کتابخانهٔ آنلاین نشریات شاهدان یَهُوَه
کتابخانهٔ آنلاین
نشریات شاهدان یَهُوَه
فارسی
  • کتاب مقدّس
  • نشریات
  • جلسات
  • دج غزل غزل‌ها ۱:‏۱-‏۸:‏۱۴
  • غزل غزل‌های سلیمان

ویدیویی برای انتخاب شما موجود نیست.

متأسفانه، پخش ویدیو ممکن نیست.

  • غزل غزل‌های سلیمان
  • کتاب مقدّس—‏ترجمهٔ دنیای جدید
کتاب مقدّس—‏ترجمهٔ دنیای جدید
غزل غزل‌های سلیمان

غزل غزل‌های سلیمان

۱ این زیباترین غزل سلیمان* است.‏+

۲ ‏«مرا با لب‌هایت ببوس،‏

چون عشقی که تو ابراز می‌کنی،‏ بهتر از شراب است.‏+

۳ عطر تو چه خوشبوست.‏+

اسم تو مثل روغن خوشبویی است که بر سر ریخته می‌شود.‏+

برای همین است که دختران،‏ شیفتهٔ تو هستند.‏

۴ مرا با خودت ببر؛‏ بیا با هم فرار کنیم،‏

چون پادشاه می‌خواهد مرا به حجله‌اش ببرد!‏

بیا با هم شاد و خوش باشیم.‏

بیا بیشتر دربارهٔ حرف‌های عاشقانه‌ات صحبت کنیم،‏ تا شراب.‏

بی‌دلیل نیست که دختران،‏ شیفتهٔ تو هستند.‏

۵ ای دختران اورشلیم،‏ رنگ پوست من تیره است ولی زیبا هستم؛‏

به تیرگی و زیبایی خیمه‌های قیدار + و پارچه‌های خیمهٔ + سلیمان.‏

۶ به خاطر تیرگی پوستم به من خیره نشوید،‏

چون آفتاب رنگ پوستم را تیره کرده است.‏

برادرانم که از دست من عصبانی شده بودند،‏

مرا به باغ‌های انگور فرستادند تا از آن باغ‌ها نگهداری کنم،‏

و وقت نداشتم که از باغ انگور خودم مراقبت کنم.‏

۷ ای عشق من،‏ به من بگو،‏

گله‌ات را کجا می‌چرانی؟‏+

موقع ظهر،‏ گوسفندانت را کجا می‌خوابانی؟‏

به من بگو تا مثل زن عزاداری که چهره‌اش را پوشانده است،‏

بین گله‌های دوستانت سرگردان نباشم.‏»‏

۸ ‏«ای زیباترین زن دنیا،‏ اگر نمی‌دانی او کجاست،‏

برو و رد پای گله‌اش را دنبال کن،‏

و بزغاله‌هایت را کنار چادرهای چوپانان بچران.‏»‏

۹ ‏«ای عشق من،‏ زیبایی تو برای من مثل زیبایی اسبی* در میان ارابه‌های فرعون است.‏+

