کتابخانهٔ آنلاین نشریات شاهدان یَهُوَه
کتابخانهٔ آنلاین
نشریات شاهدان یَهُوَه
فارسی
  • کتاب مقدّس
  • نشریات
  • جلسات
  • دج زَکَریا ۱:‏۱-‏۱۴:‏۲۱
  • زَکَریا

ویدیویی برای انتخاب شما موجود نیست.

متأسفانه، پخش ویدیو ممکن نیست.

  • زَکَریا
  • کتاب مقدّس—‏ترجمهٔ دنیای جدید
کتاب مقدّس—‏ترجمهٔ دنیای جدید
زَکَریا

زَکَریا

۱ در هشتمین ماه از سال دوم حکمرانی داریوش،‏+ یَهُوَه این پیام را به زَکَریای* نبی که پسر بِرِکیا و نوهٔ عِدّو بود،‏ داد:‏+ ۲ ‏«یَهُوَه به‌شدّت از پدرانتان خشمگین بود.‏+

۳ ‏«به قوم بگو،‏ ‹یَهُوَه خدای لشکرها می‌گوید:‏ «‹به سوی من برگردید،‏› یَهُوَه خدای لشکرها می‌گوید،‏ ‹و من هم به سوی شما برمی‌گردم.‏›‏+ این گفتهٔ یَهُوَه خدای لشکرهاست.‏»›‏

۴ ‏«‹مثل پدرانتان نباشید که پیامبران گذشته به آن‌ها گفتند:‏ «یَهُوَه خدای لشکرها چنین می‌گوید،‏ ‹لطفاً از راه‌های شریرانه‌تان برگردید و از کارهای شریرانه‌تان دست بکشید.‏›»›‏+

‏«یَهُوَه می‌گوید،‏ ‹اما آن‌ها گوش ندادند و به من توجهی نکردند.‏›‏+

۵ ‏«‹پدران شما امروز کجا هستند؟‏ آیا پیامبران تا ابد زنده مانده‌اند؟‏ ۶ اما کلام من و فرمان‌هایی که به خادمانم یعنی پیامبران در رابطه با پدرانتان دادم به تحقق رسید،‏ مگر نه؟‏›‏+ پس پدرانتان به طرف من برگشتند و گفتند:‏ ‹یَهُوَه خدای لشکرها مطابق راه‌ها و کارهایمان با ما رفتار کرده است،‏ دقیقاً همان طور که تصمیم گرفته بود.‏›»‏+

۷ در دومین سال حکمرانی داریوش،‏+ در بیست‌وچهارمین روز ماه یازدهم که ماه شِواط* است،‏ یَهُوَه پیامی به زَکَریای نبی (‏پسر بِرِکیا و نوهٔ عِدّو)‏ داد.‏ ۸ زَکَریا گفت:‏ «در شب رؤیایی دیدم.‏ مردی بر اسبی قرمز سوار بود و بین درختان مورْد در درّه ایستاده بود.‏ پشت سر او اسب‌هایی به رنگ‌های قرمز،‏ قهوه‌ای و سفید بودند.‏»‏

۹ پس پرسیدم:‏ «سَرورم،‏ این اسب‌سواران چه کسانی هستند؟‏»‏

فرشته‌ای که با من صحبت می‌کرد جواب داد:‏ «به تو نشان می‌دهم آن‌ها چه کسانی هستند.‏»‏

۱۰ بعد آن مرد که بین درختان مورْد ایستاده بود گفت:‏ «آن‌ها کسانی هستند که یَهُوَه برای بازرسی زمین فرستاده است.‏» ۱۱ آن‌ها به فرشتهٔ یَهُوَه که بین درختان مورْد ایستاده بود گفتند:‏ «ما زمین را بازرسی کرده‌ایم و دیده‌ایم که در سراسر زمین صلح و آرامش برقرار است.‏»‏+

۱۲ فرشتهٔ یَهُوَه گفت:‏ «ای یَهُوَه خدای لشکرها،‏ تا کی رحمتت را از ساکنان اورشلیم و شهرهای یهودا دریغ خواهی کرد،‏+ یعنی از کسانی که در این ۷۰ سال از دستشان خشمگین بودی؟‏»‏+

۱۳ یَهُوَه به فرشته‌ای که با من صحبت می‌کرد،‏ با کلماتی پرمهر و دلگرم‌کننده جواب داد.‏ ۱۴ بعد فرشته‌ای که با من صحبت می‌کرد به من گفت:‏ «با صدای بلند بگو،‏ ‹یَهُوَه خدای لشکرها چنین می‌گوید:‏ «من نسبت به اورشلیم و صَهیون غیرت زیادی دارم.‏+ ۱۵ من از ملت‌هایی که آسوده‌خیال هستند + به‌شدّت خشمگینم،‏ چون خشم من از قومم کم بود،‏+ ولی آن ملت‌ها بیشتر از چیزی که می‌خواستم به قومم آزار رساندند.‏»›‏+

۱۶ ‏«به همین دلیل یَهُوَه می‌گوید:‏ ‹«من دوباره به اورشلیم رحمت نشان خواهم داد؛‏+ خانهٔ من در آنجا ساخته می‌شود + و اورشلیم برای بازسازی اندازه‌گیری خواهد شد.‏»‏*‏+ این گفتهٔ یَهُوَه خدای لشکرهاست.‏›‏

۱۷ ‏«دوباره با صدای بلند بگو،‏ ‹یَهُوَه خدای لشکرها چنین می‌گوید:‏ «شهرهای من دوباره لبریز از نعمت* خواهند شد.‏ یَهُوَه دوباره به صَهیون تسلّی خواهد داد + و دوباره اورشلیم را انتخاب خواهد کرد.‏»›»‏+

۱۸ بعد به بالا نگاه کردم و چهار شاخ دیدم.‏+ ۱۹ از فرشته‌ای که با من صحبت می‌کرد پرسیدم:‏ «این‌ها چه هستند؟‏» او جواب داد:‏ «این‌ها شاخ‌هایی هستند که مردم یهودا،‏+ اسرائیل + و اورشلیم را پراکنده کرده‌اند.‏»‏+

۲۰ بعد از آن،‏ یَهُوَه چهار صنعتگر به من نشان داد.‏ ۲۱ پرسیدم:‏ «این‌ها آمده‌اند که چه کار کنند؟‏»‏

او گفت:‏ «آن شاخ‌ها مردم یهودا را آنقدر پراکنده کردند که هیچ کس نتوانست سرش را بلند کند.‏ این صنعتگران آمده‌اند تا شاخ‌های ملت‌ها را بترسانند و آن‌ها را بشکنند؛‏ ملت‌هایی که شاخ‌هایشان را به ضدّ سرزمین یهودا بلند کردند تا مردم آنجا را پراکنده کنند.‏»‏

۲ بعد به بالا نگاه کردم و مردی را دیدم که ریسمان اندازه‌گیری در دستش بود.‏+ ۲ از او پرسیدم:‏ «کجا می‌روی؟‏»‏

او جواب داد:‏ «می‌روم تا اورشلیم را اندازه‌گیری کنم و ببینم طول و عرضش چقدر است.‏»‏+

۳ آن وقت،‏ فرشته‌ای که با من صحبت می‌کرد از پیش من رفت و فرشتهٔ دیگری به ملاقات او آمد.‏ ۴ او به آن فرشته گفت:‏ «با عجله پیش آن مرد جوان برو و به او بگو،‏ ‹«آنقدر ساکنان و گله‌های اورشلیم زیاد خواهد شد که مثل یک شهرِ باز و بدون دیوار می‌شود.‏»‏+ ۵ یَهُوَه می‌گوید:‏ «من دورتادور اورشلیم دیواری از آتش خواهم شد + و آن شهر را با جلالم پر خواهم کرد.‏»›»‏+

