کتابخانهٔ آنلاین نشریات شاهدان یَهُوَه
کتابخانهٔ آنلاین
نشریات شاهدان یَهُوَه
فارسی
  • کتاب مقدّس
  • نشریات
  • جلسات
  • دج امثال ۱:‏۱-‏۳۱:‏۳۱
  • امثال

ویدیویی برای انتخاب شما موجود نیست.

متأسفانه، پخش ویدیو ممکن نیست.

  • امثال
  • کتاب مقدّس—‏ترجمهٔ دنیای جدید
کتاب مقدّس—‏ترجمهٔ دنیای جدید
امثال

امثال

۱ امثال سلیمان،‏+ پسر داوود،‏+ پادشاه اسرائیل:‏+

۲ این مَثَل‌ها به شخص کمک می‌کند که حکمت + و ادب* بیاموزد،‏

سخنان حکیمانه را درک کند،‏

۳ و تأدیب را قبول کند،‏+ تأدیبی که به او بینش می‌دهد

تا درستکار و باانصاف باشد + و درست* قضاوت کند.‏+

۴ این مَثَل‌ها به کسی که خام و بی‌تجربه است کمک می‌کند عاقل و دوراندیش باشد،‏+

و به شخص جوان،‏ دانش و قدرت تفکّر می‌دهد.‏+

۵ شخص دانا گوش می‌دهد و بیشتر یاد می‌گیرد،‏+

و آدم عاقل به دنبال راهنمایی‌های مفید است +

۶ تا بتواند مَثَل‌ها و گفته‌های عمیق* را درک کند،‏

و سخنان دانایان و معنی معماهایشان را بفهمد.‏+

۷ اولین قدم برای کسب دانش،‏ احترام گذاشتن به یَهُوَه* است.‏+

فقط افراد نادان از حکمت و تأدیب* بیزارند.‏+

۸ ای فرزندم،‏* به حرف پدرت وقتی تو را تأدیب می‌کند،‏* گوش کن،‏+

و آموزش‌های* مادرت را رد نکن.‏+

۹ تعالیم آن‌ها مثل تاجی زیبا روی سرت باشد،‏+

و مثل گردنبندی گرانبها دور گردنت.‏+

۱۰ ای فرزندم،‏* اگر گناهکاران سعی کنند تو را وسوسه کنند،‏ تسلیم نشو.‏+

۱۱ شاید به تو بگویند:‏ «همراه ما بیا!‏

بیا در کمین بنشینیم تا برای تفریح،‏ خون آدم‌های بی‌گناه را بریزیم؛‏

بیا مخفی شویم و منتظر آن‌ها بمانیم.‏

۱۲ ما مثل گور،‏* آن‌ها را زنده‌زنده می‌بلعیم؛‏

آن‌ها کاملاً بلعیده می‌شوند،‏ درست مثل کسانی که به گودال مرگ فرو می‌روند.‏

۱۳ بیا تمام اموال باارزش آن‌ها را به چنگ آوریم،‏

و خانه‌هایمان را با این غنیمت‌ها پر کنیم.‏

۱۴ بیا و با ما همدست شو!‏

اگر بیایی،‏ از اموال دزدی سهم مساوی به تو می‌دهیم.‏»‏

۱۵ فرزندم،‏* دنبال آن‌ها نرو.‏

خودت را از راه آن‌ها دور نگه دار،‏+

۱۶ چون آن‌ها به طرف شرارت می‌دوند،‏

و برای ریختن خون دیگران می‌شتابند.‏+

۱۷ قطعاً بی‌فایده است که کسی جلوی چشم یک پرنده برایش دام بگذارد!‏

۱۸ به همین دلیل،‏ این افراد کمین می‌کنند تا خون دیگران را بریزند؛‏

آن‌ها مخفی می‌شوند تا دیگران را بکشند؛‏

۱۹ کسانی که دنبال سود نامشروع هستند همین کارها را می‌کنند،‏

عاقبت کسانی که چنین سودی را به دست می‌آورند،‏ مرگ و نابودی است.‏+

۲۰ حکمت حقیقی + در کوچه‌ها فریاد می‌زند،‏+

و در میدان شهر صدایش را بلند می‌کند.‏+

۲۱ سر خیابان‌های شلوغ،‏ مردم را صدا می‌کند،‏

و کنار دروازه‌های شهر به آن‌ها می‌گوید:‏+

۲۲ ‏«ای افراد بی‌تجربه،‏ تا کی دوست دارید بی‌تجربه بمانید؟‏*

ای مسخره‌کنندگان،‏ تا کی می‌خواهید از مسخره کردن دیگران لذّت ببرید؟‏

ای افراد نادان،‏ تا کی می‌خواهید از دانش بیزار باشید؟‏+

۲۳ توبیخ مرا قبول کنید.‏*‏+

آن وقت من روحم را بر شما خواهم ریخت،‏

و چیزهایی را که می‌دانم به شما یاد خواهم داد.‏+

۲۴ من بارها شما را صدا کردم،‏ ولی مرا رد کردید،‏

دستم را به طرفتان دراز کردم،‏ اما هیچ کدامتان توجهی نکردید.‏+

۲۵ شما مرتب همهٔ پندها و نصیحت‌های مرا نادیده گرفتید،‏

و نخواستید توبیخ مرا قبول کنید.‏

۲۶ پس وقتی گرفتار مصیبت شوید،‏ من به شما خواهم خندید،‏

و موقعی که بلا بر سرتان بیاید شما را مسخره خواهم کرد؛‏+

۲۷ یعنی وقتی چیزی که از آن می‌ترسید،‏ مثل طوفان بر سرتان بیاید،‏

هنگامی که مصیبت مثل تندباد دامنگیرتان شود،‏

و وقتی که سختی و بدبختی بر سرتان بیاید.‏

۲۸ در آن زمان،‏ مدام مرا صدا خواهند کرد ولی من جواب نخواهم داد،‏

حتی اگر با شور و شوق به دنبال من بگردند،‏ مرا پیدا نخواهند کرد؛‏+

۲۹ چون از دانش بیزار بودند،‏+

و نخواستند برای یَهُوَه احترام عمیق قائل شوند.‏*‏+

۳۰ پند و نصیحت مرا رد کردند،‏

و همهٔ توبیخ‌های مرا خوار شمردند.‏

۳۱ بنابراین نتیجهٔ راهی را که در پیش گرفته‌اند خواهند دید،‏*‏+

و طعم تلخ تصمیم‌هایشان را خواهند چشید.‏*

۳۲ خودسری‌های افراد بی‌تجربه،‏ آن‌ها را به کشتن می‌دهد،‏

و بی‌خیالی افراد نادان،‏ باعث نابودی‌شان می‌شود.‏

۳۳ اما کسی که به من گوش می‌دهد در امنیت ساکن خواهد بود،‏+

و هیچ ترسی از بلا و مصیبت نخواهد داشت.‏»‏+

۲ ای فرزندم،‏* اگر حرف‌های مرا قبول کنی،‏

و فرمان‌هایم برایت مثل گنج باارزشی باشند،‏+

۲ اگر به حرف‌های حکیمانه گوش بدهی،‏+

و از ته دل برای به دست آوردن قدرت تشخیص تلاش کنی،‏+

۳ اگر به دنبال درک و فهم باشی،‏+

و بخواهی قدرت تشخیص به دست بیاوری،‏+

۴ اگر آن‌ها را مثل نقره جستجو کنی،‏+

و مثل گنج پنهان به دنبالشان باشی،‏+

۵ آن وقت می‌فهمی که احترام گذاشتن به یَهُوَه* به چه معناست،‏+

و به شناخت خدا دست پیدا می‌کنی؛‏+

۶ چون یَهُوَه است که حکمت می‌دهد،‏+

و سخنان دهان او به انسان شناخت و قدرت تشخیص می‌دهد.‏

۷ او حکمت* را برای درستکاران مثل یک گنج نگه می‌دارد.‏

او سپر کسانی است که در تمام کارهایشان وفادارند.‏+

۸ او مراقب عادلان است،‏*

و محافظ وفادارانش.‏*‏+

۹ اگر به من گوش بدهی،‏ می‌فهمی که درستکاری و عدالت و انصاف چیست،‏

و کدام راه از هر جهت خوب است.‏+

۱۰ وقتی حکمت به دلت راه پیدا کند،‏+

و دانش برایت لذّت‌بخش شود،‏+

۱۱ آن وقت،‏ قدرت تفکّرت از تو محافظت می‌کند،‏+

و قدرت تشخیصت تو را از خطر دور نگه می‌دارد

۱۲ تا به راه‌های بد نروی،‏

و از کسانی که دیگران را با حرف‌هایشان منحرف می‌کنند دوری کنی؛‏+

۱۳ از افرادی که راه‌های راست را ترک کرده‌اند،‏

و در راه‌های تاریک شریران قدم برمی‌دارند؛‏+

۱۴ از کسانی که از کارهای بد خوشحال می‌شوند،‏

و از انجام کارهای شریرانه لذّت می‌برند؛‏

۱۵ از کسانی که راه‌هایشان منحرف است،‏

و تمام کارهایشان پر از فریب است.‏

۱۶ حکمت،‏ تو را از زن فاسد،‏*

و از چرب‌زبانی‌های* زن بدکاره* محفوظ نگه می‌دارد؛‏+

۱۷ از زنی که شوهر* دوران جوانی‌اش را ترک می‌کند،‏+

و عهدی را که با خدایش بسته فراموش می‌کند؛‏

۱۸ رفتن به خانهٔ چنین زنی،‏ مثل رفتن به گور است،‏

و راه او جادهٔ مرگ است.‏+

۱۹ هیچ کدام از کسانی که با او رابطه داشته‌اند،‏ از آن جاده برنمی‌گردند،‏

و هیچ کدامشان دیگر در راه زندگی قدم نخواهند گذاشت.‏+

۲۰ پس تو راه انسان‌های خوب را دنبال کن،‏

و در مسیر درستکاران بمان؛‏+

۲۱ چون فقط درستکاران روی زمین زندگی خواهند کرد،‏

و انسان‌های بی‌عیب* روی زمین باقی خواهند ماند.‏+

۲۲ اما شریران از روی زمین محو و نابود خواهند شد،‏+

و ریشهٔ خیانتکاران از زمین کنده خواهد شد.‏+

۳ ای فرزندم،‏* تعالیم* مرا فراموش نکن،‏

و از ته دل به فرمان‌هایم عمل کن.‏

۲ اگر این کارها را بکنی،‏ عمر طولانی خواهی داشت،‏

و سال‌های زیاد با آرامش زندگی خواهی کرد.‏+

۳ نگذار محبت پایدار* و وفاداری* از تو دور شود،‏+

آن‌ها را به گردنت ببند،‏

و روی لوح دلت بنویس.‏+

۴ آن وقت مورد لطف خدا و مردم قرار می‌گیری،‏+

و آن‌ها تو را شخصی عاقل و دانا می‌دانند.‏

۵ با تمام دل* به یَهُوَه توکّل کن،‏+

و بر عقل خودت تکیه نکن.‏+

۶ در تمام کارهایت،‏ او را در نظر داشته باش،‏+

و او راه درست را به تو نشان خواهد داد.‏+

۷ خودت را بیش از حد عاقل ندان.‏+

برای یَهُوَه احترام عمیق قائل باش* و از بدی دوری کن.‏

۸ این برای بدنت مثل دارویی شفابخش خواهد بود،‏

و روحیه‌ات را تازه خواهد کرد.‏*

۹ با تقدیم چیزهای باارزشی که داری به یَهُوَه احترام بگذار،‏+

با تقدیم نوبر تمام محصولت.‏*‏+

۱۰ آن وقت انبارهایت کاملاً پر می‌شود،‏+

و خمره‌های* شرابت از شراب تازه لبریز خواهد شد.‏

۱۱ فرزندم،‏* تأدیب یَهُوَه را رد نکن،‏+

و از توبیخ او نفرت نداشته باش؛‏+

۱۲ چون یَهُوَه کسانی را که دوست دارد توبیخ می‌کند،‏+

درست مثل پدری که فرزند عزیزش را توبیخ می‌کند.‏+

۱۳ شاد و سعادتمند است کسی که حکمت را پیدا کند،‏+

و کسی که قدرت تشخیص به دست آورد.‏

۱۴ پیدا کردن حکمت بهتر از پیدا کردن نقره است،‏

و فایده‌ای که از آن می‌بری،‏ بهتر از داشتن طلاست.‏+

۱۵ حکمت باارزش‌تر از مرجان‌هاست،‏*

و نمی‌توانی آن را با هیچ چیز دیگری که آرزویش را داری مقایسه کنی.‏

۱۶ در دست راستش عمر طولانی است،‏

و در دست چپش ثروت و جلال.‏

۱۷ راه‌هایش دلپذیر است،‏

و تمام مسیرهایش آرامش‌بخش.‏+

۱۸ حکمت برای کسانی که آن را به دست می‌آورند مثل درختی حیات‌بخش است،‏

و کسانی که آن را محکم نگه می‌دارند،‏ شاد و خوشحال خواهند بود.‏+

۱۹ یَهُوَه با حکمتش پایه و اساس زمین را گذاشت،‏+

و با دانایی‌اش* آسمان‌ها را استوار کرد.‏+

۲۰ با دانش خود آب‌های عمیق را از هم جدا کرد،‏

و از ابرهای آسمان قطره‌های باران* فرستاد.‏+

۲۱ فرزندم،‏* این‌ها* را همیشه به یاد داشته باش،‏

و حکمت* و قدرت تفکّرت را همیشه حفظ کن.‏

۲۲ این‌ها به تو عمر طولانی* خواهند داد،‏

و مثل گردنبندی زیبا دور گردنت خواهند بود.‏

۲۳ آن وقت در راه خودت در امنیت خواهی بود،‏

و پایت هیچ وقت لغزش نخواهد خورد.‏+

۲۴ وقتی دراز بکشی از چیزی نمی‌ترسی؛‏+

وقتی بخوابی،‏ خوابت شیرین خواهد بود.‏+

۲۵ نه از بلای ناگهانی ترس خواهی داشت،‏+

و نه از طوفانی که بر سر شریران می‌آید؛‏+

۲۶ چون یَهُوَه سرچشمهٔ اعتماد تو خواهد بود؛‏+

او نخواهد گذاشت در دام گرفتار شوی.‏+

۲۷ تا جایی که از دستت برمی‌آید،‏+

از خوبی کردن به کسانی که به کمکت نیاز دارند،‏ کوتاهی نکن.‏+

۲۸ اگر می‌توانی به همسایه‌ات کمک کنی،‏ همان موقع به او کمک کن؛‏

به او نگو،‏ «الآن نمی‌توانم چیزی را که می‌خواهی به تو بدهم.‏ برو و فردا بیا!‏»‏

۲۹ برای همسایه‌ات نقشه‌های پلید نکش،‏+

همان کسی که با خیال راحت کنار تو زندگی می‌کند.‏

۳۰ با کسی که کار بدی در حق تو نکرده،‏

بی‌دلیل دعوا نکن.‏+

۳۱ به شخص خشن و زورگو حسادت نکن،‏+

و از کارهایش تقلید نکن؛‏

۳۲ چون یَهُوَه از شخص فریبکار نفرت دارد،‏+

اما دوستِ نزدیک پاکدلان است.‏+

۳۳ یَهُوَه شریران و خانواده‌شان را لعنت می‌کند،‏+

اما به درستکاران و خانواده‌شان برکت می‌دهد.‏+

۳۴ او مسخره‌کنندگان را مسخره می‌کند،‏+

اما افراد فروتن را مورد لطفش قرار می‌دهد.‏+

۳۵ دانایان مورد عزّت و احترام قرار می‌گیرند،‏

اما احمقان برای چیزهایی ارزش قائلند که باعث بی‌حرمتی‌شان می‌شود.‏+

۴ فرزندانم،‏* وقتی پدرتان شما را تأدیب می‌کند،‏ به حرف‌هایش گوش کنید،‏+

و به آن‌ها توجه کنید تا درک و فهم پیدا کنید؛‏

۲ چون من توصیه‌های مفیدی به شما می‌دهم،‏

پس تعالیم* مرا رد نکنید.‏+

۳ من از بچگی مطیع پدرم بودم،‏+

و مادرم مرا خیلی دوست داشت.‏+

۴ پدرم به من تعلیم داد و گفت:‏ «حرف‌هایم را در دلت نگه دار.‏+

به فرمان‌هایم عمل کن تا عمر طولانی داشته باشی.‏+

۵ به دنبال حکمت و درک و فهم باش.‏+

چیزهایی را که گفتم به یاد داشته باش و از آن‌ها سرپیچی نکن.‏

۶ حکمت را ترک نکن،‏ چون محافظ تو خواهد بود،‏

آن را دوست داشته باش،‏ چون از تو مراقبت خواهد کرد.‏

۷ حکمت از همه چیز مهم‌تر است،‏+ پس آن را به دست آور.‏

علاوه بر تمام چیزهایی که به دست می‌آوری،‏ درک و فهم را به دست آور.‏+

۸ برای حکمت ارزش زیاد قائل باش،‏ چون تو را سرافراز می‌کند.‏+

اگر حکمت را با آغوش باز قبول کنی،‏ باعث عزّت و احترام تو می‌شود.‏+

۹ حکمت مثل تاج گُلی روی سرت خواهد بود،‏

مثل تاجی که به تو زیبایی می‌دهد.‏»‏

۱۰ فرزندم،‏* به حرف‌هایم گوش بده،‏

و آن‌ها را قبول کن تا عمر طولانی داشته باشی.‏+

۱۱ من به تو تعلیم می‌دهم تا در راه حکمت قدم برداری،‏+

و تو را راهنمایی می‌کنم که در راه راست بمانی.‏+

۱۲ وقتی قدم برمی‌داری،‏ مانعی سر راهت نخواهد بود،‏

و اگر بدوی،‏ پایت نخواهد لغزید.‏

۱۳ تأدیب را قبول کن و آن را همیشه به یاد داشته باش.‏+

آن را فراموش نکن،‏ چون جان تو به آن بستگی دارد.‏+

۱۴ به راه شریران وارد نشو،‏

و در راه بدکاران قدم برندار.‏+

۱۵ از راه شریران دوری کن و با آن‌ها هم‌مسیر نشو.‏+

به راهشان پشت کن و به راه خودت ادامه بده.‏+

۱۶ شریران تا کار خلافی نکنند خوابشان نمی‌برد،‏

و تا به کسی صدمه نزنند خواب به چشمشان نمی‌آید.‏

۱۷ نانِ شرارت را می‌خورند،‏

و شرابِ خشونت را می‌نوشند.‏

۱۸ مسیر درستکاران مثل نور صبح است

که رفته‌رفته روشن‌تر می‌شود تا سرانجام به روشنایی کامل روز تبدیل شود.‏+

۱۹ اما مسیر شریران مثل تاریکی شب است؛‏

وقتی می‌افتند،‏ نمی‌دانند چه چیزی باعث افتادنشان* شده است.‏

۲۰ فرزندم،‏* به حرف‌هایم توجه کن،‏

و با دقت به چیزهایی که می‌گویم گوش بده.‏

۲۱ آن‌ها را از یاد نبر،‏

و در عمق دلت حفظ کن؛‏+

۲۲ چون کسانی که آن‌ها را پیدا می‌کنند،‏

هم بدنی سالم خواهند داشت و هم جانشان حفظ خواهد شد.‏+

۲۳ بیشتر از هر چیز،‏ از دلت محافظت کن،‏+

چون چشمه‌های حیات از آن سرازیر می‌شود.‏

۲۴ از دروغ گفتن دوری کن،‏+

و حرف‌های فریبنده به زبان نیاور.‏

۲۵ مستقیم به جلو چشم بدوز،‏

و به این طرف و آن طرف نگاه نکن.‏+

۲۶ مسیری را که در آن قدم برمی‌داری،‏ صاف و هموار کن*‏+

تا همهٔ راه‌هایت امن و بی‌خطر باشد.‏

۲۷ به راست یا چپ منحرف نشو،‏+

و در راه‌های بد قدم نگذار.‏

۵ فرزندم،‏* به حرف‌های حکیمانهٔ من توجه کن،‏

و با دقت به چیزی که دربارهٔ قدرت تشخیص تعلیم می‌دهم گوش بده.‏+

۲ به این شکل،‏ قدرت تفکّرت را حفظ می‌کنی،‏

و سخنانت مطابق شناخت حقیقی خواهد بود.‏+

۳ بدان که زن فاسد* چرب‌زبان است،‏+

و حرف‌های فریبنده‌اش مثل عسل از دهانش می‌چکد.‏+

۴ اما عاقبتی که برای تو باقی می‌گذارد بسیار تلخ است،‏*‏+

و دردناک‌تر از زخم شمشیر دودَم.‏+

۵ مسیری که در آن می‌رود،‏ به مرگ می‌رسد،‏

و قدم‌هایش مستقیم به گور* ختم می‌شود.‏

۶ آن زن اصلاً به راه درستِ زندگی* فکر نمی‌کند؛‏

او گمراه شده است و نمی‌داند که عاقبت راهی که می‌رود چیست.‏

۷ پس حالا پسران من،‏ به من گوش بدهید،‏

و چیزهایی را که می‌گویم نادیده نگیرید!‏

۸ ای پسرم،‏ از چنین زنی دوری کن،‏

و حتی به در خانه‌اش نزدیک نشو،‏+

۹ مبادا عزّت و احترامت را از دست بدهی،‏+

و سالیان سال سختی و عذاب بکشی؛‏+

۱۰ مبادا دار و ندارت* به دست غریبه‌ها بیفتد،‏+

و چیزهایی که با زحمت زیاد به دست آورده‌ای به خانهٔ شخص بیگانه‌ای برده شود.‏

۱۱ آن وقت در پایان عمرت،‏ وقتی ضعیف و درمانده می‌شوی،‏

از شدّت درد،‏ آه و ناله می‌کنی،‏+

۱۲ و می‌گویی:‏ «چقدر از تأدیب* شدن نفرت داشتم!‏

چقدر از توبیخ شدن بیزار بودم!‏*

۱۳ چرا به حرف معلّم‌هایم گوش نکردم؟‏

چرا به سخنانشان توجه نکردم؟‏

۱۴ حالا پیش همهٔ مردم* رسوا شده‌ام،‏

و به لبهٔ پرتگاه نابودی رسیده‌ام.‏»‏+

۱۵ پسرم،‏ فقط از منبع خودت آب بخور،‏

و فقط از چاه خودت آب شیرین* بنوش.‏+

۱۶ آیا درست است که آب چشمه‌هایت بیرون از خانه پخش شود،‏

و آب نهرهایت در میدان‌های شهر جاری شود؟‏+

۱۷ منبع آب تو باید فقط برای خودت باشد،‏

نه برای غریبه‌ها.‏+

۱۸ پسرم،‏ خداوند چشمه‌ات* را برکت دهد،‏

و با همسرت که از دوران جوانی با او هستی،‏ شاد باش،‏+

۱۹ همسری که مثل آهو زیبا و مثل بز کوهی* باوقار است.‏+

از پستان‌هایش همیشه لذّت ببر،‏*

و از عشقش همیشه سرمست باش.‏+

۲۰ پسرم،‏ چرا باید اسیر عشق زنی فاسد* شوی،‏

یا زنی بدکاره* را در آغوش بگیری؟‏+

۲۱ بدان که یَهُوَه کارهای انسان‌ها را می‌بیند،‏

و با دقت به تمام کارهایشان توجه می‌کند.‏+

۲۲ خطاهای شخص شریر مثل دام گرفتارش می‌کند،‏

و گناهانش مثل طناب به دورش می‌پیچد.‏+

۲۳ قبول نکردن پند و نصیحت* باعث مرگش می‌شود،‏

و حماقت بیش از حد،‏ او را از راه به در می‌کند.‏

۶ فرزندم،‏* اگر ضامن کسی شده‌ای،‏*‏+

و برای ضمانت او با غریبه‌ای توافق کرده‌ای،‏*‏+

۲ اگر به خاطر قولی که داده‌ای به دام افتاده‌ای،‏

یا به خاطر حرفی که از دهانت پریده گرفتار شده‌ای،‏+

۳ ای پسرم برای خلاص کردن خودت باید این کار را بکنی،‏

چون به دست شخصی دیگر* افتاده‌ای:‏

هر چه زودتر پیش او برو و برای خلاصی خودت،‏ با فروتنی به او التماس کن.‏+

۴ تا وقتی این کار را نکرده‌ای،‏ خواب به چشمانت راه نده،‏

و نگذار پلک‌هایت روی هم بیاید.‏

۵ خودت را آزاد کن؛‏

مثل یک غزال یا پرنده که خودش را از دست شکارچی آزاد می‌کند.‏

۶ ای شخص تنبل،‏ به مورچه‌ها نگاه کن!‏+

به کارهایشان دقت کن و از آن‌ها درس بگیر.‏*

۷ آن‌ها نه فرمانده‌ای دارند،‏ نه رئیسی و نه حاکمی!‏

۸ با این حال،‏ در تابستان خوراکشان را جمع می‌کنند،‏+

و در فصل برداشت انبارشان را پر می‌کنند.‏

۹ ای آدم تنبل،‏ تا کی می‌خواهی یک گوشه بخوابی؟‏

کی می‌خواهی بیدار شوی؟‏

۱۰ کمی خواب،‏ کمی چرت،‏

کمی دست روی دست گذاشتن برای استراحت،‏+

۱۱ باعث می‌شود که فقر مثل یک راهزن سراغت بیاید،‏

و تنگدستی مثل یک شخص مسلّح تو را غافلگیر کند.‏+

۱۲ آدم پست* و شریر همیشه دروغ می‌گوید.‏+

۱۳ او با چشمش چشمک می‌زند،‏+ با پایش علامت می‌دهد و با انگشت‌های دستش اشاره می‌کند.‏