۱۰ جواهرات* چقدر گونه‌هایت را زیبا کرده‌اند!‏

گردنبندها چقدر به گردنت زیبایی داده‌اند!‏

۱۱ ما برایت زیورآلات می‌سازیم،‏

زیورآلاتی از طلا و نقره.‏»‏

۱۲ ‏«حتی وقتی پادشاه سر سفره‌اش می‌نشیند،‏

بوی خوش عطر من + به سمت دلداده‌ام می‌رود.‏

۱۳ دلدادهٔ من برایم مثل کیسه‌ای پر از صمغ خوشبوی مُرّ* است؛‏+

کیسه‌ای که تمام شب در میان سینه‌هایم قرار دارد.‏

۱۴ دلدادهٔ من برایم مثل گلی خوشبو* است؛‏+

گلی که در باغ‌های انگور عِین‌جِدی رشد می‌کند.‏»‏+

۱۵ ‏«ای عشق من،‏ تو چقدر زیبایی!‏

چشمانت به زیبایی چشمان کبوترهاست.‏»‏+

۱۶ ‏«ای عشق من،‏ تو چقدر جذاب و زیبایی!‏*‏+

سبزه‌زارها بستر ماست.‏

۱۷ درختان سِدر،‏ تیرک‌های خانهٔ* ماست،‏

و سروهای کوهی،‏ سقف آن!‏»‏

۲ ‏«من چیزی جز یک گل وحشی* در دشت* نیستم،‏

یکی از سوسن‌های دشت.‏»‏+

۲ ‏«دلبر من بین دختران،‏

مثل سوسنی است بین خارها.‏»‏

۳ ‏«دلدادهٔ من بین پسران،‏

مثل درخت سیبی است بین درختان جنگلی.‏

اشتیاق زیاد دارم که زیر سایه‌اش بنشینم،‏

و طعم میوه‌اش برایم شیرین است.‏

۴ او مرا به تالار ضیافت برد،‏

و همه دیدند که چقدر مرا دوست دارد.‏

۵ با نان‌های کشمش + و با سیب‌ها،‏

جانم را تازه کنید و به من نیرو بدهید،‏

چون از عشق او بیمارم.‏

۶ دست چپش زیر سرم است،‏

و دست راستش مرا در آغوش می‌گیرد.‏+

۷ ای دختران اورشلیم،‏

شما را به غزال‌ها + و آهوهای دشت قسم می‌دهم:‏

سعی نکنید عشق را تا وقتی خودش شعله‌ور نشده،‏ در من بیدار کنید.‏+

۸ گوش کنید!‏ دلدادهٔ من در راه است!‏

نگاه کنید!‏ او جست‌وخیزکنان به طرف من می‌آید،‏

از روی کوه‌ها و تپه‌ها به سوی من می‌آید!‏

۹ دلدادهٔ من مثل غزال و بچه‌آهوست.‏+

ببینید،‏ او پشت دیوار ما ایستاده،‏

و از پنجره نگاه می‌کند؛‏

از لابلای شبکه‌های آن.‏

۱۰ دلداده‌ام به من می‌گوید:‏

‏‹ای عشق من،‏ ای زیبای من،‏

بلند شو و با من بیا!‏

۱۱ زمستان به پایان رسیده؛‏

فصل باران تمام شده است.‏

۱۲ شکوفه‌ها در همه جا درآمده‌اند،‏+

و وقت هَرَس درختان انگور رسیده است.‏+

صدای قُمری‌ها در سرزمین ما به گوش می‌رسد.‏+

۱۳ اولین میوه‌های درخت انجیر رسیده‌اند،‏+

درختان انگور شکوفه داده‌اند و عطرشان پخش شده است.‏

ای عشق من،‏ ای زیبای من،‏

بلند شو و با من بیا!‏

۱۴ ای کبوتر من که در شکاف صخره‌ها،‏+

و لابلای تخته‌سنگ‌ها هستی،‏

بگذار تو را ببینم و صدایت را بشنوم،‏+

چون صدایت دلنواز است و چهره‌ات دلربا.‏›»‏+

۱۵ ‏«روباه‌ها را بگیرید؛‏

روباه‌های کوچکی را که باغ‌های انگور را خراب می‌کنند بگیرید،‏

چون درختان انگورمان شکوفه داده‌اند.‏»‏

۱۶ ‏«دلدادهٔ من مال من است و من مال او هستم.‏+

او گله‌اش را در میان سوسن‌ها می‌چراند.‏+

۱۷ ای عشق من،‏ قبل از این که نسیم عصر بوزد و سایه‌ها بگذرند و روز تمام شود،‏

عجله کن و پیش من برگرد؛‏

مثل غزال یا بچه‌آهو،‏+ از روی کوه‌هایی که ما را از هم جدا کرده‌اند* پیش من بیا.‏»‏

