفم را شامل حال آنها میکنم و به دعاهای التماسآمیزشان گوش خواهم داد. آنها به کسی که به بدنش نیزه فرو کردند نگاه خواهند کرد + و طوری برای او گریه و زاری خواهند کرد که انگار تنها پسرشان است و طوری برایش سوگواری خواهند کرد که انگار پسر نخستزادهشان است. ۱۱ در آن روز، گریه و زاری اورشلیم عظیم خواهد بود، مثل گریه و زاری در هَدَدرِمّون در دشت مَگِدّو.+ ۱۲ تمام خاندانهای آن سرزمین جداگانه ماتم خواهند گرفت و همین طور این خاندانها: خاندان داوود و زنانشان؛ خاندان ناتان + و زنانشان؛ ۱۳ خاندان لاوی + و زنانشان؛ خاندان شِمعی + و زنانشان؛ ۱۴ خاندانهای دیگر هم همین طور؛ هر خاندان جداگانه و زنانشان جداگانه ماتم خواهند گرفت.
۱۳ «در آن روز، چاهی برای خاندان داوود و ساکنان اورشلیم کنده خواهد شد تا آنها از ناپاکی و گناه پاک شوند.+
۲ یَهُوَه خدای لشکرها میگوید: «در آن روز، من بتها را در این سرزمین کاملاً نابود خواهم کرد و دیگر کسی اسم آنها را به یاد نخواهد آورد.+ من پیامبران دروغین و روحیهای را که باعث ناپاکی میشود در این سرزمین از بین خواهم برد.+ ۳ اگر کسی دوباره پیشگویی کند، پدر و مادرش که او را به دنیا آوردهاند به او خواهند گفت: ‹چون تو به اسم یَهُوَه دروغ گفتهای، نباید زنده بمانی.› در نتیجه، پدر و مادرش که او را به دنیا آوردهاند، او را به خاطر پیشگوییاش خواهند کشت.*+
۴ «در آن روز، هر کدام از پیامبران به خاطر رؤیایی که هنگام پیشگویی میبیند، سرافکنده خواهد شد و دیگر برای فریب دادن مردم ردای پشمی* به تن نخواهد کرد،+ ۵ بلکه خواهد گفت: ‹من پیامبر نیستم. من یک کشاورزم، چون وقتی جوان بودم مردی مرا خرید.› ۶ اگر کسی از او بپرسد، ‹چرا بین شانههایت* زخم شده است؟› او جواب میدهد، ‹وقتی خانهٔ دوستانم* بودم زخمی شدم.›»
۷ یَهُوَه خدای لشکرها میگوید: «ای شمشیر، به ضدّ شبانم بلند شو؛+
به ضدّ کسی که دوست و همکارم است.
۸ یَهُوَه میگوید:
«در تمام این سرزمین، دوسوم مردم کشته و نابود خواهند شد،*
و یکسوم در آن باقی خواهند ماند.
۹ من آن یکسوم را از آتش خواهم گذراند،
و آنها را تصفیه خواهم کرد، همان طور که نقره را تصفیه میکنند.
من آنها را محک خواهم زد، همان طور که طلا را محک میزنند.+
آنها نام مرا خواهند خواند،
و من به آنها جواب خواهم داد.
من خواهم گفت، ‹آنها قوم من هستند›+
و آنها خواهند گفت، ‹یَهُوَه خدای ماست.›»
۱۴ «روز یَهُوَه میآید، روزی که به او تعلّق دارد! در آن روز، غنایمی که از تو* گرفته میشود، جلوی خودت تقسیم خواهد شد. ۲ من همهٔ ملتها را جمع خواهم کرد تا با اورشلیم بجنگند. این شهر تسخیر میشود، خانهها غارت میشوند و به زنان تجاوز خواهد شد. نیمی از اهالی شهر به تبعید برده خواهند شد، اما باقیماندهٔ آنها در شهر خواهند ماند.