۱۴ با افکار* منحرفش مرتب نقشه‌های پلید می‌کشد،‏+

و تفرقه ایجاد می‌کند.‏+

۱۵ برای همین،‏ ناگهان مصیبت بر سرش می‌آید،‏

و در یک چشم به هم زدن،‏ طوری از پا در می‌آید که دیگر شفا پیدا نمی‌کند.‏+

۱۶ شش چیز هست که یَهُوَه از آن‌ها نفرت دارد؛‏

حتی هفت چیز هست که از آن‌ها بیزار است:‏

۱۷ چشمان مغرور،‏+ زبان دروغگو + و دستانی که خون بی‌گناه را می‌ریزد،‏+

۱۸ دلی که نقشه‌های پلید می‌کشد + و پاهایی که برای انجام کارهای شریرانه می‌دود،‏

۱۹ شاهدی که مرتب شهادت دروغ می‌دهد،‏+

و کسی که بین برادران* بذر تفرقه می‌کارد.‏+

۲۰ فرزندم،‏* به فرمان پدرت گوش کن،‏

و آموزش* مادرت را رد نکن.‏+

۲۱ آن‌ها را بر دلت حک کن،‏

و به گردنت ببند.‏

۲۲ هر جا که بروی،‏ راهنمای تو خواهد بود.‏

وقتی در خواب هستی،‏ از تو محافظت خواهد کرد،‏

و وقتی بیدار هستی به تو تعلیم خواهد داد؛‏*

۲۳ چون آن فرمان مثل چراغ،‏+

و آن آموزش* مثل نور است،‏+

و توبیخ و تأدیب،‏ راه زندگی را نشان می‌دهد.‏+

۲۴ این‌ها تو را از زن فاسد،‏

و چرب‌زبانی‌های زن بدکاره* محفوظ نگه می‌دارد.‏+

۲۵ دلباختهٔ زیبایی آن زن نشو،‏+

و نگذار با چشمان عشوه‌گرش تو را وسوسه کند؛‏

۲۶ چون زن فاحشه انسان را گدای نان می‌کند،‏+

ولی دامی که زن شوهردار می‌گذارد،‏ به قیمت جان باارزش شخص تمام می‌شود!‏

۲۷ مگر ممکن است کسی آتش را بغل کند و لباسش نسوزد؟‏+

۲۸ مگر ممکن است کسی روی زغال‌های داغ راه برود و پایش نسوزد؟‏

۲۹ این موضوع در مورد کسی که با زن همسایه‌اش همبستر شود صدق می‌کند؛‏

چون هر کسی که او را لمس کند،‏ از مجازات در امان نخواهد بود.‏+

۳۰ اگر کسی فقط برای سیر کردن شکم خودش دزدی کند،‏

مردم او را تحقیر نمی‌کنند.‏

۳۱ البته اگر دستگیر شود باید هفت برابر چیزی را که دزدیده است پس بدهد؛‏

این به قیمت از دست دادن همهٔ چیزهای باارزش خانه‌اش تمام می‌شود.‏+

۳۲ کسی که با زنی زنا می‌کند،‏ کم‌عقل و نادان است،‏

چون خودش را نابود می‌کند.‏+

۳۳ جز آسیب و حقارت چیز دیگری نصیبش نمی‌شود،‏+

و رسوایی‌اش پاک نخواهد شد؛‏+

۳۴ چون غیرت باعث می‌شود که شوهر خشمگین شود،‏

و با بی‌رحمی انتقام بگیرد.‏+

۳۵ او هیچ غرامتی قبول نمی‌کند،‏

و هیچ هدیه‌ای،‏ هر چقدر هم که بزرگ باشد نمی‌تواند او را راضی کند.‏

۷ فرزندم،‏* به حرف‌هایم گوش کن،‏

و برای فرمان‌هایم ارزش قائل باش.‏+

۲ به فرمان‌های من عمل کن تا زنده بمانی،‏+

و از آموزش‌هایم* مثل مردمک چشمانت محافظت کن.‏

۳ آن‌ها را دور انگشتانت ببند،‏

و روی لوح دلت بنویس.‏+

۴ حکمت را «خواهر خودت» بدان،‏

و درک و فهم را «خویشاوند خودت.‏»‏

۵ چون این‌ها تو را از زن فاسد،‏*‏+

و از چرب‌زبانی‌های* زن بدکاره* محفوظ نگه می‌دارد.‏+

۶ یک روز از پنجرهٔ خانه‌ام،‏

و از بین نرده‌های آن به بیرون نگاه می‌کردم،‏

۷ و در بین چند جوان بی‌تجربه،‏*

چشمم به جوانی خورد که کم‌عقل و نادان بود.‏+

۸ وقتی او از سر کوچهٔ آن زن می‌گذشت،‏

پیچید و به طرف خانهٔ او رفت.‏

۹ غروب بود.‏+

هوا گرگ و میش بود و رو به تاریکی می‌رفت.‏

۱۰ زنی به طرف آن جوان رفت،‏

او مثل فاحشه‌ها لباس پوشیده بود + و دلش پر از فریب بود.‏

۱۱ آن زن،‏ بلند بلند حرف می‌زد و گستاخ بود،‏+

و هیچ وقت در خانه‌اش نمی‌ماند.‏

۱۲ گاهی در کوچه‌ها پرسه می‌زد،‏ گاهی در میدان‌ها.‏

و برای فریب مردان در هر گوشه و کناری کمین می‌کرد.‏+

۱۳ او آن جوان را گرفت و بوسید،‏

و با بی‌شرمی به او گفت:‏

۱۴ ‏«من نذر کرده بودم که قربانی‌های شراکت تقدیم کنم،‏+

و امروز نذرم را ادا کردم.‏

۱۵ به همین دلیل،‏ برای دیدن تو بیرون آمدم؛‏

من دنبالت می‌گشتم و تو را پیدا کردم!‏

۱۶ روی تختم ملافه‌های نفیس پهن کرده‌ام؛‏

ملافه‌هایی رنگارنگ از پارچه‌های کتان مصری.‏+

۱۷ روی تختم عطر مُرّ و عود و دارچین پاشیده‌ام.‏+

۱۸ بیا تا صبح کنار هم از عشق سیراب شویم،‏

و در آغوش هم از عشق پرشور و حرارت لذّت ببریم؛‏

۱۹ چون شوهرم خانه نیست،‏

و به سفری دور رفته است.‏

۲۰ او کیسهٔ پولش را با خود برده،‏

و تا آخر ماه* برنمی‌گردد.‏»‏

۲۱ آن زن او را با حرف‌های وسوسه‌انگیزش فریب داد،‏+

و با چرب‌زبانی از راه به در کرد.‏

۲۲ آن جوان مثل گاوی که به کشتارگاه می‌رود بلافاصله دنبال او رفت،‏

مثل احمقی که اجازه داده او را به زنجیر بکشند* و مجازات کنند.‏+

۲۳ در نهایت تیری به جگرش فرو می‌رود؛‏

او مثل پرنده‌ای است که به داخل دام می‌پرد و نمی‌داند مرگ در انتظارش است.‏+

۲۴ حالا ای پسرانم به من گوش بدهید،‏

و به چیزهایی که می‌گویم توجه کنید.‏

۲۵ نگذارید چنین زنی دلتان را اسیر کند،‏

و به راه‌هایش کشیده نشوید؛‏+

۲۶ چون خیلی‌ها قربانی وسوسه‌های او شده‌اند،‏+

و او عدهٔ زیادی را به کشتن داده است.‏+

۲۷ رفتن به خانهٔ او مثل رفتن به گور* است،‏

و انسان را به مرگ* می‌کشاند.‏

۸ آیا صدای حکمت را نمی‌شنوید؟‏

آیا نمی‌شنوید که قدرت تشخیص صدایش را بلند می‌کند؟‏+

۲ حکمت روی بلندی‌های کنار جاده می‌ایستد،‏+

و همین طور سر چهارراه‌ها.‏

۳ حکمت کنار دروازه‌ها می‌ایستد،‏

و همین طور کنار ورودی‌های شهر،‏

و مرتب با صدای بلند می‌گوید:‏+

۴ ‏«ای مردم،‏ روی صحبتم با شماست،‏

و با صدای بلند همهٔ شما را صدا می‌کنم.‏

۵ ای اشخاص بی‌تجربه،‏ یاد بگیرید که عاقل و دوراندیش باشید؛‏+

ای افراد احمق،‏ درک و فهم* به دست آورید.‏

۶ به چیزهایی که می‌گویم گوش دهید،‏

چون حرف‌هایی که به زبان می‌آورم مهم و درست است.‏

۷ من زیر لب حقیقت را بیان می‌کنم،‏

و زبانم از دروغ و فریب بیزار است.‏

۸ هر چه می‌گویم درست و منصفانه است،‏

و هیچ فریب و حقه‌ای در حرف‌هایم نیست.‏

۹ حرف‌های من برای شخصی که قدرت تشخیص دارد روشن و قابل فهم است،‏

و برای شخصی که دانش به دست آورده است،‏ درست و منطقی.‏

۱۰ به جای نقره،‏ تأدیب‌های مرا قبول کن،‏

و به جای خالص‌ترین طلا،‏ به دنبال دانش باش؛‏+

۱۱ چون حکمت باارزش‌تر از مرجان‌هاست،‏*

و نمی‌توان آن را با هیچ چیز باارزشی مقایسه کرد.‏

۱۲ من که حکمت هستم،‏ با دوراندیشی همنشینم،‏

و دانش و قدرت تفکّر کسب کرده‌ام.‏+

۱۳ احترام عمیق به یَهُوَه* به معنی نفرت داشتن از بدی است.‏+

من از خودپسندی و غرور + و رفتار و گفتار نادرست بیزارم.‏+

۱۴ من صاحب پندهای خوب و حکمت عملی هستم.‏+

فهم و قدرت در اختیار من است.‏+

۱۵ با کمک من،‏ پادشاهان سلطنت می‌کنند،‏

و حاکمان قوانین عادلانه وضع می‌کنند.‏+

۱۶ با کمک من،‏ امیران حکمرانی می‌کنند،‏

و اشراف‌زادگان عادلانه داوری می‌کنند.‏

۱۷ من کسانی را که مرا دوست دارند،‏ دوست دارم.‏

کسانی که به دنبال من هستند،‏ مرا پیدا خواهند کرد.‏+

۱۸ ثروت و شکوه و دارایی پایدار،‏*

و همین طور درستکاری با من است.‏

۱۹ محصول من بهتر از طلای خالص است،‏

و چیزی که به بار می‌آورم،‏ بهتر از مرغوب‌ترین نقره.‏+

۲۰ راه من راه درستکاری است،‏

و در وسط مسیر حق و عدالت قدم برمی‌دارم.‏

۲۱ من به کسانی که مرا دوست دارند،‏ ثروت زیادی به ارث می‌دهم،‏

و انبارهایشان را پر می‌کنم.‏

۲۲ یَهُوَه مرا در شروع کارش* به وجود آورد،‏+

و من اولین مخلوق* او در زمان‌های قدیم بودم.‏+

۲۳ او از قدیم* مرا در جای خودم قرار داد،‏+

یعنی از همان ابتدا و قبل از آفرینش زمین.‏+

۲۴ وقتی آب‌های عمیق وجود نداشت،‏+ من متولّد شدم،‏*

زمانی که هیچ چشمهٔ پرآبی وجود نداشت.‏

۲۵ قبل از این که کوه‌ها به وجود بیایند،‏

قبل از تپه‌ها،‏ من متولّد شدم؛‏

۲۶ قبل از این که او زمین و دشت‌هایش،‏

و اولین ذرّات خاک را بسازد.‏

۲۷ وقتی آسمان‌ها را استوار کرد،‏+ من آنجا بودم.‏

وقتی افق* را روی سطح آب‌ها قرار داد،‏+

۲۸ وقتی ابرها را در آسمان گذاشت،‏*

و چشمه‌های عمیق را شکل داد،‏

۲۹ وقتی برای دریاها حد و مرز قرار داد

تا آب‌ها از حدّی که او برایشان گذاشته فراتر نروند،‏+

و وقتی پایه و اساس زمین را گذاشت،‏*

۳۰ من در آن زمان به عنوان معمار در کنار او بودم.‏+

من هر روز باعث خوشحالی او می‌شدم،‏+

و خودم هم در کنارش همیشه شاد بودم.‏+

۳۱ وقتی او زمین را برای سکونت آماده کرد خیلی شاد شدم،‏

اما بیشتر از هر چیز،‏ انسان‌ها باعث شادی من شدند.‏

۳۲ حالا ای فرزندانم به حرف‌های من گوش دهید،‏

چون کسانی که در راه‌های من می‌مانند،‏ شاد و سعادتمند هستند.‏

۳۳ به چیزهایی که برای تأدیب به شما می‌گویم گوش کنید تا دانا شوید؛‏+

هیچ وقت تأدیب را نادیده نگیرید.‏

۳۴ شاد و سعادتمند است کسی که به من گوش دهد؛‏

کسی که هر روز صبح زود،‏ جلوی در خانه‌ام بیاید،‏*

و کنار در خانه‌ام منتظر من بماند؛‏

۳۵ چون هر کس مرا پیدا کند زندگی را پیدا کرده،‏+

و رضایت یَهُوَه را به دست می‌آورد.‏

۳۶ اما کسی که مرا نادیده بگیرد به خودش صدمه می‌زند،‏

و کسی که از من متنفر باشد در واقع مرگ را دوست دارد.‏»‏+

۹ حکمت واقعی خانه‌ای برای خودش ساخته،‏

و هفت ستون آن را تراشیده است.‏

۲ گوشت‌ها را به‌خوبی آماده کرده،‏*

به شرابش ادویه زده،‏*

و سفره‌اش را چیده است.‏

۳ او کنیزهایش را فرستاده است

تا از بالاترین نقاط شهر با صدای بلند بگویند:‏+

۴ ‏«هر کس خام و بی‌تجربه است،‏ به اینجا بیاید!‏»‏

او به آدم‌های کم‌عقل می‌گوید:‏

۵ ‏«بیایید و از نان من بخورید،‏

و از شرابی که ادویه زده‌ام بنوشید.‏

۶ نادانی* را کنار بگذارید تا زنده بمانید،‏+

و در راه درک و فهم پیش بروید.‏»‏+

۷ کسی که مسخره‌کننده را اصلاح کند،‏ به استقبال بی‌احترامی می‌رود.‏+

کسی که شخص شریر را توبیخ کند،‏ به خودش صدمه می‌زند.‏

۸ مسخره‌کننده را توبیخ نکن،‏ چون از تو متنفر می‌شود.‏+

ولی اگر شخص دانا را توبیخ کنی،‏ تو را دوست خواهد داشت.‏+

۹ اگر شخص دانا را آموزش بدهی،‏ داناتر می‌شود،‏+

اگر شخص درستکار را تعلیم بدهی،‏ دانش او بیشتر می‌شود.‏

۱۰ اولین قدم برای کسب حکمت،‏ احترام گذاشتن به یَهُوَه است،‏*‏+

و شناخت خدای مقدّس + به تو درک و فهم می‌دهد؛‏

۱۱ از طریق من،‏ روزهای عمرت زیاد می‌شود،‏+

و به سال‌های عمرت اضافه می‌شود.‏

۱۲ اگر حکمت داشته باشی،‏ خودت فایده می‌بری،‏

اما اگر دیگران را مسخره کنی،‏ دودش به چشم خودت می‌رود.‏*

۱۳ زن احمق بلندبلند حرف می‌زند.‏+

او نادان است و هیچ چیز نمی‌فهمد.‏

۱۴ او جلوی درِ خانه‌اش،‏

در بلندی‌های شهر روی سکویی می‌نشیند،‏+

۱۵ و رهگذران را صدا می‌زند،‏

و به آن‌ها که مستقیم به راه خودشان می‌روند می‌گوید:‏

۱۶ ‏«ای کسانی که خام و بی‌تجربه هستید،‏ پیش من بیایید!‏»‏

آن زن به افراد نادان می‌گوید:‏+

۱۷ ‏«آبِ دزدی شیرین است،‏

و غذایی که مخفیانه خورده شود دلچسب است.‏»‏+

۱۸ اما آن‌ها نمی‌دانند که عاقبت رفتن به خانهٔ آن زن مرگ است،‏

و مهمانانش در اعماق گور* هستند.‏+

۱۰ امثال سلیمان.‏+

فرزند* دانا باعث خوشحالی پدرش می‌شود،‏+

اما فرزند* نادان مادرش را غمگین می‌کند.‏

۲ ثروتی که از راه شرارت به دست می‌آید،‏ هیچ فایده‌ای ندارد،‏

اما درستکاری شخص،‏ او را از مرگ نجات می‌دهد.‏+

۳ یَهُوَه باعث نمی‌شود که درستکاران گرسنگی بکشند،‏+

ولی مانع می‌شود که شریران به آرزوهایشان برسند.‏

۴ آدم تنبل فقیر می‌شود،‏+

اما آدم سخت‌کوش به ثروت می‌رسد.‏+

۵ پسری که از روی بینش عمل می‌کند،‏ در تابستان محصول را برداشت می‌کند،‏

اما پسری که موقع برداشت بخوابد،‏ شرمنده می‌شود.‏+

۶ بر سر درستکاران برکت می‌بارد،‏+

اما حرف‌های شریران نیّت ظالمانهٔ آن‌ها را مخفی می‌کند.‏

۷ خوشنامی* درستکاران به برکت منجر می‌شود،‏+

اما نام و نشانی از شریران باقی نخواهد ماند.‏+

۸ شخصی که دلی حکیم دارد راهنمایی‌ها* را قبول می‌کند،‏+

اما کسی که حرف‌های احمقانه می‌زند،‏ ضرر می‌بیند.‏+

۹ کسی که در راه صداقت و وفاداری قدم برمی‌دارد در راه امنی است،‏+

اما شخصی که راهش را کج می‌کند دستش رو خواهد شد.‏+

۱۰ کسی که موذیانه چشمک می‌زند،‏ باعث غم و بدبختی می‌شود،‏+

و کسی که حرف‌های احمقانه می‌زند،‏ خرد و نابود می‌شود.‏+

۱۱ حرف‌های درستکاران حیات‌بخش است،‏+

اما حرف‌های شریران نیّت ظالمانهٔ آن‌ها را مخفی می‌کند.‏+

۱۲ نفرت اختلافات را بیشتر می‌کند،‏

اما محبت همهٔ خطاها را می‌پوشاند.‏+

۱۳ حرف‌های کسی که قدرت تشخیص دارد پر از حکمت است،‏+

اما چوب تنبیه برای شخص* کم‌عقل است.‏+

۱۴ افراد دانا شناخت و دانش را مثل گنج جمع می‌کنند،‏+

اما حرف‌های افراد نادان باعث نابودی می‌شود.‏+

۱۵ دارایی شخص ثروتمند برایش مثل شهری مستحکم است،‏

اما فقیران به خاطر فقر از پا درمی‌آیند.‏+

۱۶ کارهای درستکاران آن‌ها را به طرف زندگی هدایت می‌کند،‏

اما کارهای شریران آن‌ها را به گناه می‌کشاند.‏+

۱۷ کسی که تأدیب را قبول می‌کند،‏ در مسیر زندگی قدم برمی‌دارد،‏

اما کسی که توبیخ را نادیده می‌گیرد،‏ دیگران را به بیراهه می‌کشاند.‏

۱۸ کسی که نفرتش را مخفی نگه می‌دارد دروغ می‌گوید،‏+

و کسی که شایعات بی‌اساس* را پخش می‌کند احمق است.‏

۱۹ پرحرفی باعث گناه می‌شود،‏+

اما آدم عاقل زبانش را کنترل می‌کند.‏+

۲۰ زبان درستکاران مثل خالص‌ترین نقره است،‏+

اما افکار* شریران ارزش چندانی ندارد.‏

۲۱ حرف‌های شخص درستکار به عدهٔ زیادی فایده می‌رساند،‏*‏+

اما بی‌عقلی شخص نادان او را به کشتن می‌دهد.‏+

۲۲ برکت یَهُوَه انسان را ثروتمند می‌کند،‏+

و او هیچ دردی* به آن اضافه نمی‌کند.‏

۲۳ رفتار بی‌شرمانه برای شخص احمق یک نوع تفریح است،‏

اما کسی که قدرت تشخیص دارد،‏ با حکمت رفتار می‌کند.‏+

۲۴ آدم شریر دچار همان بلایی می‌شود که از آن می‌ترسد،‏

اما آدم درستکار به آرزویش می‌رسد.‏+

۲۵ وقتی طوفان بیاید،‏ شریران نابود خواهند شد،‏+

اما درستکاران مثل زیربنای محکمی هستند که تا ابد باقی می‌ماند.‏+

۲۶ همان طور که سرکه دندان را اذیت می‌کند و دود چشم را می‌سوزاند،‏

آدم تنبل هم باعث عذاب کارفرمایش می‌شود.‏

۲۷ احترام عمیق به یَهُوَه* عمر انسان را طولانی می‌کند،‏+

اما عمر شریران کوتاه خواهد شد.‏+

۲۸ امید* درستکاران برایشان شادی می‌آورد،‏+

اما شریران ناامید خواهند شد.‏+

۲۹ راه یَهُوَه از افراد بی‌عیب محافظت می‌کند،‏+

اما برای شریران راه نابودی است.‏+

۳۰ هیچ چیز باعث افتادن درستکاران نمی‌شود،‏+

اما شریران روی زمین باقی نخواهند ماند.‏+

۳۱ حرف‌های شخص درستکار حکمت به بار می‌آورد،‏

اما زبان کسی که حرف‌های زشت و نادرست* می‌زند بریده خواهد شد.‏

۳۲ درستکاران می‌دانند که چه حرف‌هایی خوشایند است،‏

اما شریران حرف‌های زشت و نادرست* به زبان می‌آورند.‏

۱۱ یَهُوَه از ترازویی که برای کلاهبرداری نامیزان شده نفرت دارد،‏

اما وزنه‌های درست و دقیق را دوست دارد.‏+

۲ گستاخی باعث شرمساری می‌شود،‏+

اما کسی که حد و مرزش را می‌داند،‏* حکمت دارد.‏+

۳ صداقتِ* اشخاص درستکار راهنمای آن‌هاست،‏+

اما فریبکاری خیانتکاران آن‌ها را به نابودی می‌کشد.‏+

۴ ثروت در روز خشم هیچ فایده‌ای نخواهد داشت،‏+

بلکه درستکاری است که شخص را از مرگ نجات خواهد داد.‏+

۵ درستکاری شخص بی‌عیب راهش را هموار می‌کند،‏

اما شرارت‌های شخص شریر باعث افتادن او می‌شود.‏+

۶ کارهای خوب* درستکاران آن‌ها را نجات می‌دهد،‏+

اما خیانتکاران در دام خواسته‌های خودشان گرفتار می‌شوند.‏+

۷ وقتی شخص شریر می‌میرد،‏ امیدش از بین می‌رود،‏

و انتظاراتی که به خاطر قدرتش داشت نقش بر آب می‌شود.‏+

۸ شخص درستکار از سختی و مصیبت نجات پیدا می‌کند،‏

و آدم شریر به جای او مصیبت می‌کشد.‏+

۹ مرتدان* با حرف‌هایشان باعث نابودی همنوع* خود می‌شوند،‏

اما درستکاران به خاطر دانشی که دارند نجات پیدا می‌کنند.‏+

۱۰ خوبی‌های شخصِ درستکار تمام مردم شهر را خوشحال می‌کند،‏

و مرگ آدم شریر باعث می‌شود مردم از شادی فریاد بزنند.‏+

۱۱ از برکت شخص درستکار شهر رونق پیدا می‌کند،‏+

اما حرف‌های شخص شریر آن را ویران می‌کند.‏+

۱۲ آدم کم‌عقل و نادان دیگران را تحقیر می‌کند،‏*

اما کسی که واقعاً قدرت تشخیص دارد،‏ جلوی زبان خود را می‌گیرد.‏+

۱۳ کسی که تهمت می‌زند،‏ هر جا که می‌رود موضوعات محرمانه را فاش می‌کند،‏+

اما شخص قابل اعتماد،‏ رازدار است.‏

۱۴ مردم بدون راهنماییِ خردمندانه* به دردسر می‌افتند،‏

اما راهنماییِ مشاوران زیاد باعث موفقیت* می‌شود.‏+

۱۵ کسی که برای وام غریبه‌ها ضامن شود،‏* حتماً ضرر می‌کند،‏+

اما کسی که تعهد ندهد،‏* به دردسر نمی‌افتد.‏

۱۶ زنان باوقار* عزّت و احترام به دست می‌آورند،‏+

اما مردان ظالم به ثروت چنگ می‌اندازند.‏

۱۷ آدم مهربان* به خودش فایده می‌رساند،‏+

اما آدم سنگدل به خودش ضرر می‌رساند.‏*‏+

۱۸ پولی که شریران به دست می‌آورند فریبنده است،‏+

اما درستکاران* به پاداش واقعی می‌رسند.‏+

۱۹ کسی که مصمم است درستکار بماند،‏ به زندگی دست پیدا می‌کند،‏+

اما کسی که به دنبال شرارت است،‏ به طرف مرگ می‌رود.‏

۲۰ یَهُوَه از کسانی که دلشان منحرف است نفرت دارد،‏+

اما افراد بی‌عیب باعث خوشحالی او می‌شوند.‏+

۲۱ مطمئن باش که آدم شریر بدون مجازات نخواهد ماند،‏+

اما نسل درستکاران نجات پیدا خواهند کرد.‏

۲۲ زن زیبایی که کم‌عقل است،‏*

مثل حلقهٔ طلا در بینی خوک است.‏

۲۳ خواسته‌های درستکاران نتیجهٔ خوب به بار می‌آورد،‏+

اما آرزوهای* شریران باعث خشم می‌شود.‏

۲۴ کسی که دست و دلباز است،‏ حتی بیشتر از چیزی که داشته است به دست می‌آورد،‏+

اما کسی که از کمک به نیازمندان کوتاهی می‌کند،‏ سرانجام فقیر می‌شود.‏+

۲۵ شخص سخاوتمند به فراوانی خواهد داشت،‏+

و کسی که به دیگران روحیه می‌دهد* خودش روحیه می‌گیرد.‏+

۲۶ مردم کسی را که غلّه‌اش را احتکار می‌کند لعنت می‌کنند،‏

اما برای کسی که آن را می‌فروشد برکت می‌خواهند.‏

۲۷ کسی که تلاش می‌کند کارهای خوب انجام دهد،‏ مورد لطف قرار می‌گیرد،‏+

اما کسی که دنبال کارهای بد است،‏ عاقبت بدی خواهد داشت.‏+

۲۸ کسی که به ثروتش تکیه می‌کند،‏ از پا درمی‌آید،‏+

اما شخص درستکار مثل درختی پر شاخ و برگ شکوفا می‌شود.‏+

۲۹ کسی که خانواده‌اش را به دردسر بیندازد،‏* چیزی جز باد به ارث نمی‌برد،‏+

و آدم احمق خدمتکار کسی می‌شود که دلی حکیم دارد.‏

۳۰ نتیجهٔ کارهای درستکاران مثل درختی حیات‌بخش است،‏*‏+

و کسی که دیگران را به انجام کار درست ترغیب کند،‏ خردمند و داناست.‏+

۳۱ اگر درستکاران پاداش کارهایشان را روی زمین می‌گیرند،‏

بدون شک شریران و گناهکاران هم به سزای کارهایشان خواهند رسید!‏+

۱۲ کسی که تأدیب را دوست دارد،‏ در واقع دانش و شناخت را هم دوست دارد،‏+

اما کسی که از توبیخ بیزار است،‏ درک و فهم ندارد.‏+

۲ یَهُوَه از انسان خوب،‏ راضی و خوشحال است،‏

اما کسی را که نقشه‌های پلید می‌کشد،‏ محکوم می‌کند.‏+

۳ کسی نمی‌تواند با کارهای بد امنیتش را تضمین کند،‏+

اما درستکاران پابرجا خواهند ماند.‏*

۴ زن خوب،‏* تاج سر شوهرش است،‏+

اما زن بی‌شرم و حیا مثل خوره باعث پوسیدگی استخوان‌های شوهرش می‌شود.‏+

۵ افکار درستکاران عادلانه است،‏

اما راهنمایی‌های شریران فریبنده.‏

۶ حرف‌های شریران مثل دامی کشنده است،‏*‏+

اما حرف‌های درستکاران باعث نجات می‌شود.‏+

۷ وقتی شریران نابود می‌شوند،‏ دیگر هیچ اثری از آن‌ها باقی نمی‌ماند،‏

اما نسل درستکاران همیشه پابرجا می‌ماند.‏+

۸ کسی که حرف‌های سنجیده می‌زند،‏ مورد تمجید قرار می‌گیرد،‏+

اما کسی که دلش منحرف است،‏ خوار و حقیر شمرده می‌شود.‏+

۹ بهتر است انسان شخص مهمی به حساب نیاید و فقط یک خدمتکار داشته باشد،‏

تا این که خودش را آدم بزرگی نشان دهد و غذایی* نداشته باشد.‏+

۱۰ شخص درستکار از حیواناتش* مراقبت می‌کند،‏+

ولی آدم شریر حتی رحمتش ظالمانه است.‏

۱۱ کسی که در مزرعه‌اش کشت‌وکار کند،‏ غذای کافی خواهد داشت،‏+

اما کسی که به دنبال کارهای بیهوده باشد،‏ کم‌عقل و نادان است.‏

۱۲ بدکاران به چیزهایی که بدکارانِ دیگر به دست آورده‌اند حسادت می‌کنند،‏

اما درستکاران مثل درختی با ریشه‌های محکمند و میوه به بار می‌آورند.‏

۱۳ آدم شریر در دام حرف‌های گناه‌آلود خودش می‌افتد،‏+

اما شخص درستکار از مشکلات و سختی‌ها نجات پیدا می‌کند.‏

۱۴ حرف‌های خوبِ انسان نتایج خوبی برایش دارد،‏+

و کارهایش هم برای او پاداش به بار می‌آورد.‏

۱۵ راه آدم نادان در نظر خودش درست است،‏+

اما شخص عاقل پند و نصیحت را قبول می‌کند.‏+

۱۶ آدم نادان بلافاصله عصبانیتش را نشان می‌دهد،‏+

اما شخص عاقل بی‌احترامی و توهین را نادیده می‌گیرد.‏

۱۷ شاهد قابل اعتماد حقیقت را می‌گوید،‏

اما حرف‌های شاهد دروغگو فریبنده است.‏

۱۸ حرف‌های نسنجیده مثل ضربه‌های شمشیر است،‏

اما زبان عاقلان شفابخش است.‏+

۱۹ زبان* راستگو تا ابد پایدار می‌ماند،‏+

اما دروغ،‏ فقط برای لحظه‌ای می‌ماند.‏+

۲۰ کسانی که نقشه‌های پلید می‌کشند،‏ دروغ و فریب در دلشان است،‏

اما کسانی که صلح را ترویج می‌دهند،‏ شاد و خوشحالند.‏+

۲۱ هیچ بدی به درستکاران نمی‌رسد،‏+

اما شریران همیشه دچار مصیبت می‌شوند.‏+

۲۲ یَهُوَه از دروغگویان متنفر است،‏+

اما کسانی که رفتارشان صادقانه است،‏* باعث خوشحالی او می‌شوند.‏

۲۳ آدم عاقل* چیزهایی را که می‌داند آشکار نمی‌کند،‏

اما دل آدم نادان باعث می‌شود که حرف‌های احمقانه از دهانش بپرد.‏+

۲۴ سخت‌کوشی،‏ انسان را به قدرت می‌رساند،‏+

اما تنبلی،‏ او را نوکر دیگران می‌کند.‏+

۲۵ نگرانی،‏* انسان را افسرده می‌کند،‏+

اما یک حرف خوب باعث شادی او می‌شود.‏+

۲۶ درستکاران با دقت به دنبال چراگاه‌های خوبی می‌گردند،‏

اما شریران در راهی قدم برمی‌دارند که به گمراهی منجر می‌شود.‏

۲۷ آدم تنبل حتی دنبال شکارش هم نمی‌رود،‏+

اما سخت‌کوشی برای انسان،‏ گنجی باارزش است.‏

۲۸ درستکاران در مسیری که به طرف زندگی می‌رود قدم برمی‌دارند،‏+

و در مسیر آن‌ها مرگ وجود ندارد.‏

۱۳ فرزند عاقل تأدیب را از پدرش قبول می‌کند،‏+

اما کسی که همه چیز را به باد مسخره می‌گیرد،‏ به توبیخ* توجهی نمی‌کند.‏+

۲ انسان از حرف‌های خوبش،‏* نتایج خوبی می‌گیرد،‏+

اما آدم خیانتکار تشنهٔ ظلم و خشونت است.‏