۶ یَهُوَه می‌گوید:‏ «بیایید!‏ بیایید!‏ از سرزمین شمال فرار کنید؛‏+

چون من شما را به چهار گوشهٔ زمین* پراکنده کرده‌ام.‏»‏+ این گفتهٔ یَهُوَه است.‏

۷ ‏«ای صَهیون،‏ بیا!‏ ای تو که با دختر بابِل ساکن هستی فرار کن.‏+ ۸ یَهُوَه خدای لشکرها مرا بعد از تمجید شدنش پیش ملت‌هایی که شما را غارت کردند فرستاده است.‏+ او چنین می‌گوید:‏ ‹هر کس شما را لمس کند،‏ مردمک چشم* مرا لمس کرده است.‏+ ۹ حالا من دستم را به ضدّ آن‌ها بلند خواهم کرد و غلامانشان آن‌ها را غارت خواهند کرد.‏›‏+ آن وقت می‌فهمید که یَهُوَه خدای لشکرها مرا فرستاده است.‏

۱۰ یَهُوَه می‌گوید:‏ «ای دختر صَهیون،‏ آواز شادی بخوان،‏+ چون من خواهم آمد + و بین شما ساکن خواهم شد.‏+ ۱۱ در آن روز ملت‌های بسیاری به یَهُوَه خواهند پیوست و قوم من خواهند شد + و من بین شما ساکن خواهم شد.‏» آن وقت می‌فهمید که یَهُوَه خدای لشکرها مرا پیش شما فرستاده است.‏ ۱۲ یَهُوَه یهودا را به عنوان سهمی که از زمین مقدّس دارد،‏ تصاحب خواهد کرد و دوباره اورشلیم را انتخاب خواهد کرد.‏+ ۱۳ ای همهٔ انسان‌ها در حضور یَهُوَه سکوت کنید،‏ چون او از مکان مقدّس خودش وارد عمل می‌شود.‏

۳ بعد در رؤیا یِهوشَع کاهن اعظم به من نشان داده شد + که جلوی فرشتهٔ یَهُوَه ایستاده بود.‏ شیطان + که در سمت راست یِهوشَع ایستاده بود با او مخالفت می‌کرد.‏ ۲ فرشتهٔ یَهُوَه به شیطان گفت:‏ «ای شیطان،‏ یَهُوَه تو را توبیخ کند!‏+ یَهُوَه که اورشلیم را انتخاب کرده است،‏+ تو را توبیخ کند!‏ آیا این یِهوشَع چوب نیم‌سوزی نیست که از آتش بیرون کشیده شده است؟‏»‏

۳ یِهوشَع در حالی که لباس‌های کثیفی به تن داشت جلوی فرشته ایستاده بود.‏ ۴ فرشته به کسانی که جلوی او ایستاده بودند گفت:‏ «لباس‌های کثیف او را درآورید.‏» بعد به یِهوشَع گفت:‏ «ببین،‏ من کاری کردم که گناه* تو پاک شود و لباس‌های خوب* به تنت کنند.‏»‏+

۵ پس من گفتم:‏ «عمامه‌ای تمیز بر سرش بگذارید.‏»‏+ آن‌ها عمامه‌ای تمیز بر سرش گذاشتند و لباس‌های نو به تنش کردند؛‏ فرشتهٔ یَهُوَه نزدیک ایستاده بود.‏ ۶ بعد فرشتهٔ یَهُوَه به یِهوشَع گفت:‏ ۷ ‏«یَهُوَه خدای لشکرها چنین می‌گوید،‏ ‹اگر در راه‌های من قدم برداری و مسئولیت‌هایی را که نسبت به من داری انجام دهی،‏ در خانهٔ من به عنوان داور خدمت خواهی کرد + و به صحن‌های خانه‌ام رسیدگی خواهی کرد.‏* همچنین اجازه می‌دهم مثل این افراد که اینجا ایستاده‌اند،‏ به حضورم بیایی.‏›‏

۸ ‏«‹ای یِهوشَع کاهن اعظم،‏ لطفاً هم خودت و هم همراهانت که جلوی تو نشسته‌اند گوش کنید!‏ شما نشانه‌ای از اتفاقات آینده هستید.‏ من خادمم را که اسمش «شاخه» است آشکار می‌کنم.‏+ ۹ سنگی را که جلوی یِهوشَع گذاشته‌ام نگاه کن!‏ روی آن سنگ هفت چشم وجود دارد و من یک نوشته روی آن حک خواهم کرد.‏ من در یک روز گناه آن سرزمین را برمی‌دارم.‏› این گفتهٔ یَهُوَه خدای لشکرهاست.‏+

۱۰ ‏«‹در آن روز هر کدام از شما همسایه‌تان را دعوت خواهید کرد که بیاید و زیر درخت انگور و انجیرتان بنشیند.‏› این گفتهٔ یَهُوَه خدای لشکرهاست.‏»‏+

۴ فرشته‌ای که با من صحبت کرده بود پیش من برگشت و مرا مثل شخصی که خوابیده باشد بیدار کرد.‏ ۲ او از من پرسید:‏ «چه می‌بینی؟‏»‏

گفتم:‏ «چراغدانی می‌بینم که کاملاً از طلاست + و کاسه‌ای روی آن است.‏ همچنین روی آن چراغدان هفت چراغ وجود دارد،‏+ بله هفت چراغ که به هفت لوله وصل هستند.‏ ۳ در کنار آن چراغدان،‏ دو درخت زیتون وجود دارد،‏+ یکی در طرف راست کاسه و یکی در طرف چپ آن.‏»‏

۴ بعد،‏ از فرشته‌ای که با من صحبت می‌کرد پرسیدم:‏ «سَرورم،‏ معنی این‌ها چیست؟‏» ۵ فرشته‌ای که با من صحبت می‌کرد گفت:‏ «آیا نمی‌دانی معنی این‌ها چیست؟‏»‏

جواب دادم:‏ «نه سَرورم.‏»‏

۶ آن فرشته به من گفت:‏ «این گفتهٔ یَهُوَه به زَروبّابِل است:‏ ‹یَهُوَه خدای لشکرها چنین می‌گوید،‏ «نه با نیروی نظامی و نه با قدرت انسان،‏+ بلکه به وسیلۀ روح من همهٔ این‌ها اتفاق خواهد افتاد.‏»‏+ ۷ ای کوه بزرگ،‏ تو کیستی؟‏ تو در مقابل زَروبّابِل + زمینی هموار* خواهی شد.‏+ او سنگ بالای* معبد را خواهد آورد و مردم فریاد خواهند زد:‏ «چه زیبا!‏ چه زیبا!‏»›»‏

۸ پیام دیگری از طرف یَهُوَه به من رسید.‏ او گفت:‏ ۹ ‏«زَروبّابِل با دست‌های خود پی این خانه را گذاشته است + و با همین دست‌ها این کار را تمام خواهد کرد.‏+ آن وقت می‌فهمید که یَهُوَه خدای لشکرها مرا پیش شما فرستاده است.‏ ۱۰ چه کسی روزی را که شروع کوچکی* داشت حقیر شمرده است؟‏+ مردم شادی خواهند کرد و شاقول را در دست زَروبّابِل خواهند دید.‏ این‌ها* چشمان یَهُوَه هستند که همه جای زمین را زیر نظر دارند.‏»‏+

۱۱ بعد،‏ از او پرسیدم:‏ «معنی این دو درخت زیتون که در سمت راست و چپ چراغدان هستند چیست؟‏»‏+ ۱۲ دوباره از او پرسیدم:‏ «معنی شاخه‌های* دو درخت زیتون که از آن‌ها مایعی طلایی در دو لولهٔ طلایی ریخته می‌شود چیست؟‏»‏

۱۳ او گفت:‏ «آیا نمی‌دانی معنی این‌ها چیست؟‏»‏

جواب دادم:‏ «نه سَرورم.‏»‏

۱۴ او گفت:‏ «این‌ها دو مسح‌شده‌ای هستند که در کنار خداوندِ تمام زمین ایستاده‌اند.‏»‏+

۵ دوباره سرم را بلند کردم و طوماری دیدم که در حال پرواز بود.‏ ۲ آن فرشته از من پرسید:‏ «چه می‌بینی؟‏»‏

جواب دادم:‏ «طوماری می‌بینم که در حال پرواز است،‏ طولش نه متر* و عرضش چهار متر و نیم* است.‏»‏

