لاویان
۱ یَهُوَه موسی را صدا زد و از خیمهٔ ملاقات + به او گفت: ۲ «به اسرائیلیان* بگو، ‹اگر کسی از شما میخواهد هدیهای از دامها برای یَهُوَه بیاورد، آن هدیه باید از بین گاوان، گوسفندان و بزها باشد.+
۳ «‹اگر کسی بخواهد برای قربانی سوختنی گاوی بیاورد، آن گاو باید نر و سالم باشد.+ او باید به خواست خودش + آن حیوان را به جلوی ورودی خیمهٔ ملاقات برای یَهُوَه بیاورد ۴ و دستش را بر سر آن حیوان بگذارد تا آن قربانی سوختنی از طرف او قبول شود و گناهانش را کفّاره کند.
۵ «‹بعد باید در حضور یَهُوَه سر آن گاو* را ببرند و پسران هارون، یعنی کاهنان،+ خون آن را به خدا تقدیم کنند و بر چهار طرف مذبح که جلوی ورودی خیمهٔ ملاقات است بپاشند.+ ۶ پوست آن قربانی سوختنی باید کنده شود و آن حیوان قطعه قطعه شود.+ ۷ پسران هارون، یعنی کاهنان، باید روی مذبح زغالهای افروخته بگذارند + و هیزمها را روی آنها بچینند ۸ و قطعههای گوشت آن حیوان را همراه سر و چربیاش* روی هیزمهای شعلهور مذبح بگذارند.+ ۹ رودهها و پاچههای آن باید با آب شسته شود و کاهن کل آن هدیه را روی مذبح بسوزاند تا دود آن بلند شود. آن حیوان، قربانی سوختنی با بویی خوشایند* برای یَهُوَه است که روی آتش به او تقدیم میشود.+
۱۰ «‹اگر کسی بخواهد برای قربانی سوختنی گوسفند یا بزی بیاورد،+ آن گوسفند* یا آن بز باید نر و سالم باشد.+ ۱۱ سر آن حیوان باید در سمت شمال مذبح در حضور یَهُوَه بریده شود و پسران هارون یعنی کاهنان، خون آن را بر چهار طرف مذبح بپاشند.+ ۱۲ آن شخص باید حیوان قربانیشده را قطعه قطعه کند و کاهن آن قطعهها را همراه سر و چربیاش* روی هیزمهای شعلهور مذبح بگذارد. ۱۳ شخصی که آن هدیه را میآورد باید رودهها و پاچههای آن گوسفند یا بز را با آب بشوید و کاهن کل هدیه را روی مذبح تقدیم کند تا دودش بلند شود. آن حیوان، قربانی سوختنی با بویی خوشایند* برای یَهُوَه است که روی آتش به او تقدیم میشود.
۱۴ «‹اما اگر کسی بخواهد از پرندگان قربانی سوختنی برای یَهُوَه بیاورد، باید قمری یا جوجه کبوتر باشد.+ ۱۵ بعد کاهن آن پرنده را جلوی مذبح بیاورد و گلویش را ببرد و آن را روی مذبح بسوزاند تا دودش بلند شود، اما خون پرنده باید روی دیوارهٔ مذبح جاری شود. ۱۶ کاهن باید چینهدان* آن را درآورد و پرهایش را بکند و آنها را در سمت شرق مذبح بیندازد، یعنی جایی که خاکستر* را میریزند.+ ۱۷ او باید آن پرنده را بدون این که دو تکه شود، از میان بالهایش چاک دهد. بعد کاهن آن را روی هیزمهای شعلهور مذبح بسوزاند تا دودش بلند شود. آن حیوان، قربانی سوختنی با بویی خوشایند* برای یَهُوَه است که روی آتش به او تقدیم میشود.
۲ «‹اگر کسی* بخواهد هدیهٔ غلّهای برای یَهُوَه بیاورد،+ باید از آرد مرغوب باشد و روی آن روغن بریزد و کُندُر بگذارد + ۲ و آن را پیش پسران هارون یعنی کاهنان بیاورد. کاهن یک مشت از آن آرد مرغوب و روغن را با همهٔ کُندُرهایش بردارد و به عنوان نمونهای* از آن هدیه روی مذبح بسوزاند تا دودش بلند شود.+ آن هدیه، بویی خوشایند* برای یَهُوَه است که روی آتش به او تقدیم میشود. ۳ هر چه از آن هدیهٔ غلّهای باقی بماند متعلّق به هارون و پسرانش خواهد بود + و چون از هدیههایی است که روی آتش به یَهُوَه تقدیم میشود، بسیار مقدّس است.+
۴ «‹اگر هدیهٔ غلّهای شما در تنور پخته شده است، باید نانهای فطیر حلقهای و روغنی باشد یا نانهای فطیر نازک باشد که رویشان روغن مالیده شده است + و همه از آرد مرغوب باشند.
۵ «‹اگر هدیهٔ غلّهای شما روی ساج* پخته شده است،+ باید از آرد مرغوب و بدون خمیرمایه باشد و با روغن مخلوط شده باشد. ۶ آن هدیه باید به چند تکه تقسیم شود و رویش روغن ریخته شود،+ چون یک نوع هدیهٔ غلّهای است.
۷ «‹اگر هدیهٔ غلّهای شما در تابه آماده شده است، باید با آرد مرغوب و روغن درست شده باشد. ۸ هدیهٔ غلّهای را که از این مواد تهیه شده است، برای یَهُوَه بیاورید و به کاهن بدهید تا آن را به کنار مذبح ببرد. ۹ کاهن باید مقداری از هدیهٔ غلّهای را به عنوان نمونهای* از آن هدیه بردارد + و روی مذبح بسوزاند تا دودش بلند شود. آن هدیه، بویی خوشایند* برای یَهُوَه است که روی آتش به او تقدیم میشود.+ ۱۰ هر چه از آن هدیهٔ غلّهای باقی بماند متعلّق به هارون و پسرانش خواهد بود و چون از هدیههایی است که روی آتش به یَهُوَه تقدیم میشود، بسیار مقدّس است.+
۱۱ «‹هیچ کدام از هدیههای غلّهای که برای یَهُوَه میآورید، نباید خمیرمایه داشته باشد،+ چون جایز نیست چیزی را که خمیرمایه یا عسل دارد به عنوان هدیهای برای یَهُوَه روی آتش بسوزانید.
۱۲ «‹شما میتوانید آن هدیهها را به عنوان هدیهای از نوبر محصولتان برای یَهُوَه بیاورید،+ اما آنها نباید به عنوان بویی خوشایند* روی مذبح تقدیم شوند.
۱۳ «‹به همهٔ هدیههای غلّهای که تقدیم میکنید، نمک بزنید. فراموش نکنید که به آنها نمک بزنید، چون آن نمک عهد خدایتان را به یادتان میاندازد. پس هر هدیهای که میآورید، همراه آن نمک هم تقدیم کنید.+
۱۴ «‹اگر از نوبر محصولتان هدیهٔ غلّهای برای یَهُوَه میآورید، غلّههایی تازه* که با آتش بو داده شدهاند بیاورید، یعنی دانههای تازه و خردشده به عنوان هدیهٔ غلّهای از نوبر محصولتان.+ ۱۵ روی آنها روغن بریزید و کُندُر بگذارید، چون یک نوع هدیهٔ غلّهای است. ۱۶ کاهن مقداری از غلّههای خردشده را همراه روغن و همهٔ کُندُرهایش به عنوان نمونهای* از آن هدیه بسوزاند + تا دودش بلند شود. آن هدیهای است که روی آتش به یَهُوَه تقدیم میشود.