۳ کسی که مراقب حرف زدنش است،‏ جانش را حفظ می‌کند،‏+

اما کسی که حرف‌های نسنجیده می‌زند،‏* باعث نابودی خودش می‌شود.‏+

۴ آدم تنبل پر از خواسته و آرزوست،‏ ولی به هیچ کدامشان نمی‌رسد،‏+

اما شخص سخت‌کوش موفق می‌شود.‏*‏+

۵ درستکاران از دروغ متنفرند،‏+

اما شریران با کارهایشان شرمندگی و رسوایی به بار می‌آورند.‏

۶ درستکاریِ آدم بی‌گناه او را حفظ می‌کند،‏+

اما شرارتِ آدم گناهکار او را به نابودی می‌کشد.‏

۷ بعضی‌ها وانمود می‌کنند که ثروتمندند،‏ ولی هیچ چیز ندارند.‏+

بعضی‌ها هم وانمود می‌کنند که فقیرند،‏ ولی ثروت زیادی دارند.‏

۸ شخص ثروتمند می‌تواند با ثروتش بهای نجات خودش را بپردازد،‏+

اما آدم فقیر را کسی تهدید هم نمی‌کند.‏+

۹ نور درستکاران به‌روشنی می‌درخشد،‏+

اما چراغ شریران خاموش خواهد شد.‏+

۱۰ گستاخی فقط به دعوا و مرافعه منجر می‌شود،‏+

اما افراد دانا به دنبال پند و نصیحتند.‏*‏+

۱۱ ثروت بادآورده* به‌آسانی به باد می‌رود،‏+

اما ثروتی که کم‌کم به دست بیاید،‏ بیشتر هم می‌شود.‏

۱۲ انتظاری که طولانی شود،‏* باعث دلسردی می‌شود،‏*‏+

اما آرزویی که برآورده می‌شود،‏ مثل درختی حیات‌بخش است.‏+

۱۳ کسی که از تعلیم گرفتن بیزار است،‏ عاقبت بدی خواهد داشت،‏+

اما کسی که از فرمان‌ها اطاعت می‌کند،‏ پاداش می‌گیرد.‏+

۱۴ تعالیمِ* شخص دانا چشمه‌ای زندگی‌بخش است،‏+

و انسان را از دام‌های مرگ دور نگه می‌دارد.‏

۱۵ آدمی که بینشی عمیق دارد احترام دیگران را جلب می‌کند،‏

اما راه خیانتکاران پر از سختی است.‏

۱۶ آدم عاقل* کارهایش از روی آگاهی* است،‏+

اما آدم نادان حماقتش را آشکار می‌کند.‏+

۱۷ پیام‌رسانی که شریر است به دردسر می‌افتد،‏+

اما پیام‌رسان قابل اعتماد باعث آرامش می‌شود.‏*‏+

۱۸ کسی که تأدیب را نادیده می‌گیرد،‏ فقیر و رسوا می‌شود،‏

اما کسی که توبیخ* را قبول می‌کند،‏ به عزّت و احترام می‌رسد.‏+

۱۹ برآورده شدن آرزوها برای انسان،‏ شیرین و خوشایند است،‏+

اما دست کشیدن از کارهای بد برای احمقان تلخ و ناخوشایند است.‏+

۲۰ کسی که با افراد عاقل معاشرت می‌کند،‏ خودش هم عاقل می‌شود،‏+

اما همنشین احمقان ضرر می‌بیند.‏+

۲۱ بلا و مصیبت،‏ گناهکاران را تعقیب می‌کند،‏+

اما پاداش درستکاران برکت‌های فراوان است.‏+

۲۲ آدم خوب حتی برای نوه‌هایش هم میراث به جا می‌گذارد،‏

اما ثروتی که شخص گناهکار جمع می‌کند،‏ به درستکاران خواهد رسید.‏+

۲۳ زمین شخم‌زدهٔ شخص فقیر ممکن است محصول زیادی بدهد،‏

اما شاید ظالمان با بی‌عدالتی آن را از او بگیرند.‏*

۲۴ کسی که از تنبیه فرزندش خودداری می‌کند،‏* از او متنفر است،‏+

اما کسی که فرزندش را دوست دارد،‏ در تأدیب او کوتاهی* نمی‌کند.‏+

۲۵ درستکاران می‌خورند و سیر می‌شوند،‏+

اما شکم شریران خالی است.‏+

۱۴ زنی که واقعاً داناست خانه‌اش را بنا می‌کند،‏+

اما زن نادان با دست خودش خانه‌اش را خراب می‌کند.‏

۲ کسی که در راه درستکاری قدم برمی‌دارد،‏ برای یَهُوَه احترامی عمیق قائل است،‏*

اما کسی که راه‌هایش فریبنده است،‏ از او بیزار است.‏

۳ آدم نادان چوب حرف‌های متکبّرانهٔ خود را می‌خورد،‏

اما حرف‌های شخص دانا از او محافظت می‌کند.‏

۴ اگر در طویله هیچ گاوی نباشد،‏ آخور تمیز می‌ماند،‏

اما با قوّت یک گاو نر می‌توان محصول زیادی برداشت کرد.‏

۵ شاهد قابل اعتماد دروغ نمی‌گوید،‏

اما از دهان شاهدی که قابل اعتماد نیست،‏ دروغ می‌بارد.‏+

۶ کسی که مسخره می‌کند،‏ هیچ وقت نمی‌تواند حکمت را پیدا کند،‏*

اما کسی که درک و فهم دارد،‏ به‌آسانی دانش کسب می‌کند.‏+

۷ از آدم نادان دوری کن،‏

چون از حرف‌هایش چیزی یاد نمی‌گیری.‏+

۸ آدم عاقل* به خاطر حکمتش می‌فهمد که از کدام راه باید برود،‏

اما حماقت آدم احمق او را گمراه می‌کند.‏*‏+

۹ نادانان گناهشان را جدی نمی‌گیرند،‏*‏+

اما درستکاران حاضرند با دیگران آشتی کنند.‏

۱۰ دل هر شخص از درد خودش* آگاه است،‏

و هیچ غریبه‌ای نمی‌تواند در شادی‌اش شریک شود.‏

۱۱ خانهٔ شریران از بین خواهد رفت،‏+

اما خیمهٔ درستکاران پربرکت خواهد شد.‏

۱۲ راهی وجود دارد که به نظر انسان درست است،‏+

ولی در آخر به مرگ منجر می‌شود.‏+

۱۳ دل شخص حتی موقع خنده هم شاید پر از درد باشد،‏

و بعد از خوشی شاید ناراحتی بیاید.‏

۱۴ کسی که در دلش انگیزه‌های بدی دارد،‏ نتیجهٔ کارهایش را می‌بیند،‏+

اما انسان خوب پاداش کارهایش را می‌گیرد.‏+

۱۵ آدم ساده‌لوح* هر حرفی را باور می‌کند،‏

اما آدم عاقل* به قدم‌هایی که برمی‌دارد خوب فکر می‌کند.‏+

۱۶ شخص دانا محتاط است و از کارهای بد دوری می‌کند،‏

اما آدم احمق بی‌ملاحظه است* و بیش از حد به خودش اطمینان دارد.‏

۱۷ کسی که زود از کوره درمی‌رود،‏ احمقانه رفتار می‌کند،‏+

اما کسی که خوب فکر می‌کند،‏ مورد نفرت قرار می‌گیرد.‏

۱۸ حماقت نصیب* افراد ساده‌لوح* می‌شود،‏

اما دانش مثل تاجی بر سر اشخاص عاقل قرار دارد.‏+

۱۹ انسان‌های بد مجبور خواهند شد که به انسان‌های خوب تعظیم کنند،‏

و شریران جلوی درِ خانهٔ درستکاران خم و راست خواهند شد.‏

۲۰ هیچ کس آدم فقیر را دوست ندارد،‏* حتی نزدیکانش!‏+

اما آدم ثروتمند دوست‌های زیادی دارد.‏+

۲۱ کسی که از همنوعش* متنفر باشد گناه می‌کند،‏

اما کسی که به نیازمندان دلسوزی نشان دهد،‏ از این کار شاد می‌شود.‏+

۲۲ آیا کسانی که برای دیگران نقشه‌های پلید می‌کشند،‏ به بیراهه نمی‌روند؟‏

اما محبت پایدار و وفاداری نصیب کسانی می‌شود که مصمم هستند خوبی کنند.‏+

۲۳ تلاش و کوشش در هر کاری فایده دارد،‏

ولی کسی که فقط حرف می‌زند،‏ فقیر و محتاج می‌شود.‏+

۲۴ ثروت و داراییِ شخصِ دانا مثل تاجی بر سرش است،‏

اما همهٔ کارهای آدم احمق از روی حماقت است.‏+

۲۵ شاهد راستگو جان دیگران را نجات می‌دهد،‏

اما شاهد فریبکار همهٔ حرف‌هایش دروغ است.‏

۲۶ کسی که برای یَهُوَه احترام عمیق قائل است،‏* تکیه‌گاه محکمی دارد،‏+

و این برای فرزندانش پناهگاهی خواهد بود.‏+

۲۷ احترام عمیق برای یَهُوَه،‏* چشمهٔ زندگی‌بخش است،‏

و انسان را از دام‌های مرگ دور نگه می‌دارد.‏

۲۸ پادشاهی که تابعین زیادی دارد،‏ شکوه و جلالش هم زیاد است،‏+

اما حاکمی که تابعی ندارد سقوط می‌کند.‏

۲۹ کسی که زود عصبانی نمی‌شود،‏ قدرت تشخیص زیادی دارد،‏+

اما کسی که صبر و تحمّل ندارد،‏ حماقتش را نشان می‌دهد.‏+

۳۰ آرامش فکری* به بدن سلامتی می‌دهد،‏

اما حسادت مثل خوره باعث پوسیدگی استخوان‌ها می‌شود.‏+

۳۱ کسی که به نیازمندان ظلم می‌کند،‏ به خالق آن‌ها اهانت می‌کند،‏+

اما کسی که به فقیران دلسوزی نشان می‌دهد،‏ خدا را تمجید می‌کند.‏+

۳۲ شرارتِ شریران باعث سقوط و تباهی‌شان خواهد شد،‏

اما وفاداری درستکاران برایشان مثل پناهگاهی خواهد بود.‏+

۳۳ کسی که درک و فهم دارد،‏ به حکمتی که در دلش هست نمی‌بالد،‏+

اما آدم احمق همیشه به دانسته‌هایش می‌بالد.‏

۳۴ درستکاری باعث سرافرازی یک قوم می‌شود،‏+

اما گناه باعث رسوایی آن.‏

۳۵ خادمی که از روی بینش عمل می‌کند باعث خوشحالی پادشاه می‌شود،‏+

اما خادمی که رفتارش شرم‌آور است،‏ پادشاه را عصبانی می‌کند.‏+

۱۵ جواب ملایم،‏ خشم را آرام می‌کند،‏+

اما حرف‌های تند،‏* خشم را برمی‌انگیزد.‏+

۲ آدم عاقل چیزهایی را که می‌داند،‏ درست و بجا بیان می‌کند،‏+

اما از دهان آدم احمق حماقت بیرون می‌آید.‏

۳ چشمان یَهُوَه همه جا را می‌بیند،‏

او هم بدکاران و هم درستکاران را می‌بیند.‏+

۴ زبان ملایم* مثل درختی حیات‌بخش است،‏+

اما حرف‌های فریبنده،‏* باعث ناامیدی می‌شود.‏

۵ آدم نادان تأدیب پدرش را خوار و بی‌ارزش می‌شمارد،‏+

اما آدم عاقل* توبیخ* را قبول می‌کند.‏+

۶ خانهٔ شخص درستکار پر از گنج است،‏

اما کارهای شریران،‏* آن‌ها را به دردسر می‌اندازد.‏+

۷ دانش از طریق حرف‌های آدم دانا پخش می‌شود،‏+

اما از دل آدم احمق هیچ چیز خوبی بیرون نمی‌آید.‏+

۸ یَهُوَه از قربانی‌های شریران متنفر است،‏+

اما از دعاهای درستکاران خوشحال می‌شود.‏+

۹ یَهُوَه از راه شریران متنفر است،‏+

اما کسانی را که دنبال درستکاری هستند دوست دارد.‏+

۱۰ کسی که راه درست را ترک کرده،‏ با دید منفی به تأدیب نگاه می‌کند،‏+

و کسی که از توبیخ متنفر است،‏ مرگ در انتظارش است.‏+

۱۱ یَهُوَه گور* و مکان نابودی* را به‌وضوح می‌بیند،‏+

پس چقدر بیشتر،‏ از دل انسان باخبر است!‏+

۱۲ آدمی که کارش مسخره کردن است با افراد دانا مشورت نمی‌کند،‏+

و از کسی که او را اصلاح می‌کند خوشش نمی‌آید.‏+

۱۳ دل شاد،‏ چهره را شاداب می‌کند،‏

اما دل غمگین،‏ انسان را افسرده می‌کند.‏*‏+

۱۴ کسی* که درک و فهم دارد به دنبال دانش بیشتر است،‏+

اما آدم احمق خودش را با حماقت سیر می‌کند.‏+

۱۵ برای شخص رنج‌دیده،‏ همهٔ روزها بد است،‏+

اما کسی که از ته دل شاد است،‏ انگار که در ضیافت دائمی حاضر است.‏+

۱۶ دارایی کم همراه با احترام عمیق به یَهُوَه،‏*‏+

بهتر از ثروت زیاد همراه با نگرانی و اضطراب* است.‏+

۱۷ خوردن یک لقمه نان و سبزی* در جایی که محبت هست،‏+

بهتر از خوردن غذایی پرگوشت در جایی است که نفرت وجود دارد.‏+

۱۸ آدمی که زود از کوره در می‌رود،‏ دعوا و مرافعه راه می‌اندازد،‏+

اما کسی که زود عصبانی نمی‌شود،‏* دعوا را می‌خواباند.‏+

۱۹ مسیر آدم تنبل مثل راهی پر از خار* است،‏+

اما مسیر درستکاران مثل شاهراهی صاف و هموار است.‏+

۲۰ فرزند عاقل باعث خوشحالی پدرش می‌شود،‏+

اما فرزند احمق مادرش را تحقیر می‌کند.‏+

۲۱ آدم کم‌عقل و نادان از کارهای احمقانه شاد می‌شود،‏+

اما کسی که قدرت تشخیص دارد در راه درست قدم برمی‌دارد.‏+

۲۲ اگر برنامه‌ریزی بدون مشورت* باشد ناموفق می‌ماند،‏

اما مشورت با افراد زیاد* باعث موفقیت می‌شود.‏+

۲۳ انسان وقتی جواب درستی می‌دهد،‏ از آن خوشحال می‌شود،‏+

و حرفی که به‌موقع زده شود،‏ واقعاً خوب و دلنشین است!‏+

۲۴ کسی که بینش دارد در مسیر پیشرفت* قدم برمی‌دارد؛‏+

مسیری که او را از فرو رفتن به گور* دور نگه می‌دارد.‏+

۲۵ یَهُوَه خانهٔ متکبّران را از بین خواهد برد،‏+

اما از ملک* زنان بیوه محافظت خواهد کرد.‏+

۲۶ یَهُوَه از نقشه‌های شریران بیزار است،‏+

اما حرف‌های خوشایند در نظرش پاک است.‏+

۲۷ کسی که به دنبال سود نامشروع باشد،‏ خانواده‌اش را به دردسر می‌اندازد،‏*‏+

اما کسی که از رشوه متنفر است،‏ زنده خواهد ماند.‏+

۲۸ آدم درستکار* قبل از جواب دادن* خوب فکر می‌کند،‏+

اما آدم شریر فوراً حرف‌های بد از دهانش بیرون می‌آید.‏

۲۹ یَهُوَه از شریران دور است،‏

اما دعای درستکاران را می‌شنود.‏+

۳۰ دیدن چهرهٔ شاد،‏* دل انسان را شاد می‌کند،‏

و شنیدن خبر خوب،‏ به انسان* جان تازه می‌دهد.‏+

۳۱ توبیخ،‏ جان انسان را نجات می‌دهد،‏

و کسی که به آن گوش دهد جزو دانایان به حساب می‌آید.‏+

۳۲ کسی که تأدیب را رد می‌کند،‏ در واقع از جانش سیر شده،‏*‏+

اما کسی که به توبیخ گوش می‌دهد،‏ درک و فهم پیدا می‌کند.‏+

۳۳ احترام عمیق برای یَهُوَه،‏* حکمت را به انسان یاد می‌دهد،‏+

و فروتنی برای او عزّت و احترام به بار می‌آورد.‏+

۱۶ انسان از قبل فکر می‌کند که چه می‌خواهد بگوید،‏*

اما جوابی که می‌دهد از طرف یَهُوَه است.‏*‏+

۲ همهٔ کارهای انسان در نظر خودش درست* است،‏+

اما یَهُوَه انگیزه‌های* او را محک می‌زند.‏+

۳ همهٔ کارهایت را به دست یَهُوَه بسپار،‏*‏+

آن وقت،‏ در برنامه‌ریزی‌هایت* موفق می‌شوی.‏

۴ یَهُوَه از هر چیزی طوری استفاده می‌کند که مقصودش عملی شود،‏

و این شامل نابودی شریران در روز مصیبت هم می‌شود.‏+

۵ یَهُوَه از همهٔ کسانی که دلی مغرور دارند متنفر است.‏+

مطمئن باش که چنین آدمی حتماً مجازات می‌شود.‏

۶ محبت پایدار* و وفاداری باعث بخشش گناهان می‌شود،‏+

و احترام عمیق برای یَهُوَه* باعث می‌شود که انسان از کارهای بد دوری کند.‏+

۷ اگر یَهُوَه از کارهای کسی خوشحال باشد،‏

کاری می‌کند که حتی دشمنان آن شخص هم با او در صلح باشند.‏+

۸ دارایی کمی که از راه درست به دست آمده،‏+

بهتر از درآمد زیادی است که از راه‌های نادرست به دست می‌آید.‏+

۹ شاید انسان در فکر* خود برای زندگی‌اش برنامه‌ریزی کند،‏

اما یَهُوَه است که قدم‌های او را هدایت می‌کند.‏+

۱۰ قضاوت‌های* پادشاه باید هماهنگ با راهنمایی‌های خدا باشد؛‏+

او هیچ وقت نباید عدالت را زیر پا بگذارد.‏+

۱۱ ترازوی دقیق و وزنه‌های درست از طرف یَهُوَه است؛‏+

همهٔ وزنه‌هایی که در کیسه است کار دست اوست.‏

۱۲ پادشاهان از کارهای شریرانه نفرت دارند،‏+

چون تخت سلطنت بر اساس عدالت استوار می‌ماند.‏+

۱۳ پادشاهان از حرف‌های اشخاص راستگو خوشحال می‌شوند.‏

آن‌ها کسانی را که حقیقت را می‌گویند دوست دارند.‏+

۱۴ خشم پادشاه مثل پیام‌رسانی است که از مرگ خبر می‌دهد،‏+

اما شخص دانا خشم او را آرام می‌کند.‏+

۱۵ نظر لطف پادشاه حیات‌بخش است،‏

و لطف او مثل ابر باران‌زای بهاری است.‏+

۱۶ کسب حکمت خیلی بهتر از به دست آوردن طلاست،‏+

و کسب درک و فهم بهتر از به دست آوردن نقره است.‏+

۱۷ درستکاران از راه بد دوری می‌کنند.‏

کسی که مراقب است در چه راهی قدم می‌گذارد،‏ جانش را حفظ می‌کند.‏+

۱۸ غرور به سقوط منجر می‌شود،‏

و تکبّر به لغزش می‌انجامد.‏+

۱۹ بهتر است که شخص فروتن باشد و با فروتنان همنشینی کند،‏+

تا این که در میان متکبّران باشد و در ثروت* آن‌ها سهیم شود.‏

۲۰ کسی که موقعیتی را به‌خوبی* می‌سنجد،‏ در کارش موفق می‌شود،‏

و کسی که به یَهُوَه توکّل می‌کند،‏ شاد و سعادتمند است.‏

۲۱ شخص دانا* از دید مردم،‏ درک و فهم دارد،‏+

و کسی که حرف‌هایش پرمهر و دلنشین است،‏ دیگران را متقاعد می‌کند.‏+

۲۲ بینش برای کسانی که از آن برخوردارند چشمهٔ زندگی‌بخش است،‏

اما نادانان چوب حماقت خودشان را می‌خورند.‏

۲۳ شخص دانا* از روی بینشی که دارد حرف می‌زند،‏+

و با حرف‌هایش دیگران را متقاعد می‌کند.‏

۲۴ حرف‌های خوشایند مثل شانهٔ عسل شیرین است،‏

و برای انسان دلنشین و شفابخش* است.‏+

۲۵ راهی وجود دارد که به نظر انسان درست است،‏

ولی در آخر به مرگ منجر می‌شود.‏+

۲۶ اشتهای کارگر او را به کار سخت وامی‌دارد،‏

چون می‌خواهد شکمش را سیر کند.‏+

۲۷ آدم پست و بی‌ارزش به دنبال چیزهای بد است،‏+

و حرف‌هایش مثل آتش می‌سوزاند.‏+

۲۸ آدم آشوبگر* تفرقه و جدایی به وجود می‌آورد،‏+

و آدم تهمت‌زن،‏ دوستان نزدیک را از هم جدا می‌کند.‏+

۲۹ آدم خشن و ظالم همسایه‌اش را فریب می‌دهد،‏

و او را به راه‌های بد می‌کشد.‏

۳۰ او با چشمک نشان می‌دهد که نقشهٔ پلیدی در سر دارد،‏

و لب‌هایش را به هم فشار می‌دهد و نقشه‌اش را عملی می‌کند.‏

۳۱ موی سفید کسانی که در راه درست قدم برداشته‌اند،‏+

مثل تاج زیبایی* بر سرشان است.‏+

۳۲ کسی که زود عصبانی نمی‌شود،‏+ بهتر از شخصی قدرتمند است،‏

و کسی که بر خود* مسلّط است،‏ قوی‌تر از کسی است که شهری را تسخیر می‌کند.‏+

۳۳ قرعه را در دامن می‌اندازند،‏+

اما هر تصمیمی که طبق آن گرفته می‌شود از طرف یَهُوَه است.‏+

۱۷ خوردن یک تکه نان خشک در خانه‌ای که در آن صلح و آرامش است،‏+

بهتر از خوردن غذاهایی مفصل* در خانه‌ای است که در آن جنگ و دعواست.‏+

۲ خدمتکار دانا* بر پسر اربابش که رفتار شرم‌آوری دارد تسلّط خواهد داشت،‏

و مثل یکی از برادران در ارث شریک خواهد شد.‏

۳ کورهٔ آتش برای تصفیهٔ نقره و طلاست،‏+

اما یَهُوَه است که دل‌ها را محک می‌زند.‏+

۴ آدم شریر به حرف‌های زیان‌آور گوش می‌دهد،‏

و آدم فریبکار به حرف‌های بدخواهانه.‏+

۵ کسی که فقیران را مسخره می‌کند،‏ به خالق آن‌ها اهانت می‌کند،‏+

و کسی که از مصیبت دیگران خوشحال می‌شود،‏ بدون مجازات نمی‌ماند.‏+

۶ تاج افتخارِ سالمندان نوه‌هایشان هستند،‏

و تاج افتخارِ فرزندان،‏ والدین آن‌ها.‏

۷ از آدم احمق انتظار نمی‌رود که حرف‌های خوب بزند،‏+

پس چقدر کمتر،‏ از یک حاکم* انتظار می‌رود که دروغ بگوید!‏+

۸ هدیه برای کسی که آن را می‌دهد مثل سنگ گرانبهاست،‏+

و او را در انجام هر کاری موفق می‌کند.‏+

۹ کسی که خطایی را می‌بخشد،‏* باعث ترویج محبت می‌شود،‏+

اما کسی که مدام مسئله‌ای را مطرح می‌کند،‏ باعث جدایی دوست‌های نزدیک می‌شود.‏+

۱۰ آدم احمق صد بار هم تنبیه شود فایده‌ای ندارد،‏+

اما آدم فهمیده حتی از یک توبیخ درس می‌گیرد!‏+

۱۱ آدم بد فقط دنبال سرکشی است،‏

اما مأموری بی‌رحم فرستاده خواهد شد تا او را مجازات کند.‏+

۱۲ روبرو شدن با خرسی که بچه‌هایش را از او گرفته‌اند،‏

بهتر از روبرو شدن با آدم نادانی است که کارهای احمقانه می‌کند.‏*‏+

۱۳ اگر کسی خوبی را با بدی جواب دهد،‏

بلا از خانه‌اش دور نخواهد شد.‏+

۱۴ شروع دعوا مثل باز شدن دریچه‌های سد* است،‏

پس قبل از این که جرّوبحث به دعوا برسد،‏ آنجا را ترک کن.‏+

۱۵ کسی که شریر را تبرئه می‌کند و کسی که درستکار را محکوم می‌کند،‏+

هر دو از دید یَهُوَه نفرت‌انگیزند.‏

۱۶ چه فایده که آدم احمق امکان یادگیری حکمت را داشته باشد،‏

اما انگیزهٔ* این کار را نداشته باشد؟‏+

۱۷ دوست واقعی همیشه محبت می‌کند،‏+

و مثل برادری است که برای کمک در سختی‌ها به دنیا آمده است.‏+

۱۸ آدم کم‌عقل و نادان ضامن شخصی دیگر می‌شود،‏*‏+

و جلوی دیگران* به نشانهٔ توافق دست می‌دهد.‏

۱۹ کسی که اهل دعوا و جرّوبحث است،‏ گناه را دوست دارد.‏+

آدمی که به خودش می‌بالد* به استقبال ویرانی می‌رود.‏+

۲۰ آدمی که دلش منحرف است موفق نخواهد شد،‏+

و آدمی که زبانش پر از فریب است گرفتار بلا و مصیبت خواهد شد.‏

۲۱ بچهٔ احمق مایهٔ غم و غصهٔ پدرش می‌شود،‏

و پدر بچهٔ کم‌عقل رنگ شادی را نمی‌بیند.‏+

۲۲ دل شادمان داروی شفابخش است،‏+

اما غم و غصه انسان را ضعیف می‌کند.‏*‏+

۲۳ آدم شریر پنهانی رشوه می‌گیرد

تا عدالت را زیر پا بگذارد.‏+

۲۴ کسی که قدرت تشخیص دارد همیشه حکمت را مدّ نظر دارد،‏

اما آدم احمق افکارش* پراکنده است.‏+

۲۵ بچهٔ احمق باعث غم و غصهٔ پدرش می‌شود،‏

و دل مادرش را می‌شکند.‏*‏+

۲۶ مجازات کردن* شخص درستکار اشتباه است،‏

و شلاق زدن آدم شریف ناعادلانه.‏

۲۷ شخص دانا جلوی زبان خود را می‌گیرد،‏+

و کسی که قدرت تشخیص دارد آرامش* خود را حفظ می‌کند.‏+

۲۸ حتی آدم احمق هم اگر ساکت بماند دانا محسوب می‌شود،‏

و کسی که حرف نزند،‏ نشان می‌دهد که قدرت تشخیص دارد.‏

۱۸ کسی که از دیگران کناره‌گیری می‌کند،‏ در واقع به دنبال خواسته‌های خودخواهانهٔ خودش است؛‏

او هیچ پند عاقلانه‌ای را قبول نمی‌کند.‏

۲ آدم احمق دوست ندارد چیزی از دیگران یاد بگیرد،‏

او ترجیح می‌دهد چیزهایی را که در دلش است فاش کند.‏+

۳ رفتار شریرانه باعث حقارت انسان می‌شود،‏

و رفتار شرم‌آور،‏ او را رسوا می‌کند.‏+

۴ حرف‌های شخص مثل آب‌های عمیق است.‏+

چشمهٔ حکمت مثل نهری جاری است.‏

۵ طرفداری از شریران،‏

و پایمال کردن حق درستکاران اشتباه است.‏+

۶ حرف‌های آدم احمق دعوا و مرافعه راه می‌اندازد،‏+

و چیزهایی که می‌گوید باعث می‌شود کتک بخورد.‏+

۷ زبان آدم احمق او را به نابودی می‌کشاند،‏+

و حرف‌هایش مثل دامی برای جانش است.‏

۸ حرف‌های آدم تهمت‌زن،‏+ مثل لقمه‌های لذیذی است

که بلعیده می‌شود و به شکم فرو می‌رود.‏+

۹ کسی که در کار خود تنبلی می‌کند،‏

فرقی با آدم خرابکار ندارد.‏*‏+

۱۰ اسم یَهُوَه مثل یک برج مستحکم است؛‏+

برجی که شخص درستکار به داخل آن می‌دود و در امان می‌ماند.‏+

۱۱ ثروت شخص ثروتمند برایش مثل شهری با دیوارهای بلند است؛‏

آن دیوارها در خیالش از او محافظت می‌کند.‏+

۱۲ قبل از سقوط انسان دلش مغرور می‌شود،‏+

و فروتنی به سربلندی منجر می‌شود.‏+

۱۳ کسی که قبل از گوش دادن جواب بدهد،‏

احمقانه رفتار کرده است و سرافکنده می‌شود.‏+

۱۴ اگر انسان روحیهٔ قوی داشته باشد،‏ بیماری را تحمّل می‌کند،‏+

اما روحیهٔ افسرده را چه کسی می‌تواند تحمّل کند؟‏+

۱۵ دل کسی که درک و فهم دارد،‏ مشتاق کسب دانش است،‏+

و گوش شخص دانا به دنبال دانش است.‏

۱۶ هدیه دادن راه را برای انسان باز می‌کند،‏+

و او را به حضور افراد مهم می‌رساند.‏

۱۷ وقتی نفر اول شکایتش را مطرح می‌کند،‏ به نظر می‌آید که حق با اوست،‏+

اما وقتی طرف دیگر می‌آید و از او سؤالاتی می‌پرسد،‏* موضوع روشن می‌شود.‏+

۱۸ قرعه انداختن دعوا را می‌خواباند،‏+

و به مشاجرهٔ دو حریف قوی پایان می‌دهد.‏

۱۹ به دست آوردن دل برادری که رنجیده،‏ از تسخیر یک شهر حصاردار سخت‌تر است،‏+

و بعضی از اختلاف‌ها می‌تواند مردم را مثل دروازه‌های* بستهٔ یک قلعه از هم جدا کند.‏+

۲۰ حرف‌هایی که انسان می‌زند برایش عواقبی خواهد داشت؛‏*‏+

او نتیجهٔ حرف‌هایش را تمام و کمال می‌بیند.‏*

۲۱ مرگ و زندگی در دست* زبان است؛‏+

کسانی که دوست دارند حرف بزنند،‏ نتیجهٔ آن را می‌بینند.‏+

۲۲ مردی که همسر خوبی پیدا کرده،‏ نعمتی به دست آورده،‏+

و مورد لطف یَهُوَه قرار گرفته است.‏+

۲۳ آدم فقیر درخواستش را با التماس می‌گوید،‏

اما آدم ثروتمند با تندی جواب می‌دهد.‏

۲۴ بعضی‌ها حاضرند رفیق خود را زیر پا له کنند،‏+

اما دوستی هم هست که از برادر نزدیک‌تر و وفادارتر است.‏+

۱۹ بهتر است که انسان فقیر باشد و در راه صداقت قدم بردارد،‏+

تا این که احمق باشد و دروغ بگوید.‏+

۲ خوب نیست که انسان دانش نداشته باشد؛‏+

و کسی که عجولانه رفتار کند،‏ گناه می‌کند.‏

۳ انسان به خاطر حماقت خودش به راه اشتباه کشیده می‌شود،‏

ولی در دلش یَهُوَه را مقصر می‌داند و از او عصبانی می‌شود.‏

۴ آدم ثروتمند دوستان زیادی پیدا می‌کند،‏

ولی آدم فقیر حتی تنها دوستش او را ترک می‌کند.‏+

۵ شاهدی که شهادت دروغ می‌دهد،‏ حتماً مجازات می‌شود،‏+

و کسی که دائم* دروغ می‌گوید،‏ جان سالم به در نمی‌برد.‏+

۶ خیلی‌ها می‌خواهند نظر بزرگان* را جلب کنند،‏*

و همه می‌خواهند دوست آدمی باشند که سخاوتمند است.‏*

۷ همهٔ خویشاوندان* آدم فقیر از او متنفرند،‏+

و حتی بیشتر از آن،‏ دوستانش هم او را ترک می‌کنند!‏+

او دنبالشان می‌رود و به آن‌ها التماس می‌کند،‏ ولی هیچ کدامشان واکنشی نشان نمی‌دهند.‏