۳ ‏«شب‌ها در بسترم،‏

به دلداده‌ام فکر می‌کردم.‏+

در آرزوی دیدنش بودم،‏ ولی او را نمی‌دیدم.‏+

۲ به خودم گفتم:‏

‏‹بلند شو و در کوچه‌ها و میدان‌های شهر،‏ دنبالش بگرد؛‏

برو و دلداده‌ات را پیدا کن.‏›‏

پس دنبالش گشتم ولی او را پیدا نکردم.‏

۳ نگهبانان شهر موقع گشت،‏ مرا دیدند + و من از آن‌ها پرسیدم:‏

‏‹آیا کسی را که عاشقش هستم،‏ دیده‌اید؟‏›‏

۴ هنوز از آن‌ها زیاد دور نشده بودم

که دلداده‌ام را پیدا کردم.‏

او را محکم گرفتم و رهایش نکردم.‏

بعد او را به خانهٔ مادرم بردم،‏+

به همان اتاقی که در آن به دنیا آمده بودم.‏

۵ ای دختران اورشلیم،‏

شما را به غزال‌ها و آهوهای دشت قسم می‌دهم:‏

سعی نکنید عشق را تا وقتی خودش شعله‌ور نشده،‏ در من بیدار کنید.‏»‏+

۶ ‏«این چیست که در بیابان مثل ستونی از دود بالا می‌رود،‏

و همه جا را با بوی خوش مُرّ و کُندُر*

و عطرهایی که تاجران می‌فروشند،‏ پر کرده است؟‏»‏+

۷ ‏«ببینید!‏ این تخت روان سلیمان است!‏

شصت جنگجوی پرقدرت،‏ اطراف آن هستند؛‏

جنگجویانی نیرومند از اسرائیل.‏+

۸ همهٔ آن‌ها به شمشیر مسلّحند،‏

و برای جنگ آموزش دیده‌اند.‏

هر کدام از آن‌ها شمشیرشان را به کمرشان بسته‌اند

تا در مقابل حمله‌های شبانه از پادشاه دفاع کنند.‏»‏

۹ ‏«این همان تخت روان سلیمان پادشاه است؛‏

تختی که او از چوب درختان سِدر لبنان برای خودش ساخته است.‏+

۱۰ او تیرک‌های آن تخت را از نقره،‏

پایه‌هایش را از طلا،‏

و پشتی آن را از پارچهٔ ارغوانی ساخته است!‏

دختران اورشلیم با عشق و محبت

داخل آن را تزئین کرده‌اند.‏»‏

۱۱ ‏«ای دختران صَهیون بیایید،‏

و محو تماشای سلیمان پادشاه شوید.‏

تاجی که او بر سر دارد،‏

مادرش + در روز ازدواج او برایش درست کرد؛‏

روزی که دل سلیمان از شادی لبریز شد.‏»‏

۴ ‏«ای عشق من،‏ تو چقدر زیبایی!‏

چه زیبا و قشنگی!‏

چشمان تو از پشت روبند به زیبایی چشمان کبوترهاست.‏

موهای بلند و پرپشت تو

مثل گله‌ای از بزهاست که از کوه‌های جِلعاد سرازیر می‌شوند.‏+

۲ دندان‌های زیبای تو به سفیدی گوسفندان است،‏

گوسفندانی که بعد از چیدن پشمشان آن‌ها را شسته باشند.‏

هر کدامشان جفت خودشان را دارند،‏

و حتی یکی از آن‌ها هم تنها نیست.‏

۳ لب‌هایت مثل روبانی قرمز است،‏

و حرف‌هایت دلنشین.‏

گونه‌هایت از پشت روبند

مثل دو نیمهٔ انار است.‏

۴ گردنت + به زیبایی برج داوود است،‏+

برجی که سنگ‌هایش را قشنگ و مرتب روی هم چیده‌اند،‏

و هزار سپر بر آن آویزان است؛‏

سپرهای گِرد جنگجویان نیرومند.‏+