۳ بعد به من گفت:‏ «این لعنتی است که در سراسر زمین پخش می‌شود؛‏ چون با این که طبق نوشتهٔ یک طرف طومار دزدی مجازات دارد،‏+ کسانی که دزدی کرده‌اند،‏ مجازات نشده‌اند،‏ و با این که طبق نوشتهٔ طرف دیگر طومار قسم دروغ مجازات دارد،‏+ کسانی که قسم دروغ خورده‌اند،‏ مجازات نشده‌اند.‏ ۴ یَهُوَه خدای لشکرها می‌گوید:‏ ‹من آن طومار را فرستاده‌ام.‏ آن طومار به خانهٔ دزدان و خانهٔ کسانی که به اسم من قسم دروغ می‌خورند داخل خواهد شد و در آن خانه خواهد ماند و آن را با الوارها و سنگ‌هایش نابود خواهد کرد.‏›»‏

۵ فرشته‌ای که با من صحبت می‌کرد،‏ جلو آمد و به من گفت:‏ «لطفاً به بالا نگاه کن و ببین چه چیزی از اینجا می‌رود.‏»‏

۶ من پرسیدم:‏ «این چیست؟‏»‏

او جواب داد:‏ «این یک سبد* است که بیرون می‌رود.‏» بعد گفت:‏ «این مظهر آن‌ها در سرتاسر زمین است.‏» ۷ بعد دیدم که سرپوش گرد و سربی آن سبد برداشته شد و زنی داخل آن نشسته بود.‏ ۸ فرشته گفت:‏ «این زن،‏ مظهر شرارت است.‏» بعد او را دوباره به داخل سبد هل داد و سرپوش سربی را روی دهانهٔ آن گذاشت.‏

۹ بعد به بالا نگاه کردم و دیدم دو زن با بال‌هایی مثل بال‌های لک‌لک پرواز می‌کنند و نزدیک می‌شوند.‏ آن‌ها آن سبد را بلند کردند و بین زمین و آسمان بردند.‏ ۱۰ پس به فرشته‌ای که با من صحبت می‌کرد گفتم:‏ «آن‌ها سبد را کجا می‌برند؟‏»‏

۱۱ او جواب داد:‏ «سبد را به سرزمین شِنعار*‏+ می‌برند تا برای آن زن خانه‌ای بسازند.‏ وقتی خانه آماده شد،‏ او در آنجا که جای مناسبش است قرار داده خواهد شد.‏»‏

۶ دوباره به بالا نگاه کردم و چهار ارابه دیدم که از بین دو کوه مسی می‌آیند.‏ ۲ ارابهٔ اول اسب‌های قرمز داشت و ارابهٔ دوم اسب‌های سیاه.‏+ ۳ ارابهٔ سوم اسب‌های سفید داشت و ارابهٔ چهارم اسب‌های ریزخال و لکه‌دار.‏+

۴ من از فرشته‌ای که با من صحبت می‌کرد پرسیدم:‏ «سَرورم،‏ این‌ها چه هستند؟‏»‏

۵ فرشته جواب داد:‏ «این‌ها چهار روح آسمان هستند + که از حضور خداوندِ تمام زمین بیرون می‌روند.‏+ ۶ ارابه‌ای که اسب‌های سیاه دارد،‏ به سرزمین شمال می‌رود.‏+ اسب‌های سفید به آن طرف دریا می‌روند و اسب‌های ریزخال به سرزمین جنوب.‏ ۷ اسب‌های لکه‌دار بی‌تابی می‌کردند که بروند و در همه جای زمین بگردند.‏» بعد او گفت:‏ «بروید و در همه جای زمین بگردید.‏» بنابراین آن‌ها رفتند تا در همه جای زمین بگردند.‏

۸ بعد آن فرشته مرا صدا زد و گفت:‏ «ببین آن‌هایی که به سرزمین شمال می‌روند باعث شده‌اند که روح* یَهُوَه در سرزمین شمال قرار بگیرد.‏»‏

۹ پیام دیگری از طرف یَهُوَه به من رسید.‏ او گفت:‏ ۱۰ ‏«هدایایی را که حِلدای،‏ طوبیّا و یِدایا از طرف تبعیدیان آورده‌اند بگیر و در همان روز همراه با کسانی که از بابِل آمده‌اند به خانهٔ یوشیا پسر صَفَنیا برو.‏ ۱۱ نقره و طلا بردار و تاجی* درست کن و آن را بر سر یِهوشَع کاهن اعظم،‏+ پسر یِهوصاداق بگذار ۱۲ و به او بگو:‏

‏«‹یَهُوَه خدای لشکرها می‌گوید:‏ «این مردی است که اسمش ‹شاخه› است.‏+ او از جایی که هست جوانه خواهد زد و معبد یَهُوَه را خواهد ساخت.‏+ ۱۳ او کسی است که معبد یَهُوَه را خواهد ساخت و از شکوه پادشاهی برخوردار خواهد شد.‏ او روی تخت پادشاهی‌اش خواهد نشست و حکومت خواهد کرد.‏ او هم پادشاه و هم کاهن خواهد بود + و این دو وظیفه را با هماهنگی در صلح انجام خواهد داد.‏ ۱۴ آن تاج* در معبد یَهُوَه باقی خواهد ماند تا یادبودی* برای هِلِم،‏ طوبیّا،‏ یِدایا + و حین پسر صَفَنیا باشد.‏ ۱۵ کسانی که در جاهای دور زندگی می‌کنند خواهند آمد و در ساختن معبد یَهُوَه شرکت خواهند کرد.‏» آن وقت می‌فهمید که یَهُوَه خدای لشکرها مرا پیش شما فرستاده است.‏ اگر به سخنان یَهُوَه خدایتان گوش دهید،‏ این وقایع اتفاق خواهد افتاد.‏›»‏

۷ در چهارمین سال حکمرانی داریوش پادشاه،‏ در چهارمین روز ماه نهم که ماه کیسلِو* است،‏ پیامی از طرف یَهُوَه به زَکَریا رسید.‏+ ۲ مردم شهر بِیت‌ئیل،‏ اشخاصی را به نام‌های شَرعِصِر و رِجِم‌مِلِک همراه مردانش فرستادند که به یَهُوَه التماس کنند تا مورد لطف او قرار بگیرند ۳ و از کاهنان خانهٔ* یَهُوَه خدای لشکرها و پیامبران بپرسند:‏ «آیا باید در ماه پنجم گریه و زاری کنم و غذا نخورم،‏+ همان طور که سال‌ها این کار را کرده‌ام؟‏»‏

۴ یَهُوَه خدای لشکرها دوباره پیامی به من داد و گفت:‏ ۵ ‏«به همهٔ مردم سرزمین و به کاهنان بگو،‏ ‹وقتی برای ۷۰ سال + در ماه پنجم و ماه هفتم + روزه می‌گرفتید و گریه و زاری می‌کردید،‏ آیا واقعاً برای من روزه می‌گرفتید؟‏ ۶ وقتی می‌خوردید و می‌نوشیدید،‏ آیا برای خودتان این کار را نمی‌کردید؟‏ ۷ آیا نباید از کلامی که یَهُوَه از طریق پیامبران سابق اعلام کرد،‏ اطاعت کنید؟‏+ این کلام زمانی اعلام شد که اورشلیم و شهرهای اطرافش هنوز مسکونی و در آرامش بودند و مردمی در نِگِب و شِفیله زندگی می‌کردند.‏›»‏

۸ یَهُوَه دوباره پیامی به زَکَریا رساند و گفت:‏ ۹ ‏«یَهُوَه خدای لشکرها چنین می‌گوید،‏ ‹طبق حقیقت و عادلانه قضاوت کنید + و به همدیگر محبت پایدار*‏+ و رحمت نشان دهید.‏ ۱۰ از بیوه‌زنان،‏ یتیمان،‏+ غریبان + و فقیران + کلاهبرداری نکنید و در دلتان نقشه‌های شریرانه برای همدیگر نکشید.‏›‏+ ۱۱ اما اجداد شما به این سخنان توجه نکردند + و با لجبازی رو برگرداندند.‏+ همچنین گوش‌هایشان را بستند تا نشنوند.‏+ ۱۲ آن‌ها دل‌هایشان را مثل الماس،‏* سخت کردند + و از قانون* و کلامی که یَهُوَه خدای لشکرها از طریق روح خود به وسیلهٔ پیامبران سابق فرستاد،‏ اطاعت نکردند.‏+ برای همین،‏ یَهُوَه خدای لشکرها خیلی خشمگین شد.‏»‏+