۸ کسی که عقل و دانایی به دست می‌آورد جانش را دوست دارد،‏+

و کسی که قدرت تشخیص را مثل گنجی باارزش بداند موفق می‌شود.‏+

۹ شاهدی که شهادت دروغ می‌دهد،‏ حتماً مجازات می‌شود،‏

و کسی که دائم* دروغ می‌گوید،‏ جانش را از دست می‌دهد.‏+

۱۰ شایسته نیست که آدم احمق در ناز و نعمت زندگی کند؛‏

اما از آن بدتر این است که غلامی بر حاکمان حکمرانی کند!‏+

۱۱ بینش انسان جلوی خشمش را می‌گیرد،‏+

و زیبایی او در این است که از خطای دیگران چشم بپوشد.‏+

۱۲ عصبانیت پادشاه مثل غرّش شیر* است،‏+

اما لطف او مثل شبنمی است که روی گیاهان می‌نشیند.‏

۱۳ فرزند احمق باعث مصیبت و سختی پدرش می‌شود.‏+

و زنی که دائم غرغر* می‌کند،‏ مثل سقفی است که همیشه چکه می‌کند.‏+

۱۴ خانه و ثروت از اجداد به ارث می‌رسد،‏

اما زن عاقل و دانا هدیه‌ای از طرف یَهُوَه است.‏+

۱۵ کسی که تنبل است زیاد می‌خوابد،‏

و کسی که هیچ تلاشی نمی‌کند،‏ گرسنه می‌ماند.‏+

۱۶ کسی که مطیع فرمان‌های خداست جان خودش را حفظ می‌کند،‏+

ولی کسی که به عواقب کارهایش فکر نمی‌کند* جانش را از دست می‌دهد.‏+

۱۷ کسی که به نیازمندان لطف می‌کند،‏ به یَهُوَه قرض می‌دهد،‏+

و او پاداش کارش را خواهد داد.‏*‏+

۱۸ فرزندت را تا وقتی که هنوز فرصت* هست تأدیب کن،‏+

وگرنه مرگ او به گردن خودت خواهد بود.‏*‏+

۱۹ کسی که زود عصبانی می‌شود،‏ تاوانش را می‌دهد؛‏

اگر سعی کنی که نجاتش بدهی،‏ باید بارها این کار را تکرار کنی.‏+

۲۰ پند را بشنو و تأدیب را قبول کن +

تا در آینده از حکمت برخوردار شوی.‏+

۲۱ انسان برنامه‌های زیادی در سرش* دارد،‏

اما خواست* یَهُوَه است که به انجام خواهد رسید.‏+

۲۲ زیبایی انسان به این است که محبت پایدار* نشان دهد؛‏+

بهتر است که انسان فقیر باشد تا این که دروغگو باشد.‏

۲۳ احترام عمیق به یَهُوَه* به زندگی منجر می‌شود؛‏+

کسی که چنین احترامی داشته باشد،‏ در آرامش می‌خوابد و بلایی سرش نمی‌آید.‏+

۲۴ آدم تنبل دستش را در ظرف غذا فرو می‌برد،‏

اما از روی تنبلی لقمه را در دهانش نمی‌گذارد.‏+

۲۵ مسخره‌کننده را تنبیه کن + تا شخص بی‌تجربه درس عبرت بگیرد.‏+

آدم فهمیده را توبیخ کن تا دانش و فهمش بیشتر شود.‏+

۲۶ فرزندی که با پدرش بدرفتاری کند و مادرش را از خانه بیرون کند،‏

مایهٔ شرمندگی و رسوایی است.‏+

۲۷ فرزندم،‏ اگر دیگر به تأدیب توجهی نکنی،‏*

از راه حکمت دور می‌شوی.‏*

۲۸ شاهدی که بی‌فایده است،‏ عدالت را مسخره می‌کند؛‏+

و خوراک آدم شریر بدی و شرارت است.‏+

۲۹ مجازات در انتظار مسخره‌کنندگان است،‏+

و چوب تنبیه در انتظار احمقان.‏+

۲۰ شراب انسان را به کارهای مسخره می‌کشاند + و مشروبات الکلی باعث می‌شود که شخص کنترلش را از دست بدهد؛‏+