۳ «‹اگر کسی بخواهد قربانی شراکت* تقدیم کند + و از میان گاوها هدیهای به حضور یَهُوَه بیاورد، آن حیوان چه نر باشد چه ماده، باید سالم و بیعیب باشد. ۲ او باید دستش را بر سر حیوان بگذارد و جلوی ورودی خیمهٔ ملاقات سر حیوان بریده شود و پسران هارون، یعنی کاهنان، خون آن را بر چهار طرف مذبح بپاشند. ۳ او باید قسمتی از قربانی شراکت را به عنوان هدیهای که روی آتش به یَهُوَه تقدیم میشود جدا کند؛+ یعنی چربیای + که رودهها را میپوشاند، تمام چربی اطراف رودهها ۴ و دو قلوه با چربیهای رویشان که نزدیک کمر حیوان است. همراه با قلوهها، باید سفیدی روی جگر را هم جدا کند.+ ۵ پسران هارون آنها را همراه قربانی سوختنی که روی هیزمهای شعلهور مذبح قرار دارد بسوزانند تا دود آنها بلند شود.+ این هدیه بویی خوشایند* برای یَهُوَه است که روی آتش به او تقدیم میشود.+
۶ «‹اگر کسی بخواهد گوسفند یا بزی برای قربانی شراکت به یَهُوَه تقدیم کند، آن حیوان چه نر باشد چه ماده، باید سالم باشد.+ ۷ اگر او بخواهد قوچی* تقدیم کند، باید آن را به حضور یَهُوَه بیاورد. ۸ بعد دستش را بر سر آن حیوان بگذارد و جلوی خیمهٔ ملاقات سر حیوان بریده شود و پسران هارون خون آن را بر چهار طرف مذبح بپاشند. ۹ او باید چربی قربانی شراکت را به عنوان هدیهای که روی آتش به یَهُوَه تقدیم میشود، جدا کند؛+ یعنی دنبه و تمام چربیهایش که نزدیک ستون مهرههاست، چربیای که رودهها را میپوشاند، تمام چربی اطراف رودهها ۱۰ و دو قلوه با چربیهای رویشان که نزدیک کمر حیوان است. همراه با قلوهها سفیدی روی جگر را هم باید جدا کند.+ ۱۱ بعد کاهن این هدیه را به عنوان سهم خدا* روی مذبح بسوزاند تا دود آن بلند شود. این هدیهای است که روی آتش به یَهُوَه تقدیم میشود.+
۱۲ «‹اگر او بخواهد بزی تقدیم کند، باید آن را به حضور یَهُوَه بیاورد. ۱۳ بعد دستش را بر سر آن حیوان بگذارد و جلوی خیمهٔ ملاقات سر حیوان بریده شود و پسران هارون خون آن را بر چهار طرف مذبح بپاشند. ۱۴ او باید این قسمتها را به عنوان هدیهای که روی آتش به یَهُوَه تقدیم میشود جدا کند: چربیای که رودهها را میپوشاند، تمام چربی اطراف رودهها + ۱۵ و دو قلوه با چربیهای رویشان که نزدیک کمر حیوان است. همراه با قلوهها، سفیدی روی جگر را هم باید جدا کند. ۱۶ بعد کاهن آن هدیه را به عنوان سهم خدا* روی مذبح بسوزاند تا دودش بلند شود. این هدیه بویی خوشایند* است که روی آتش به خدا تقدیم میشود. تمام چربیها به یَهُوَه تعلّق دارد.+
۱۷ «‹این برای شما و نسلهایتان در هر جا که زندگی میکنید قانونی همیشگی خواهد بود: شما هیچ وقت نباید خون + یا چربی بخورید.›»
۴ بعد یَهُوَه به موسی گفت: ۲ «به اسرائیلیان بگو، ‹اگر کسی* با انجام کاری که یَهُوَه آن را منع کرده است مرتکب گناهی غیرعمد شود،+ این کارها باید انجام شود:
۳ «‹اگر گناهی از کاهنِ مسحشده + سر زده باشد + و به این شکل قوم را هم از دید خدا گناهکار کرده باشد، باید به خاطر گناهش + یک گاو نر* و سالم به عنوان قربانی گناه برای یَهُوَه بیاورد. ۴ او باید آن گاو را جلوی ورودی خیمهٔ ملاقات به حضور یَهُوَه بیاورد + و دستش را بر سر آن بگذارد و در حضور یَهُوَه سرش را ببرد.+ ۵ بعد کاهنِ مسحشده + مقداری از خون گاو را بردارد و به داخل خیمهٔ ملاقات ببرد ۶ و انگشتش را در خون حیوان فرو ببرد + و مقداری از آن را در حضور یَهُوَه هفت بار + جلوی پردهٔ مکان مقدّس بپاشد. ۷ بعد کاهن مقداری از آن خون را روی برجستگیهای شاخمانندِ مذبح بخورِ معطر که در حضور یَهُوَه در خیمهٔ ملاقات است بمالد.+ باقیماندهٔ خون گاو را هم پای مذبح قربانی سوختنی که جلوی ورودی خیمهٔ ملاقات است بریزد.+
۸ «‹بعد، کاهن باید تمام چربیهای آن گاو را که قربانی گناه است جدا کند؛ از جمله چربیای که رودهها را میپوشاند، چربی اطراف رودهها، ۹ و دو قلوه با چربیهای رویشان که نزدیک کمر حیوان است. همراه با قلوهها، او باید سفیدی روی جگر را هم جدا کند،+ ۱۰ و آنها را روی مذبح قربانی سوختنی بسوزاند تا دودشان بلند شود؛ دقیقاً همان طور که چربی گاو قربانی شراکت را میسوزانند.+
۱۱ «‹اما در رابطه با پوست و تمام گوشت آن گاو و سر، پاچهها، رودهها و فضولات داخل رودههایش،+ ۱۲ یعنی تمام قسمتهای باقیماندهٔ گاو، او باید ترتیبی بدهد که آنها را به جای تمیزی که در بیرون اردوگاه برای ریختن خاکسترها* در نظر گرفته شده است ببرند. بعد، او آنها را در آنجا روی هیزمهای شعلهور بسوزاند.+
۱۳ «‹اگر تمام قوم اسرائیل با انجام گناهی غیرعمد تقصیرکار شوند + و جماعت* نداند آنها کاری کردهاند که یَهُوَه آن را منع کرده است + ۱۴ و آن گناه آشکار شود، جماعت* باید گاو نری* به عنوان قربانی گناه به جلوی خیمهٔ ملاقات بیاورند. ۱۵ ریشسفیدان قوم در حضور یَهُوَه دستشان را بر سر آن گاو بگذارند و در حضور یَهُوَه سر آن حیوان بریده شود.
۱۶ «‹بعد کاهنِ مسحشده باید مقداری از خون آن گاو را به داخل خیمهٔ ملاقات ببرد ۱۷ و انگشتش را در خون آن حیوان فرو ببرد و مقداری از آن را در حضور یَهُوَه هفت بار جلوی پرده بپاشد.+ ۱۸ پس از آن، مقداری از خون را روی برجستگیهای شاخمانند مذبحی که در حضور یَهُوَه در خیمهٔ ملاقات است بمالد.+ باقیماندهٔ خون را هم پای مذبح قربانی سوختنی که جلوی ورودی خیمهٔ ملاقات است بریزد.+ ۱۹ او باید تمام چربیهای آن گاو را جدا کند و آنها را روی مذبح بسوزاند تا دودشان بلند شود؛+ ۲۰ کاهن باید دقیقاً همان کاری را که با گاو قربانی گناه کرد با این گاو هم بکند و به این شکل برای قوم کفّاره کند تا بخشیده شوند.+ ۲۱ او باید ترتیبی بدهد که آن گاو را به بیرون اردوگاه ببرند. بعد آن را درست مثل گاو اول بسوزاند.+ آن حیوان برای قوم اسرائیل قربانی گناه است.+
۲۲ «‹اگر یکی از رئیسان قوم + با انجام کاری که خدایش یَهُوَه منع کرده است گناه غیرعمد مرتکب شود و مقصر محسوب شود، ۲۳ یا اگر متوجه شود که گناه کرده و از فرمان خدا سرپیچی کرده است، باید یک بزغالهٔ نر سالم برای قربانی بیاورد. ۲۴ او دستش را بر سر آن بزغاله بگذارد و در جایی که قربانیهای سوختنی را سر میبرند، در حضور یَهُوَه سر آن حیوان را ببرد.+ آن حیوان، قربانی گناه است. ۲۵ بعد کاهن باید مقداری از خون قربانی گناه را با انگشتش بردارد و روی برجستگیهای شاخمانند مذبح قربانی سوختنی بمالد + و باقیماندهٔ خون را هم پای مذبح قربانی سوختنی بریزد.+ ۲۶ او تمام چربیهای آن حیوان را مثل چربیهای قربانی شراکت روی مذبح بسوزاند + تا دود آنها بلند شود و گناه آن شخص را کفّاره کند تا بخشیده شود.
۲۷ «‹اگر یک فرد عادی با انجام کاری که یَهُوَه آن را منع کرده است مرتکب گناهی غیرعمد شود و مقصر محسوب شود،+ ۲۸ یا اگر متوجه شود که گناهی مرتکب شده است، باید به خاطر آن گناه یک بزغالهٔ مادهٔ سالم برای قربانی بیاورد. ۲۹ او دستش را بر سر آن حیوان که قربانی گناه است بگذارد و در جایی که قربانیهای سوختنی را سر میبرند، سرش را ببرد.+ ۳۰ کاهن مقداری از خون آن حیوان را با انگشتش بردارد و روی برجستگیهای شاخمانند مذبح قربانی سوختنی بمالد و باقیماندهٔ خون را هم پای مذبح بریزد.+ ۳۱ او تمام چربیهای آن حیوان را مثل چربیهای قربانی شراکت جدا کند + و روی مذبح بسوزاند تا دود آنها بلند شود و بویی خوشایند* برای یَهُوَه باشد و گناه آن شخص را کفّاره کند تا بخشیده شود.
۳۲ «‹اما اگر آن شخص برای قربانی گناه برّهای بیاورد، آن برّه باید ماده و سالم باشد. ۳۳ او باید دستش را بر سر آن حیوان که قربانی گناه است بگذارد و در جایی که قربانیهای سوختنی را سر میبرند، سرش را ببرد.+ ۳۴ کاهن مقداری از خون آن حیوان را که قربانی گناه است با انگشتش بردارد و روی برجستگیهای شاخمانند مذبح قربانی سوختنی بمالد + و باقیماندهٔ خون را هم پای مذبح بریزد. ۳۵ او چربیهای آن حیوان را مثل چربیهای قوچ* قربانی شراکت جدا کند و آنها را همراه هدیههایی که روی آتش به یَهُوَه تقدیم میشود بر روی مذبح بسوزاند تا دودشان بلند شود + و گناه آن شخص را کفّاره کند تا بخشیده شود.+
۵ «‹اگر کسی گناه شخص دیگری را دیده یا از آن آگاه شده باشد و همین طور شنیده که در رابطه با آن گناه به دنبال شاهد میگردند،*+ ولی دربارهٔ آن شهادت ندهد، گناه کرده و باید جوابگوی خطایش باشد.