۱۳ ‏«یَهُوَه خدای لشکرها می‌گوید:‏ ‹همان طور که وقتی من* با آن‌ها صحبت کردم گوش ندادند،‏+ من هم وقتی آن‌ها از من کمک خواستند،‏ گوش ندادم.‏+ ۱۴ پس آن‌ها را با گردبادی بین همهٔ ملت‌هایی که نمی‌شناختند پراکنده کردم + و آن سرزمین بعد از آن‌ها چنان ویران شد که هیچ کس در آنجا رفت و آمد نمی‌کرد؛‏+ چون آن‌ها آن سرزمین زیبا را به خرابه‌ای وحشتناک تبدیل کردند.‏›»‏

۸ یَهُوَه خدای لشکرها دوباره پیامی به من داد و گفت:‏ ۲ ‏«یَهُوَه خدای لشکرها چنین می‌گوید،‏ ‹من نسبت به صَهیون غیرت زیادی دارم + و با خشم زیاد از او دفاع خواهم کرد.‏›»‏

۳ ‏«یَهُوَه چنین می‌گوید،‏ ‹من به صَهیون برخواهم گشت + و در اورشلیم ساکن خواهم شد؛‏+ اورشلیم شهر راستی* نامیده خواهد شد + و کوه یَهُوَه خدای لشکرها،‏ کوه مقدّس.‏›»‏+

۴ ‏«یَهُوَه خدای لشکرها چنین می‌گوید،‏ ‹مردان و زنان سالخورده دوباره در میدان‌های اورشلیم خواهند نشست و به خاطر سن زیادشان عصا به دست خواهند گرفت.‏+ ۵ میدان‌های شهر پر از پسران و دخترانی خواهد شد که آنجا بازی می‌کنند.‏›»‏+

۶ ‏«یَهُوَه خدای لشکرها چنین می‌گوید،‏ ‹شاید این اتفاق در آن زمان برای باقی‌ماندگان این قوم غیرممکن به نظر برسد،‏ ولی برای من غیرممکن نیست.‏› این گفتهٔ یَهُوَه خدای لشکرهاست.‏»‏

۷ ‏«یَهُوَه خدای لشکرها چنین می‌گوید،‏ ‹من قومم را از سرزمین‌های شرق و غرب* نجات خواهم داد.‏+ ۸ من آن‌ها را به اورشلیم خواهم آورد و آن‌ها در آنجا زندگی خواهند کرد.‏+ آن‌ها قوم من خواهند شد و من خدای آن‌ها خواهم بود؛‏+ خدای راستی* و عدالت.‏›»‏

۹ ‏«یَهُوَه خدای لشکرها چنین می‌گوید،‏ ‹پس حالا دست‌هایتان را قوی کنید،‏*‏+ چون شما همان سخنانی را می‌شنوید که پیامبران وقتی پی خانهٔ یَهُوَه خدای لشکرها برای ساختن معبد گذاشته می‌شد،‏ گفتند.‏+ ۱۰ قبل از آن زمان،‏ مزدی برای کار انسان و حیوان پرداخت نمی‌شد + و هیچ کس نمی‌توانست به خاطر دشمن در امنیت رفت و آمد کند،‏ چون من همهٔ مردم را به ضدّ یکدیگر برانگیخته بودم.‏›‏

۱۱ ‏«‹اما حالا با باقی‌ماندگان این قوم مثل آن روزها برخورد نخواهم کرد،‏›‏+ این گفتهٔ یَهُوَه خدای لشکرهاست.‏ ۱۲ ‏‹بذر صلح کاشته خواهد شد؛‏ درخت انگور پر از میوه خواهد شد،‏ زمین محصولش را خواهد داد + و آسمان شبنم خود را تولید خواهد کرد.‏ من کاری خواهم کرد که باقی‌ماندگان این قوم تمام این نعمت‌ها را به میراث ببرند.‏+ ۱۳ ای مردم یهودا و ای مردم اسرائیل،‏ در گذشته شما از دید ملت‌ها مردمی لعنت‌شده بودید،‏+ اما من شما را نجات خواهم داد و شما از دید آن‌ها مردمی برکت‌یافته خواهید بود.‏+ پس نترسید!‏+ دست‌هایتان را قوی کنید.‏›‏*‏+

۱۴ ‏«یَهُوَه خدای لشکرها چنین می‌گوید:‏ ‹این گفتهٔ یَهُوَه خدای لشکرهاست،‏ «وقتی اجدادتان مرا خشمگین کردند،‏ تصمیم گرفتم که بلا بر سرتان بیاورم و منصرف* نشدم.‏+ ۱۵ الآن هم تصمیم گرفته‌ام که به اورشلیم و مردم یهودا خوبی کنم.‏+ پس نترسید!‏»›‏+

۱۶ ‏«‹این کارهایی است که باید بکنید:‏ به یکدیگر حقیقت را بگویید + و کنار دروازه‌های شهرهایتان طوری قضاوت کنید که صلح و راستی برقرار شود.‏+ ۱۷ در دلتان برای همدیگر نقشه‌های شریرانه نکشید + و قسم دروغ نخورید،‏*‏+ چون من از همهٔ این کارها متنفرم.‏›‏+ این گفتهٔ یَهُوَه است.‏»‏

۱۸ یَهُوَه خدای لشکرها دوباره پیامی به من داد و گفت:‏ ۱۹ ‏«یَهُوَه خدای لشکرها چنین می‌گوید،‏ ‹روزهٔ ماه‌های چهارم،‏+ پنجم،‏+ هفتم + و دهم + باید برای مردم یهودا مناسبت‌هایی شاد و خوشحال‌کننده و عیدهایی پر از شادی باشد.‏+ پس صلح و راستی را دوست داشته باشید.‏›‏

۲۰ ‏«یَهُوَه خدای لشکرها چنین می‌گوید،‏ ‹مردم و ساکنان شهرهای زیادی به این شهر خواهند آمد ۲۱ و ساکنان یک شهر پیش ساکنان شهری دیگر خواهند رفت و خواهند گفت:‏ «بیایید برویم و صمیمانه به یَهُوَه التماس کنیم که به ما لطف کند؛‏ بیایید به دنبال یَهُوَه خدای لشکرها باشیم.‏ من هم می‌روم.‏»‏+ ۲۲ قوم‌های زیاد و ملت‌های قدرتمند به اورشلیم خواهند آمد تا به دنبال یَهُوَه خدای لشکرها باشند + و به یَهُوَه التماس کنند که به آن‌ها لطف کند.‏›‏

۲۳ ‏«یَهُوَه خدای لشکرها چنین می‌گوید،‏ ‹در آن روزها ده نفر از همهٔ قوم‌ها با زبان‌های مختلف،‏*‏+ دست به دامن یک یهودی خواهند شد* و خواهند گفت:‏ «ما می‌خواهیم همراه شما بیاییم،‏+ چون شنیده‌ایم که خدا با شماست.‏»›»‏+