کسانی که در دام آن‌ها می‌افتند عاقل نیستند.‏+

۲ ترس از پادشاه مثل ترس از غرّش شیر* است؛‏+

کسی که او را خشمگین کند،‏ جان خود را به خطر می‌اندازد.‏+

۳ دوری از جرّوبحث برای انسان عزّت و احترام می‌آورد،‏+

اما آدم احمق خودش را وسط جرّوبحث می‌اندازد.‏+

۴ آدم تنبل زمینش را در زمستان شخم نمی‌زند،‏

برای همین در فصل برداشت هیچ محصولی ندارد و به گدایی می‌افتد.‏*‏+

۵ فکرهای انسان* مثل آب در چاه عمیق است،‏

اما کسی که قدرت تشخیص دارد می‌تواند آن‌ها را بیرون بکشد.‏

۶ خیلی‌ها ادعا می‌کنند که محبتشان پایدار* است،‏

اما چه کسی می‌تواند شخصی را پیدا کند که وفادار باشد؟‏

۷ شخص درستکار با وفاداری* در مسیر خود قدم برمی‌دارد،‏+

و فرزندانش* که راه او را دنبال می‌کنند،‏ شاد و سعادتمند می‌شوند.‏+

۸ وقتی پادشاه روی تخت پادشاهی‌اش می‌نشیند تا مردم را داوری کند،‏+

با نگاهش همه چیز را بررسی می‌کند و شرارت را تشخیص می‌دهد.‏+

۹ واقعاً چه کسی می‌تواند بگوید:‏ «دلم را پاک کرده‌ام؛‏+

من از گناه پاک شده‌ام»؟‏+

۱۰ وزنه‌های تقلّبی و پیمانه‌های نادرست،‏*

هر دو از دید یَهُوَه نفرت‌انگیزند.‏+

۱۱ حتی بچه‌ها را هم می‌توان از کارهایشان شناخت،‏

و فهمید که رفتارشان پاک و درست است یا نه.‏+

۱۲ گوش شنوا و چشم بینا؛‏

هر دو را یَهُوَه آفریده است.‏+

۱۳ خواب را دوست نداشته باش،‏ وگرنه فقیر می‌شوی.‏+

چشمانت را باز کن و بیدار شو تا غذای فراوان برای خوردن داشته باشی.‏+

۱۴ خریدار می‌گوید:‏ «بد است!‏ بد است!‏»‏

بعد می‌رود و به خرید خودش می‌بالد.‏+

۱۵ طلا وجود دارد و مرجان‌های* فراوان هم وجود دارند،‏

اما حرف‌های حکیمانه از آن‌ها باارزش‌تر است.‏+

۱۶ لباس کسی را که ضامن غریبه‌ای می‌شود گرو بگیر،‏+

و از کسی که ضامن زن بیگانه‌ای* می‌شود چیزی گرو بگیر.‏+

۱۷ نانی که با کلاهبرداری به دست بیاید،‏ اول خوشمزه است،‏

ولی بعد انگار دهان را پر از سنگ‌ریزه می‌کند.‏+

۱۸ برای موفق شدن در هر برنامه‌ای به مشورت نیاز است.‏+

برای رفتن به جنگ هم به راهنمایی‌های خردمندانه* نیاز است.‏+

۱۹ کسی که تهمت می‌زند،‏ هر جا که می‌رود موضوعات محرمانه را فاش می‌کند.‏+

با کسی که غیبت کردن را دوست دارد،‏ معاشرت نکن.‏

۲۰ کسی که پدر و مادرش را نفرین* کند،‏

وقتی تاریکی بیاید چراغش خاموش می‌شود.‏+

۲۱ میراثی که با طمع به دست بیاید،‏

در نهایت هیچ فایده‌ای* برای صاحبش نخواهد داشت.‏+

۲۲ هیچ وقت نگو:‏ «بدی را با بدی تلافی می‌کنم!‏»‏+

امیدت به یَهُوَه باشد؛‏+ او تو را نجات خواهد داد.‏+

۲۳ از دید یَهُوَه وزنه‌های تقلّبی* نفرت‌انگیزند،‏

و استفاده از ترازوهای دستکاری‌شده اشتباه است.‏

۲۴ یَهُوَه است که قدم‌های انسان را هدایت می‌کند؛‏+

انسان چطور می‌تواند راه خودش را تشخیص دهد؟‏

۲۵ اگر کسی با عجله نذر کند،‏*‏+ ولی تازه بعد از آن به نذری که کرده فکر کند،‏

خودش را به دام می‌اندازد.‏+

۲۶ پادشاه دانا شریران را از درستکاران جدا می‌کند،‏+

و می‌گذارد که چرخ خرمنکوب از روی آن‌ها رد شود.‏+

۲۷ نَفَس انسان برای یَهُوَه مثل یک چراغ است،‏

چراغی که اعماق وجود انسان را آشکار می‌کند.‏

۲۸ محبت پایدار* و وفاداری،‏ از پادشاه محافظت می‌کند؛‏+

محبت پایدار سلطنت او را پایدار نگه می‌دارد.‏+

۲۹ شکوه جوانان قوّت آن‌هاست،‏+

و عزّت سالمندان موی سفیدشان.‏+

۳۰ تنبیهِ سخت،‏* شرارت را از بین می‌برد،‏+

و چوب تنبیه،‏* باطن انسان را پاک می‌کند.‏

۲۱ دل پادشاه در دست یَهُوَه است،‏+

و او آن را مثل نهر آب به هر طرف که بخواهد هدایت می‌کند.‏+

۲ همهٔ کارهای انسان در نظر خودش درست است،‏+

اما یَهُوَه دل‌ها را محک می‌زند.‏+

۳ انجام دادن کارهای درست و عادلانه،‏

بیشتر از تقدیم قربانی،‏ یَهُوَه را خوشحال می‌کند.‏+

۴ چشمان متکبّر و دل مغرور گناه است،‏

گناهی که مثل چراغی شریران را در راهشان هدایت می‌کند.‏+

۵ برنامه‌ریزی‌های آدم سخت‌کوش به موفقیت می‌رسد،‏+

ولی عجولانه عمل کردن به فقر منجر می‌شود.‏+

۶ ثروتی که با دروغ به دست بیاید،‏

مثل بخار،‏ زود ناپدید می‌شود و دامی کشنده است.‏*‏+

۷ ظلم و خشونتِ شریران آن‌ها را محو و نابود می‌کند،‏+

چون به هیچ وجه نمی‌خواهند عادلانه رفتار کنند.‏

۸ راه‌های آدم خطاکار منحرف است،‏

اما کارهای انسان صادق و پاکدل درست است.‏+

۹ بهتر است انسان در یک گوشهٔ پشت‌بام زندگی کند،‏

تا این که با زنی که مدام غرغر* می‌کند زیر یک سقف به سر ببرد.‏+

۱۰ آدم شریر مشتاق شرارت است،‏+

و به همنوعش* هیچ لطفی نشان نمی‌دهد.‏+

۱۱ وقتی مسخره‌کنندگان تنبیه می‌شوند،‏ شخص بی‌تجربه حکمت می‌آموزد،‏

و شخص عاقل وقتی به بینش دست پیدا می‌کند،‏ شناختش بیشتر می‌شود.‏*‏+

۱۲ خدای عادل خانهٔ شریران را زیر نظر دارد؛‏

او آن‌ها را دچار مصیبت می‌کند و از بین می‌برد.‏+

۱۳ کسی که فریاد کمک نیازمندان را نشنیده بگیرد،‏

وقتی خودش هم کمک بخواهد،‏ کسی به دادش نمی‌رسد.‏+

۱۴ هدیهٔ پنهانی عصبانیت را می‌خواباند،‏+

و رشوهٔ مخفیانه خشم شدید را فرو می‌نشاند.‏

۱۵ درستکاران از انجام کارهای عادلانه خوشحال می‌شوند،‏+

اما شریران از کارهای عادلانه بیزارند.‏

۱۶ کسانی که از راه حکمت* منحرف می‌شوند،‏

به جمع مردگان که هیچ قدرتی ندارند خواهند پیوست.‏+

۱۷ کسانی که خوشگذرانی را دوست دارند سرانجام فقیر می‌شوند،‏+

و کسانی که عاشق شراب و روغن هستند ثروتمند نمی‌شوند.‏

۱۸ شریران بهای رهایی درستکاران هستند،‏

و فریبکاران* بهای رهایی انسان‌های بی‌گناه.‏+

۱۹ بهتر است انسان در بیابان زندگی کند،‏

تا این که با زنی پرخاشگر باشد که مدام غرغر* می‌کند.‏+

۲۰ افراد دانا در خانهٔ خود روغن و گنج‌های باارزش دارند،‏+

اما احمقان هر چیزی را که دارند هدر می‌دهند.‏+

۲۱ کسی که تلاش می‌کند درستکار باشد و محبت پایدار* نشان دهد،‏

در انجام کارهای درست موفق می‌شود و عمر طولانی و باعزّت خواهد داشت.‏+

۲۲ شخص دانا می‌تواند شهر قدرتمندان را تسخیر کند،‏*

و قلعهٔ اعتمادشان را فرو بریزد.‏+

۲۳ کسی که مراقب حرف زدنش است،‏

از دردسر و مشکلات در امان می‌ماند.‏+

۲۴ آدم گستاخ و فخرفروش به کسی گفته می‌شود

که از روی بی‌فکری و گستاخی عمل می‌کند.‏+

۲۵ آرزوها و خواسته‌های آدم تنبل برایش کشنده است،‏

چون اصلاً نمی‌خواهد تن به کار بدهد.‏+

۲۶ آدم تنبل به خاطر طمع،‏ تمام روز به فکر خواسته‌های خودش است،‏

ولی آدم درستکار دست و دلباز است و چیزی را از دیگران دریغ نمی‌کند.‏+

۲۷ قربانی‌های شریران نفرت‌انگیز است،‏+

به خصوص وقتی که آن‌ها را با نیّت بد* تقدیم کنند!‏

۲۸ شاهدی که شهادت دروغ می‌دهد،‏ نابود می‌شود،‏+

ولی کسی که مطابق شنیده‌هایش شهادت می‌دهد،‏ شهادتش قبول می‌شود.‏

۲۹ آدم شریر چهره‌ای گستاخ دارد،‏*‏+

ولی آدم درستکار است که در راهی مطمئن قدم برمی‌دارد.‏+

۳۰ هیچ حکمت و دانش و توصیه‌ای وجود ندارد که به ضدّ یَهُوَه باشد.‏+

۳۱ اسب‌ها را برای روز جنگ آماده می‌کنند،‏+

اما یَهُوَه است که باعث پیروزی* می‌شود.‏+

۲۲ خوشنامی* بهتر از ثروت زیاد است،‏+

و مورد احترام* بودن بهتر از نقره و طلاست.‏

۲ ثروتمند و فقیر یک نقطهٔ مشترک دارند،‏

این که یَهُوَه هر دوی آن‌ها را آفریده است.‏+

۳ آدم عاقل* خطر را می‌بیند و از آن دوری می‌کند،‏

اما آدم بی‌تجربه به طرف خطر می‌رود و گرفتار عواقب* آن می‌شود.‏

۴ نتیجهٔ فروتنی و احترام عمیق به یَهُوَه،‏*

ثروت و عزّت و عمر طولانی است.‏+

۵ مسیر آدم خلافکار* پر از خار و دام است،‏

اما کسی که برای زندگی‌اش ارزش قائل است،‏ از آن مسیر دوری می‌کند.‏+

۶ بچه* را طوری تربیت کن که به راه درست برود؛‏*‏+

حتی وقتی پیر شود از آن راه منحرف نمی‌شود.‏+

۷ ثروتمند بر فقیر حکمرانی می‌کند،‏

و بدهکار بندهٔ طلبکار می‌شود.‏+

۸ کسی که شرارت و بدی می‌کارد،‏ مصیبت درو می‌کند،‏+

و چوبی که او با آن به مردم ظلم می‌کند،‏* شکسته می‌شود.‏+

۹ آدم سخاوتمند* برکت پیدا می‌کند،‏

چون غذایش را با فقیران تقسیم می‌کند.‏+

۱۰ کسی را که مسخره می‌کند،‏

از خودت دور کن

تا مشاجره و دعوا* و اهانت تمام شود.‏

۱۱ کسی که دل پاک را دوست دارد و حرف‌های دلنشین می‌زند،‏

حتی پادشاه هم دوست او می‌شود.‏+

۱۲ یَهُوَه* از شناخت و دانش محافظت می‌کند،‏

اما حرف‌های خیانتکاران را برملا* می‌کند.‏+

۱۳ آدم تنبل می‌گوید:‏ «یک شیر بیرون پرسه می‌زند!‏

اگر بیرون بروم مرا در وسط خیابان می‌خورد!‏»‏+

۱۴ دهان زن فاسد* مثل یک گودالِ عمیق است،‏+

و کسی که یَهُوَه او را محکوم کرده،‏ در آن گودال می‌افتد.‏

۱۵ حماقت در دل بچه* است،‏+

اما چوب تنبیه،‏ آن را از دلش بیرون می‌کند.‏+

۱۶ کسی که برای افزایش ثروتش سر فقیران کلاه می‌گذارد،‏+

و کسی که فقط به ثروتمندان هدیه می‌دهد،‏

سرانجام خودش فقیر می‌شود.‏

۱۷ به حرف‌های افراد دانا به‌دقت گوش کن،‏+

و تعالیم* مرا در دلت جا بده،‏+

۱۸ چون اگر آن‌ها در عمق دلت باشند،‏ می‌توانی شاد باشی،‏+

و همیشه دربارهٔ آن‌ها صحبت کنی.‏+

۱۹ من امروز این را به تو تعلیم می‌دهم

تا به یَهُوَه اعتماد داشته باشی.‏

۲۰ من این چیزها را برایت نوشته‌ام،‏

و به تو پند و آگاهی داده‌ام

۲۱ تا تعالیم حقیقی و قابل اعتماد را به تو یاد بدهم.‏

پس آیا تو هم نمی‌توانی به کسانی که از تو سؤال می‌کنند،‏ اطلاعات دقیق بدهی؟‏

۲۲ اموال آدم فقیری را که بی‌دفاع است،‏ به‌زور نگیر،‏+

و حق مظلومان را کنار دروازهٔ شهر پایمال نکن؛‏+

۲۳ چون یَهُوَه خودش از آن‌ها دفاع خواهد کرد،‏+

و جان کسانی را که اموال فقیران را دزدیده‌اند* خواهد گرفت.‏

۲۴ با کسی که زود عصبانی می‌شود همنشین نشو،‏

و با کسی که زود از کوره درمی‌رود معاشرت نکن،‏

۲۵ مبادا رفتارت مثل رفتار او شود،‏

و خودت را در دام بیندازی.‏+

۲۶ جزو کسانی نباش که تعهد می‌دهند،‏*

و ضامن بدهکار می‌شوند؛‏+

۲۷ چون اگر نتوانی قرض او را پرداخت کنی،‏

رختخوابت را از زیرت بیرون می‌کشند!‏

۲۸ مرزهای زمینت را که از قدیم تعیین شده،‏ تغییر نده؛‏

مرزهایی را که اجدادت تعیین کرده بودند.‏+

۲۹ اگر کسی در کارش مهارت داشته باشد،‏

در خدمت پادشاهان خواهد بود،‏+

نه در خدمت مردم عادی.‏

۲۳ وقتی با یک پادشاه همسفره می‌شوی،‏

خوب توجه کن که چه چیزهایی جلویت است؛‏

۲ اگر اشتهایت زیاد است،‏

خودت را کنترل کن.‏*

۳ هوس غذاهای لذیذ او را نکن،‏

چون ممکن است فریبی در کار باشد.‏

۴ برای به دست آوردن ثروت،‏ خودت را خسته نکن.‏+

دست از این کار بکش و درک و فهم داشته باش.‏*

۵ ثروت در یک چشم به هم زدن از بین می‌رود،‏+

چون حتماً مثل عقاب بال درمی‌آورد و به آسمان پرواز می‌کند.‏+

۶ هیچ وقت غذای آدم خسیس* را نخور،‏

و هوس غذاهای لذیذ او را نکن،‏

۷ چون او مثل کسی است که برای هر چیزی حساب می‌خواهد.‏

او تعارف می‌کند و می‌گوید،‏ «بخور و بنوش!‏» ولی این را از ته دل نمی‌گوید.‏*

۸ لقمه‌هایی را که خورده‌ای بالا می‌آوری،‏

و تعریف و تمجیدهایت به باد می‌رود.‏

۹ سعی نکن به آدم احمق تعلیم دهی،‏*‏+

چون او حرف‌های عاقلانهٔ تو را خوار و بی‌ارزش می‌شمارد.‏+

۱۰ مرزهای زمینت را که از قدیم تعیین شده،‏ تغییر نده،‏+

و زمین یتیمان* را به‌زور نگیر؛‏

۱۱ چون مدافع* آن‌ها بسیار قدرتمند است،‏

و برای دفاع از حق آن‌ها بلند می‌شود.‏+

۱۲ تأدیب را با تمام دل قبول کن،‏

و به حرف‌های حکیمانه گوش بده.‏

۱۳ در تأدیب کردن بچه‌ات* کوتاهی نکن.‏+

اگر برای اصلاح او از چوب تنبیه استفاده کنی نمی‌میرد.‏

۱۴ پس او را تنبیه کن*

تا جانش را از مرگ* نجات دهی.‏

۱۵ فرزندم،‏ اگر حکمت در دل تو باشد،‏

دل من شاد می‌شود.‏+

۱۶ وقتی حرف‌های درست می‌زنی،‏

با تمام وجود خوشحال می‌شوم.‏*

۱۷ نگذار دلت به گناهکاران حسادت کند،‏+

بلکه تمام روز برای یَهُوَه احترام عمیق قائل باش.‏*‏+

۱۸ اگر این کار را بکنی،‏ آیندهٔ خوبی خواهی داشت،‏+

و امیدت به باد نمی‌رود.‏

۱۹ فرزندم،‏ به من گوش بده و حکمت کسب کن،‏

و دلت را طوری هدایت کن که در مسیر درست قدم برداری.‏

۲۰ جزو کسانی نباش که بیش از حد شراب می‌خورند،‏+

یا جزو کسانی که با حرص و ولع گوشت می‌خورند؛‏+

۲۱ چون مستی و پرخوری باعث فقر می‌شود،‏+

و کسانی که کارشان فقط خوابیدن است،‏ مجبور می‌شوند لباس‌های پاره بپوشند.‏

۲۲ به حرف‌های پدرت که تو را به وجود آورده گوش بده،‏

و مادرت را به خاطر این که پیر شده،‏ حقیر نشمار.‏+

۲۳ حقیقت را بخر* و هیچ وقت آن را نفروش،‏+

همچنین حکمت،‏ تأدیب و فهم را.‏+

۲۴ پدر شخص درستکار شادی زیادی دارد؛‏

کسی که فرزندی دانا دارد،‏ از او خوشحال خواهد بود.‏

۲۵ پدر و مادرت شاد خواهند بود،‏

و مادرت که تو را به دنیا آورد شادی خواهد کرد.‏

۲۶ فرزندم،‏ دلت را به من بده،‏*

و چشمانت مشتاق دنبال کردن راه‌های من باشد.‏+

۲۷ زن فاحشه مثل یک گودال عمیق است،‏

و زن بدکاره* مثل یک چاه تنگ.‏+

۲۸ او مثل یک راهزن کمین می‌کند،‏+

و باعث می‌شود مردان بیشتری خیانتکار شوند.‏

۲۹ چه کسانی دچار مصیبت می‌شوند؟‏ چه کسانی نگرانی دارند؟‏

چه کسانی دعوا و مرافعه می‌کنند؟‏ چه کسانی از همه چیز ناراضی هستند؟‏

چه کسانی بی‌دلیل زخمی می‌شوند؟‏ چه کسانی چشمانشان کِدِر و بی‌حال می‌شود؟‏

۳۰ کسانی که ساعت‌ها می‌نشینند و شراب می‌خورند،‏+

و به دنبال شرابی می‌گردند که با ادویه مخلوط شده.‏

۳۱ شیفتهٔ رنگ قرمز شراب نشو؛‏

شرابی که در لیوان به تو چشمک می‌زند و به‌راحتی از گلویت پایین می‌رود؛‏

۳۲ چون در آخر مثل مار نیش می‌زند،‏

و مثل افعی زهرش را می‌ریزد.‏

۳۳ همین طور چیزهای عجیب و غریب می‌بینی،‏*

و دلت باعث می‌شود که حرف‌های بد و ناشایست بزنی.‏+

۳۴ مثل کسی می‌شوی که در وسط دریا شناور است،‏

کسی که روی دکل کشتی دراز کشیده.‏

۳۵ با خودت می‌گویی:‏

‏«کتکم زدند،‏ ولی من چیزی حس نکردم.‏

مرا زدند،‏ ولی نفهمیدم.‏

کی بیدار می‌شوم + تا دوباره مشروب بخورم؟‏»‏

۲۴ به شریران حسادت نکن،‏

و مشتاق هم‌نشینی با آن‌ها نباش؛‏+

۲ چون تمام فکر و ذکر آن‌ها خشونت است،‏*

و مدام دربارهٔ آسیب رساندن به دیگران صحبت می‌کنند.‏

۳ حکمت است که خانه* را بنا می‌کند،‏+

و قدرت تشخیص است که آن را استوار نگه می‌دارد.‏

۴ دانش،‏ اتاق‌هایش را پر می‌کند،‏

پر از انواع گنج‌های باارزش و زیبا.‏+

۵ شخص دانا قدرتمند است،‏+

و قدرت انسان با کسب دانش،‏ بیشتر می‌شود.‏