۲ «‹اگر کسی چیزی ناپاک را لمس کند، چه لاشهٔ حیوان وحشی ناپاک باشد چه لاشهٔ حیوان اهلی ناپاک و چه جانور کوچکِ* ناپاک،+ حتی اگر آن شخص ندانسته این کار را کرده باشد، ناپاک و تقصیرکار است. ۳ یا اگر کسی ندانسته ناپاکی انسان را لمس کند،+ یعنی هر چیز ناپاکی که او را ناپاک میکند، تقصیرکار است؛ حتی اگر بعداً از این موضوع آگاه شود.
۴ «‹اگر کسی عجولانه قسم به انجام کاری بخورد، حالا چه آن کار خوب باشد چه بد و بعداً متوجه شود که عجولانه قسم خورده است، تقصیرکار است.*+
۵ «‹اگر کسی به خاطر یکی از این موارد تقصیرکار باشد، باید به گناهش اعتراف کند.+ ۶ همین طور باید به خاطر گناهش برای یَهُوَه قربانی تقصیر بیاورد،+ یعنی از میان گوسفندان و بزها، برّه یا بزغالهای ماده برای قربانی گناه بیاورد. بعد کاهن گناه او را کفّاره کند.
۷ «‹اما اگر توان خرید گوسفند را ندارد، باید به خاطر گناهش دو قمری یا دو جوجه کبوتر + به عنوان قربانی تقصیر برای یَهُوَه بیاورد، یکی برای قربانی گناه و دیگری برای قربانی سوختنی.+ ۸ او باید آنها را پیش کاهن ببرد و کاهن، اول قربانی گناه را تقدیم کند؛ او گلوی آن پرنده را ببرد، طوری که سرش از تنش جدا نشود. ۹ بعد مقداری از خون آن قربانی گناه را روی دیوارهٔ مذبح بپاشد و بگذارد باقیماندهٔ خون پای مذبح جاری شود.+ آن پرنده، قربانی گناه است. ۱۰ او پرندهٔ دیگر را هم به عنوان قربانی سوختنی مطابق دستورالعملی که قبلاً داده شده است تقدیم کند + و گناه آن شخص را کفّاره کند تا بخشیده شود.+
۱۱ «‹اما اگر توان خرید دو قمری یا دو جوجه کبوتر را ندارد، هدیهای که باید به خاطر گناهش بیاورد یک کیلو*+ آرد مرغوب به عنوان قربانی گناه است. او نباید روی آن روغن بریزد یا کُندُر بگذارد، چون آن هدیه، قربانی گناه است. ۱۲ او باید آن را برای کاهن بیاورد و کاهن یک مشت از آن را بردارد و به عنوان نمونهای* از آن هدیه همراه هدیههایی که روی آتش به یَهُوَه تقدیم میشود، بر روی مذبح بسوزاند تا دودش بلند شود. آن هدیه، قربانی گناه است. ۱۳ بعد کاهن گناهی را که آن شخص در هر کدام از این موارد مرتکب شده است، کفّاره کند تا او بخشیده شود.+ باقیماندهٔ آن هدیه، مثل هدیهٔ غلّهای،+ سهم کاهن است.›»+
۱۴ یَهُوَه در ادامه به موسی گفت: ۱۵ «اگر کسی در خصوص چیزهایی که از دید یَهُوَه مقدّسند،+ به طور غیرعمد گناه کند و به این شکل پیمانشکنی* کند، باید از میان گوسفندان، قوچی سالم به عنوان قربانی تقصیر برای یَهُوَه بیاورد؛+ کاهن باید طبق معیار وزن مکان مقدّس*+ قیمت آن قوچ را با پول نقره* تعیین کند. ۱۶ آن شخص باید برای گناهی که بر ضدّ مکان مقدّس مرتکب شده است خسارت بدهد و یکپنجم هم به آن اضافه کند.+ او باید آن را به کاهن بدهد و کاهن با قوچ قربانیِ تقصیر برایش کفّاره کند + تا او بخشیده شود.+
۱۷ «اگر کسی با انجام کاری که یَهُوَه آن را منع کرده است مرتکب گناهی شود، حتی اگر ندانسته آن کار را بکند، تقصیرکار است و باید جوابگوی خطایش باشد.+ ۱۸ او باید از میان گوسفندان، قوچی سالم مطابق قیمت تعیینشده، به عنوان قربانی تقصیر بیاورد.+ بعد کاهن خطای غیرعمد او را که ندانسته مرتکب شده است، کفّاره کند تا بخشیده شود. ۱۹ آن حیوان، قربانی تقصیر است. آن شخص به خاطر گناهی که بر ضدّ یَهُوَه کرده، بهیقین تقصیرکار است.»
۶ یَهُوَه به موسی گفت: ۲ «اگر کسی در خصوص چیزی که پیش او به امانت یا گرو* گذاشته شده، همسایهاش را فریب دهد،+ یا از او دزدی کند یا سرش کلاه بگذارد، گناه کرده و به یَهُوَه خیانت کرده است.+ ۳ همین طور اگر کسی دربارهٔ چیز گمشدهای که پیدا کرده دروغ بگوید، بر ضدّ خدا گناه کرده است. اگر او دربارهٔ این نوع گناهان قسم دروغ بخورد،+ باید این کار را بکند: ۴ اگر گناه کرده و تقصیرکار است باید چیزی را که دزدیده یا بهزور گرفته است یا با کلاهبرداری به دست آورده یا به امانت به او سپرده شده یا چیز گمشدهای را که پیدا کرده است، پس بدهد ۵ و هر چیزی را که دربارهاش قسم دروغ خورده برگرداند یا خسارت آن را به طور کامل بپردازد.+ به علاوه، باید یکپنجم ارزشش را به آن اضافه کند. او در روزی که ثابت شود تقصیرکار است باید آن را به صاحب مال بپردازد. ۶ همین طور از میان گوسفندان، قوچی سالم مطابق قیمت تعیینشده به عنوان قربانی تقصیر برای یَهُوَه، پیش کاهن بیاورد؛ آن حیوان، قربانی تقصیر است.+ ۷ کاهن باید با این قربانی در حضور یَهُوَه گناه او را کفّاره کند و گناهش هر چه باشد، بخشیده میشود.»+
۸ بعد یَهُوَه به موسی گفت: ۹ «به هارون و پسرانش فرمان بده و بگو، ‹قانون قربانی سوختنی این است:+ قربانی سوختنی باید تمام شب تا صبح روی آتش مذبح باشد و آتش مذبح شعلهور بماند. ۱۰ کاهن باید لباس رسمی و شلوارکهایش*+ را که از کتان هستند بپوشد.+ بعد خاکسترهایی* را که از آتش قربانی سوختنی روی مذبح به جا مانده بردارد + و در کنار مذبح بگذارد. ۱۱ بعد از آن، لباسهایش را عوض کند + و خاکستر را به جای تمیزی بیرون اردوگاه ببرد.+ ۱۲ آتش مذبح باید روشن بماند و خاموش نشود. کاهن باید هر روز صبح هیزم تازه + روی آتش بریزد و قربانی سوختنی را روی آن بگذارد و چربی قربانی شراکت را هم روی آن بسوزاند تا دودش بلند شود.+ ۱۳ آتش مذبح باید همیشه روشن بماند و خاموش نشود.
۱۴ «‹قانون هدیهٔ غلّهای این است:+ پسران هارون باید هدیهٔ غلّهای را جلوی مذبح به حضور یَهُوَه بیاورند. ۱۵ یکی از آنها یک مشت از آرد مرغوبِ هدیهٔ غلّهای و مقداری از روغن آن را با همهٔ کُندُرهایی که رویش است بردارد و به عنوان نمونهای* از آن هدیه روی مذبح بسوزاند تا دود آن بلند شود و بویی خوشایند* برای یَهُوَه باشد.+ ۱۶ هر چه از آن باقی بماند هارون و پسرانش بخورند.+ آنها باید از آن آرد نان فطیر درست کنند و آن را در جای مقدّسی، یعنی در صحن خیمهٔ ملاقات بخورند.+ ۱۷ آن هدیه نباید با چیزی که خمیرمایه دارد پخته شود.+ این سهمی است که من از هدیههایی که روی آتش به من تقدیم میشود،+ به آنها دادهام و مثل قربانی گناه و قربانی تقصیر بسیار مقدّس است.+ ۱۸ فقط پسران هارون باید از آن بخورند،+ چون از هدیههایی که روی آتش به یَهُوَه تقدیم میشود،+ این سهم همیشگی آنها و تمام نسلهای آیندهشان است. هر چیزی که در تماس با آن هدیهها قرار گیرد مقدّس میشود.›»
۱۹ بعد یَهُوَه به موسی گفت: ۲۰ «هارون و پسرانش باید همیشه در روزی که یکی از آنها مسح میشود + این هدیه را به حضور یَهُوَه بیاورند: یک کیلو*+ آرد مرغوب به عنوان هدیهٔ غلّهای + که نصف آن باید صبح و نصف دیگر آن شب تقدیم شود. ۲۱ آن هدیه باید با روغن روی ساج* پخته + و به روغن آغشته شود. بعد هدیهٔ غلّهای پختهشده که تکهتکه شده است به خدا تقدیم شود تا بویی خوشایند* برای یَهُوَه باشد. ۲۲ این کار بر عهدهٔ کاهن مسحشدهای است که از میان پسران هارون جانشین او میشود.+ طبق این قانون همیشگی، تمام آن هدیه باید روی آتش به یَهُوَه تقدیم شود تا دودش به آسمان برود. ۲۳ هدیههای غلّهای کاهن باید تماماً به خدا تقدیم شود و نباید از آن خورد.»