۹ اعلامیه:‏

‏«کلام یَهُوَه به ضدّ سرزمین حَدراخ است،‏

به خصوص به ضدّ دمشق،‏*‏+

چون چشم یَهُوَه بر انسان‌هاست،‏+

و بر تمام طایفه‌های اسرائیل.‏

۲ کلام خدا به ضدّ حَمات + که با آن زمین هم‌مرز است گفته شده،‏

و به ضدّ صور + و صیدون،‏*‏+ هرچند که از دید خودشان خیلی حکیمند.‏+

۳ صور برای خودش دژی ساخته،‏

و نقره را مثل غبار انباشته است،‏

و طلا را مثل خاک خیابان‌ها.‏+

۴ یَهُوَه دارایی‌هایش را خواهد گرفت،‏

و لشکرش را به دریا خواهد انداخت؛‏*‏+

صور در آتش نابود خواهد شد.‏+

۵ اَشقِلون این را خواهد دید و وحشت خواهد کرد؛‏

غزه به‌شدّت مضطرب خواهد شد.‏

عِقرون هم همین طور،‏ چون امیدش بر باد خواهد رفت.‏

غزه پادشاهش را از دست خواهد داد،‏

و دیگر کسی در اَشقِلون زندگی نخواهد کرد.‏+

۶ پسری نامشروع* در اَشدود ساکن خواهد شد،‏

و من غرور فِلیسطی‌ها را در هم خواهم شکست.‏+

۷ من خون را از دهان او دور خواهم کرد،‏

و غذاهای نفرت‌انگیز را از بین دندان‌هایش.‏

هر کس که از او باقی بماند به خدای ما تعلّق خواهد داشت؛‏

او مثل رئیسی* در یهودا خواهد بود،‏+

و مردم عِقرون مثل یِبوسیان خواهند بود.‏+

۸ من برای نگهبانی* از خانه‌ام جلوی آن چادر خواهم زد +

تا کسی از آنجا عبور نکند و کسی به آنجا برنگردد.‏

هیچ ستمگری* دیگر از آنجا عبور نخواهد کرد،‏+

چون با چشمان خودم وضعیت قوم را دیده‌ام.‏*

۹ ای دختر صَهیون،‏ با تمام وجود شادی کن!‏

ای دختر اورشلیم،‏ برای پیروزی فریاد بزن،‏

چون پادشاهت پیش تو می‌آید.‏+

او عادل است و نجات را می‌آورد.‏*‏+

او فروتن و سوار بر الاغ است،‏

سوار بر کره‌الاغ،‏* کرهٔ یک الاغ ماده.‏+

۱۰ من ارابهٔ جنگی را از اِفرایِم دور خواهم کرد،‏

و اسب را از اورشلیم.‏

کمان جنگجویان شکسته خواهد شد.‏*

او صلح را به ملت‌ها اعلام خواهد کرد؛‏+

و قلمروی حکومتش از دریا تا دریا،‏

و از رود فُرات تا دورترین نقطهٔ زمین خواهد بود.‏+

۱۱ اما تو ای زن،‏ به خاطر عهدی که من توسط خون با تو بستم،‏

زندانیان تو را از چاه بی‌آب آزاد خواهم کرد.‏+

۱۲ ای زندانیان،‏ با امید به قلعه برگردید.‏+

من امروز به تو می‌گویم،‏

‏‹ای زن،‏ به تو سهمی دوبرابر خواهم داد.‏+

۱۳ من یهودا را مثل کمانم خم خواهم کرد.‏

اِفرایِم را مثل یک تیر روی کمان خواهم گذاشت،‏

و ای صَهیون،‏ پسرانت را بیدار خواهم کرد

تا به ضدّ پسران یونان باشند،‏

و تو را مثل شمشیر جنگجویان خواهم کرد.‏›‏

۱۴ یَهُوَه ثابت خواهد کرد که با قومش است،‏

و تیر او به‌سرعتِ برق پرتاب خواهد شد.‏

یَهُوَه حاکم متعال،‏ شیپور خواهد زد،‏+

و مثل تندباد جنوبی به جنگ دشمنان خواهد رفت.‏

۱۵ یَهُوَه خدای لشکرها از قومش دفاع خواهد کرد.‏

آن‌ها سنگ‌های قلاب‌سنگ را لگدمال و نابود خواهند کرد.‏+

آن‌ها خواهند نوشید و مثل آدم‌های مست،‏ سرخوش خواهند بود.‏

مثل یک کاسهٔ پر خواهند بود،‏

و مثل گوشه‌های مذبح که به خون آلوده است.‏+

۱۶ در آن روز،‏ یَهُوَه خدایشان آن‌ها را نجات خواهد داد،‏

مثل شبانی که گله‌اش را نجات می‌دهد؛‏+

آن‌ها مثل سنگ‌های گرانبهای یک تاج* در سرزمین او خواهند درخشید.‏+

۱۷ چه عظیم است نیکویی او،‏+

و چه عظیم است زیبایی او!‏

غلّه و شراب تازه،‏+

مردان و دختران جوان را قوی خواهد کرد.‏»‏

۱۰ ‏«در فصل باران بهاری،‏ از یَهُوَه باران بخواهید.‏

یَهُوَه است که ابرهای رعدآسا به وجود می‌آورد،‏

اوست که برای انسان باران فراوان می‌باراند،‏+

و محصول زمین را به همه می‌دهد.‏

۲ مجسمه‌های تِرافیم* سخنان فریبنده* گفته‌اند؛‏

غیبگویان رؤیاهای دروغین دیده‌اند.‏

آن‌ها دربارهٔ خواب‌های بی‌ارزش صحبت می‌کنند،‏

و تسلّی‌هایشان بی‌فایده است.‏

به همین دلیل است که مردم مثل گوسفندان گمشده سرگردان خواهند شد،‏

و چون شبانی ندارند،‏ رنج خواهند کشید.‏

۳ خشم من به ضدّ آن شبانان شعله‌ور است.‏

من به ضدّ رهبران ستمگر* داوری خواهم کرد؛‏

چون یَهُوَه خدای لشکرها به گله‌اش،‏ قوم یهودا توجه کرده،‏+

و آن‌ها را مثل اسب جنگی‌اش،‏ باشکوه کرده است.‏

۴ از یهوداست که فرمانروا* می‌آید،‏

از اوست که حاکم و پشتیبان* می‌آید،‏

از اوست که کمان جنگی می‌آید،‏

از اوست که همهٔ سرپرستان* با هم می‌آیند.‏

۵ خاندان یهودا مثل جنگجویان خواهند شد،‏

و در جنگ،‏ گِل کوچه‌ها را لگدمال خواهند کرد.‏

آن‌ها خواهند جنگید،‏ چون یَهُوَه با آن‌هاست،‏+

و اسب‌سوارانِ دشمن را سرافکنده خواهند کرد.‏+

۶ من خاندان یهودا را نیرومند خواهم کرد،‏

و خاندان یوسِف را نجات خواهم داد.‏+

من آن‌ها را به سرزمینشان برمی‌گردانم،‏

و به آن‌ها رحمت نشان خواهم داد،‏+

انگار که هیچ وقت آن‌ها را طرد نکرده بودم،‏+

چون من یَهُوَه خدای آن‌ها هستم و به دعایشان جواب خواهم داد.‏

۷ مردم اِفرایِم مثل جنگجویانی قدرتمند خواهند شد.‏

دل آن‌ها آنقدر شاد خواهد شد که انگار شراب نوشیده‌اند.‏+

فرزندانشان این را خواهند دید و شاد خواهند شد.‏

دل آن‌ها به خاطر یَهُوَه به وجد خواهد آمد.‏+

۸ ‏‹من با سوت خود،‏ آن‌ها را جمع خواهم کرد؛‏

من آن‌ها را بازخرید خواهم کرد + و تعدادشان زیاد خواهد شد،‏

و همیشه زیاد خواهند ماند.‏

۹ با این که آن‌ها را مثل بذر بین قوم‌ها پراکنده می‌کنم،‏

مرا در جاهای دورافتاده به یاد خواهند آورد.‏

آن‌ها همراه فرزندانشان نیرویی تازه خواهند گرفت و به سرزمین خود خواهند برگشت.‏

۱۰ من آن‌ها را از سرزمین مصر برمی‌گردانم،‏

و از آشور جمع خواهم کرد؛‏+

