کتابخانهٔ آنلاین نشریات شاهدان یَهُوَه
کتابخانهٔ آنلاین
نشریات شاهدان یَهُوَه
فارسی
  • کتاب مقدّس
  • نشریات
  • جلسات
  • دج حَبَقوق
  • حَبَقوق

ویدیویی برای انتخاب شما موجود نیست.

متأسفانه، پخش ویدیو ممکن نیست.

  • حَبَقوق
  • کتاب مقدّس—‏ترجمهٔ دنیای جدید
کتاب مقدّس—‏ترجمهٔ دنیای جدید
حَبَقوق

حَبَقوق

۱ این پیام در رؤیا به من که حَبَقوقِ* نبی هستم داده شد.‏ من گفتم:‏

۲ ‏«ای یَهُوَه،‏ تا کی برای کمک فریاد بزنم؟‏ چرا فریادم را نمی‌شنوی؟‏+

تا کی باید از تو کمک بخواهم؟‏ چرا به ظلم و خشونت پایان نمی‌دهی؟‏+

۳ چرا می‌گذاری این همه بی‌عدالتی ببینم؟‏

چرا ظلم را تحمّل می‌کنی؟‏

چرا همه جا خرابی و خشونت می‌بینم؟‏

چرا همه جا پر از جنگ و دعواست؟‏

۴ قانون زیر پا گذاشته می‌شود،‏

و عدالت هیچ وقت اجرا نمی‌شود.‏

شریران دورتادور درستکاران را گرفته‌اند؛‏

به همین دلیل است که عدالت برقرار نمی‌شود.‏»‏+

۵ ‏«ملت‌ها را ببینید و دقت کنید که چه اتفاقی می‌افتد!‏

با تعجب خیره شوید و مات و مبهوت بمانید؛‏

چون در روزگار شما اتفاقی می‌افتد

که حتی وقتی خبرش را به شما بدهند،‏ باور نخواهید کرد.‏+

۶ من کلدانیان را برمی‌انگیزم؛‏+

قومی که بی‌رحم هستند و شتاب‌زده عمل می‌کنند.‏

آن‌ها در سرتاسر زمین می‌تازند،‏

و خانه‌هایی را که مال خودشان نیست،‏ به زور تصاحب می‌کنند.‏+

۷ آن‌ها ترسناک و وحشتناکند.‏

برای خودشان قانون* تعیین می‌کنند و قدرت* در دست آن‌هاست.‏+

۸ اسب‌هایشان از پلنگ‌ها سریع‌ترند،‏

و از گرگ‌های شب درنده‌تر.‏+

اسب‌های جنگی آن‌ها به پیش می‌تازند؛‏

اسب‌های آن‌ها از دوردست می‌آیند.‏

آن‌ها مثل عقاب بر شکارشان فرود می‌آیند.‏+

۹ همهٔ آن‌ها به قصد جنگ و خونریزی می‌آیند.‏+

وقتی با هم پیش می‌روند،‏ مثل باد شرقی هجوم می‌آورند،‏+

و اسیران را مثل شن جمع می‌کنند.‏

۱۰ پادشاهان را مسخره می‌کنند،‏

و به صاحب‌منصبان می‌خندند.‏+

به همهٔ قلعه‌ها می‌خندند؛‏+

جلوی قلعه‌ها تپه‌ای از خاک درست می‌کنند و آن‌ها را تسخیر می‌کنند.‏

۱۱ بعد مثل باد پیش می‌روند و از آنجا می‌گذرند،‏

اما مقصر شناخته خواهند شد،‏+

چون قدرتشان را به خدایشان نسبت می‌دهند.‏»‏*‏+