۲۴ بعد یَهُوَه دوباره با موسی صحبت کرد و گفت: ۲۵ «به هارون و پسرانش بگو، ‹قانون قربانی گناه این است:+ قربانی گناه را باید در همان جایی که قربانی سوختنی را سر میبرند،+ در حضور یَهُوَه سر ببرند. آن قربانی بسیار مقدّس است. ۲۶ کاهنی که قربانی گناه را تقدیم میکند از آن بخورد.+ آن قربانی باید در جای مقدّسی، یعنی در صحن خیمهٔ ملاقات خورده شود.+
۲۷ «‹هر چیزی که با گوشت قربانی تماس پیدا کند مقدّس میشود و اگر کسی خون آن را روی لباسش بپاشد،* آن لباس باید در جای مقدّسی شسته شود. ۲۸ ظرف سفالی که گوشت قربانی در آن پخته شده است باید شکسته شود. اما اگر آن گوشت در ظرف مسی پخته شده است، آن ظرف باید ساییده و با آب شسته شود.
۲۹ «‹فقط مردانی که کاهن هستند از آن گوشت بخورند،+ چون آن قربانی بسیار مقدّس است.+ ۳۰ اما از گوشت قربانی گناهی که مقداری از خون آن برای کفّاره به مکان مقدّس خیمهٔ ملاقات آورده میشود + نباید خورد، بلکه باید روی آتش سوزانده شود.
۷ «‹قانون قربانی تقصیر این است:+ قربانی تقصیر بسیار مقدّس است ۲ و باید در جایی سر بریده شود که قربانیهای سوختنی را سر میبرند و خون آن + بر چهار طرف مذبح پاشیده شود.+ ۳ کاهن* باید تمام چربیهای آن قربانی را به خدا تقدیم کند؛+ از جمله دنبه، چربیای که رودهها را میپوشاند ۴ و دو قلوه با چربیهای رویشان که نزدیک کمر حیوان است. او باید همراه با قلوهها، سفیدی روی جگر را هم جدا کند.+ ۵ کاهن آنها را به عنوان قربانیای که روی آتش به یَهُوَه تقدیم میشود،+ روی مذبح بسوزاند تا دودشان بلند شود. آن هدیه، قربانی تقصیر است. ۶ فقط مردانی که کاهن هستند از گوشت آن بخورند + و باید در جای مقدّسی آن را بخورند، چون آن قربانی، بسیار مقدّس است.+ ۷ قانون قربانی گناه دربارهٔ قربانی تقصیر هم صدق میکند؛ یعنی گوشت آن قربانی متعلّق به کاهنی است که با آن کفّاره میکند.+
۸ «‹هر وقت کاهن از طرف کسی قربانی سوختنی به خدا تقدیم میکند، پوست + آن قربانی هم سهم اوست.
۹ «‹تمام هدیههای غلّهای که در تنور یا در تابه یا روی ساج* پخته میشوند،+ باید به کاهنی داده شود که آنها را به خدا تقدیم میکند، چون آنها سهم اوست.+ ۱۰ اما همهٔ هدیههای غلّهای که به روغن آغشته شدهاند*+ یا خشک هستند،+ باید بین پسران هارون به طور مساوی تقسیم شود، چون سهم آنهاست.
۱۱ «‹قانون قربانی شراکت + که به حضور یَهُوَه آورده میشود این است: ۱۲ اگر کسی آن قربانی را برای ابراز شکرگزاری میآورد،+ باید همراه قربانی شکرگزاری اینها را هم بیاورد: نانهای فطیر حلقهای و روغنی، نانهای فطیر نازک که رویشان روغن مالیده شده است و نانهای حلقهای که از آرد مرغوب است و بهخوبی با روغن مخلوط و آمیخته شده است. ۱۳ علاوه بر آن نانها، او باید همراه قربانی شراکت که برای شکرگزاری است، نانهای حلقهای هم که خمیرمایه دارند بیاورد. ۱۴ او باید از هر نوع نان، یکی به عنوان سهم مقدّسِ یَهُوَه تقدیم کند تا سهم کاهنی باشد که خون قربانیهای شراکت را میپاشد.+ ۱۵ گوشت قربانی شراکت که برای شکرگزاری است، باید در همان روز که تقدیم میشود خورده شود و چیزی از آن نباید تا صبح باقی بماند.+
۱۶ «‹اگر قربانی شخص، هدیهای برای نذر + یا هدیهای داوطلبانه باشد،+ باید در همان روز که آن را میآورد خورده شود و اگر چیزی از گوشت قربانی باقی بماند، میتوان آن را روز بعد هم خورد. ۱۷ اما اگر مقداری از گوشت آن قربانی تا روز سوم باقی بماند باید در آتش سوزانده شود.+ ۱۸ نباید از گوشت قربانی شراکت در روز سوم خورده شود، وگرنه شخصی که آن قربانی را تقدیم کرده است مورد قبول خدا نخواهد بود. آن قربانی برای او به حساب نمیآید، چون آن گوشت نجس* است و کسی که از آن خورده است باید جوابگوی خطایش باشد.+ ۱۹ گوشتی که با چیزی ناپاک تماس داشته است نباید خورده شود، بلکه باید در آتش سوزانده شود. اما گوشت پاک را کسانی که پاک هستند میتوانند بخورند.
۲۰ «‹اگر کسی* ناپاک باشد و از گوشت قربانی شراکت که برای یَهُوَه است بخورد، باید کشته شود.*+ ۲۱ اگر کسی چیزی ناپاک را لمس کند، چه ناپاکی انسان باشد،+ چه حیوانی ناپاک + و چه هر چیز ناپاک دیگر که نجس* است + و بعد از گوشت قربانی شراکت که برای یَهُوَه است بخورد، باید کشته شود.›»*
۲۲ یَهُوَه در ادامه به موسی گفت: ۲۳ «به اسرائیلیان بگو، ‹چربی گاو نر، چربی قوچ* یا چربی بز نخورید.+ ۲۴ از چربی حیوانی که به مرگ طبیعی مرده یا توسط حیوانی دیگر کشته شده است، میتوانید برای کارهای دیگر استفاده کنید، اما هیچ وقت از آن نخورید.+ ۲۵ کسی که حیوانی را آورده است تا روی آتش به یَهُوَه تقدیم شود، اگر از چربیاش بخورد، باید کشته شود.*
۲۶ «‹در هر جایی که هستید،* هیچ خونی نخورید،+ چه خون پرنده باشد، چه خون حیوانی دیگر. ۲۷ اگر کسی خون بخورد، باید کشته شود.›»*+
۲۸ یَهُوَه به موسی گفت: ۲۹ «به اسرائیلیان بگو، ‹کسی که میخواهد قربانی شراکت به یَهُوَه تقدیم کند، باید قسمتی از آن را به عنوان هدیهای برای یَهُوَه بیاورد.+ ۳۰ او باید چربی + و سینهٔ آن قربانی را که روی آتش به یَهُوَه تقدیم میشود با دست خودش بیاورد و آن را در حضور یَهُوَه به عنوان هدیهٔ تکاندادنی تکان دهد.+ ۳۱ کاهن چربی را روی مذبح بسوزاند تا دود آن بلند شود،+ اما سینهٔ آن قربانی سهم هارون و پسرانش است.+
۳۲ «‹ران راست قربانی شراکت را که سهم مقدّسی است به کاهن بدهید.+ ۳۳ ران راست قربانی، سهم کاهنی* است که خون قربانی شراکت و چربی آن را به خدا تقدیم میکند.+ ۳۴ من سینهٔ حیوان را که هدیهٔ تکاندادنی است و رانش را که سهم مقدّس است از قربانیهای شراکت اسرائیلیان میگیرم و به هارون کاهن و پسرانش میدهم و این قانونی همیشگی برای اسرائیلیان خواهد بود.+
۳۵ «‹این سهمی است که باید از قربانیهایی که روی آتش به یَهُوَه تقدیم میشود، برای کاهنان، یعنی هارون و پسرانش، در روزی که به عنوان کاهنان یَهُوَه مسح میشوند،+ کنار گذاشته شود. ۳۶ یَهُوَه فرمان داد در روزی که کاهنان مسح میشوند،+ این سهم از قربانیهای اسرائیلیان به آنها داده شود. این قانون برای تمام نسلهای آنها، قانونی همیشگی است.›»
۳۷ اینها قانونهایی است در مورد قربانی سوختنی،+ هدیهٔ غلّهای،+ قربانی گناه،+ قربانی تقصیر،+ قربانی تعیین کاهنان + و قربانی شراکت.+ ۳۸ یَهُوَه این قانونها را روی کوه سینا به موسی داد؛+ در آن زمان، یَهُوَه در بیابان سینا به اسرائیلیان فرمان داد که هدیههایشان را به حضور او بیاورند.+
۸ یَهُوَه دوباره با موسی صحبت کرد و گفت: ۲ «هارون و پسرانش را + همراه با لباسها،+ روغن مسح،+ گاو نرِ قربانی گناه، دو قوچ و سبد نان فطیر + به جلوی ورودی خیمهٔ ملاقات بیاور ۳ و تمام قوم* را هم جلوی ورودی خیمهٔ ملاقات جمع کن.»