۶ برای رفتن به جنگ،‏ به راهنمایی‌های خردمندانه* نیاز است،‏+

و راهنمایی مشاوران زیاد باعث پیروزی* می‌شود.‏+

۷ آدم نادان نمی‌تواند به حکمت واقعی دست پیدا کند؛‏+

او کنار دروازهٔ شهر حرفی برای گفتن ندارد.‏

۸ کسی که نقشه‌های پلید می‌کشد،‏

بین مردم به عنوان استاد حقه‌بازی* شناخته می‌شود.‏+

۹ نقشه‌های آدم نادان گناه‌آلود است،‏

و کسی که همه چیز را مسخره می‌کند،‏ مورد نفرت مردم است.‏+

۱۰ اگر در زمان‌های سخت* دلسرد شوی،‏

نیرویت کم می‌شود.‏

۱۱ کسانی را که با مرگ روبرو هستند نجات بده،‏

و به نجات کسانی بشتاب که در خطر کشته شدن هستند.‏+

۱۲ اگر بگویی،‏ «ولی ما چیزی در این باره نمی‌دانستیم،‏»‏

آیا خدایی که دل‌ها* را محک می‌زند،‏ متوجه آن نمی‌شود؟‏+

بله،‏ خدایی که به تو توجه دارد،‏ همه چیز را می‌داند،‏

و هر کس را به سزای کارهایش خواهد رساند.‏+

۱۳ فرزندم عسل بخور،‏ چون برایت مفید است؛‏

خوردن عسل از شانهٔ عسل،‏ دهانت را شیرین می‌کند.‏

۱۴ به همین شکل،‏ بدان که حکمت هم برایت مفید* است.‏+

اگر حکمت به دست بیاوری،‏ آیندهٔ خوبی خواهی داشت،‏

و امیدت به باد نمی‌رود.‏+

۱۵ با نیّت بد نزدیک خانهٔ شخص درستکار کمین نکن،‏

و محل استراحت و آسایش او را خراب نکن.‏

۱۶ شخص درستکار حتی اگر هفت بار زمین بخورد،‏ باز هم بلند می‌شود،‏+

اما آدم شریر وقتی با مصیبت روبرو می‌شود،‏ می‌لغزد و می‌افتد.‏+

۱۷ وقتی دشمنت می‌افتد خوشحال نشو،‏

و وقتی می‌لغزد در دلت شاد نشو؛‏+

۱۸ چون یَهُوَه این کار تو را می‌بیند و ناراحت می‌شود،‏

و دیگر از دشمنت خشمگین نخواهد بود.‏+

۱۹ خودت را به خاطر بدکاران ناراحت نکن،‏*

و به شریران حسادت نکن؛‏

۲۰ چون بدکاران هیچ آینده‌ای ندارند،‏+

و چراغ شریران خاموش خواهد شد.‏+

۲۱ فرزندم،‏ برای یَهُوَه و پادشاه احترامی عمیق قائل باش،‏*‏+

و با شورشگران هم‌نشین نشو؛‏+

۲۲ چون نابودی آن‌ها ناگهانی خواهد بود،‏+

و هیچ کس نمی‌داند که آن دو* چه بلایی بر سرشان می‌آورند!‏+

۲۳ این‌ها هم گفته‌های افراد داناست:‏

تبعیض قائل شدن موقع قضاوت کار درستی نیست.‏+

۲۴ هر کسی که به آدم شریری بگوید،‏ «تو درستکار هستی،‏»‏+

قوم‌ها او را نفرین می‌کنند و ملت‌ها محکومش می‌کنند.‏

۲۵ اما کسانی که او را توبیخ می‌کنند،‏ آیندهٔ خوبی خواهند داشت،‏+

و برکت‌های فراوانی نصیبشان می‌شود.‏+

۲۶ مردم به کسی که صادقانه جواب می‌دهد احترام می‌گذارند.‏*‏+

۲۷ اول بیرون از خانه،‏ کاری دست و پا کن و همه چیز را در مزرعه آماده کن؛‏

بعد خانه و خانواده تشکیل بده.‏*

۲۸ بدون داشتن دلیل و مدرک علیه همنوعت* شهادت نده،‏+

و زبانت را برای فریب دیگران به کار نبر.‏+

۲۹ نگو،‏ «همان کاری را که با من کرد،‏ من هم با او می‌کنم؛‏

کارش را تلافی می‌کنم!‏»‏*‏+

۳۰ از کنار مزرعهٔ آدمی تنبل،‏+

و باغ انگور آدمی کم‌عقل گذشتم.‏

۳۱ دیدم که پر از علف‌های هرز است؛‏

گزنه‌ها زمین را پوشانده بود،‏

و دیوارهای سنگی‌اش خراب شده بود.‏+

۳۲ با دیدن آن منظره به فکر فرو رفتم،‏*

و از چیزهایی که دیدم این درس را گرفتم:‏

۳۳ کمی خواب،‏ کمی چرت،‏

کمی دست روی دست گذاشتن برای استراحت،‏

۳۴ باعث می‌شود که فقر مثل یک راهزن سراغت بیاید،‏

و تنگدستی مثل یک شخص مسلّح تو را غافلگیر کند.‏+

۲۵ این‌ها هم امثال سلیمان است + که خادمان حِزِقیا،‏+ پادشاه یهودا آن‌ها را رونویسی* کردند:‏

۲ شکوه و جلال خدا در این است که موضوعی را مخفی نگه می‌دارد،‏+

و شکوه پادشاه در این است که به عمق موضوعی پی می‌برد.‏

۳ غیرممکن است که بتوان پی برد در دل پادشاهان چه می‌گذرد،‏

درست همان طور که نمی‌توان به بلندی آسمان‌ها و عمق زمین پی برد.‏

۴ ناخالصی‌های نقره را از آن جدا کن

تا نقره‌ای خالص و برّاق به دست آوری.‏+

۵ شریران را از حضور پادشاه دور کن

تا سلطنتش پایدار بماند و با عدالت حکمرانی کند.‏+

۶ خودت را جلوی پادشاه بزرگ نکن،‏+

و در جای بزرگان ننشین؛‏+

۷ چون بهتر است پادشاه خودش به تو بگوید،‏ «بیا این بالا بنشین،‏»‏

تا این که تو را جلوی اشراف‌زادگان خوار و کوچک کند.‏+

۸ وقتی از همنوعت* شکایت داری،‏ با عجله به دادگاه نرو،‏

چون اگر بعداً ثابت شود که حق با او بوده و شرمنده شوی،‏ چه کار می‌کنی؟‏+

۹ مسئله را با همنوعت حل کن،‏+

اما رازی را که به تو گفته شده* فاش نکن،‏+

۱۰ مبادا کسی که آن را می‌شنود،‏ تو را شرمنده کند،‏

و نتوانی خبر بدی* را که پخش کرده‌ای پس بگیری.‏

۱۱ حرفی که به‌موقع زده شود،‏+

مثل سیب‌های طلا در ظرف* نقره زیباست.‏

۱۲ کسی که گوش شنوا دارد و توبیخ شخص دانا را قبول می‌کند،‏+

مثل این است که خود را با گوشوارهٔ طلا و زیورآلاتی از طلای مرغوب آراسته می‌کند.‏

۱۳ پیام‌رسان قابل اعتماد برای فرستنده‌اش،‏

مثل آب خنک در گرمای تابستان است،‏*

و به اربابش جانی تازه می‌دهد.‏+

۱۴ کسی که به سخاوت خود می‌بالد،‏ ولی چیزی به دیگران نمی‌دهد،‏+

مثل ابر و بادی است که باران نمی‌آورد.‏

۱۵ با صبر می‌توان فرماندهٔ لشکر را متقاعد کرد،‏

و زبان نرم می‌تواند استخوان را بشکند.‏+

۱۶ اگر عسل پیدا کردی فقط به اندازهٔ لازم بخور،‏

چون اگر در خوردنش زیاده‌روی کنی آن را بالا می‌آوری.‏+

۱۷ بیش از حد به خانهٔ دوستت* نرو،‏

مبادا از دیدنت خسته شود و از تو نفرت پیدا کند.‏

۱۸ کسی که علیه همنوعش شهادت دروغ دهد،‏+

مثل گرز و شمشیر و تیرِ تیز است.‏

۱۹ اعتماد کردن به آدم غیر قابل اعتماد* در زمان سختی،‏

مثل جویدن با دندان شکسته و دویدن با پای لنگ است.‏

۲۰ آواز خواندن جلوی آدم غمگین،‏* برای او آزاردهنده است،‏+

درست مثل درآوردن لباس در هوای سرد،‏

و ریختن سرکه روی جوش‌شیرین.‏*

۲۱ اگر دشمنت* گرسنه است به او نان بده،‏

و اگر تشنه است به او آب بده؛‏+

۲۲ چون با این کار زغال‌های افروخته روی سرش انبار می‌کنی،‏*‏+

و یَهُوَه به تو پاداش خواهد داد.‏

۲۳ باد شمالی با خود باران شدید می‌آورد،‏

و غیبت کردن باعث عصبانیت دیگران می‌شود.‏+

۲۴ بهتر است انسان در یک گوشهٔ پشت‌بام زندگی کند،‏

تا این که با زنی که مدام غرغر* می‌کند زیر یک سقف به سر ببرد.‏+

۲۵ خبر خوب از سرزمینی دور،‏+

مثل آب خنک برای جان تشنه* است.‏

۲۶ سازش آدم درستکار با شخص شریر،‏

مثل گل‌آلود کردن چشمهٔ آب و آلوده کردن چاه است.‏

۲۷ زیاده‌روی در خوردن عسل،‏ خوب نیست،‏+

به دنبال جلال خود بودن هم جلال نیست.‏*‏+

۲۸ کسی که نمی‌تواند خشمش را کنترل کند،‏*‏+

مثل شهری بی‌دیوار است که به آن نفوذ کرده باشند.‏

۲۶ عزّت و احترام قائل شدن برای آدم احمق،‏+

مثل بارش برف در تابستان یا بارش باران در فصل درو است.‏

۲ همان طور که بال زدن پرنده‌ها و پرواز پرستوها بی‌دلیل نیست،‏

کسی هم بی‌دلیل لعنت نمی‌شود.‏*

۳ شلاق برای اسب است،‏ افسار برای الاغ،‏+

و چوب هم برای زدن به پشت آدم‌های احمق.‏+

۴ به شخص احمق طبق حرف‌های احمقانهٔ خودش جواب نده،‏

مبادا خودت را با او هم‌سطح کنی.‏

۵ به شخص احمق طبق حرف‌های احمقانهٔ خودش جواب بده،‏

مبادا فکر کند که عاقل است.‏+

۶ کسی که کاری را به دست آدم احمق می‌سپارد،‏

مثل کسی است که پای خودش را لنگ می‌کند و به خودش آسیب می‌رساند.‏

۷ ضرب‌المثلی که از دهان احمقان بیرون می‌آید،‏+

مثل پاهای لنگ* یک معلول است.‏

۸ تعریف و تمجید از یک آدم احمق،‏+

مثل بستن سنگ به قلاب‌سنگ* است.‏

۹ ضرب‌المثلی که از دهان احمقان بیرون می‌آید،‏

مثل گیاه خارداری است که به دست یک آدم مست می‌افتد.‏

۱۰ کسی که آدم احمق یا هر رهگذری را استخدام کند،‏

مثل کمانگیری است که بی‌هدف همه را زخمی می‌کند.‏

۱۱ آدم احمقی که کار احمقانه‌اش را تکرار می‌کند،‏+

مثل سگی است که سراغ استفراغ خود برمی‌گردد.‏

۱۲ آیا کسی را دیده‌ای که در نظر خودش داناست؟‏+

به آدم احمق امید بیشتری است تا به او!‏

۱۳ آدم تنبل می‌گوید:‏ «شیری جوان در راه در کمین است!‏

شیری وسط خیابان است!‏»‏+

۱۴ آدم تنبل مثل دری که روی لولایش می‌چرخد،‏

روی تخت‌خوابش به این طرف و آن طرف می‌غلتد.‏+

۱۵ آدم تنبل دستش را در ظرف غذا فرو می‌برد،‏

اما از روی تنبلی لقمه را در دهانش نمی‌گذارد.‏+

۱۶ آدم تنبل خودش را دانا می‌داند،‏

حتی داناتر از هفت شخص عاقل که جواب‌های سنجیده می‌دهند.‏

۱۷ رهگذری که به خاطر دعوای دیگران عصبانی می‌شود،‏*‏+

مثل کسی است که گوش سگی را می‌کشد.‏

۱۸ آدم دیوانه به هر طرف تیرهای آتشین و مرگبار پرتاب می‌کند؛‏

۱۹ شخصی که همنوعش را فریب بدهد و بگوید،‏ «فقط شوخی کردم!‏» مثل همان آدم دیوانه است.‏+

۲۰ اگر هیزم نباشد آتش خاموش می‌شود،‏

و اگر آدم تهمت‌زنی نباشد دعوا و مرافعه فرو می‌نشیند.‏+

۲۱ همان طور که زغال و هیزم،‏ آتش را شعله‌ور می‌کند،‏

آدم ستیزه‌جو هم دعوا و مرافعه راه می‌اندازد.‏+

۲۲ حرف‌های آدم تهمت‌زن،‏ مثل لقمه‌های لذیذی است

که بلعیده می‌شود و به شکم فرو می‌رود.‏+

۲۳ حرف‌های بامحبتی که از دلی شریر می‌آید،‏+

مثل روکش نقره برای یک تکه سفال است.‏

۲۴ کسی که از دیگران نفرت دارد،‏ با حرف‌هایش نفرتش را پنهان می‌کند،‏

و فریب و دروغ را در دلش نگه می‌دارد.‏

۲۵ او حرف‌های دلنشین می‌زند،‏ ولی به او اعتماد نکن،‏

چون هفت چیز نفرت‌انگیز در دلش است.‏*

۲۶ او با دروغ و فریب نفرتش را پنهان می‌کند،‏

اما نیّت‌های شریرانه‌اش جلوی دیگران* آشکار می‌شود.‏

۲۷ کسی که چاه می‌کند خودش در آن می‌افتد،‏

و کسی که سنگی را می‌غلتاند،‏ آن سنگ به طرف خودش برمی‌گردد.‏+

۲۸ آدم دروغگو از کسانی که به آن‌ها صدمه رسانده نفرت دارد،‏

و حرف‌های آدم چاپلوس ویرانی به بار می‌آورد.‏+

۲۷ به کارهایی که فردا می‌خواهی بکنی فخر نکن،‏

چون نمی‌دانی فردا چه پیش خواهد آمد.‏+

۲ بگذار شخص دیگری* از تو تعریف و تمجید کند،‏ نه دهان خودت؛‏

بگذار دیگران* این کار را بکنند،‏ نه زبان خودت.‏+

۳ سنگ،‏ سنگین است و ماسه هم وزنش زیاد است،‏

اما رنجشی که آدم احمق ایجاد می‌کند،‏ از هر دو سنگین‌تر است.‏+

۴ خشم،‏ بی‌رحم است و مثل طوفان ویران می‌کند،‏

اما کیست که بتواند حسادت را تحمّل کند؟‏+

۵ توبیخِ آشکار از محبت پنهان بهتر است.‏+

۶ زخم‌هایی که از دوست برسد نشانهٔ وفاداری است،‏+

ولی بوسه‌های دشمن فراوان* است.‏

۷ آدم سیر عسل تازه* را رد می‌کند،‏

اما برای آدم گرسنه حتی چیزهای تلخ هم شیرین است.‏

۸ کسی که خانه‌اش را ترک می‌کند،‏

مثل پرنده‌ای است که از لانه‌اش آواره شده.‏

۹ دوستی‌های شیرین که با پندهای صادقانه شکل می‌گیرد،‏+

مثل روغن و عطر،‏* دل انسان را شاد می‌کند.‏

۱۰ دوست خود و دوست پدرت را ترک نکن،‏

و وقتی در سختی هستی به خانهٔ برادرت نرو؛‏

همسایهٔ نزدیک بهتر از برادری است که از تو دور است.‏+

۱۱ فرزندم،‏ عاقل و دانا باش* و دل مرا شاد کن +

تا بتوانم جواب کسی را که مرا سرزنش می‌کند* بدهم.‏+

۱۲ آدم عاقل* خطر را می‌بیند و از آن دوری می‌کند،‏+

اما آدم بی‌تجربه به طرف خطر می‌رود و گرفتار عواقب آن می‌شود.‏

۱۳ لباس کسی را که ضامن غریبه‌ای می‌شود گرو بگیر،‏

و از کسی که ضامن زن بیگانه‌ای* می‌شود چیزی گرو بگیر.‏+

۱۴ اگر کسی صبح زود با صدای بلند به همنوعش برکت بدهد،‏*

همنوعش آن را یک لعنت به حساب می‌آورد.‏

۱۵ زنی که دائم غرغر* می‌کند،‏ مثل سقفی است که در روز بارانی مدام چکه می‌کند.‏+

۱۶ کسی که بتواند جلوی چنین زنی را بگیرد،‏ می‌تواند جلوی باد را بگیرد،‏

و روغن را در دست راستش نگه دارد.‏

۱۷ آهن آهن را تیز می‌کند،‏

و انسان هم دوستش را.‏*‏+

۱۸ کسی که از درخت انجیر نگهداری می‌کند،‏ از میوهٔ آن می‌خورد،‏+

و کسی که از اربابش مراقبت می‌کند،‏ به عزّت می‌رسد.‏+

۱۹ همان طور که انسان انعکاس صورتش را در آب می‌بیند،‏

شخص می‌تواند بازتابی از خودش را در دل دیگران ببیند.‏

۲۰ همان طور که گور* و مکان نابودی* سیر نمی‌شوند،‏+

چشم انسان هم هیچ وقت سیری ندارد.‏

۲۱ همان طور که کورهٔ آتش برای تصفیهٔ نقره و طلاست،‏+

تعریف و تمجید هم باعث می‌شود که انسان محک زده شود.‏

۲۲ آدم احمق را،‏

حتی اگر مثل غلّه در هاون بکوبی،‏

باز هم حماقتش از او جدا نمی‌شود.‏

۲۳ از وضع گله‌ات به‌خوبی آگاه باش،‏

و از گوسفندانت به‌خوبی مراقبت کن؛‏+

۲۴ چون دارایی و ثروت،‏ ابدی نیست،‏+

و تاج و تخت هم برای همهٔ نسل‌ها باقی نمی‌ماند.‏

۲۵ علف سبز از بین می‌رود و به جایش علف تازه درمی‌آید،‏

و از کوه‌ها علوفه جمع‌آوری می‌شود.‏

۲۶ با پشم قوچ‌های جوان می‌توانی لباس تهیه کنی،‏

و با فروش بزهای نر می‌توانی زمین بخری.‏

۲۷ به اندازهٔ کافی شیر بز خواهی داشت

تا خوراک خودت و اهالی خانه و کنیزانت تأمین شود.‏

۲۸ شریران وقتی کسی تعقیبشان نمی‌کند فرار می‌کنند،‏

ولی درستکاران مثل شیر،‏* شجاع و بی‌باکند.‏+

۲ اگر مردم سرزمینی خطاکار* باشند،‏ حاکم آنجا مرتب عوض می‌شود،‏+

اما حاکم می‌تواند با کمک مشاوری که قدرت تشخیص دارد و داناست،‏ مدت‌ها حکمرانی کند.‏+

۳ فقیری که از آدم نیازمند کلاهبرداری می‌کند،‏+

مثل باران شدیدی است که تمام محصول را با خود می‌برد.‏

۴ کسانی که قوانین* را زیر پا می‌گذارند،‏ از شریران تعریف و تمجید می‌کنند،‏

و کسانی که قوانین را رعایت می‌کنند،‏ از دست آن‌ها عصبانی می‌شوند.‏+

۵ شریران نمی‌توانند مفهوم عدالت را درک کنند،‏

اما کسانی که به دنبال یَهُوَه هستند،‏ می‌توانند همه چیز را درک کنند.‏+

۶ آدم فقیری که همیشه صادق و درستکار* است،‏

بهتر از آدم ثروتمندی است که همهٔ کارهایش خلاف است.‏+

۷ فرزندی که درک و فهم دارد،‏ قوانین* را رعایت می‌کند،‏

اما فرزندی که همنشین افراد شکم‌پرور است،‏ مایهٔ ننگ پدرش می‌شود.‏+

۸ کسی که با نزول‌خواری و سودجویی ثروتمند شود،‏+

اموالش به دست کسی می‌رسد که به فقیران لطف می‌کند.‏+

۹ کسی که نمی‌خواهد از قوانین* اطاعت کند،‏

حتی دعایش هم نفرت‌انگیز است.‏+

۱۰ کسی که درستکاران را با فریب به راه بد بکشد،‏ در دام خودش گرفتار می‌شود،‏+

اما نیکوکاران* پاداش خوبی خواهند گرفت.‏+

۱۱ آدم ثروتمند از نظر خودش داناست،‏+

اما آدم فقیری که قدرت تشخیص دارد،‏ از باطن او باخبر است.‏+

۱۲ وقتی درستکاران موفق می‌شوند،‏ مردم شادی زیادی می‌کنند،‏

اما وقتی شریران به قدرت می‌رسند،‏ مردم از ترس مخفی می‌شوند.‏+

۱۳ کسی که خطاهایش را مخفی نگه دارد موفق نمی‌شود،‏+

ولی کسی که به خطاهایش اعتراف کند و آن‌ها را تکرار نکند،‏ مورد رحمت قرار می‌گیرد.‏+