و چون جای کافی برای آن‌ها نخواهد بود،‏+

آن‌ها را به سرزمین جِلعاد + و لبنان هم خواهم برد.‏

۱۱ من با خروشان کردن دریا از میان آن می‌گذرم،‏

و موج‌های دریا را شکست خواهم داد؛‏+

تمام آب‌های نیل خشک خواهد شد.‏

غرور آشور در هم خواهد شکست،‏

و عصای سلطنتی از مصر دور خواهد شد.‏+

۱۲ من یَهُوَه،‏ به آن‌ها برتری خواهم داد،‏+

و آن‌ها از من* پیروی خواهند کرد.‏›‏+ این گفتهٔ یَهُوَه است.‏»‏

۱۱ ‏«ای لبنان،‏ درهای خود را باز کن

تا آتش،‏ درختان سِدر تو را بسوزاند.‏

۲ ای سرو کوهی،‏ گریه و زاری کن،‏ چون درختان سِدر نابود شده‌اند،‏

آن درختان تنومند از بین رفته‌اند!‏

ای بلوط‌های باشان،‏ گریه و زاری کنید،‏

چون جنگل انبوه نابود شده است!‏

۳ صدای گریهٔ شبانان را بشنوید،‏

چون شکوهشان از بین رفته است!‏

صدای غرّش شیرهای جوان* را بشنوید،‏

چون بیشه‌های کنار اردن نابود شده‌اند!‏

۴ ‏«یَهُوَه خدای من چنین می‌گوید،‏ ‹گله‌ای را که برای کشتار کنار گذاشته شده شبانی کن.‏+ ۵ کسانی که آن گوسفندان را می‌خرند و می‌کُشند،‏+ مجازات نمی‌شوند.‏ کسانی که آن گوسفندان را می‌فروشند + می‌گویند:‏ «حمد و ستایش بر یَهُوَه،‏ چون ثروتمند می‌شویم!‏» حتی شبانان خودشان هم به آن‌ها رحم نمی‌کنند.‏›‏+

۶ ‏«یَهُوَه می‌گوید،‏ ‹من دیگر به ساکنان این سرزمین رحم نخواهم کرد،‏ بلکه کاری می‌کنم که هر کس از طرف همنوع و پادشاهش مورد ظلم و ستم قرار بگیرد.‏ آن‌ها این سرزمین را نابود خواهند کرد و من آن‌ها را نجات نخواهم داد.‏›»‏

۷ ای گوسفندان رنج‌دیده در گله،‏ من به خاطر شما،‏ گله‌تان را که برای کشتار کنار گذاشته شده بود،‏+ شبانی کردم.‏ من دو چوبدستی برداشتم و اسم یکی را ‹مهربانی› و اسم دیگری را ‹اتحاد› گذاشتم و گله را شبانی کردم.‏+ ۸ من در عرض یک ماه،‏ سه شبان را از کارشان برکنار کردم،‏ چون دیگر تحمّل آن‌ها را نداشتم و آن‌ها هم از من بیزار شده بودند.‏ ۹ پس به آن‌ها گفتم:‏ «من دیگر شبان شما نخواهم بود.‏ بگذار کسی که در حال مرگ است بمیرد،‏ کسی که در حال نابود شدن است نابود شود و آن‌هایی که باقی می‌مانند،‏ گوشت همدیگر را بخورند.‏» ۱۰ آن وقت،‏ چوبدستی‌ای را که اسمش ‹مهربانی› بود برداشتم + و آن را تکه‌تکه کردم.‏ به این شکل،‏ عهدی را که با تمام قوم بسته بودم شکستم.‏ ۱۱ پس آن عهد در همان روز شکسته شد و گوسفندان رنج‌دیده در گله که مرا تماشا می‌کردند،‏ پی بردند که این کلام یَهُوَه بود.‏

۱۲ بعد به آن‌ها گفتم:‏ «اگر به نظرتان خوب است دستمزد مرا بدهید.‏ در غیر این صورت،‏ آن را نگه دارید.‏» پس آن‌ها ۳۰ سکهٔ نقره برای دستمزد به من دادند.‏*‏+

۱۳ یَهُوَه به من گفت:‏ «آن سکه‌ها را در خزانه بینداز!‏ عجب قیمت گرانی برایم پرداخت شد!‏ این ارزش من در دید آن‌هاست.‏»‏+ پس آن ۳۰ سکهٔ نقره را برداشتم و در خزانهٔ معبد یَهُوَه انداختم.‏+

۱۴ بعد دومین چوبدستی را که اسمش ‹اتحاد› بود،‏ تکه‌تکه کردم.‏+ به این شکل اتحاد برادرانه‌ای که بین یهودا و اسرائیل بود،‏ شکسته شد.‏+

۱۵ یَهُوَه به من گفت:‏ «حالا وسایل یک شبان بی‌لیاقت را بردار.‏+ ۱۶ من در این سرزمین شبانی را تعیین می‌کنم،‏ ولی او از گوسفندانی که در حال نابودی هستند مراقبت نخواهد کرد.‏+ او دنبال گوسفندان جوانی که گم شده‌اند نمی‌گردد،‏ گوسفندان زخمی را معالجه نمی‌کند + و به گوسفندان سالم خوراک نمی‌دهد.‏ در عوض،‏ گوشت گوسفندان چاق را می‌خورد + و سُم‌هایشان را می‌کَند.‏+

۱۷ وای بر شبان بی‌کفایت که گله را رها می‌کند!‏+

شمشیر به بازوی او و به چشم راستش فرو خواهد رفت.‏

بازوی او کاملاً خشک خواهد شد،‏

و چشم راستش کاملاً کور* خواهد شد.‏»‏

۱۲ اعلامیه:‏

یَهُوَه خدایی که آسمان‌ها را پهن کرد،‏+

او که شالودهٔ زمین را گذاشت،‏+

و روح* انسان را در درونش قرار داد،‏

می‌گوید:‏ «این کلام یَهُوَه در مورد اسرائیل است.‏»‏

۲ ‏«من اورشلیم را مثل جام شرابی می‌کنم که همهٔ قوم‌های اطراف از آن خواهند نوشید و تلوتلو خواهند خورد.‏ وقتی اورشلیم محاصره شود،‏ تمام یهودا هم محاصره خواهد شد.‏+ ۳ در آن روز،‏ من اورشلیم را برای همهٔ قوم‌ها مثل سنگی سنگین* خواهم کرد.‏ همهٔ کسانی که آن را بلند کنند به‌سختی مجروح خواهند شد.‏+ همهٔ ملت‌های زمین به ضدّ اورشلیم جمع خواهند شد.‏»‏+ ۴ یَهُوَه می‌گوید:‏ «در آن روز،‏ من همهٔ اسب‌ها را به وحشت می‌اندازم و سوارانشان را به دیوانگی دچار خواهم کرد.‏ با چشمان باز از مردم یهودا مراقبت خواهم کرد،‏ اما همهٔ اسب‌های قوم‌ها را به کوری دچار خواهم کرد.‏ ۵ رئیسان* یهودا در دلشان خواهند گفت:‏ ‹ساکنان اورشلیم باعث قوّت ما هستند،‏ چون یَهُوَه خدای لشکرها خدای آن‌هاست.‏›‏+ ۶ در آن روز،‏ من رئیسان یهودا را مثل آتشی* در میان چوب‌ها و مثل مشعلی افروخته در بین بافه‌های غلّه خواهم کرد + و آن‌ها تمام قوم‌های اطرافشان را چه در طرف راست و چه در طرف چپ خواهند سوزاند.‏+ ساکنان اورشلیم به زندگی در مکان خود* یعنی در اورشلیم ادامه خواهند داد.‏+

۷ ‏«یَهُوَه اول چادرهای یهودا را نجات خواهد داد تا شکوه خاندان داوود و شکوه ساکنان اورشلیم خیلی بیشتر از یهودا نباشد.‏ ۸ در آن روز،‏ یَهُوَه دورتادور ساکنان اورشلیم یک حفاظ خواهد بود + و هر کسی که بین آن‌ها لغزش بخورد مثل داوود قوی خواهد شد و خاندان داوود مثل خدا و مثل فرشتهٔ یَهُوَه که آن‌ها را هدایت می‌کند،‏ قدرتمند خواهند شد.‏+ ۹ در آن روز،‏ من بدون شک همهٔ ملت‌هایی را که به ضدّ اورشلیم بلند می‌شوند نابود خواهم کرد.‏+