۵ سینه‌هایت مثل دو بچه‌آهوست،‏

مثل برّه‌های دوقلوی غزال؛‏+

برّه‌هایی که در میان سوسن‌ها می‌چرند.‏»‏

۶ ‏«قبل از این که نسیم عصر بوزد

و سایه‌ها بگذرند و روز تمام شود،‏

به طرف کوه مُرّ و تپه کُندُر راه می‌افتم.‏»‏+

۷ ‏«ای عشق من،‏ همه چیز تو زیباست!‏+

هیچ نقصی در تو وجود ندارد.‏

۸ ای عروس من،‏ با من از لبنان بیا؛‏

با من از لبنان بیا.‏+

از قلّهٔ اَمانه پایین بیا،‏

از قلّهٔ سِنیر و از قلّهٔ حِرمون،‏+

از جایی که شیران و پلنگان آشیانه دارند.‏

۹ ای عروس من،‏ ای عزیز دلم،‏* تو دلم را ربودی؛‏+

دلم را فقط با یک نگاه ربودی؛‏

مرا با یک حلقهٔ گردنبندت به بند کشیدی.‏

۱۰ ای عروس من،‏ ای عزیز دلم،‏* ابراز عشق تو چه دلنشین است!‏+

عشقی که تو ابراز می‌کنی،‏ حتی از شراب بهتر است،‏+

و بوی عطر تو از هر عطری* خوشبوتر است!‏+

۱۱ ای عروس من،‏ از لب‌های تو عسل می‌چکد،‏+

و زیر زبانت شیر و عسل است؛‏+

بوی لباست مثل عطر خوشبوی درختان لبنان است.‏

۱۲ ای عروس من،‏ ای عزیز دلم،‏* تو مثل باغی بسته هستی،‏ باغی که درِ آن قفل است؛‏

تو مثل چشمه‌ای هستی که دست‌نیافتنی است.‏

۱۳ تو* مثل باغ* زیبایی هستی که پر از درختان انار،‏

لذیذترین میوه‌ها،‏ حنا و سُنبل هندی است؛‏

۱۴ پر از گل سُنبل،‏+ گل زعفران،‏ نی معطر،‏+ دارچین،‏+

انواع درختان کُندُر،‏ مُرّ و عود،‏+

و هر نوع گیاه خوشبو.‏+

۱۵ تو مثل چشمه‌ای در باغ و مثل چاهی پر از آب شیرین هستی؛‏

مثل آب‌هایی که از کوه‌های لبنان جاری می‌شود.‏+

۱۶ ای باد شمال،‏ بلند شو!‏

ای باد جنوب،‏ بیا!‏

به آرامی در باغ من بوزید

تا بوی خوش آن در همه جا پخش شود.‏»‏

‏«ای کاش دلدادهٔ من به باغش بیاید،‏

و از میوه‌های لذیذ آن بخورد.‏»‏

۵ ‏«ای عروس من،‏ ای عزیز دلم،‏*

من به باغ خودم وارد شدم،‏+

و مُرّ و گیاهان معطرم* را چیدم.‏+

عسل و شانهٔ عسلم را خوردم،‏

و شیر و شرابم را نوشیدم.‏»‏+

‏«ای عاشقان!‏

بخورید و بنوشید و از عشقتان مست شوید!‏»‏+

۲ ‏«من خواب بودم،‏ ولی دلم آرام و قرار نداشت!‏+

شنیدم که دلداده‌ام در می‌زند و می‌گوید:‏

‏‹ای عشق من،‏ ای عزیز دلم،‏*

ای کبوتر من که در تو نقصی نیست،‏

در را برای من باز کن!‏

چون سرم از شبنم و موهایم از رطوبت شب خیس شده است.‏›‏+

۳ پس گفتم:‏ ‹من لباسم را درآورده‌ام.‏

آیا باید دوباره آن را بپوشم؟‏

پاهایم را شسته‌ام.‏

آیا باید دوباره آن‌ها را کثیف کنم؟‏›‏

۴ دلدادهٔ من دستش را از سوراخِ در عقب کشید،‏

پس دلم به‌شدّت شروع به تپیدن کرد.‏