۴ موسی دقیقاً طبق فرمان یَهُوَه عمل کرد و قوم جلوی ورودی خیمهٔ ملاقات جمع شدند. ۵ بعد موسی به قوم گفت: «کاری که الآن انجام میدهیم طبق فرمان یَهُوَه است.» ۶ موسی هارون و پسرانش را نزدیک آورد و آنها را با آب شست.+ ۷ ردای بلند را + به تن هارون کرد و شال را + دور کمرش بست. بعد ردای* بدون آستین + و ایفود را + به تنش کرد و ایفود را با کمربند بافتهشدهٔ آن + بست تا در جایش محکم بماند. ۸ بعد از آن، سینهپوش را + به سینهٔ او بست و اوریم و تُمّیم*+ را در آن گذاشت، ۹ و عمامه را + بر سرش گذاشت و لوح برّاق طلا را که نشان مقدّس وقف*+ است به جلوی عمامه وصل کرد؛ دقیقاً همان طور که یَهُوَه به موسی فرمان داده بود.
۱۰ پس از آن، موسی روغن مسح را برداشت و خیمهٔ مقدّس و هر چه را در آن بود + مسح کرد تا پاک و مقدّس شوند. ۱۱ بعد مقداری از آن روغن را هفت بار روی مذبح پاشید و مذبح و همهٔ وسایلش و حوض و پایهاش را مسح کرد تا پاک و مقدّس شوند. ۱۲ در آخر مقداری از روغن مسح را بر سر هارون ریخت و او را مسح کرد تا پاک و مقدّس شود.+
۱۳ بعد موسی پسران هارون را نزدیک آورد و رداهای بلند را به تن آنها کرد، شالها را دور کمرشان و سربندها را به سرشان بست؛*+ دقیقاً همان طور که یَهُوَه به موسی فرمان داده بود.
۱۴ پس از آن، موسی گاو نر را که برای قربانی گناه بود آورد و هارون و پسرانش دستشان را بر سر گاوِ قربانی گناه گذاشتند.+ ۱۵ موسی آن گاو را سر برید و مقداری از خون آن را + با انگشتش برداشت و روی هر چهار برجستگی شاخمانند مذبح مالید و مذبح را از گناه پاک کرد. او باقیماندهٔ خون را پای مذبح ریخت تا آن را پاک و مقدّس کند و روی آن کفّاره داده شود. ۱۶ بعد موسی همهٔ چربی روی رودهها، سفیدی روی جگر، دو قلوه و چربیهای رویشان را برداشت و آنها را روی مذبح سوزاند تا دودشان بلند شود.+ ۱۷ همین طور ترتیبی داد که باقیماندهٔ آن گاو، یعنی پوست، گوشت و فضولات داخل رودههایش بیرون اردوگاه در آتش سوزانده شود؛+ دقیقاً همان طور که یَهُوَه به موسی فرمان داده بود.
۱۸ پس از آن، او قوچ قربانی سوختنی را آورد و هارون و پسرانش دستشان را بر سر آن قوچ گذاشتند.+ ۱۹ بعد موسی آن حیوان را سر برید و خونش را بر چهار طرف مذبح پاشید. ۲۰ او آن قوچ را قطعه قطعه کرد و قطعههایش را همراه سر و چربی* آن حیوان سوزاند تا دودش بلند شود. ۲۱ بعد از آن، رودهها و پاچهها را با آب شست و کل آن قوچ را روی مذبح سوزاند تا دودش بلند شود. آن قوچ، قربانی سوختنی با بویی خوشایند* و از هدیههایی بود که روی آتش به یَهُوَه تقدیم میشود؛ دقیقاً همان طور که یَهُوَه به موسی فرمان داده بود.
۲۲ بعد قوچ دوم را که برای تعیین کاهنان بود + آورد و هارون و پسرانش دستشان را بر سر آن قوچ گذاشتند.+ ۲۳ موسی آن حیوان را سر برید و مقداری از خونش را برداشت و روی نرمهٔ گوش راست هارون، شست دست راست و شست پای راست او مالید. ۲۴ پس از آن، موسی پسران هارون را جلو آورد و مقداری از خون را روی نرمهٔ گوش راست آنها، شست دست راست و شست پای راستشان مالید. موسی باقیماندهٔ آن خون را روی چهار طرف مذبح پاشید.+
۲۵ بعد، او چربیهای آن حیوان، یعنی دنبه، همهٔ چربی روی رودهها، سفیدی روی جگر، دو قلوه و چربیهای رویشان و ران راستش را جدا کرد.+ ۲۶ او از سبد نان فطیر که در حضور یَهُوَه بود، یک نان فطیر حلقهای،+ یک نان حلقهای و روغنی + و یک نان نازک برداشت و آنها را روی چربیها و ران راست آن حیوان گذاشت. ۲۷ بعد همهٔ آنها را کف دست هارون و پسرانش گذاشت و آنها را به عنوان هدیۀ تکاندادنی در حضور یَهُوَه تکان داد. ۲۸ موسی آنها را از دستشان گرفت و روی قربانی سوختنی بر روی مذبح سوزاند تا دودشان بلند شود. آنها قربانیای با بویی خوشایند* برای تعیین کاهنان و از هدیههایی بودند که روی آتش به یَهُوَه تقدیم میشود.
۲۹ بعد موسی سینهٔ آن حیوان را برداشت و به عنوان هدیۀ تکاندادنی در حضور یَهُوَه تکان داد.+ این سهم خودِ موسی از قوچی بود که برای تعیین کاهنان قربانی میشد، دقیقاً همان طور که یَهُوَه به موسی فرمان داده بود.+
۳۰ موسی همین طور مقداری از روغن مسح + و مقداری از خون را که روی مذبح بود برداشت و آن را روی هارون و پسرانش + که با او بودند و روی لباسهایشان پاشید. به این شکل او هارون و پسرانش و لباسهایشان را پاک و مقدّس کرد.+
۳۱ بعد موسی به هارون و پسرانش گفت: «گوشت آن حیوان را جلوی ورودی خیمهٔ ملاقات بپزید + و آن را در آنجا با نانی که در سبد است بخورید؛ چون این کار دقیقاً مطابق فرمان خداست که گفت، ‹هارون و پسرانش باید از آن بخورند.›+ ۳۲ اما باقیماندهٔ آن گوشت و نان را در آتش بسوزانید.+ ۳۳ برای هفت روز نباید از جلوی ورودی خیمهٔ ملاقات دور شوید تا روزهایی که برای تعیین شما کاهنان است تمام شود، چون هفت روز طول میکشد که شما به عنوان کاهن تعیین شوید.*+ ۳۴ کاری را که امروز انجام دادیم، فرمان یَهُوَه بود تا کفّارهای برای شما باشد.+ ۳۵ شما باید به مدت هفت شبانهروز جلوی ورودی خیمهٔ ملاقات بمانید + و وظیفهتان را نسبت به یَهُوَه انجام دهید + تا زنده بمانید، چون این فرمانی است که به من داده شده است.»
۳۶ هارون و پسرانش تمام کارهایی را که یَهُوَه از طریق موسی فرمان داده بود، انجام دادند.
۹ موسی در روز هشتم + هارون، پسرانش و ریشسفیدان اسرائیل را جمع کرد ۲ و به هارون گفت: «برای خودت یک گوسالهٔ سالم برای قربانی گناه + و یک قوچ سالم برای قربانی سوختنی بگیر و آنها را به حضور یَهُوَه بیاور. ۳ اما به اسرائیلیان بگو، ‹یک بز نر برای قربانی گناه و یک گوساله و یک قوچ که یکساله و سالم باشند برای قربانی سوختنی بیاورید. ۴ همین طور یک گاو نر و یک قوچ برای قربانی شراکت + بیاورید تا در حضور یَهُوَه قربانی شوند و یک هدیهٔ غلّهای + روغنی هم بیاورید، چون امروز یَهُوَه خودش را به شما نشان میدهد.›»+
۵ بنابراین آنها چیزهایی را که موسی فرمان داده بود بیاورند، به جلوی خیمهٔ ملاقات آوردند. بعد همهٔ قوم نزدیک شدند و در حضور یَهُوَه ایستادند. ۶ موسی به آنها گفت: «طبق فرمان یَهُوَه، شما باید به این دستورات عمل کنید تا یَهُوَه جلالش را به شما نشان دهد.»+ ۷ بعد به هارون گفت: «به مذبح نزدیک شو و قربانی گناه + و قربانی سوختنیات را تقدیم کن و برای خودت + و خانوادهات* کفّاره بده. هدیههای مردم را هم تقدیم کن + تا برای آنها کفّاره باشد؛+ دقیقاً همان طور که یَهُوَه فرمان داده است.»