۱۰ ‏«من روح خودم را بر خاندان داوود و ساکنان اورشلیم خواهم ریخت و به این ترتیب،‏ لطفم را شامل حال آن‌ها می‌کنم و به دعاهای التماس‌آمیزشان گوش خواهم داد.‏ آن‌ها به کسی که به بدنش نیزه فرو کردند نگاه خواهند کرد + و طوری برای او گریه و زاری خواهند کرد که انگار تنها پسرشان است و طوری برایش سوگواری خواهند کرد که انگار پسر نخست‌زاده‌شان است.‏ ۱۱ در آن روز،‏ گریه و زاری اورشلیم عظیم خواهد بود،‏ مثل گریه و زاری در هَدَدرِمّون در دشت مَگِدّو.‏+ ۱۲ تمام خاندان‌های آن سرزمین جداگانه ماتم خواهند گرفت و همین طور این خاندان‌ها:‏ خاندان داوود و زنانشان؛‏ خاندان ناتان + و زنانشان؛‏ ۱۳ خاندان لاوی + و زنانشان؛‏ خاندان شِمعی + و زنانشان؛‏ ۱۴ خاندان‌های دیگر هم همین طور؛‏ هر خاندان جداگانه و زنانشان جداگانه ماتم خواهند گرفت.‏

۱۳ ‏«در آن روز،‏ چاهی برای خاندان داوود و ساکنان اورشلیم کنده خواهد شد تا آن‌ها از ناپاکی و گناه پاک شوند.‏+

۲ یَهُوَه خدای لشکرها می‌گوید:‏ «در آن روز،‏ من بت‌ها را در این سرزمین کاملاً نابود خواهم کرد و دیگر کسی اسم آن‌ها را به یاد نخواهد آورد.‏+ من پیامبران دروغین و روحیه‌ای را که باعث ناپاکی می‌شود در این سرزمین از بین خواهم برد.‏+ ۳ اگر کسی دوباره پیشگویی کند،‏ پدر و مادرش که او را به دنیا آورده‌اند به او خواهند گفت:‏ ‹چون تو به اسم یَهُوَه دروغ گفته‌ای،‏ نباید زنده بمانی.‏› در نتیجه،‏ پدر و مادرش که او را به دنیا آورده‌اند،‏ او را به خاطر پیشگویی‌اش خواهند کشت.‏*‏+

۴ ‏«در آن روز،‏ هر کدام از پیامبران به خاطر رؤیایی که هنگام پیشگویی می‌بیند،‏ سرافکنده خواهد شد و دیگر برای فریب دادن مردم ردای پشمی* به تن نخواهد کرد،‏+ ۵ بلکه خواهد گفت:‏ ‹من پیامبر نیستم.‏ من یک کشاورزم،‏ چون وقتی جوان بودم مردی مرا خرید.‏› ۶ اگر کسی از او بپرسد،‏ ‹چرا بین شانه‌هایت* زخم شده است؟‏› او جواب می‌دهد،‏ ‹وقتی خانهٔ دوستانم* بودم زخمی شدم.‏›»‏

۷ یَهُوَه خدای لشکرها می‌گوید:‏ «ای شمشیر،‏ به ضدّ شبانم بلند شو؛‏+

به ضدّ کسی که دوست و همکارم است.‏

شبان را بزن + و بگذار گله پراکنده شود،‏+

و من دستم را به ضدّ کسانی که بی‌ارزشند بلند خواهم کرد.‏»‏

۸ یَهُوَه می‌گوید:‏

‏«در تمام این سرزمین،‏ دوسوم مردم کشته و نابود خواهند شد،‏*

و یک‌سوم در آن باقی خواهند ماند.‏

۹ من آن یک‌سوم را از آتش خواهم گذراند،‏

و آن‌ها را تصفیه خواهم کرد،‏ همان طور که نقره را تصفیه می‌کنند.‏

من آن‌ها را محک خواهم زد،‏ همان طور که طلا را محک می‌زنند.‏+

آن‌ها نام مرا خواهند خواند،‏

و من به آن‌ها جواب خواهم داد.‏

من خواهم گفت،‏ ‹آن‌ها قوم من هستند›‏+

و آن‌ها خواهند گفت،‏ ‹یَهُوَه خدای ماست.‏›»‏

۱۴ ‏«روز یَهُوَه می‌آید،‏ روزی که به او تعلّق دارد!‏ در آن روز،‏ غنایمی که از تو* گرفته می‌شود،‏ جلوی خودت تقسیم خواهد شد.‏ ۲ من همهٔ ملت‌ها را جمع خواهم کرد تا با اورشلیم بجنگند.‏ این شهر تسخیر می‌شود،‏ خانه‌ها غارت می‌شوند و به زنان تجاوز خواهد شد.‏ نیمی از اهالی شهر به تبعید برده خواهند شد،‏ اما باقی‌ماندهٔ آن‌ها در شهر خواهند ماند.‏

۳ ‏«یَهُوَه برای جنگ با آن ملت‌ها خواهد آمد،‏+ همان طور که در روز نبرد می‌جنگد.‏+ ۴ در آن روز،‏ پاهای او بر کوه زیتون + که در شرق اورشلیم است قرار خواهد گرفت و کوه زیتون از شرق* تا غرب* به دو نیم تقسیم خواهد شد و درّهٔ بسیار عظیمی به وجود خواهد آمد.‏ نصف کوه به سمت شمال حرکت خواهد کرد و نصف آن به سمت جنوب.‏ ۵ شما به درّهٔ کوه‌های من فرار خواهید کرد،‏ چون درّهٔ آن کوه‌ها تا به آصیل خواهد رسید.‏ شما پا به فرار خواهید گذاشت،‏ همان طور که به خاطر زلزله در دوران عُزّیا،‏ پادشاه یهودا پا به فرار گذاشتید.‏+ یَهُوَه خدای من خواهد آمد و همهٔ مقدّسان با او خواهند بود.‏+

۶ ‏«در آن روز،‏ هیچ نور درخشانی نخواهد بود؛‏+ همه چیز منجمد خواهد شد.‏ ۷ آن روز،‏ به روزی معروف خواهد شد که به یَهُوَه تعلّق دارد.‏+ تفاوتی بین روز و شب نخواهد بود و حتی در شب،‏ روشنایی خواهد بود.‏ ۸ در آن روز،‏ آب‌های حیات‌بخش از اورشلیم جاری خواهد شد؛‏+ نیمی از آن به طرف دریای شرقی*‏+ و نیمی از آن به طرف دریای غربی.‏*‏+ این اتفاق،‏ هم در تابستان و هم در زمستان خواهد افتاد.‏ ۹ یَهُوَه بر تمام زمین پادشاه خواهد شد.‏+ در آن روز،‏ یَهُوَه تنها خدایی خواهد بود که پرستش می‌شود + و نامش تنها نامی خواهد بود که ستایش می‌شود.‏+

۱۰ ‏«تمام سرزمین مثل عَرَبه خواهد شد؛‏+ از جِبَع گرفته + تا رِمّون در جنوب اورشلیم.‏+ شهر اورشلیم در مکان خود بلند خواهد شد و مردم دوباره در آن ساکن خواهند شد؛‏+ از ‹دروازهٔ بنیامین› گرفته + تا محل ‹دروازهٔ اول› و تا ‹دروازهٔ زاویه،‏› و از ‹برج حَنَن‌ئیل› گرفته + تا حوض‌های شراب‌گیری* پادشاه.‏ ۱۱ مردم در آن شهر ساکن خواهند شد و اورشلیم دیگر محکوم به نابودی نمی‌شود + و ساکنانش در امنیت زندگی خواهند کرد.‏+

۱۲ ‏«این بلایی است که یَهُوَه بر سر همهٔ قوم‌هایی خواهد آورد که با اورشلیم می‌جنگند:‏+ در حالی که آن‌ها هنوز روی پاهایشان ایستاده‌اند،‏ گوشت بدنشان فاسد می‌شود،‏ چشمانشان در حدقه می‌پوسد و زبانشان در دهانشان فاسد می‌شود.‏