۵ بلند شدم تا در را به روی دلداده‌ام باز کنم؛‏

از دست‌هایم روغن مُرّ می‌چکید،‏

و از انگشت‌هایم روغن معطر مُرّ؛‏

و روغن روی قفل در می‌ریخت.‏

۶ در را به روی عزیز دلم باز کردم،‏

ولی او رفته بود.‏

وقتی دیدم که دلداده‌ام رفته است،‏ دلم شکست.‏

دنبالش گشتم،‏ ولی او را پیدا نکردم.‏+

صدایش کردم،‏ ولی به من جواب نداد.‏

۷ نگهبانان شهر موقع گشت،‏ مرا دیدند.‏

آن‌ها مرا زدند و زخمی کردند.‏

نگهبانان دیوارهای شهر،‏ شال* مرا از من گرفتند.‏

۸ ای دختران اورشلیم،‏ شما را قسم می‌دهم

که اگر دلداده‌ام را پیدا کردید،‏

به او بگویید که از عشقش بیمارم.‏»‏

۹ ‏«چرا فکر می‌کنی که دلدادهٔ تو بهتر از بقیهٔ مردان است،‏

ای زیباترین زن دنیا؟‏

چرا فکر می‌کنی که دلدادهٔ تو بهتر از بقیهٔ مردان است

که ما را این طور قسم می‌دهی؟‏»‏

۱۰ دختر شولَمّی می‌گوید:‏ «دلدادهٔ من خوش‌قیافه و قوی* است.‏

او بین ده هزار نفر از همه سر است.‏

۱۱ سرش به زیبایی طلای خالص است.‏

پیچ و تاب موهایش مثل شاخه‌های نخل است که تکان می‌خورند.‏*

رنگ موهایش به سیاهی پرهای کلاغ است.‏

۱۲ چشمانش به زیبایی کبوترانی است که کنار نهرهای آب هستند؛‏

کبوترانی که انگار خودشان را در شیر شسته‌اند،‏

و کنار حوض آب نشسته‌اند.‏

۱۳ گونه‌هایش مثل باغچه‌ای است،‏

باغچه‌ای پر از گل‌های* خوشبو و گیاهان معطر،‏+

و لب‌هایش مثل سوسن‌هایی است که روغن معطر مُرّ از آن‌ها می‌چکد.‏+

۱۴ دست‌های خوش‌تراش او مثل میله‌های طلایی است که با سنگ زِبَرجَد تزئین شده‌اند،‏

و اندامش مثل عاج شفافی است که به یاقوت پوشانده شده است.‏

۱۵ پاهایش مثل ستون‌های مرمر است که روی پایه‌هایی از طلای خالص قرار دارد.‏

ظاهرش مثل لبنان زیباست و مثل درختان سِدر بی‌نظیر.‏+

۱۶ دهانش شیرین است و همه چیزش دوست‌داشتنی.‏+

دلدادهٔ من چنین کسی است،‏ ای دختران اورشلیم؛‏

اوست که عشق من است.‏»‏

۶ ‏«ای زیباترین زن دنیا،‏

دلدادهٔ تو کجاست؟‏

دلدادهٔ تو کجا رفته است؟‏

بیا برویم و او را پیدا کنیم.‏»‏

۲ ‏«دلدادهٔ من به باغش رفته است،‏

به جایی که پر از گل‌های* خوشبوست

تا گله‌اش را در آنجا بچراند،‏

و سوسن‌ها را بچیند.‏+

۳ دلدادهٔ من مال من است،‏

و من مال او هستم.‏+

او گله‌اش را در میان سوسن‌ها می‌چراند.‏»‏+

۴ ‏«ای عشق من،‏+ تو مثل شهر تِرصه زیبایی،‏+

و مثل شهر اورشلیم دوست‌داشتنی.‏+

تو مثل لشکرهایی که دور پرچمشان جمع می‌شوند،‏ پرشکوهی.‏+

۵ نگاهت را از من برگردان،‏+

چون چشمانت مرا اسیر کرده‌اند.‏

موهایت مثل گله‌ای از بزهاست