۱۴ کسی که همیشه مراقب رفتارش است* شاد و سعادتمند است،‏

اما آدم لجباز و خودرأی* دچار مصیبت می‌شود.‏+

۱۵ حاکم شریری که بر مردم مظلوم حکمرانی می‌کند،‏

مثل شیر غرّان و خرسِ مهاجم است.‏+

۱۶ رهبری که قدرت تشخیص ندارد،‏ از اختیاراتش سوءاستفاده می‌کند،‏+

اما کسی که از سود نامشروع متنفر است،‏ عمرش را طولانی خواهد کرد.‏+

۱۷ آدمی که خون کسی را به گردن دارد،‏ تا وقتی به گور* برود در حال فرار است.‏+

هیچ کس نباید از او حمایت کند.‏

۱۸ کسی که در راه درست* قدم برمی‌دارد نجات پیدا می‌کند،‏+

اما کسی که راه‌هایش منحرف است،‏ ناگهان سقوط می‌کند.‏+

۱۹ کسی که در زمینش کشت‌وکار می‌کند،‏ غذای فراوان خواهد داشت،‏

اما کسی که به دنبال کارهای بیهوده می‌رود،‏ گرفتار فقر می‌شود.‏+

۲۰ شخص وفادار برکت‌های زیادی نصیبش می‌شود،‏+

اما کسی که می‌خواهد یک‌شبه پولدار شود،‏ بی‌گناه نمی‌ماند.‏+

۲۱ تبعیض و طرفداری کار درستی نیست،‏+

اما هستند کسانی که به خاطر یک لقمه نان،‏ بدی می‌کنند.‏

۲۲ آدم حسود* تشنهٔ ثروت است،‏

غافل از این که فقر در انتظار اوست.‏

۲۳ اگر اشتباه کسی را به او گوشزد کنی،‏+

در آخر از تو بیشتر از کسی که پیش او چاپلوسی کرده قدردانی خواهد کرد.‏+

۲۴ کسی که از پدر و مادرش دزدی کند و بگوید،‏ «کار بدی نکرده‌ام،‏»‏+

همکار کسی است که باعث نابودی می‌شود.‏+

۲۵ آدم طمعکار* جنگ و دعوا راه می‌اندازد،‏

اما کسی که به یَهُوَه تکیه می‌کند،‏ موفق می‌شود.‏+

۲۶ کسی که به خودش* توکّل می‌کند احمق است،‏+

اما کسی که کارهایش از روی حکمت است در امان می‌ماند.‏+

۲۷ کسی که به فقیران کمک می‌کند،‏ چیزی کم نخواهد داشت،‏+

اما کسی که نیازهای آن‌ها را نادیده می‌گیرد،‏ بلاهای* زیادی بر سرش می‌آید.‏

۲۸ وقتی شریران به قدرت می‌رسند،‏ مردم خودشان را پنهان می‌کنند،‏

اما وقتی آن‌ها نابود می‌شوند،‏ تعداد درستکاران بیشتر می‌شود.‏+

۲۹ کسی که بارها توبیخ می‌شود و باز هم لجبازی* می‌کند،‏+

ناگهان طوری از پا درمی‌آید که دیگر شفا پیدا نمی‌کند.‏+

۲ وقتی تعداد درستکاران زیاد است،‏ مردم شادی می‌کنند،‏

اما وقتی شریران حکمرانی می‌کنند،‏ مردم می‌نالند.‏+

۳ کسی که حکمت را دوست داشته باشد،‏ باعث خوشحالی پدرش می‌شود،‏+

اما کسی که همنشین فاحشه‌ها باشد،‏ دارایی‌اش را به باد می‌دهد.‏+

۴ پادشاه عادل به مملکت ثبات می‌دهد،‏+

اما کسی که به دنبال رشوه است،‏ مملکت را به نابودی می‌کشد.‏

۵ کسی که با چاپلوسی از همنوعش تعریف کند،‏

در واقع جلوی پای او دام می‌گذارد.‏+

۶ بدکاران در دام خطاهایشان می‌افتند،‏+

اما درستکاران شادی می‌کنند و از خوشحالی فریاد می‌زنند.‏+

۷ درستکاران به فکر حق و حقوق فقیران هستند،‏+

اما شریران به این موضوع اهمیتی نمی‌دهند.‏+

۸ افراد فخرفروش و خودپسند شهر را به آشوب می‌کشند،‏*‏+

اما افراد دانا خشم مردم را فرو می‌نشانند.‏+

۹ اگر شخص دانا با آدمی احمق جرّوبحث کند،‏

نتیجه‌ای جز تمسخر و داد و بیداد ندارد و کار به جایی نمی‌رسد.‏+

۱۰ کسانی که تشنهٔ خون هستند،‏ از افراد بی‌گناه متنفرند،‏+

و قصد جان درستکاران را دارند.‏*

۱۱ آدم احمق تمام احساساتش* را بیرون می‌ریزد،‏+

اما آدم عاقل احساساتش را با آرامش کنترل می‌کند.‏+

۱۲ اگر حاکمی به حرف‌های دروغ گوش دهد،‏

همهٔ خادمانش شریر می‌شوند.‏+

۱۳ فقیران و ظالمان در یک چیز مثل هم هستند:‏

این که یَهُوَه به هر دوی آن‌ها زندگی داده است.‏*

۱۴ پادشاهی که بر فقیران عادلانه داوری کند،‏+

حکومتش همیشه پابرجا خواهد ماند.‏+

۱۵ توبیخ و چوب تنبیه به انسان حکمت می‌دهد،‏+

اما بچه‌ای که تربیت نشود،‏ باعث شرمندگی مادرش می‌شود.‏

۱۶ وقتی شریران زیاد شوند،‏ خطا و گناه هم بیشتر می‌شود،‏

اما درستکاران شاهد نابودی آن‌ها خواهند بود.‏+

۱۷ فرزندت را تأدیب کن

تا باعث شادی فراوان و آرامش‌خاطر تو شود.‏+

۱۸ در جایی که راهنمایی‌های خدا* نباشد مردم سرکش می‌شوند،‏+

اما کسانی که قوانین را رعایت می‌کنند،‏ شاد و سعادتمندند.‏+

۱۹ خادم فقط با نصیحت اصلاح نمی‌شود،‏

چون با این که آن را می‌فهمد،‏ به آن عمل نمی‌کند.‏+

۲۰ آیا کسی را دیده‌ای که بدون فکر و با عجله صحبت کند؟‏+

به آدم نادان امید بیشتری است تا به او!‏+

۲۱ خادمی که از جوانی در ناز و نعمت باشد،‏

در نهایت آدمی قدرنشناس می‌شود.‏

۲۲ کسی که زود از کوره درمی‌رود،‏ جنگ و دعوا راه می‌اندازد؛‏+

کسی که نمی‌تواند جلوی خشمش را بگیرد،‏ گناهان زیادی می‌کند.‏+

۲۳ غرور انسان،‏ او را خوار و کوچک می‌کند،‏+

اما کسی که فروتن است به عزّت و احترام می‌رسد.‏+

۲۴ کسی که با دزد همدست می‌شود،‏ دشمن جان خودش است.‏

اگر او را برای شهادت دادن به دادگاه احضار کنند،‏* چیزی نمی‌گوید.‏+

۲۵ ترس از انسان یک دام است،‏+

اما کسی که به یَهُوَه توکّل می‌کند،‏ محفوظ می‌ماند.‏+

۲۶ خیلی‌ها می‌خواهند مورد لطف حاکم قرار بگیرند،‏*

اما یَهُوَه است که انصاف و عدالت را برای انسان برقرار می‌کند.‏+

۲۷ درستکاران از کسی که رفتارش عادلانه نیست متنفرند،‏+

اما شخص شریر از کسی که در راه راست قدم برمی‌دارد متنفر است.‏+

۳۰ این پیام مهمی است که آگور پسر یاکه به ایتی‌ئیل و اوکال گفت:‏

۲ من از همهٔ انسان‌ها نادان‌ترم،‏+

و درک و فهمی را که انسان باید داشته باشد ندارم.‏

۳ حکمت را یاد نگرفته‌ام،‏

و دانشی را که خدای مقدّس دارد،‏ ندارم.‏

۴ کیست که به آسمان بالا رفته و از آنجا پایین آمده باشد؟‏+

کیست که باد را در کف دست‌هایش جمع کرده باشد؟‏

کیست که آب‌ها را در ردایش پیچیده باشد؟‏+

کیست که حد و مرزهای زمین را برقرار کرده باشد؟‏+

اسم او چیست؟‏ اسم پسرش چیست؟‏ اگر می‌دانی بگو!‏

۵ همهٔ گفته‌های خدا پاک* است.‏+

او سپر کسانی است که به او پناه می‌برند.‏+

۶ به گفته‌های خدا چیزی اضافه نکن؛‏+

وگرنه او تو را توبیخ می‌کند،‏

و ثابت می‌شود که دروغگو هستی.‏

۷ خدایا دو چیز از تو می‌خواهم؛‏

خواهش می‌کنم تا زنده‌ام خواسته‌ام را برآورده کن.‏

۸ دروغ و فریب را از زبانم دور کن.‏+

نه فقر به من بده،‏ نه ثروت.‏

فقط روزی‌ام را به من بده؛‏+

۹ چون اگر ثروتمند شوم،‏ شاید تو را انکار کنم و بگویم:‏ «یَهُوَه کیست؟‏»‏+

یا اگر فقیر شوم،‏ شاید دزدی کنم و اسم خدایم را بی‌حرمت کنم.‏

۱۰ از یک خادم جلوی اربابش بدگویی نکن،‏

چون ممکن است تو را نفرین کند و به خاطر این کارت مقصر شمرده شوی.‏+

۱۱ هستند کسانی* که پدرشان را نفرین می‌کنند،‏

و به مادرشان بی‌احترامی می‌کنند.‏*‏+

۱۲ هستند کسانی* که از نظر خودشان پاک و بی‌عیبند،‏+

اما از ناپاکی‌هایشان* پاک نشده‌اند.‏

۱۳ هستند کسانی که خیلی مغرورند،‏

و دیدی تحقیرآمیز به دیگران دارند!‏+

۱۴ هستند کسانی که دندان‌هایشان مثل شمشیر است،‏

و فکشان مثل چاقویی تیز.‏*

آن‌ها درماندگان زمین را می‌بلعند،‏

و به فقیرانی که در بین مردم هستند ظلم می‌کنند.‏+

۱۵ زالوها دو دختر دارند که فریاد می‌کشند:‏ «بِده!‏ بِده!‏»‏

سه چیز هست که سیر نمی‌شوند؛‏

حتی چهار چیز هست که هیچ وقت نمی‌گویند:‏ «کافی است!‏»‏

۱۶ یعنی گور،‏*‏+ رَحِم نازا،‏

زمینی که بی‌آب است،‏

و آتش که هیچ وقت نمی‌گوید:‏ «کافی است!‏»‏

۱۷ کسی* که پدرش را مسخره کند و اطاعت از مادرش برای او بی‌ارزش باشد،‏+

کلاغ‌های درّه* چشمش را درمی‌آورند،‏

و عقاب‌های جوان آن را می‌خورند.‏+

۱۸ سه چیز هست که برایم قابل درک نیستند؛‏

حتی چهار چیز هست که آن‌ها را نمی‌فهمم:‏

۱۹ این که چطور عقاب در آسمان پرواز می‌کند،‏

چطور مار روی صخره‌ها می‌خزد،‏

چطور کشتی در دریاها حرکت می‌کند،‏

و چطور مردی دل زن جوانی را به دست می‌آورد.‏

۲۰ زنی زناکار این طور رفتار می‌کند:‏

او می‌خورَد و دهانش را پاک می‌کند،‏

و می‌گوید:‏ «من هیچ کار اشتباهی نکرده‌ام!‏»‏+

۲۱ سه چیز هست که زمین را می‌لرزاند؛‏

حتی چهار چیز هست که مردم زمین تاب تحمّل آن‌ها را ندارند:‏

۲۲ یعنی غلامی که پادشاه می‌شود،‏+

احمقی که پرخوری می‌کند،‏

۲۳ زنی نفرت‌انگیز که با مردی ازدواج می‌کند،‏

و کنیزی که جای بانوی خود را می‌گیرد.‏+

۲۴ چهار موجود زنده روی زمین هست که هرچند کوچکند،‏

اما حکمت غریزی* دارند:‏+

۲۵ مورچه‌ها موجوداتی قوی نیستند،‏

اما غذایشان را در تابستان ذخیره می‌کنند.‏+

۲۶ خرگوش‌های کوهی + موجوداتی پرقدرت نیستند،‏

اما خانه‌هایشان را بین صخره‌ها می‌سازند.‏+

۲۷ ملخ‌ها + پادشاه ندارند،‏

اما مثل ارتشی منظم* پیش می‌روند.‏+

۲۸ مارمولک‌ها*‏+ با پاهایشان به دیوار می‌چسبند،‏

و وارد کاخ پادشاه می‌شوند.‏

۲۹ سه چیز هست که نحوهٔ راه رفتنشان چشمگیر است؛‏

حتی چهار چیز هست که نحوهٔ حرکتشان چشمگیر است:‏

۳۰ شیر که قدرتمندترین حیوان است،‏

و از هیچ کس فرار نمی‌کند؛‏+

۳۱ سگ شکاری،‏* بز نر،‏

و پادشاهی که ارتشش با اوست.‏

۳۲ اگر از روی حماقت،‏ خودت را بزرگ جلوه داده‌ای +

یا در فکر هستی که این کار را بکنی،‏

جلوی دهانت را بگیر و چیزی نگو.‏+

۳۳ همان طور که از زدن شیر کره به دست می‌آید،‏

و فشار آوردن به بینی باعث خونریزی می‌شود،‏

خشمگین کردن دیگران هم باعث دعوا و مرافعه می‌شود.‏+

۳۱ این‌ها گفته‌های لِموئیل پادشاه است،‏ یعنی تعالیم مهمی که مادرش به او داد:‏+

۲ ای پسرم،‏ چه بگویم؟‏

ای جگرگوشه‌ام،‏* چه بگویم؟‏

ای پسرم که جواب نذرهایم هستی،‏ چه بگویم؟‏+

۳ نیرویت را صرف زنان نکن،‏+

و دنبال کارهایی نرو که پادشاهان را به نابودی می‌کشد.‏+

۴ ای لِموئیل،‏ شایستهٔ پادشاهان نیست،‏

شایستهٔ پادشاهان نیست که شراب بخورند!‏

و شایستهٔ حاکمان نیست که بگویند:‏ «شرابم کجاست؟‏»‏+

۵ مبادا شراب بخورند و قوانین را فراموش کنند،‏

و حق و حقوق مظلومان را زیر پا بگذارند.‏

۶ مشروب را به کسانی بده که در حال مرگند،‏+

و شراب را به کسانی که افسرده و پریشانند.‏+

۷ بگذار بنوشند تا فقر و درماندگی‌شان را فراموش کنند؛‏

بگذار مشکلاتشان را به کلّی از یاد ببرند.‏

۸ دهان خود را باز کن،‏

و از حق کسانی که بی‌زبان و بیچاره‌اند* دفاع کن.‏+

۹ دهان خود را باز کن و عادلانه قضاوت کن؛‏

مدافع حق مظلومان و فقیران باش.‏+

א [‏الف‏]‏

۱۰ چه کسی می‌تواند یک زن خوب* پیدا کند؟‏+

ارزش چنین زنی خیلی بیشتر از مرجان‌هاست!‏*

ב [‏ب‏]‏

۱۱ شوهرش از صمیم دل به او اعتماد دارد،‏

و به خاطر او محتاج چیزی نیست.‏

ג [‏ج‏]‏

۱۲ چنین زنی در تمام روزهای زندگی‌اش،‏

به شوهرش خوبی می‌کند،‏ نه بدی.‏

ד [‏د‏]‏

۱۳ پشم و کتان می‌گیرد،‏

و مشتاقانه با دست‌هایش کار می‌کند.‏+

ה [‏هـ‍‏]‏

۱۴ او مثل کشتی‌های یک تاجر است،‏+

و برای تهیهٔ غذا به جاهای دور می‌رود.‏

ו [‏و‏]‏

۱۵ قبل از روشن شدن هوا بیدار می‌شود،‏

برای اهل خانه‌اش غذا آماده می‌کند،‏

و سهم* کنیزانش را کنار می‌گذارد.‏+

ז [‏ز‏]‏

۱۶ زمینی را در نظر می‌گیرد و آن را می‌خرد،‏

و با دسترنج* خود درختان انگور می‌کارد.‏

ח [‏ح‏]‏

۱۷ خودش را برای کار سخت آماده می‌کند،‏*‏+

و قدرت بازوهایش را به کار می‌گیرد.‏

ט [‏ط‏]‏

۱۸ معامله‌هایی انجام می‌دهد که برایش سود داشته باشد،‏

و شب‌ها چراغش خاموش نمی‌شود.‏

י [‏ی‏]‏

۱۹ با دست‌هایش چوب نخ‌ریسی را می‌گیرد،‏

و نخ را به دور دوک می‌پیچد.‏*‏+

כ [‏ک‏]‏

۲۰ دستش را برای کمک به نیازمندان دراز می‌کند،‏

و نسبت به فقیران دست و دلباز است.‏+

ל [‏ل‏]‏

۲۱ وقتی برف می‌بارد،‏ نگران اهل خانه‌اش نیست،‏

چون همهٔ آن‌ها لباس‌های گرم* به تن دارند.‏

מ [‏م‏]‏

۲۲ ملافه‌های تختش را خودش می‌دوزد،‏

و لباس‌هایش از کتان و پشم ارغوانی است.‏

נ [‏ن‏]‏

۲۳ شوهرش کنار دروازه‌های شهر با ریش‌سفیدان محل می‌نشیند،‏

و آنجا همه او را می‌شناسند.‏+

ס [‏س‏]‏

۲۴ لباس‌های* کتان می‌دوزد و آن‌ها را می‌فروشد؛‏

تاجران هم از او کمربند می‌خرند.‏

ע [‏ع‏]‏

۲۵ قوّت و عزّت را مثل لباسی به تن دارد،‏

و با اطمینان به آینده نگاه می‌کند.‏*

פ [‏پ‏]‏

۲۶ گفته‌هایش از روی حکمت است،‏+

و تعالیم محبت‌آمیز* به زبان می‌آورد.‏

צ [‏ص‏]‏

۲۷ بر کارهای اهل خانه‌اش نظارت دارد،‏

و هیچ وقت تنبلی نمی‌کند.‏*‏+

ק [‏ق‏]‏

۲۸ بچه‌هایش بلند می‌شوند و از او قدردانی می‌کنند.‏

شوهرش هم بلند می‌شود و او را تحسین و تمجید می‌کند.‏

ר [‏ر‏]‏

۲۹ شوهرش به او می‌گوید:‏ «زنان خوب* زیادند،‏

ولی تو،‏ تو از همهٔ آن‌ها بهتری.‏»‏

ש [‏ش‏]‏

۳۰ جذابیت،‏ فریبنده است و زیبایی زودگذر،‏+

اما زنی که برای یَهُوَه احترامی عمیق قائل است،‏* تحسین و تمجید می‌شود.‏+

ת [‏ت‏]‏

۳۱ پاداش کارهایش را به او بدهید،‏+

و او را به خاطر کارهایش کنار دروازه‌های شهر تحسین و تمجید کنید.‏+

یا:‏ «تأدیب.‏»‏

یا:‏ «عادلانه.‏»‏

یا:‏ «حکایت‌ها.‏»‏

یا:‏ «ترس از یَهُوَه.‏»‏

یا:‏ «اصلاح شدن.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «پسرم.‏»‏

یا:‏ «تعلیم می‌دهد.‏»‏

یا:‏ «قوانین.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «پسرم.‏»‏

یا:‏ «شیول.‏» واژه‌نامه:‏ ‏«شیول.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «پسرم.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «تا کی بی‌تجربگی را دوست خواهید داشت.‏»‏

یا:‏ «وقتی توبیختان می‌کنم توبه کنید.‏»‏

یا:‏ «از یَهُوَه بترسند.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «از میوهٔ راهشان خواهند خورد.‏»‏

یا:‏ «از ثمرهٔ نقشه‌هایشان سیر خواهند شد.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «پسرم.‏»‏

یا:‏ «ترس از یَهُوَه.‏»‏

یا:‏ «حکمت کاربردی.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «راه‌های عدالت را دیده‌بانی می‌کند.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «از راه وفادارانش محافظت می‌کند.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «غریبه.‏» ظاهراً زنی که با معیارهای اخلاقی خدا غریبه است.‏

یا:‏ «حرف‌های اغواکننده.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «بیگانه.‏» ظاهراً زنی که با معیارهای اخلاقی خدا بیگانه است.‏

تحت‌اللفظی:‏ «دوست نزدیک.‏» یا:‏ «شریک.‏»‏

یا:‏ «انسان‌هایی که وفاداری‌شان را حفظ می‌کنند.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «پسرم.‏»‏

یا:‏ «قوانین.‏»‏

واژه‌نامه:‏ ‏«محبت پایدار.‏»‏

یا:‏ «حقیقت.‏»‏

یا:‏ «با تمام وجود.‏»‏

یا:‏ «از یَهُوَه بترس.‏»‏

یا:‏ «استخوان‌هایت را قوی خواهد کرد.‏»‏

یا:‏ «درآمدت.‏»‏

یا:‏ «حوضچه‌های.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «پسرم.‏»‏

واژه‌نامه:‏ ‏«مرجان.‏»‏

یا:‏ «با قدرت تشخیصش.‏»‏

یا:‏ «شبنم.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «پسرم.‏»‏

ظاهراً به خصوصیات خدا که در آیه‌های قبلی آمده اشاره می‌کند.‏

یا:‏ «حکمت کاربردی.‏»‏

یا:‏ «زندگی.‏»‏

یا:‏ «پسرانم.‏»‏

یا:‏ «قوانین.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «پسرم.‏»‏

یا:‏ «لغزششان.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «پسرم.‏»‏

یا احتمالاً:‏ «با دقت تصمیم بگیر که از کدام مسیر می‌خواهی بروی.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «پسرم.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «غریبه.‏» ظاهراً زنی که با معیارهای اخلاقی خدا غریبه است.‏