۱۲ ای یَهُوَه،‏ مگر تو از ازل وجود نداشته‌ای؟‏+

ای خدایم،‏ خدای مقدّس من،‏ تو هیچ وقت نمی‌میری.‏*‏+

ای یَهُوَه،‏ تو کلدانیان را تعیین کردی تا حکم تو را اجرا کنند؛‏

ای صخرهٔ من،‏+ تو آن‌ها را انتخاب کردی تا ما را مجازات* کنند.‏+

۱۳ چشمان تو پاک‌تر از آن است که به شرارت نگاه کند،‏

و تو نمی‌توانی شرارت را تحمّل کنی.‏+

پس چرا فریبکاران را تحمّل می‌کنی؟‏+

چرا وقتی شریران کسانی را که از خودشان بی‌گناه‌ترند می‌بلعند،‏ سکوت می‌کنی؟‏+

۱۴ چرا می‌گذاری که با انسان‌ها مثل ماهی‌های دریا رفتار شود،‏

مثل خزندگانی که هیچ حاکمی ندارند؟‏

۱۵ او* همهٔ آن‌ها را با قلاب ماهیگیری بالا می‌کشد.‏

آن‌ها را با تور خود صید می‌کند،‏

و در تور ماهیگیری‌اش جمع می‌کند.‏

به همین دلیل،‏ شادی او زیاد است.‏+

۱۶ پس برای تور خود قربانی تقدیم می‌کند،‏

و برای تور ماهیگیری‌اش قربانی می‌سوزاند،‏*

چون به خاطر تورهایش غذای مقوّی* دارد،‏

و خوراکش لذیذ است.‏

۱۷ آیا او دائم تور ماهیگیری‌اش را خالی خواهد کرد؟‏*

آیا با بی‌رحمی به کشتار ملت‌ها ادامه خواهد داد؟‏+

۲ من همیشه سر پستم می‌ایستم،‏+

و روی دیوار شهر کشیک می‌دهم.‏

من به نگهبانی ادامه می‌دهم تا ببینم او از طریق من چه خواهد گفت،‏

و در این فکر هستم که وقتی توبیخ شوم،‏ چه جوابی بدهم.‏

۲ بعد یَهُوَه به من جواب داد:‏

‏«چیزهایی را که در رؤیا می‌بینی به طور واضح روی لوح‌ها بنویس،‏+

تا هر کس بتواند آن را راحت بخواند؛‏+

۳ چون زمان تعیین‌شده برای تحقق این رؤیا هنوز نرسیده،‏

ولی آن زمان به سرعت می‌آید و این رؤیا به واقعیت می‌رسد.‏*

حتی اگر تحقق آن طول بکشد،‏ منتظرش بمان!‏*‏+

چون حتماً به تحقق خواهد رسید،‏

و تأخیر نخواهد کرد!‏

۴ به شخص مغرور نگاه کن؛‏

او در باطن صادق نیست.‏

اما شخص درستکار به خاطر وفاداری‌اش* زنده خواهد ماند.‏+

۵ از آنجا که شراب فریبنده است،‏

شخص متکبّر به هدفش نمی‌رسد.‏

او مثل گور،‏* حریص است،‏

و مثل مرگ،‏ سیری‌ناپذیر.‏

او در حال جمع‌آوری تمام ملت‌هاست،‏

و همهٔ قوم‌ها را برای خودش جمع می‌کند.‏+

۶ آیا همهٔ این‌ها به او طعنه نخواهند زد و با کنایه و مَثَل درباره‌اش صحبت نخواهند کرد؟‏+