که از کوه‌های جِلعاد سرازیر می‌شوند.‏+

۶ دندان‌های زیبای تو به سفیدی گوسفندان است،‏

گوسفندانی که بعد از چیدن پشمشان آن‌ها را شسته باشند.‏

هر کدامشان جفت خودشان را دارند،‏

و حتی یکی از آن‌ها هم تنها نیست.‏

۷ گونه‌هایت از پشت روبند

مثل دو نیمهٔ انار است.‏

۸ بین ۶۰ ملکه،‏

۸۰ کنیز،‏*

و دختران بی‌شمار،‏+

۹ کسی را پیدا نکردم که مثل کبوترِ بی‌عیبِ من باشد.‏+

او فرزند خاص* مادرش است؛‏

فرزند عزیز و دلبند او.‏

وقتی زنان جوان او را می‌بینند،‏ می‌گویند چقدر او خوشبخت است.‏

ملکه‌ها و کنیزان،‏* او را تحسین می‌کنند.‏

۱۰ ‏‹این کیست که مثل سپیده‌دم می‌درخشد،‏

و مثل ماه کامل زیباست؟‏

این کیست که مثل آفتاب،‏ پاک است،‏

و مثل لشکرهایی که دور پرچمشان جمع می‌شوند،‏ پرشکوه است؟‏›»‏+

۱۱ ‏«من به باغ درختان گردو رفتم +

تا نهال‌های تازه را در دشت* ببینم.‏

می‌خواستم ببینم آیا درختان انگور جوانه زده‌اند،‏

یا درختان انجیر شکوفه داده‌اند یا نه.‏

۱۲ بدون این که متوجه شوم،‏

اشتیاقی که برای دیدن این چیزها داشتم،‏

مرا به سمت ارابه‌های بزرگان قومم کشید.‏»‏

۱۳ ‏«برگرد،‏ برگرد،‏

ای دختر شولَمّی!‏

برگرد،‏ برگرد تا تو را ببینیم!‏»‏

‏«چرا می‌خواهید دختر شولَمّی را ببینید؟‏»‏+

‏«دیدن او مثل دیدن رقص مَحَنایِم* است!‏»‏

۷ ‏«ای دختر باوقار،‏*

پاهایت در صَندَل‌ها چه زیباست!‏

ران‌های تو مثل جواهراتی است

که به دست هنرمندان ماهر تراشیده شده‌اند.‏

۲ ناف تو مثل پیالهٔ گردی است

که همیشه پر از شراب گواراست.‏

شکمت مثل خرمن گندمی است

در میان سوسن‌ها.‏

۳ سینه‌هایت مثل دو بچه‌آهوست؛‏

مثل برّه‌های دوقلوی غزال.‏+

۴ گردنت + مثل برجی از عاج است،‏+

و چشمانت + مثل آب برکه‌های حِشبون؛‏+

برکه‌هایی که کنار دروازهٔ شهر بَت‌رَبّیم هستند.‏

بینی تو به زیبایی برج لبنان است؛‏

برجی که رو به دمشق است.‏

۵ سرت به زیبایی کوه کَرمِل است،‏+

و موهایت + به قشنگی پشم ارغوانی.‏+

دل پادشاه اسیر موهای بلند و زیبایت شده است.‏

۶ ای دختر دوست‌داشتنی،‏ چه زیبا و دلربایی؛‏

زیبایی‌ات برایم از هر لذّتی شیرین‌تر است.‏

۷ قد و قامت تو مثل درخت خرماست،‏

و سینه‌هایت مثل خوشه‌های خرما.‏+

۸ به خودم گفتم:‏ ‹از این درخت بالا می‌روم

تا شاخه‌های پربارش را بگیرم.‏›‏

آن وقت می‌بینم که سینه‌هایت مثل خوشه‌های انگور است،‏

و نَفَس تو خوشبوست،‏ مثل بوی خوش سیب،‏

۹ و دهانت مثل بهترین شراب است.‏»‏

‏«کاش که این شراب از گلوی دلدادهٔ من به نرمی پایین برود،‏