۱۳ ‏«در آن روز،‏ یَهُوَه آن‌ها را دچار سردرگمی شدید خواهد کرد؛‏ در نتیجه،‏ هر کس رفیق خودش را خواهد گرفت و به همدیگر حمله خواهند کرد.‏+ ۱۴ مردم یهودا هم در نزدیکی اورشلیم خواهند جنگید و ثروت تمام ملت‌های اطراف را جمع‌آوری خواهند کرد،‏ از جمله طلا،‏ نقره و لباس فراوان.‏+

۱۵ ‏«بلایی مثل بلای قبلی بر سر اسب‌ها،‏ قاطرها،‏ شترها،‏ الاغ‌ها و همهٔ دام‌هایی که در آن اردوگاه‌ها هستند،‏ خواهد آمد.‏

۱۶ ‏«باقی‌ماندگان تمام ملت‌هایی که به اورشلیم حمله می‌کنند،‏ هر سال به اورشلیم خواهند رفت + تا جلوی پادشاه یعنی یَهُوَه خدای لشکرها تعظیم کنند*‏+ و عید سایه‌بان‌ها* را برگزار کنند.‏+ ۱۷ اگر یکی از خاندان‌های روی زمین به اورشلیم نرود تا جلوی پادشاه یعنی یَهُوَه خدای لشکرها تعظیم کند،‏ هیچ بارانی بر آن خاندان نخواهد بارید.‏+ ۱۸ اگر مصریان به اورشلیم نروند و وارد آن شهر نشوند،‏ هیچ بارانی نخواهند داشت.‏ در عوض،‏ یَهُوَه همان بلایی را بر سرشان خواهد آورد که می‌خواهد بر سر ملت‌های دیگر بیاورد،‏ یعنی ملت‌هایی که برای برگزاری عید سایه‌بان‌ها به اورشلیم نمی‌روند.‏ ۱۹ این مجازاتی است برای گناه مصریان و گناه تمام ملت‌هایی که برای برگزاری عید سایه‌بان‌ها به اورشلیم نمی‌روند.‏

۲۰ ‏«در آن روز،‏ عبارت ‹قدّوسیت مال یَهُوَه است›‏+ بر روی زنگولهٔ اسب‌ها نوشته خواهد شد،‏+ و دیگ‌های معبد یَهُوَه مثل کاسه‌هایی خواهند شد + که جلوی مذبح قرار دارند.‏ ۲۱ همهٔ دیگ‌ها در اورشلیم و یهودا مقدّس خواهند بود و به یَهُوَه خدای لشکرها تعلّق خواهند داشت و همهٔ کسانی که برای تقدیم قربانی می‌آیند،‏ بعضی از آن دیگ‌ها را برای پختن گوشت قربانی‌ها استفاده خواهند کرد.‏ در آن روز،‏ دیگر هیچ کدام از کنعانیان* در معبد یَهُوَه خدای لشکرها نخواهد بود.‏»‏+

یعنی:‏ «یَهُوَه به یاد آورده است.‏»‏

ضمیمهٔ ب۱۵‏.‏

تحت‌اللفظی:‏ «ریسمان اندازه‌گیری بر اورشلیم کشیده می‌شود.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «نیکویی.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «چهار بادِ آسمان‌ها.‏»‏

یا:‏ «تخم چشم.‏»‏

یا:‏ «خطای؛‏ تقصیر.‏»‏

یا:‏ «رداهای رسمی.‏»‏

یا:‏ «از صحن‌های خانه‌ام محافظت خواهی کرد.‏»‏

یا:‏ «دشتی.‏»‏

یا:‏ «سنگ سر طاق؛‏ سرسنگ.‏»‏

یا:‏ «چیزهای کوچکی.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «این هفت چیز.‏»‏

منظور شاخه‌های میوه‌دار درخت است.‏

تحت‌اللفظی:‏ «۲۰ ذراع.‏» ضمیمهٔ ب۱۴‏.‏

تحت‌اللفظی:‏ «۱۰ ذراع.‏» ضمیمهٔ ب۱۴‏.‏

تحت‌اللفظی:‏ «ایفه.‏» در اینجا به ظرف یا سبدی اشاره دارد که برای اندازه‌گیری یک ایفه استفاده می‌شد.‏ ضمیمهٔ ب۱۴‏.‏

همان سرزمین بابِل.‏

واژه‌نامه:‏ ‏«روح.‏»‏

یا:‏ «تاجی باشکوه.‏»‏

یا:‏ «تاج باشکوه.‏»‏

یا:‏ «یادآوری‌ای.‏»‏

ضمیمهٔ ب۱۵‏.‏

یا:‏ «معبد.‏»‏

واژه‌نامه:‏ ‏«محبت پایدار.‏»‏

یا احتمالاً:‏ «سنگی سخت،‏» مثل سنگ سنباده.‏

یا:‏ «تعلیم.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «او.‏»‏

یا:‏ «وفاداری.‏»‏

یا:‏ «از سرزمین طلوع خورشید و از سرزمین غروب خورشید.‏»‏

یا:‏ «وفاداری.‏»‏

یا:‏ «شجاع باشید.‏»‏

یا:‏ «شجاع باشید.‏»‏

یا:‏ «پشیمان.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «قسم دروغ را دوست نداشته باشید.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «از همهٔ زبان‌های قوم‌ها.‏»‏

یا:‏ «پایین ردای یک مرد یهودی را محکم خواهند گرفت.‏»‏

یا:‏ «و هدف آن دمشق است.‏»‏

همان صِیدا.‏

یا احتمالاً:‏ «در دریا شکست خواهد داد.‏»‏

یا:‏ «بیگانه.‏»‏

یا:‏ «شیخی؛‏ رئیس طایفه‌ای.‏»‏

یا:‏ «محافظت.‏»‏

یا:‏ «ارباب بی‌رحمی.‏»‏

ظاهراً به درد و رنج قوم اشاره می‌کند.‏

یا:‏ «و پیروز شده است.‏»‏

یا:‏ «الاغ نر.‏»‏

یا:‏ «نابود خواهد شد.‏»‏

یا:‏ «نیم‌تاج.‏»‏

یا:‏ «خدایان خانگی؛‏ بت‌ها.‏»‏

یا:‏ «مرموز؛‏ اسرارآمیز.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «بزهای نر.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «برج زاویه.‏» به شخصی مهم و برجسته اشاره می‌کند.‏

تحت‌اللفظی:‏ «میخ.‏» به یک حاکم یا شخصی پشتیبان اشاره می‌کند.‏

یا:‏ «اربابان.‏»‏

یا:‏ «از نام من.‏»‏

یا:‏ «شیرهای جوان یال‌دار.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «برایم وزن کردند.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «تار.‏»‏

یا:‏ «نَفَس.‏» واژه‌نامه:‏ ‏«روح.‏»‏

یا:‏ «کمرشکن.‏»‏

یا:‏ «شیخ‌های.‏»‏

یا:‏ «آتشدانی.‏»‏

یا:‏ «در مکانی که در آن حق زندگی دارند.‏»‏

یا:‏ «با شمشیر خواهند کشت.‏»‏

یا:‏ «ردای پیامبری.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «بین دست‌هایت.‏» منظور روی قفسهٔ سینه یا پشت است.‏

یا:‏ «کسانی که مرا دوست دارند.‏»‏

یا:‏ «خواهند مرد.‏»‏

منظور شهری است که در آیهٔ ۲ به آن اشاره شده.‏

یا:‏ «محل طلوع آفتاب.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «دریا.‏»‏

همان دریای مرده.‏

همان دریای مدیترانه.‏

یا:‏ «چَرخُشت‌های.‏»‏

یا:‏ «پرستش کنند.‏»‏

واژه‌نامه:‏ «عید سایه‌بان‌ها.‏»‏

یا احتمالاً:‏ «تاجران.‏»‏

    نشریات فارسی (‏۱۹۹۳-‏۲۰۲۶)‏
    خروج
    ورود
    • فارسی
    • هم‌رسانی
    • تنظیم سایت
    • Copyright © 2026 Watch Tower Bible and Tract Society of Pennsylvania
    • شرایط استفاده
    • حفظ اطلاعات شخصی
    • تنظیمات مربوط به حریم شخصی
    • JW.ORG
    • ورود
    هم‌رسانی