آن‌ها خواهند گفت:‏

‏‹وای بر او،‏ چون چیزهایی را که مال او نیست،‏ جمع می‌کند،‏

و بدهکاری‌های خودش را بیشتر می‌کند!‏

اما تا به کی؟‏

۷ آیا طلبکارانِ تو ناگهان بلند نخواهند شد؟‏

آن‌ها بیدار خواهند شد و تو را وحشیانه تکان خواهند داد،‏

و تو را غارت خواهند کرد!‏+

۸ از آنجا که قوم‌های زیادی را غارت کردی،‏

بقیهٔ قوم‌ها تو را غارت خواهند کرد،‏+

چون خون مردم را ریختی،‏

و روی زمین کارهای خشونت‌آمیز کردی،‏

و به شهرها و ساکنانشان ظلم کردی.‏+

۹ وای بر کسی که از راه شرارت برای خاندانش ثروت جمع می‌کند،‏

تا آشیانهٔ خود را در جای بلند بسازد،‏

و از چنگ مصیبت در امان باشد!‏

۱۰ نقشه‌هایت باعث سرافکندگی خاندانت می‌شود.‏

تو با از بین بردن قوم‌های زیادی،‏ به خودت گناه می‌کنی.‏+

۱۱ حتی سنگی از میان دیوار فریاد خواهد زد،‏

و تیر چوبی از سقف جوابش را خواهد داد!‏

۱۲ وای بر کسی که با خونریزی شهری را بنا می‌کند،‏

و پایهٔ آن را بر بی‌انصافی می‌گذارد!‏

۱۳ آیا یَهُوَه خدای لشکرها باعث نمی‌شود که دسترنج قوم‌ها در آتش سوخته شود،‏

و ملت‌ها زحمت بیهوده بکشند؟‏+

۱۴ همان طور که آب‌ها دریا را می‌پوشاند،‏

تمام زمین از دانشی که در مورد عظمت یَهُوَه است،‏ پر خواهد شد.‏+

۱۵ وای بر کسی که برای دیدن برهنگی همنوعانش،‏

به آن‌ها مشروب می‌دهد تا مست شوند؛‏

مشروبی که آمیخته به خشم و غضب است.‏

۱۶ تو به جای جلال،‏ از شرم لبریز خواهی شد.‏

تو هم بنوش و آشکار کن که ختنه نشده‌ای.‏*

تو هم از جامی که در دست راست یَهُوَه است خواهی نوشید،‏+

و رسوایی‌ات جلال تو را پنهان خواهد کرد.‏

۱۷ همان ظلمی که بر لبنان کردی،‏ بر سر خودت خواهد آمد،‏

و همان نابودی‌ای که باعث وحشت حیوانات شد،‏ تو را هم از بین خواهد برد،‏

چون خون مردم را ریختی،‏

و روی زمین کارهای خشونت‌آمیز کردی،‏

و به شهرها و ساکنانشان ظلم کردی.‏+

۱۸ بت تراشیده‌شده‌ای که به دست انسان ساخته شده،‏ چه فایده‌ای دارد؟‏

مجسمهٔ فلزی به چه درد می‌خورَد؟‏

معلّمی که دروغ یاد می‌دهد،‏ چه فایده‌ای می‌رساند؟‏

چطور سازندهٔ خدایان بی‌ارزش و لال،‏

می‌تواند به آن‌ها توکّل کند؟‏+

۱۹ وای بر کسی که به تکه چوبی بگوید،‏ «بیدار شو!‏»‏

یا به سنگی لال بگوید،‏ «بلند شو!‏ به ما تعلیم بده!‏»‏

ببین!‏ روکش آن بت طلا و نقره است،‏+

و هیچ نَفَسی در آن نیست.‏+

۲۰ اما یَهُوَه در معبد مقدّسش است.‏+

ای مردم تمام زمین،‏ در حضور او سکوت کنید!‏›»‏+

۳ دعای حَبَقوقِ نبی در قالب سرودی غم‌انگیز:‏*

۲ ‏«ای یَهُوَه،‏ من دربارهٔ تو شنیده‌ام؛‏

ای یَهُوَه،‏ من از کارهای تو در شگفتم.‏

در طول سال‌ها،‏* دوباره آن کارها را انجام بده!‏

در طول سال‌ها،‏* آن‌ها را آشکار کن!‏

وقتی آشفتگی به پا شود،‏ رحمتت را به یاد آور.‏+

۳ خدا از تیمان آمد،‏

خدای مقدّس از کوه فاران آمد.‏+ (‏سِلاه‏)‏*

شکوه او آسمان‌ها را پوشاند،‏+

و زمین از ستایش او پر شد.‏

۴ درخشش او مثل نور بود.‏+

از دستش دو پرتوی نور می‌تابید،‏

جایی که نیرویش پنهان شده بود.‏

۵ بیماری پیشاپیش او می‌رفت،‏+

و تب سوزان دنبال او* می‌آمد.‏

۶ او ایستاد و زمین را لرزاند.‏+

با یک نگاه او،‏ ملت‌ها از وحشت به لرزه افتادند.‏+

کوه‌های ازلی با خاک یکسان شدند،‏

و تپه‌های ابدی فرو ریختند.‏+

راه‌های او همان راه‌های زمان‌های قدیم است.‏

۷ من دیدم که اهالی چادرهای کوشان دچار مصیبت شدند.‏

ساکنان چادرهای سرزمین مِدیان به لرزه افتادند.‏+

۸ ای یَهُوَه،‏ آیا از دست رودخانه‌ها عصبانی هستی؟‏

آیا خشمت به ضدّ رودخانه‌ها شعله‌ور شده است؟‏