به آرامی بر لب‌هایش بچکد و او را به خوابی شیرین ببرد.‏*

۱۰ من مال دلداده‌ام هستم،‏

و او فقط مرا می‌خواهد.‏+

۱۱ ای دلدادهٔ من بیا،‏

بیا تا به دشت و صحرا برویم،‏

و شب را میان بوته‌های حنا بگذرانیم؛‏+

۱۲ صبح زود بلند شویم و به باغ‌های انگور برویم

تا ببینیم که آیا درختان انگور جوانه زده‌اند،‏

شکوفه‌های انگور باز شده‌اند،‏+

و درختان انار گل داده‌اند؟‏+

در آنجا عشقم را به تو ابراز می‌کنم.‏+

۱۳ مِهرْگیاهان عطر خودشان را پخش می‌کنند،‏+

و جلوی درهایمان انواع میوه‌های لذیذ وجود دارد.‏+

ای دلدادهٔ من،‏ من همهٔ میوه‌ها را،‏

چه تازه،‏ چه خشک‌شده* برای تو نگه داشته‌ام.‏»‏

۸ ‏«ای کاش تو مثل برادرم بودی

که مادرم به او شیر داد!‏

آن وقت اگر تو را در کوچه می‌دیدم،‏ می‌بوسیدم،‏+

و کسی با چشم حقارت به من نگاه نمی‌کرد.‏

۲ تو را با خودم می‌بردم؛‏

تو را به خانهٔ مادرم می‌بردم،‏+

به خانهٔ او که مرا تربیت کرد.‏

در آنجا شرابی خوش‌طعم،‏*

و آب انار تازه به تو می‌دادم تا بنوشی.‏

۳ دست چپ تو زیر سرم می‌بود،‏

و دست راستت مرا در آغوش می‌گرفت.‏+

۴ ای دختران اورشلیم شما را قسم می‌دهم

که سعی نکنید عشق را تا وقتی خودش شعله‌ور نشده،‏ در من بیدار کنید.‏»‏+

۵ ‏«این کیست که به دلداده‌اش تکیه داده،‏

و از صحرا می‌آید؟‏»‏

‏«زیر درخت سیب بیدارت کردم؛‏

جایی که مادرت درد زایمان کشید،‏

و تو را به دنیا آورد.‏

۶ عشق مرا در دلت مُهر کن،‏

و مثل بازوبند،‏ محکم به بازویت ببند،‏

چون عشق مثل مرگ،‏ قدرتمند است،‏+

و دلبستگی مثل قبر* سازش‌ناپذیر.‏

شعلهٔ عشق یعنی شعلهٔ یاه،‏*‏+ مثل شعله‌های آتشی سوزان است!‏

۷ آب‌های زیاد نمی‌تواند شعلهٔ عشق را خاموش کند؛‏+

حتی سیلاب هم نمی‌تواند آن را فرو بنشاند.‏+

اگر کسی بخواهد عشق را با تمام دارایی و ثروتش بخرد،‏

جز خفّت و خواری چیزی نصیبش نمی‌شود.‏»‏

۸ ‏«ما خواهر کوچکی داریم،‏+

که سینه‌هایش هنوز درنیامده است.‏

اگر کسی روزی به خواستگاری‌اش بیاید،‏

چه کار باید بکنیم؟‏»‏

۹ ‏«اگر خواهرمان یک دیوار باشد،‏

روی آن برجی از نقره بنا می‌کنیم،‏

ولی اگر یک در باشد،‏

آن را با تخته‌هایی از چوب سِدر می‌پوشانیم.‏»‏

۱۰ ‏«من یک دیوارم،‏

و سینه‌هایم مثل برج‌هاست.‏

پس وقتی دلداده‌ام به من نگاه می‌کند،‏

می‌بیند که آرامش را پیدا کرده‌ام.‏

۱۱ سلیمان باغ انگوری در بَعَل‌هامون داشت.‏+

او آن باغ را به باغبانان اجاره داد

تا هر کدام از آن‌ها در مقابل میوهٔ باغ،‏ هزار سکهٔ نقره به او بدهد.‏