۸ هارون بلافاصله به مذبح نزدیک شد و گوسالهٔ قربانی گناه را که برای خودش بود سر برید.+ ۹ بعد پسران هارون خون آن قربانی را برایش آوردند.+ او انگشتش را در خون فرو برد و آن را روی برجستگیهای شاخمانند مذبح مالید و باقیماندهٔ خون را هم پای مذبح ریخت.+ ۱۰ هارون چربیها، قلوهها و سفیدی روی جگر قربانی گناه را روی مذبح سوزاند تا دودشان بلند شود؛ دقیقاً همان طور که یَهُوَه به موسی فرمان داده بود.+ ۱۱ گوشت و پوست آن قربانی را هم بیرون اردوگاه در آتش سوزاند.+
۱۲ بعد از آن، هارون قربانی سوختنی را سر برید و پسرانش خون آن قربانی را به او دادند و او آن را بر چهار طرف مذبح پاشید.+ ۱۳ آنها تکههای قربانی سوختنی را همراه با سر آن حیوان به هارون دادند و او آنها را روی مذبح سوزاند تا دودشان بلند شود. ۱۴ او رودهها و پاچههای آن حیوان را شست و روی قربانی سوختنی بر مذبح سوزاند تا دودشان بلند شود.
۱۵ بعد هارون قربانیهایی را که مردم آورده بودند تقدیم کرد. او بز قربانی گناه را که برای مردم بود مثل اولین قربانی گناه گرفت و سر برید و آن را به عنوان قربانی گناه تقدیم کرد. ۱۶ قربانی سوختنی را هم طبق دستورالعملی که قبلاً داده شده بود + تقدیم کرد.
۱۷ پس از آن، هدیهٔ غلّهای را تقدیم کرد؛+ او مشتش را با مقداری از آن پر کرد و آن را علاوه بر قربانی سوختنیای که صبح سوزانده بود،+ روی مذبح سوزاند تا دودش بلند شود.
۱۸ بعد هارون گاو نر و قوچ قربانی شراکت را که برای مردم بودند سر برید. پسرانش خون آن قربانیها را به او دادند و او آن را بر چهار طرف مذبح پاشید.+ ۱۹ همین طور آنها تکههای چربی آن گاو،+ دنبهٔ قوچ، چربیهایی که رودهها را میپوشاند، قلوهها و سفیدی روی جگر را برداشتند + ۲۰ و تمام آنها را روی سینهٔ آن قربانیها گذاشتند و هارون آن تکههای چربی را روی مذبح سوزاند تا دودشان بلند شود،+ ۲۱ اما سینه و ران راست آن قربانیها را به عنوان هدیۀ تکاندادنی در حضور یَهُوَه تکان داد؛ دقیقاً همان طور که موسی فرمان داده بود.+
۲۲ بعد هارون دستش را به طرف مردم دراز کرد و برایشان از خدا برکت خواست.+ او بعد از تقدیم قربانی گناه و قربانی سوختنی و قربانیهای شراکت، از مذبح پایین آمد. ۲۳ در آخر موسی و هارون به داخل خیمهٔ ملاقات رفتند و وقتی بیرون آمدند برای مردم از خدا برکت خواستند.+
بعد از آن یَهُوَه جلالش را به همهٔ مردم نشان داد؛+ ۲۴ آتشی از طرف یَهُوَه،+ قربانی سوختنی و تکههای چربی روی مذبح را بلعید. همهٔ مردم با دیدن این صحنه فریاد زدند و سجده کردند.+
۱۰ مدتی بعد ناداب و اَبیهو،+ پسران هارون، برخلاف فرمان خدا آتشدانهایشان را برداشتند و آتش غیرمجاز + در آنها قرار دادند و روی آن بخور گذاشتند + و به حضور یَهُوَه آوردند. ۲ ناگهان آتشی از طرف یَهُوَه آمد و نابودشان کرد.+ آنها در همان جا در حضور یَهُوَه مردند.+ ۳ بعد موسی به هارون گفت: «یَهُوَه میگوید، ‹کسانی که به من نزدیک میشوند، باید مرا مقدّس بدانند + و تمام قوم باید مرا جلال دهند.›» هارون ساکت ماند و چیزی نگفت.
۴ بنابراین موسی میشائیل و اِلصافان پسران عُزّیئیل را + که عموی هارون بود صدا کرد و به آنها گفت: «بیایید و برادرانتان* را از جلوی مکان مقدّس بردارید و به بیرون اردوگاه ببرید.» ۵ آنها آمدند و همان طور که موسی گفته بود، جسدهایشان را با رداهایشان برداشتند و به جایی بیرون اردوگاه بردند.
۶ بعد موسی به هارون و پسرانش اِلعازار و ایتامار گفت: «نگذارید موهای سرتان بلند و ژولیده شود و لباسهایتان را چاک نزنید + وگرنه میمیرید و خدا از تمام قوم خشمگین میشود. اما برادرانتان، یعنی تمام قوم* اسرائیل میتوانند برای کسانی که یَهُوَه با آتش از بین برد، عزاداری کنند. ۷ از جلوی ورودی خیمهٔ ملاقات دور نشوید وگرنه میمیرید، چون روغن مسح یَهُوَه بر سر شماست.»+ بنابراین آنها طبق دستور موسی عمل کردند.
۸ بعد یَهُوَه به هارون گفت: ۹ «وقتی خودت و پسرانت به خیمهٔ ملاقات داخل میشوید، شراب یا مشروبات الکلی ننوشید + وگرنه میمیرید. تو و نسلهایت باید همیشه طبق این قانون عمل کنید ۱۰ تا بین چیزهای مقدّس و غیرمقدّس و بین چیزهای پاک و ناپاک تفاوت قائل شوید + ۱۱ و همهٔ قانونهایی را که من یَهُوَه از طریق موسی گفتهام به اسرائیلیان تعلیم دهید.»+
۱۲ پس از آن، موسی به هارون و پسران بازماندهٔ او، اِلعازار و ایتامار گفت: «بعد از تقدیم هدیههایی که روی آتش به یَهُوَه تقدیم میشود، باقیماندهٔ هدیهٔ غلّهای را بردارید و با آن نان فطیر درست کنید و نزدیک مذبح بخورید،+ چون این هدیه بسیار مقدّس است.+ ۱۳ شما باید طبق فرمانی که خدا به من داد، آن را در جای مقدّسی بخورید،+ چون از بین هدیههایی که روی آتش به یَهُوَه تقدیم میشود، این سهم شما و پسرانتان است. ۱۴ همین طور شما و پسران و دخترانتان + باید سینهٔ قربانی را که هدیۀ تکاندادنی است و رانش را که سهم مقدّس است + در مکانی پاک بخورید، چون آنها سهم شما و پسرانتان از قربانیهای شراکت است که اسرائیلیان میآورند. ۱۵ آنها باید ران* قربانی را که سهم مقدّس است و سینهٔ آن را که هدیهٔ تکاندادنی است، همراه با چربیهایی که روی آتش تقدیم میشود، بیاورند تا هدیهٔ تکاندادنی در حضور یَهُوَه تکان داده شود. ران و سینه سهم همیشگی شما و پسرانتان است،+ دقیقاً همان طور که یَهُوَه فرمان داده است.»
۱۶ موسی همه جا به دنبال بز قربانی گناه گشت + و متوجه شد که آن حیوان سوزانده شده است. در نتیجه از اِلعازار و ایتامار، پسران بازماندهٔ هارون عصبانی شد و گفت: ۱۷ «چرا قربانی گناه را در مکان مقدّس نخوردید؟+ آن قربانی بسیار مقدّس است و به شما داده شد تا خطای قوم را به گردن بگیرید و در حضور یَهُوَه گناه آنها را کفّاره کنید! ۱۸ اما خون آن قربانی به داخل مکان مقدّس آورده نشد!+ شما باید همان طور که به من فرمان داده شد آن را در مکان مقدّس میخوردید.» ۱۹ هارون در جواب به موسی گفت: «مردم امروز قربانی گناه و قربانی سوختنیشان را به حضور یَهُوَه آوردند.+ با توجه به اتفاقاتی که برایم افتاد، اگر امروز از قربانی گناه میخوردم آیا باعث خشنودی یَهُوَه میشد؟» ۲۰ موسی با شنیدن جواب هارون قانع شد.
۱۱ یَهُوَه به موسی و هارون گفت: ۲ «به اسرائیلیان بگویید، ‹از جانوران زمین* اینها را میتوانید بخورید:+ ۳ هر حیوانی را که سم پایش شکاف کامل دارد و نشخوار میکند میتوانید بخورید.