یا آیا از دریا شدیداً خشمگین هستی؟‏+

تو سوار بر اسب‌هایت تاختی،‏+

و ارابه‌هایت پیروز شدند.‏*‏+

۹ تو کمانت را از جایش درآوردی و آماده‌اش کردی.‏

سلاح‌ها* مأموریت دارند که کارشان را انجام دهند.‏ (‏سِلاه‏)‏

تو زمین را با رودخانه‌ها شکافتی.‏

۱۰ کوه‌ها با دیدن تو از درد به خود پیچیدند.‏+

سیلاب‌ها جاری شدند.‏

آب‌های عمیق به غرّش درآمدند،‏+

و دست‌هایشان را بلند کردند.‏

۱۱ خورشید و ماه در جایگاه بلند خود بی‌حرکت ماندند.‏+

تیرهای تو مثل نور پرتاب شدند.‏+

نیزه‌ات مثل صاعقه،‏ درخشنده بود.‏

۱۲ تو با غضب در سرتاسر زمین قدم برداشتی،‏

و با خشم،‏ ملت‌ها را زیر پایت لگدمال کردی.‏

۱۳ تو برای نجات قومت بیرون آمدی و مسح‌شده‌ات را نجات دادی.‏

تو رهبر شریران* را نابود کردی؛‏

خانهٔ آن‌ها از زیربنا تا بالا* ویران شد.‏* (‏سِلاه‏)‏

۱۴ وقتی جنگجویان آن رهبر مثل تندباد بیرون آمدند تا مرا پراکنده کنند،‏

تو سرشان را با سلاح‌های خودِ او زخمی کردی.‏

آن‌ها با شادی در کمین مردم بیچاره می‌نشستند تا آن‌ها را بکشند.‏

۱۵ تو با اسب‌هایت دریا را زیر پا گذاشتی،‏

و از آب‌های خروشان عبور کردی.‏

۱۶ با شنیدن این خبر بدنم از ترس به لرزه درآمد؛‏

وقتی این را شنیدم،‏ لب‌هایم شروع به لرزیدن کرد.‏

پوسیدگی به استخوان‌هایم داخل شد؛‏+

پاهایم لرزید.‏

اما در سکوت منتظر روز مصیبت خواهم ماند؛‏+

چون در آن روز قومی که به ما حمله می‌کنند دچار مصیبت خواهند شد.‏

۱۷ حتی اگر درختان انجیر شکوفه نیاورند،‏

و درختان انگور میوه ندهند؛‏

حتی اگر درختان زیتون محصول ندهند،‏

و مزرعه‌ها بی‌حاصل بمانند؛‏

حتی اگر گله‌ها دیگر در آغل نباشند؛‏

و هیچ دامی در آخور نباشد؛‏

۱۸ من باز هم به خاطر یَهُوَه خوشحال خواهم بود؛‏

و به خاطر خدای نجاتم شادی خواهم کرد.‏+

۱۹ یَهُوَه حاکم متعال،‏ قوّت من است؛‏+

او پاهایم را مثل پاهای آهو خواهد کرد

تا بتوانم در جاهای بلند بدوم.‏»‏+

برای رهبر خوانندگان؛‏ با سازهای زِهی‌ام.‏

احتمالاً یعنی:‏ «آغوش گرم و پرمهر.‏»‏

یا:‏ «معیارهای عدالت.‏»‏

یا:‏ «عزّت.‏»‏

یا احتمالاً:‏ «قدرتشان خدایشان است.‏»‏

یا احتمالاً:‏ «ما نخواهیم مرد.‏»‏

یا:‏ «توبیخ.‏»‏

منظور دشمنان اسرائیل یعنی کلدانیان است.‏

یا:‏ «بخور می‌سوزاند.‏»‏

یا:‏ «پرچرب.‏»‏

یا احتمالاً:‏ «دائم شمشیرش را خواهد کشید.‏»‏

یا:‏ «ولی این رؤیا به طرف مقصدش می‌شتابد و دروغ نخواهد گفت.‏»‏

یا:‏ «حتی اگر به نظر آید که تأخیر می‌کند،‏ با اشتیاق در انتظارش باش.‏»‏

یا احتمالاً:‏ «ایمانش؛‏ اعتقادش.‏»‏

یا:‏ «شیول.‏» واژه‌نامه:‏ ‏«شیول.‏»‏

یا احتمالاً:‏ «بنوش و تلوتلو بخور.‏»‏

یا:‏ «مرثیه.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «در میان سال‌ها.‏» یا احتمالاً:‏ «در زمان ما.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «در میان سال‌ها.‏» یا احتمالاً:‏ «در زمان ما.‏»‏

واژه‌نامه:‏ «سِلاه.‏»‏

یا:‏ «قدم‌های او.‏»‏

یا:‏ «نجات را آوردند.‏»‏

یا احتمالاً:‏ «تیرها.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «سَرِ خاندان شریران.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «گردن.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «آشکار شد.‏»‏

    نشریات فارسی (‏۱۹۹۳-‏۲۰۲۶)‏
    خروج
    ورود
    • فارسی
    • هم‌رسانی
    • تنظیم سایت
    • Copyright © 2026 Watch Tower Bible and Tract Society of Pennsylvania
    • شرایط استفاده
    • حفظ اطلاعات شخصی
    • تنظیمات مربوط به حریم شخصی
    • JW.ORG
    • ورود
    هم‌رسانی