۳ «یَهُوَه برای جنگ با آن ملتها خواهد آمد،+ همان طور که در روز نبرد میجنگد.+ ۴ در آن روز، پاهای او بر کوه زیتون + که در شرق اورشلیم است قرار خواهد گرفت و کوه زیتون از شرق* تا غرب* به دو نیم تقسیم خواهد شد و درّهٔ بسیار عظیمی به وجود خواهد آمد. نصف کوه به سمت شمال حرکت خواهد کرد و نصف آن به سمت جنوب. ۵ شما به درّهٔ کوههای من فرار خواهید کرد، چون درّهٔ آن کوهها تا به آصیل خواهد رسید. شما پا به فرار خواهید گذاشت، همان طور که به خاطر زلزله در دوران عُزّیا، پادشاه یهودا پا به فرار گذاشتید.+ یَهُوَه خدای من خواهد آمد و همهٔ مقدّسان با او خواهند بود.+
۶ «در آن روز، هیچ نور درخشانی نخواهد بود؛+ همه چیز منجمد خواهد شد. ۷ آن روز، به روزی معروف خواهد شد که به یَهُوَه تعلّق دارد.+ تفاوتی بین روز و شب نخواهد بود و حتی در شب، روشنایی خواهد بود. ۸ در آن روز، آبهای حیاتبخش از اورشلیم جاری خواهد شد؛+ نیمی از آن به طرف دریای شرقی*+ و نیمی از آن به طرف دریای غربی.*+ این اتفاق، هم در تابستان و هم در زمستان خواهد افتاد. ۹ یَهُوَه بر تمام زمین پادشاه خواهد شد.+ در آن روز، یَهُوَه تنها خدایی خواهد بود که پرستش میشود + و نامش تنها نامی خواهد بود که ستایش میشود.+
۱۰ «تمام سرزمین مثل عَرَبه خواهد شد؛+ از جِبَع گرفته + تا رِمّون در جنوب اورشلیم.+ شهر اورشلیم در مکان خود بلند خواهد شد و مردم دوباره در آن ساکن خواهند شد؛+ از ‹دروازهٔ بنیامین› گرفته + تا محل ‹دروازهٔ اول› و تا ‹دروازهٔ زاویه،› و از ‹برج حَنَنئیل› گرفته + تا حوضهای شرابگیری* پادشاه. ۱۱ مردم در آن شهر ساکن خواهند شد و اورشلیم دیگر محکوم به نابودی نمیشود + و ساکنانش در امنیت زندگی خواهند کرد.+
۱۲ «این بلایی است که یَهُوَه بر سر همهٔ قومهایی خواهد آورد که با اورشلیم میجنگند:+ در حالی که آنها هنوز روی پاهایشان ایستادهاند، گوشت بدنشان فاسد میشود، چشمانشان در حدقه میپوسد و زبانشان در دهانشان فاسد میشود.
۱۳ «در آن روز، یَهُوَه آنها را دچار سردرگمی شدید خواهد کرد؛ در نتیجه، هر کس رفیق خودش را خواهد گرفت و به همدیگر حمله خواهند کرد.+ ۱۴ مردم یهودا هم در نزدیکی اورشلیم خواهند جنگید و ثروت تمام ملتهای اطراف را جمعآوری خواهند کرد، از جمله طلا، نقره و لباس فراوان.+
۱۵ «بلایی مثل بلای قبلی بر سر اسبها، قاطرها، شترها، الاغها و همهٔ دامهایی که در آن اردوگاهها هستند، خواهد آمد.
۱۶ «باقیماندگان تمام ملتهایی که به اورشلیم حمله میکنند، هر سال به اورشلیم خواهند رفت + تا جلوی پادشاه یعنی یَهُوَه خدای لشکرها تعظیم کنند*+ و عید سایهبانها* را برگزار کنند.+ ۱۷ اگر یکی از خاندانهای روی زمین به اورشلیم نرود تا جلوی پادشاه یعنی یَهُوَه خدای لشکرها تعظیم کند، هیچ بارانی بر آن خاندان نخواهد بارید.+ ۱۸ اگر مصریان به اورشلیم نروند و وارد آن شهر نشوند، هیچ بارانی نخواهند داشت. در عوض، یَهُوَه همان بلایی را بر سرشان خواهد آورد که میخواهد بر سر ملتهای دیگر بیاورد، یعنی ملتهایی که برای برگزاری عید سایهبانها به اورشلیم نمیروند. ۱۹ این مجازاتی است برای گناه مصریان و گناه تمام ملتهایی که برای برگزاری عید سایهبانها به اورشلیم نمیروند.