۱۲ ای سلیمان،‏ هزار سکهٔ نقره مال خودت،‏

و دویست سکهٔ نقره هم مال باغبانان،‏

ولی من باغ انگور خودم را دارم که اختیارش دست خودم است.‏»‏

۱۳ ‏«ای تو که در باغ‌ها نشسته‌ای،‏+

دوستان منتظر شنیدن صدای دلنشین تو هستند.‏

بگذار من هم صدایت را بشنوم.‏»‏+

۱۴ ‏«ای عشق من،‏

عجله کن و زود بیا؛‏

مثل غزال یا بچه‌آهویی باش +

که به سرعت روی کوه‌های پوشیده از گیاهان معطر می‌دود.‏»‏

یا:‏ «غزل غزل‌های سلیمان.‏»‏

یا:‏ «اسب ماده‌ای.‏»‏

یا احتمالاً:‏ «موهای بافته‌ات.‏»‏

واژه‌نامه:‏ ‏«مُرّ.‏»‏

یا:‏ «خوشهٔ حنا.‏»‏

یا:‏ «خوش‌قیافه‌ای.‏»‏

یا:‏ «خانهٔ بزرگ.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «گل زعفران.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «شارون.‏» یا:‏ «منطقهٔ ساحلی.‏»‏

یا احتمالاً:‏ «از روی صخره‌های کوه‌ها.‏» یا:‏ «از روی کوه‌های باتِر.‏»‏

واژه‌نامه:‏ ‏«کُندُر.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «ای خواهرم.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «ای خواهرم.‏»‏

یا:‏ «ادویه‌ای.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «ای خواهرم.‏»‏

یا احتمالاً:‏ «پوست تو.‏»‏

یا:‏ «بهشت.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «ای خواهرم.‏»‏

یا:‏ «ادویه‌هایم.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «ای خواهرم.‏»‏

یا:‏ «روبند.‏»‏

یا:‏ «شاداب؛‏ سرخ‌رو.‏»‏

یا احتمالاً:‏ «مثل خوشه‌های خرماست.‏»‏

یا:‏ «ادویه‌های.‏»‏

یا:‏ «ادویه‌های.‏»‏

منظور کنیزانی است که پادشاه با آن‌ها ازدواج کرده بود.‏ واژه‌نامه:‏ ‏«زنان ثانوی.‏»‏

یا:‏ «یگانه.‏»‏

منظور کنیزانی است که پادشاه با آن‌ها ازدواج کرده بود.‏ واژه‌نامه:‏ ‏«زنان ثانوی.‏»‏

یا:‏ «درّه؛‏ وادی.‏»‏

منظور رقصی است که در آن،‏ دو گروه با هم می‌رقصیدند.‏

یا:‏ «شایان تحسین.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «به آرامی بر لب‌های کسانی که خوابیده‌اند بچکد.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «کهنه.‏»‏

شرابی که با ادویه‌های معطر درست شده است.‏

یا:‏ «شیول.‏» واژه‌نامه:‏ ‏«شیول.‏»‏

‏«یاه» مخفف یَهُوَه است.‏

    نشریات فارسی (‏۱۹۹۳-‏۲۰۲۶)‏
    خروج
    ورود
    • فارسی
    • هم‌رسانی
    • تنظیم سایت
    • Copyright © 2026 Watch Tower Bible and Tract Society of Pennsylvania
    • شرایط استفاده
    • حفظ اطلاعات شخصی
    • تنظیمات مربوط به حریم شخصی
    • JW.ORG
    • ورود
    هم‌رسانی