۴ «‹اما این حیوانات را که یا نشخوار میکنند یا سم شکافته دارند نباید بخورید: شتر، چون نشخوار میکند اما سم شکافته ندارد؛ پس برای شما ناپاک است.+ ۵ خرگوش کوهی،+ چون نشخوار میکند اما سم شکافته ندارد؛ پس برای شما ناپاک است. ۶ خرگوش صحرایی، چون نشخوار میکند اما سم شکافته ندارد؛ پس برای شما ناپاک است. ۷ خوک + را هم نمیتوانید بخورید، چون سم پایش کاملاً شکاف دارد اما نشخوار نمیکند؛ پس برای شما ناپاک است. ۸ از گوشت این حیوانات اصلاً نخورید و لاشهٔ آنها را لمس نکنید، چون برای شما ناپاک هستند.+
۹ «‹از جانوران آبزی اینها را میتوانید بخورید: چه در دریاها و چه در رودخانهها هر جانوری که باله و پولک دارد میتوانید بخورید.+ ۱۰ اما از همهٔ جانوران کوچک* آبزی یا جانوران دیگر آبزی، چه در دریاها و چه در رودخانهها، هر جانوری که باله و پولک ندارد باید برای شما نجس* باشد. ۱۱ آن جانوران باید برایتان نجس* باشند. از گوشت آنها اصلاً نخورید + و لاشهٔ آنها را نجس* بدانید. ۱۲ هر جانور آبزی که باله و پولک ندارد باید برای شما نجس* باشد.
۱۳ «‹این جانوران بالدار را نجس* بدانید و آنها را نخورید، چون نجس* هستند: عقاب،+ عقاب ماهیگیر، لاشخور سیاه،+ ۱۴ کورکور حنایی* و هر نوع شاهین سیاه،* ۱۵ هر نوع کلاغ،* ۱۶ شترمرغ، جغد، مرغ دریایی، هر نوع باز، ۱۷ جغد کوچک، باکلان، جغد شاخدار، ۱۸ قو، پلیکان، لاشخور، ۱۹ لکلک، هر نوع مرغ ماهیخوار، هُدهُد و خفّاش. ۲۰ هر حشرهای* که بر چهار پا حرکت میکند هم باید برای شما نجس* باشد.
۲۱ «‹از حشراتی* که بر چهار پا حرکت میکنند، فقط آنهایی را که پاهای جهشی دارند* میتوانید بخورید، ۲۲ یعنی: هر نوع ملخ مهاجر، ملخهای خوردنی دیگر + و جیرجیرک. ۲۳ باقی حشراتی* که بر چهار پا حرکت میکنند باید برای شما نجس* باشند. ۲۴ آن جانوران شما را ناپاک میکنند. هر کس لاشهٔ آنها را لمس کند تا غروب آفتاب ناپاک است.+ ۲۵ هر کسی که به لاشهٔ آنها دست بزند،* باید لباسهایش را بشوید + و تا غروب آفتاب ناپاک است.
۲۶ «‹هر حیوانی که سم شکافته دارد اما شکاف آن کامل نیست و نشخوار نمیکند، برای شما ناپاک است و هر کس آنها را لمس کند ناپاک میشود.+ ۲۷ از بین چهارپایان، آنهایی که پنجه دارند برای شما ناپاک هستند. هر کس لاشهٔ آنها را لمس کند تا غروب آفتاب ناپاک است. ۲۸ هر کسی که لاشهٔ آنها را بردارد و با خودش حمل کند، باید لباسهایش را بشوید + و تا غروب آفتاب ناپاک است.+ آن حیوانات برای شما ناپاک هستند.
۲۹ «‹از جانوران کوچک روی زمین، اینها برای شما ناپاک هستند: موش کور، موش،+ انواع مارمولکها، ۳۰ مارمولک گِکو،* مارمولک بزرگ، سمندر، مارمولک شنی و آفتابپرست. ۳۱ این جانوران کوچک برای شما ناپاک هستند.+ هر کس لاشهٔ آنها را لمس کند تا غروب آفتاب ناپاک خواهد بود.+
۳۲ «‹اگر لاشهٔ این جانوران روی چیزی بیفتد، چه یک وسیلهٔ چوبی باشد، چه لباس، چه پوست حیوان و چه پَلاس، آن را ناپاک میکند. هر وسیلهای که باشد و برای هر منظوری استفاده شود، باید آن را در آب بگذارید و تا غروب آفتاب ناپاک خواهد بود، اما بعد از آن پاک است. ۳۳ اگر لاشهٔ این جانوران در ظرفهای سفالی بیفتد، هر چیزی که در آن ظرف باشد ناپاک است و آن ظرف باید شکسته شود.+ ۳۴ هر غذایی که با آب آن ظرفها تماس داشته باشد و هر نوشیدنیای که در آن ظرفها باشد ناپاک است. ۳۵ اگر لاشهٔ این جانوران روی چیزی بیفتد، چه تنور باشد چه یک اجاق کوچک، ناپاک است و باید خرد شود. آن تنور یا اجاق ناپاک است و برای شما ناپاک میماند. ۳۶ اما اگر لاشهٔ این جانوران در چشمههای آب و آبانبارها بیفتد، آنها پاک میمانند، ولی بقیهٔ چیزهایی که با لاشهٔ این جانوران تماس پیدا کنند، ناپاک هستند. ۳۷ اگر لاشهٔ اینها روی دانهٔ گیاهی بیفتد که میخواهید بکارید، آن دانه پاک است. ۳۸ اما اگر آن دانه را خیس کردهاید و بعد قسمتی از لاشهٔ این جانوران رویش بیفتد، آن دانه برای شما ناپاک است.
۳۹ «‹اگر حیوانی که خوردن آن مجاز است بمیرد، هر کسی که لاشهٔ آن را لمس کند تا غروب آفتاب ناپاک است.+ ۴۰ کسی که از گوشت آن حیوان مرده بخورد باید لباسهایش را بشوید و تا غروب آفتاب ناپاک است.+ هر کس آن لاشه را بردارد و با خودش حمل کند، باید لباسهایش را بشوید و تا غروب آفتاب ناپاک است. ۴۱ جانوران کوچک روی زمین ناپاک هستند + و نباید آنها را بخورید؛ ۴۲ یعنی تمام موجوداتی که بر شکمشان میخزند، جانورانی که بر چهار پا حرکت میکنند و جانوران کوچک زمین که پاهای زیادی دارند. همهٔ این جانوران را نباید بخورید، چون نجس* هستند.+ ۴۳ با خوردن جانوران کوچک، خودتان را نجس* نکنید و از طریق آنها خودتان را آلوده و ناپاک نکنید.+ ۴۴ من یَهُوَه خدایتان هستم.+ پس شما باید خودتان را به من وقف کنید و پاک و مقدّس شوید،+ چون من مقدّسم.+ بنابراین نباید با خوردن جانوران کوچک که روی زمین هستند* خودتان را ناپاک کنید. ۴۵ من یَهُوَه هستم که شما را از سرزمین مصر بیرون آوردم تا خدای شما باشم.+ پس شما باید مقدّس باشید،+ چون من مقدّسم.+
۴۶ «‹اینها قانونهایی است در مورد حیوانات، جانوران بالدار، همهٔ جانورانی که در آبها زندگی* میکنند و همهٔ جانوران کوچک روی زمین ۴۷ تا بتوانید چیزهای ناپاک را از چیزهای پاک، و جانورانی را که میتوانید بخورید از جانورانی که نمیتوانید بخورید، تشخیص دهید.›»+
۱۲ یَهُوَه به موسی گفت: ۲ «به اسرائیلیان بگو، ‹اگر زنی باردار شود* و پسری به دنیا آورد، برای هفت روز ناپاک است، دقیقاً مثل دوران عادت ماهانهاش که ناپاک است.+ ۳ آن پسر باید در روز هشتم ختنه شود.+ ۴ آن زن باید به خاطر خونریزیاش ۳۳ روز صبر کند تا پاک شود. او نباید به چیز مقدّسی دست بزند یا به مکان مقدّس داخل شود تا این که روزهای پاک شدنش تمام شود.
۵ «‹اگر زنی باردار شود و دختری به دنیا آورد، برای ۱۴ روز ناپاک است، دقیقاً مثل دوران عادت ماهانهاش که ناپاک است. او باید به خاطر خونریزیاش ۶۶ روز صبر کند تا پاک شود. ۶ وقتی روزهای پاک شدنش تمام شد، نوزادش چه پسر باشد چه دختر، او باید یک قوچ یکساله* برای قربانی سوختنی + و یک جوجه کبوتر یا قمری برای قربانی گناه به جلوی ورودی خیمهٔ ملاقات بیاورد و به کاهن بدهد. ۷ کاهن باید آن را به یَهُوَه تقدیم کند تا برای او کفّاره باشد. آن وقت او از خونریزی زایمان پاک میشود. این قانونی است که یک زن باید بعد از به دنیا آوردن پسر یا دخترش طبق آن عمل کند. ۸ اما اگر آن زن توان خرید یک گوسفند را ندارد، باید دو قمری یا دو جوجه کبوتر بیاورد،+ یکی برای قربانی سوختنی و یکی برای قربانی گناه. بعد کاهن برای او کفّاره کند تا دوباره پاک شود.›»
۱۳ یَهُوَه در ادامه به موسی و هارون گفت: ۲ «اگر کسی پوستش* کهیر بزند یا زخم شود* یا روی پوستش لکهای ایجاد شود و احتمال این باشد که آن به بیماری جذام* تبدیل شود،+ باید آن شخص را پیش هارون کاهن یا یکی از پسرانش (یعنی یکی از کاهنان) بیاورند.+ ۳ کاهن باید عفونت پوست او را معاینه کند. اگر موی روی آن عفونت سفید شده باشد و به نظر رسد که عفونت عمیقتر از سطح پوست است، آن بیماری، جذام است. کاهن باید بعد از معاینه اعلام کند که آن شخص ناپاک است. ۴ اما اگر لکهٔ پوستش سفید باشد و عمیقتر از سطح پوست به نظر نیاید و موی رویش سفید نشده باشد، کاهن باید شخص بیمار را برای هفت روز قرنطینه کند.+ ۵ بعد کاهن دوباره او را در روز هفتم معاینه کند؛ اگر به نظر رسد که آن عفونت بیشتر نشده و روی پوست پخش نشده است، کاهن او را برای هفت روز دیگر قرنطینه کند.