۲۰ «در آن روز، عبارت ‹قدّوسیت مال یَهُوَه است›+ بر روی زنگولهٔ اسبها نوشته خواهد شد،+ و دیگهای معبد یَهُوَه مثل کاسههایی خواهند شد + که جلوی مذبح قرار دارند. ۲۱ همهٔ دیگها در اورشلیم و یهودا مقدّس خواهند بود و به یَهُوَه خدای لشکرها تعلّق خواهند داشت و همهٔ کسانی که برای تقدیم قربانی میآیند، بعضی از آن دیگها را برای پختن گوشت قربانیها استفاده خواهند کرد. در آن روز، دیگر هیچ کدام از کنعانیان* در معبد یَهُوَه خدای لشکرها نخواهد بود.»+
یعنی: «یَهُوَه به یاد آورده است.»
ضمیمهٔ ب۱۵.
تحتاللفظی: «ریسمان اندازهگیری بر اورشلیم کشیده میشود.»
تحتاللفظی: «نیکویی.»
تحتاللفظی: «چهار بادِ آسمانها.»
یا: «تخم چشم.»
یا: «خطای؛ تقصیر.»
یا: «رداهای رسمی.»
یا: «از صحنهای خانهام محافظت خواهی کرد.»
یا: «دشتی.»
یا: «سنگ سر طاق؛ سرسنگ.»
یا: «چیزهای کوچکی.»
تحتاللفظی: «این هفت چیز.»
منظور شاخههای میوهدار درخت است.
تحتاللفظی: «۲۰ ذراع.» ضمیمهٔ ب۱۴.
تحتاللفظی: «۱۰ ذراع.» ضمیمهٔ ب۱۴.
تحتاللفظی: «ایفه.» در اینجا به ظرف یا سبدی اشاره دارد که برای اندازهگیری یک ایفه استفاده میشد. ضمیمهٔ ب۱۴.
همان سرزمین بابِل.
واژهنامه: «روح.»
یا: «تاجی باشکوه.»
یا: «تاج باشکوه.»
یا: «یادآوریای.»
ضمیمهٔ ب۱۵.
یا: «معبد.»
واژهنامه: «محبت پایدار.»
یا احتمالاً: «سنگی سخت،» مثل سنگ سنباده.
یا: «تعلیم.»
تحتاللفظی: «او.»
یا: «وفاداری.»
یا: «از سرزمین طلوع خورشید و از سرزمین غروب خورشید.»
یا: «وفاداری.»
یا: «شجاع باشید.»
یا: «شجاع باشید.»
یا: «پشیمان.»
تحتاللفظی: «قسم دروغ را دوست نداشته باشید.»
تحتاللفظی: «از همهٔ زبانهای قومها.»
یا: «پایین ردای یک مرد یهودی را محکم خواهند گرفت.»
یا: «و هدف آن دمشق است.»
همان صِیدا.
یا احتمالاً: «در دریا شکست خواهد داد.»
یا: «بیگانه.»
یا: «شیخی؛ رئیس طایفهای.»
یا: «محافظت.»
یا: «ارباب بیرحمی.»
ظاهراً به درد و رنج قوم اشاره میکند.
یا: «و پیروز شده است.»
یا: «الاغ نر.»
یا: «نابود خواهد شد.»
یا: «نیمتاج.»
یا: «خدایان خانگی؛ بتها.»
یا: «مرموز؛ اسرارآمیز.»
تحتاللفظی: «بزهای نر.»
تحتاللفظی: «برج زاویه.» به شخصی مهم و برجسته اشاره میکند.
تحتاللفظی: «میخ.» به یک حاکم یا شخصی پشتیبان اشاره میکند.
یا: «اربابان.»
یا: «از نام من.»
یا: «شیرهای جوان یالدار.»
تحتاللفظی: «برایم وزن کردند.»
تحتاللفظی: «تار.»
یا: «نَفَس.» واژهنامه: «روح.»
یا: «کمرشکن.»
یا: «شیخهای.»
یا: «آتشدانی.»
یا: «در مکانی که در آن حق زندگی دارند.»
یا: «با شمشیر خواهند کشت.»
یا: «ردای پیامبری.»
تحتاللفظی: «بین دستهایت.» منظور روی قفسهٔ سینه یا پشت است.
یا: «کسانی که مرا دوست دارند.»
یا: «خواهند مرد.»
منظور شهری است که در آیهٔ ۲ به آن اشاره شده.
یا: «محل طلوع آفتاب.»
تحتاللفظی: «دریا.»
همان دریای مرده.
همان دریای مدیترانه.
یا: «چَرخُشتهای.»
یا: «پرستش کنند.»
واژهنامه: «عید سایهبانها.»
یا احتمالاً: «تاجران.»