یا:‏ «مثل اَفسَنتین تلخ است.‏» واژه‌نامه:‏ ‏«اَفسَنتین.‏»‏

یا:‏ «شیول.‏» واژه‌نامه:‏ ‏«شیول.‏»‏

یا:‏ «راهی که به زندگی می‌رسد.‏»‏

یا:‏ «قدرت و اختیاراتت.‏»‏

یا:‏ «اصلاح.‏»‏

یا:‏ «چقدر دلم از توبیخ شدن بدش می‌آمد.‏»‏

یا:‏ «در میان جماعت.‏»‏

یا:‏ «روان.‏»‏

یا:‏ «منبع آبت.‏»‏

یا:‏ «بز وحشی.‏»‏

یا:‏ «مست شو.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «غریبه.‏» ظاهراً زنی که با معیارهای اخلاقی خدا غریبه است.‏

تحت‌اللفظی:‏ «بیگانه.‏» ظاهراً زنی که با معیارهای اخلاقی خدا بیگانه است.‏

یا:‏ «تأدیب.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «پسرم.‏»‏

یا:‏ «برای کسی وثیقه گذاشته‌ای.‏»‏

یا:‏ «دست داده‌ای.‏»‏

یا:‏ «همسایه‌ات.‏»‏

یا:‏ «حکمت بیاموز.‏»‏

یا:‏ «بی‌خاصیت.‏»‏

یا:‏ «دل.‏»‏

یا:‏ «هم‌ایمانان.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «پسرم.‏»‏

یا:‏ «قانون.‏»‏

یا:‏ «با تو سخن خواهد گفت.‏»‏

یا:‏ «قانون.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «بیگانه.‏» ظاهراً زنی که با معیارهای اخلاقی خدا بیگانه است.‏

تحت‌اللفظی:‏ «پسرم.‏»‏

یا:‏ «قوانینم.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «غریبه.‏» ظاهراً زنی که با معیارهای اخلاقی خدا غریبه است.‏

یا:‏ «حرف‌های وسوسه‌انگیز.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «بیگانه.‏» ظاهراً زنی که با معیارهای اخلاقی خدا بیگانه است.‏

یا:‏ «ساده‌لوح.‏»‏

یا:‏ «ماه کامل.‏»‏

یا:‏ «در کُنده بگذارند.‏» واژه‌نامه:‏ «کُنده.‏»‏

یا:‏ «شیول.‏» واژه‌نامه:‏ ‏«شیول.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «اتاق‌های اندرونی مرگ.‏»‏

یا:‏ «دلی دانا.‏»‏

واژه‌نامه:‏ ‏«مرجان.‏»‏

یا:‏ «ترس از یَهُوَه.‏»‏

یا:‏ «ارزش‌های موروثی.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «راهش.‏»‏

یا:‏ «دستاورد.‏»‏

یا:‏ «دوران بسیار کهن.‏»‏

یا:‏ «با دردهای زایمان زاده شدم.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «دایره.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «استوار و قوی کرد.‏»‏

یا:‏ «استوار کرد.‏»‏

یا:‏ «جلوی خانه‌ام بیدار بماند.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «حیوان خود را سر بریده.‏»‏

یا:‏ «شرابش را با ادویه قوی‌تر کرده.‏»‏

یا:‏ «بی‌تجربگی.‏»‏

یا:‏ «ترس از یَهُوَه است.‏»‏

یا:‏ «به خودت زیان می‌رسانی.‏»‏

یا:‏ «شیول.‏» واژه‌نامه:‏ ‏«شیول.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «پسر.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «پسر.‏»‏

یا:‏ «یاد و خاطرهٔ.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «فرمان‌ها.‏»‏

یا:‏ «پشت شخص.‏»‏

یا:‏ «تهمت.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «دل.‏»‏

یا:‏ «عدهٔ زیادی را هدایت می‌کند.‏»‏

یا:‏ «غمی؛‏ سختی‌ای.‏»‏

یا:‏ «ترس از یَهُوَه.‏»‏

یا:‏ «انتظار.‏»‏

یا:‏ «حرف‌های فریبنده.‏»‏

یا:‏ «حرف‌های فریبنده.‏»‏

یا:‏ «شخص فروتن.‏»‏

یا:‏ «وفاداری.‏»‏

یا:‏ «عادلانه؛‏ صادقانه.‏»‏

یا:‏ «افراد خدانشناس؛‏ افرادی که از خدا دور شده‌اند.‏»‏

یا:‏ «همسایه.‏»‏

یا:‏ «از دیگران متنفر است.‏»‏

یا:‏ «ماهرانه.‏»‏

یا:‏ «نجات.‏»‏

یا:‏ «چیزی گرو بگذارد.‏»‏

یا:‏ «برای توافق دست ندهد.‏»‏

یا:‏ «جذاب.‏»‏

یا:‏ «کسی که محبت پایدار دارد.‏» واژه‌نامه:‏ ‏«محبت پایدار.‏»‏

یا:‏ «خودش را رسوا می‌کند.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «کسانی که درستکاری می‌کارند.‏»‏

یا:‏ «منطق را رد می‌کند.‏»‏

یا:‏ «امید.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «دیگران را سیراب می‌کند.‏»‏

یا:‏ «رسوا کند.‏»‏

یا:‏ «کارهای درستکاران حیات‌بخش است.‏»‏

یا:‏ «از ریشه کنده نخواهند شد.‏»‏

یا:‏ «شایسته.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «برای ریختن خون در کمین می‌نشیند.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «نانی.‏»‏

یا:‏ «حیوانات اهلی‌اش.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «لب‌های.‏»‏

یا:‏ «کسانی که امین و وفادارند.‏»‏

یا:‏ «دوراندیش.‏»‏

یا:‏ «دل مضطرب.‏»‏

یا:‏ «اصلاح.‏»‏

یا:‏ «ثمرهٔ لب‌هایش.‏»‏

یا:‏ «پرحرفی می‌کند.‏»‏

یا:‏ «احساس رضایت خواهد داشت.‏»‏

یا:‏ «حکمت با کسانی است که مشورت می‌کنند.‏»‏

یا:‏ «ثروتی که بدون زحمت به دست آمده.‏»‏

یا:‏ «امیدی که به تعویق افتاده.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «دل را بیمار می‌کند.‏»‏

یا:‏ «قوانین.‏»‏

یا:‏ «دوراندیش.‏»‏

یا:‏ «دانش.‏»‏

یا:‏ «شفا می‌آورد.‏»‏

یا:‏ «اصلاح.‏»‏

یا:‏ «شاید او قربانی بی‌عدالتی شود.‏»‏

یا:‏ «چوب تنبیه را برای فرزندش استفاده نمی‌کند.‏»‏

یا احتمالاً:‏ «درنگ.‏»‏

یا:‏ «از یَهُوَه می‌ترسد.‏»‏

یا:‏ «دنبال حکمت می‌گردد ولی پیدایش نمی‌کند.‏»‏

یا:‏ «دوراندیش.‏»‏

یا احتمالاً:‏ «دیگران را فریب می‌دهد.‏»‏

یا:‏ «به گناهشان می‌خندند.‏»‏

یا:‏ «از تلخی جان او.‏»‏

یا:‏ «خام و بی‌تجربه.‏»‏

یا:‏ «دوراندیش.‏»‏

یا:‏ «از کوره درمی‌رود.‏»‏

یا:‏ «میراث.‏»‏

یا:‏ «خام و بی‌تجربه.‏»‏

یا:‏ «همه از آدم فقیر متنفرند.‏»‏

یا:‏ «همسایه‌اش.‏»‏

یا:‏ «از یَهُوَه می‌ترسد.‏»‏

یا:‏ «ترس از یَهُوَه.‏»‏

یا:‏ «دل آرام.‏»‏

یا:‏ «حرف‌های دردآور.‏»‏

یا:‏ «زبان شفابخش.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «کج.‏»‏

یا:‏ «دوراندیش.‏»‏

یا:‏ «اصلاح.‏»‏

یا:‏ «محصولی که شریران به بار می‌آورند.‏»‏

یا:‏ «شیول.‏» واژه‌نامه:‏ ‏«شیول.‏»‏

یا:‏ «اَبَدّون.‏»‏

یا:‏ «روحیهٔ شخص را خرد می‌کند.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «دلی.‏»‏

یا:‏ «ترس از یَهُوَه.‏»‏

یا:‏ «آشفتگی.‏»‏

یا:‏ «خوراک سبزیجات.‏»‏

یا:‏ «عصبانیت خود را کنترل می‌کند.‏»‏

یا:‏ «بوته‌های خار.‏»‏

یا:‏ «بدون صحبت‌های محرمانه.‏»‏

یا:‏ «مشاوران زیاد.‏»‏

یا:‏ «به سمت بالا.‏»‏

یا:‏ «شیول.‏» واژه‌نامه:‏ ‏«شیول.‏»‏

یا:‏ «محدودهٔ زمین.‏»‏

یا:‏ «رسوا می‌کند.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «دل آدم درستکار.‏»‏

یا:‏ «صحبت کردن.‏»‏

یا:‏ «نگاهی شاد؛‏ چشمان برّاق.‏»‏

یا:‏ «استخوان‌ها.‏»‏

یا:‏ «از جانش بیزار است.‏»‏

یا:‏ «ترس از یَهُوَه.‏»‏

یا:‏ «انسان فکرهای دلش را آماده می‌کند.‏»‏

یا:‏ «اما یَهُوَه است که به او کمک می‌کند جواب درست را بدهد.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «پاک.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «روح‌های.‏» واژه‌نامه:‏ ‏«روح.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «به طرف یَهُوَه بِغلتان.‏»‏

یا:‏ «تدبیرهایت؛‏ نقشه‌هایت.‏»‏

واژه‌نامه:‏ ‏«محبت پایدار.‏»‏

یا:‏ «ترس از یَهُوَه.‏»‏

یا:‏ «دل.‏»‏

یا:‏ «تصمیمات.‏»‏

یا:‏ «غنایم.‏»‏

یا:‏ «با بینش.‏»‏

یا:‏ «شخصی که دلی دانا دارد.‏»‏

یا:‏ «شخصی که دلی دانا دارد.‏»‏

یا:‏ «شفابخش برای استخوان‌ها.‏»‏

یا:‏ «کسی که نقشه‌های پلید می‌کشد.‏»‏

یا:‏ «تاج جلال.‏»‏

یا:‏ «اعصاب خود.‏»‏

یا:‏ «غذاهایی با گوشت قربانی.‏»‏

یا:‏ «خدمتکاری که بینش دارد.‏»‏

یا:‏ «اشراف‌زاده.‏»‏

یا:‏ «می‌پوشاند.‏»‏

یا:‏ «مشغول کاری احمقانه است.‏»‏

یا:‏ «مثل جاری شدن سیلاب.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «دل.‏»‏

یا:‏ «برای شخصی دیگر وثیقه می‌گذارد.‏»‏

یا:‏ «همسایه‌اش.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «آدمی که درِ خانه‌اش را بلند می‌سازد.‏»‏

یا:‏ «استخوان‌ها را خشک می‌کند.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «چشم‌هایش.‏»‏

یا:‏ «باعث تلخکامی کسی که او را به دنیا آورده می‌شود.‏»‏

یا:‏ «جریمه کردن.‏»‏

یا:‏ «خونسردی.‏»‏

یا:‏ «برادر آدم خرابکار است.‏»‏

یا:‏ «با سؤالات درستی حرف‌های او را می‌سنجد.‏»‏

یا:‏ «پشتبندهای دروازه‌های.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «شکم انسان از ثمرهٔ دهانش پر می‌شود.‏»‏

یا:‏ «انسان از محصول زبانش سیر خواهد شد.‏»‏

یا:‏ «قدرت.‏»‏

یا:‏ «با هر نَفَس.‏»‏

یا:‏ «افراد دست و دلباز.‏»‏

یا:‏ «می‌خواهند مورد لطف بزرگان باشند.‏»‏

یا:‏ «هدیه می‌دهد.‏»‏

یا:‏ «برادران.‏»‏

یا:‏ «با هر نَفَس.‏»‏

یا:‏ «شیر جوان یال‌دار.‏»‏

یا:‏ «جرّوبحث.‏»‏

یا:‏ «بی‌احتیاط و بی‌فکر عمل می‌کند.‏»‏

یا:‏ «قرضش را پس خواهد داد.‏»‏

یا:‏ «امید.‏»‏

یا:‏ «و خواهان مرگ او نباش.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «دلش.‏»‏

یا:‏ «توصیه.‏»‏

واژه‌نامه:‏ ‏«محبت پایدار.‏»‏

یا:‏ «ترس از یَهُوَه.‏»‏

یا:‏ «گوش ندهی.‏»‏

یا:‏ «تعالیم حکیمانه را رد می‌کنی.‏»‏

یا:‏ «شیر جوان یال‌دار.‏»‏

یا احتمالاً:‏ «در فصل برداشت به دنبال محصول می‌گردد،‏ ولی چیزی پیدا نمی‌کند.‏»‏

یا:‏ «فکرهای دل انسان.‏»‏

واژه‌نامه:‏ ‏«محبت پایدار.‏»‏

یا:‏ «صداقت.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «پسرانش.‏»‏

یا:‏ «دو وزنهٔ سنگی مختلف و دو پیمانهٔ مختلف.‏»‏

واژه‌نامه:‏ ‏«مرجان.‏»‏

یا:‏ «ضامن غریبه‌ای.‏»‏

یا:‏ «ماهرانه.‏»‏

یا:‏ «لعنت.‏»‏

یا:‏ «برکتی.‏»‏

یا:‏ «دو وزنهٔ سنگی مختلف.‏»‏

یا:‏ «چیزی را مقدّس اعلام کند.‏»‏

واژه‌نامه:‏ ‏«محبت پایدار.‏»‏

یا:‏ «کبودی‌ها و زخم‌ها.‏»‏

یا:‏ «کتک.‏»‏

یا احتمالاً:‏ «برای کسانی که دنبال مرگ هستند،‏ مثل بخار زود ناپدید می‌شود.‏»‏

یا:‏ «جرّوبحث.‏»‏

یا:‏ «همسایه‌اش.‏»‏

یا:‏ «می‌فهمد که باید چه کار کند.‏»‏

یا:‏ «بینش.‏»‏

یا:‏ «خیانتکاران.‏»‏

یا:‏ «جرّوبحث.‏»‏

واژه‌نامه:‏ ‏«محبت پایدار.‏»‏

یا:‏ «می‌تواند از دیوار شهر قدرتمندان بالا برود.‏»‏

یا:‏ «همراه با کارهای شرم‌آور.‏»‏

یا:‏ «چهره‌اش را گستاخ می‌کند.‏»‏

یا:‏ «نجات.‏»‏

یا:‏ «داشتن اعتبار خوب.‏» تحت‌اللفظی:‏ «یک اسم.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «لطف.‏»‏

یا:‏ «دوراندیش.‏»‏

یا:‏ «تاوان.‏»‏

یا:‏ «ترس از یَهُوَه.‏»‏

یا:‏ «فریبکار.‏»‏

یا:‏ «جوان؛‏ فرزند.‏»‏

یا:‏ «بچه را در راهی که باید برود تربیت کن.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «چوب خشمش.‏»‏

یا:‏ «کسی که چشمانش مهربان است.‏»‏

یا:‏ «دعوای حقوقی.‏»‏

یا:‏ «چشمان یَهُوَه.‏»‏

یا:‏ «رد؛‏ باطل.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «غریبه.‏» ظاهراً زنی که با معیارهای اخلاقی خدا غریبه است.‏

یا:‏ «پسر؛‏ جوان.‏»‏

یا:‏ «شناخت.‏»‏

یا:‏ «با فریب دزدیده‌اند.‏»‏

یا:‏ «برای توافق دست می‌دهند.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «چاقویی روی گلویت بگذار.‏»‏

یا احتمالاً:‏ «دیگر به عقل خودت تکیه نکن.‏»‏

یا:‏ «تنگ‌نظر؛‏ کسی که نگاهش شریر است.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «دلش با تو نیست.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «در گوش آدم احمق صحبت نکن.‏»‏

یا:‏ «بچه‌هایی که پدر ندارند.‏»‏

یا:‏ «نجات‌دهنده.‏»‏

یا:‏ «فرزندت؛‏ جوانت.‏»‏

یا:‏ «او را با چوب تنبیه بزن.‏»‏

یا:‏ «شیول.‏» واژه‌نامه:‏ ‏«شیول.‏»‏

یا:‏ «اعماق وجودم به وجد می‌آید.‏»‏

یا:‏ «از یَهُوَه بترس.‏»‏

یا:‏ «به دست بیاور.‏»‏

یا:‏ «با دقت به سخنان من گوش بده.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «بیگانه.‏» ظاهراً زنی که با معیارهای اخلاقی خدا بیگانه است.‏

یا:‏ «دچار وهم و خیال می‌شوی.‏»‏

یا:‏ «دلشان در فکر خشونت است.‏»‏

یا:‏ «اهالی خانه.‏»‏

یا:‏ «ماهرانه.‏»‏

یا:‏ «موفقیت؛‏ نجات.‏»‏

یا:‏ «دسیسه‌گر ماهر.‏»‏

یا:‏ «در روز مصیبت.‏»‏

یا:‏ «انگیزه‌ها.‏»‏

یا:‏ «شیرین.‏»‏

یا:‏ «به خاطر بدکاران عصبانی نشو.‏»‏

یا:‏ «از یَهُوَه و پادشاه بترس.‏»‏

منظور یَهُوَه و پادشاه است.‏

تحت‌اللفظی:‏ «لب‌هایش را می‌بوسند.‏» یا احتمالاً:‏ «روراست جواب دادن مثل بوسیدن است.‏»‏

یا:‏ «بعد خانه‌ات را بساز.‏»‏

یا:‏ «همسایه‌ات.‏»‏

یا:‏ «حسابش را کف دستش می‌گذارم.‏»‏

یا:‏ «دلم تحت تأثیر قرار گرفت.‏»‏

یا:‏ «نسخه‌برداری و جمع‌آوری.‏»‏

یا:‏ «همسایه‌ات.‏»‏

یا:‏ «راز دیگران را.‏»‏

یا:‏ «شایعهٔ بدخواهانه‌ای.‏»‏

یا:‏ «ظرف مرصعکاری‌شده.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «مثل سردی برف در روز برداشت است.‏»‏

یا:‏ «همسایه‌ات.‏»‏

یا احتمالاً:‏ «خیانتکار.‏»‏

یا:‏ «آدمی که دلی دردمند دارد.‏»‏

یا:‏ «ماده‌ای قلیایی.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «کسی که از تو متنفر است.‏»‏

منظور نرم کردن دل شخص است،‏ همان طور که زغال‌های افروخته فلز را ذوب می‌کنند.‏

یا:‏ «جرّوبحث.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «خسته.‏»‏

یا:‏ «به دنبال تعریف و تمجید بودن از طرف مردم هم درست نیست.‏»‏

یا:‏ «کسی که روی خودش تسلّط ندارد.‏»‏

یا احتمالاً:‏ «لعنت ناحق به واقعیت نمی‌رسد.‏»‏

یا:‏ «لق و آویزان.‏»‏

یا:‏ «فلاخُن.‏»‏

یا احتمالاً:‏ «در دعوای دیگران دخالت می‌کند.‏»‏

یا:‏ «چون دلش کاملاً نفرت‌انگیز است.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «در جماعت.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «غریبه‌ای.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «بیگانه‌ای.‏»‏

یا احتمالاً:‏ «ریاکارانه؛‏ تظاهری.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «عسل از شانهٔ عسل.‏»‏

یا:‏ «بخور؛‏ عود.‏»‏

یا:‏ «حکمت داشته باش.‏»‏

یا:‏ «به چالش می‌کشد؛‏ به من توهین می‌کند.‏»‏

یا:‏ «دوراندیش.‏»‏

یا:‏ «ضامن غریبه‌ای.‏»‏

یا:‏ «برای همنوعش آرزوی سلامتی کند.‏»‏

یا:‏ «جرّوبحث.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «صورت دوستش را.‏»‏

یا:‏ «شیول.‏» واژه‌نامه:‏ ‏«شیول.‏»‏

یا:‏ «اَبَدّون.‏»‏

یا:‏ «شیر جوان.‏»‏

یا:‏ «سرکش؛‏ شورشگر.‏»‏

یا:‏ «قوانین خدا.‏»‏

یا:‏ «وفادار.‏»‏

یا:‏ «قوانین خدا؛‏ تعالیم والدین.‏»‏

یا:‏ «قوانین خدا.‏»‏

یا:‏ «اشخاص بی‌عیب.‏»‏

یا:‏ «خداترس است.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «کسی که دلش را سخت می‌کند.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «گودال.‏»‏

یا:‏ «با صداقت.‏»‏

یا:‏ «طمعکار.‏»‏

یا احتمالاً:‏ «خودپسند.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «دلش.‏»‏

یا:‏ «لعنت‌های.‏»‏

یا:‏ «گردنکشی.‏»‏

یا:‏ «مثل کسانی هستند که شهر را به آتش می‌کشند.‏»‏

یا احتمالاً:‏ «اما درستکاران سعی می‌کنند از جان خود محافظت کنند.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «تمام روحش.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «نور چشم هر دو از یَهُوَه است.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «رؤیایی.‏»‏

یا:‏ «اگر فراخوان عمومی برای شهادت دادن را بشنود.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «به حضور حاکم برسند.‏»‏

یا:‏ «خالص.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «نسلی.‏»‏

یا:‏ «برکت نمی‌دهند.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «نسلی.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «مدفوعشان.‏»‏

یا:‏ «چاقوی سر بریدن حیوانات.‏»‏

یا:‏ «شیول.‏» واژه‌نامه:‏ ‏«شیول.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «چشمی.‏»‏

یا:‏ «وادی.‏»‏

یا:‏ «حکمت فراوان.‏»‏

یا:‏ «گروه‌گروه.‏»‏

منظور مارمولک‌های گِکو است.‏

یا:‏ «سگ گِرِی‌هوند.‏»‏

یا:‏ «پسر رَحِم من.‏»‏

یا:‏ «در حال مرگند.‏»‏

یا:‏ «شایسته.‏»‏

واژه‌نامه:‏ ‏«مرجان.‏»‏

یا احتمالاً:‏ «کار؛‏ وظیفه.‏»‏

یا:‏ «درآمد.‏»‏

یا:‏ «قدرت را دور کمرش می‌بندد.‏»‏

چوب نخریسی و دوک وسیله‌هایی بودند که برای تاباندن و درست کردن نخ و کاموا استفاده می‌شد.‏

تحت‌اللفظی:‏ «دو لایه.‏»‏

یا:‏ «لباس‌های زیر.‏»‏

یا:‏ «به آینده لبخند می‌زند.‏»‏

یا:‏ «قانون محبت پایدار.‏»‏

تحت‌اللفظی:‏ «نان تنبلی نمی‌خورد.‏»‏

یا:‏ «شایسته.‏»‏

یا:‏ «از یَهُوَه می‌ترسد.‏»‏

    نشریات فارسی (‏۱۹۹۳-‏۲۰۲۶)‏
    خروج
    ورود
    • فارسی
    • هم‌رسانی
    • تنظیم سایت
    • Copyright © 2026 Watch Tower Bible and Tract Society of Pennsylvania
    • شرایط استفاده
    • حفظ اطلاعات شخصی
    • تنظیمات مربوط به حریم شخصی
    • JW.ORG
    • ورود
    هم‌رسانی