۶ «کاهن باید دوباره او را در روز هفتم معاینه کند. اگر عفونت کمرنگ شده و روی پوست پخش نشده باشد، کاهن باید اعلام کند که او پاک است + و پوستش فقط زخم* بوده است. بعد آن شخص باید لباسهایش را بشوید تا پاک شود. ۷ اما اگر کاهن او را پاک اعلام کرد و بعد از آن، زخمش* بیشتر شود، باید دوباره* پیش کاهن برود. ۸ کاهن باید آن را معاینه کند؛ اگر آن زخم* روی پوست بیشتر شده باشد، کاهن باید اعلام کند که او ناپاک است. آن بیماری، جذام است.+
۹ «اگر کسی به بیماری جذام مبتلا شود، باید او را پیش کاهن بیاورند ۱۰ و کاهن او را معاینه کند.+ اگر پوستش کهیر سفید زده و موی روی آن هم سفید شده باشد و رویش زخمی باز دارد،+ ۱۱ آن بیماری پوستی، جذام مزمن است و کاهن باید اعلام کند که او ناپاک است. نیازی نیست که کاهن او را قرنطینه کند،+ چون ناپاک است. ۱۲ اگر تمام پوست بیمار دچار جذام شده باشد و بیماری جذام تا جایی که کاهن میتواند ببیند، سر تا پای او را پوشانده باشد، ۱۳ و کاهن بعد از معاینه ببیند که جذام تمام پوستش را پوشانده است، باید اعلام کند که آن بیماری واگیردار نیست،* چون تمام پوستش سفید شده و او پاک است. ۱۴ اما اگر روی پوستش زخمی باز وجود داشته باشد، او ناپاک است. ۱۵ کاهن با دیدن زخم باز باید اعلام کند که او ناپاک است.+ آن زخم باز ناپاک است و آن بیماری، جذام است.+ ۱۶ اما اگر آن زخم دوباره سفید شود، او باید پیش کاهن برود. ۱۷ کاهن باید او را معاینه کند؛+ اگر عفونت سفید شده باشد، کاهن باید اعلام کند که شخصِ بیمار پاک است. بنابراین او پاک خواهد بود.
۱۸ «اگر پوست کسی دُمل بزند و بعد خوب شود، ۱۹ اما کهیری سفید یا لکهای به رنگ سفید مایل به قرمز در جای دُمل باقی بماند، او باید برای معاینه پیش کاهن برود. ۲۰ کاهن باید او را معاینه کند + و اگر آن کهیر یا لکه به نظر عمیقتر از سطح پوست باشد و موی رویش سفید شده باشد، کاهن باید اعلام کند که او ناپاک است. آن بیماری، جذامی است که در دُمل به وجود آمده است. ۲۱ ولی اگر کاهن هنگام معاینه ببیند که آن کهیر یا لکه هیچ موی سفیدی ندارد و عمیقتر از سطح پوست نیست و کمرنگ است، باید او را برای هفت روز قرنطینه کند.+ ۲۲ اگر بهروشنی دیده شود که آن کهیر یا لکه، روی پوست پخش شده است، کاهن باید اعلام کند که او ناپاک است. بنابراین آن کهیر یا لکه نوعی بیماری است. ۲۳ اما اگر آن لکه در جای خود باقی مانده باشد و پخش نشده باشد، فقط التهاب آن دُمل است و کاهن باید اعلام کند که او پاک است.+
۲۴ «اگر کسی روی بدنش زخمی در اثر سوختگی داشته باشد و گوشت آن زخم به لکهای سفیدرنگ مایل به قرمز یا سفید تبدیل شود، ۲۵ کاهن باید آن را معاینه کند. اگر موی روی آن لکه سفید شده باشد و آن لکه به نظر عمیقتر از سطح پوست باشد، جذامی است که در جای زخم به وجود آمده است و کاهن باید اعلام کند که او ناپاک است. آن بیماری، جذام است. ۲۶ اگر کاهن هنگام معاینه ببیند که آن لکه هیچ موی سفیدی ندارد و از سطح پوست عمیقتر نیست و کمرنگ است، باید او را برای هفت روز قرنطینه کند + ۲۷ و در روز هفتم دوباره او را معاینه کند؛ اگر بهروشنی دیده شود که آن لکه روی پوست پخش شده است، کاهن باید اعلام کند که او ناپاک است. آن بیماری، جذام است. ۲۸ اما اگر آن لکه در جای خود باقی مانده باشد و روی پوست پخش نشده و کمرنگ شده باشد، فقط ورمِ جای زخم است و کاهن باید اعلام کند که او پاک است، چون آن لکه به خاطر التهابِ جای زخم به وجود آمده است.
۲۹ «در صورتی که سر یا چانهٔ مرد یا زنی عفونت کند، ۳۰ کاهن باید آن را معاینه کند.+ اگر عفونت به نظر عمیقتر از سطح پوست باشد و موی رویش زرد و نازک شده باشد، کاهن باید اعلام کند که او ناپاک است؛ چون ریش یا پوست سر او عفونت دارد. آن بیماری، جذام سر یا چانه است. ۳۱ اگر کاهن ببیند که عفونت عمیقتر از سطح پوست نیست و هیچ موی سیاهی ندارد، باید شخص بیمار را برای هفت روز قرنطینه کند.+ ۳۲ کاهن باید عفونت را در روز هفتم معاینه کند؛ اگر عفونت پخش نشده باشد و هیچ موی زردی رویش نباشد و به نظر عمیقتر از سطح پوست نباشد، ۳۳ موهای سر و چانهٔ آن شخص باید تراشیده شود، اما موهای قسمت عفونی را نباید تراشید. بعد کاهن باید شخص بیمار را برای هفت روز قرنطینه کند.
۳۴ «کاهن باید در روز هفتم دوباره قسمت عفونی را معاینه کند؛ اگر عفونتِ ریش یا پوست سرش پخش نشده باشد و به نظر عمیقتر از سطح پوست نباشد، کاهن باید اعلام کند که او پاک است. او باید لباسهایش را بشوید تا پاک شود. ۳۵ اما اگر بعد از این که کاهن او را پاک اعلام کرد، آن عفونت بهروشنی روی پوستش پخش شود، ۳۶ کاهن باید دوباره او را معاینه کند و اگر عفونت روی پوستش پخش شده باشد، دیگر نیازی نیست که کاهن به دنبال موهای زرد باشد، چون آن شخص ناپاک است. ۳۷ اما اگر معاینهها نشان دهد که عفونت پخش نشده و رویش موهای سیاه روییده است، یعنی عفونت برطرف شده و آن شخص پاک است. بنابراین کاهن باید اعلام کند که او پاک است.+
۳۸ «اگر لکههایی روی پوست* مرد یا زنی ایجاد شوند و آن لکهها سفید باشند، ۳۹ کاهن باید آنها را معاینه کند.+ اگر لکهها سفید کمرنگ باشند، یک واکنش پوستی بیخطر است و آن شخص پاک است.
۴۰ «اگر موهای سر مردی بریزد و طاس شود، او پاک است. ۴۱ اگر موهای قسمت جلوی سرش بریزد و آن قسمت طاس شود، او پاک است. ۴۲ اما اگر زخمی به رنگ سفید مایل به قرمز روی طاسی سر یا روی پیشانیاش ایجاد شود، پوست سر یا پیشانیاش به جذام دچار شده است. ۴۳ کاهن باید او را معاینه کند؛ اگر آن کهیرِ عفونی روی طاسی بالای سرش یا روی پیشانیاش باشد و به رنگ سفید مایل به قرمز و شبیه جذام روی پوستش باشد، ۴۴ آن شخص جذام دارد. او ناپاک است و کاهن باید اعلام کند که او به خاطر بیماری روی سرش ناپاک است. ۴۵ شخصی که جذام دارد، باید لباسهای پاره بپوشد* و بگذارد موهایش بلند و ژولیده شود، همین طور باید سبیلش را بپوشاند و با صدای بلند بگوید، ‹ناپاک! ناپاک!› ۴۶ او در تمام مدتی که آن بیماری را دارد ناپاک است و به خاطر ناپاکیاش باید دور از دیگران زندگی کند و محل زندگیاش بیرون اردوگاه باشد.+
۴۷ «اگر بیماری جذام لباس پشمی یا کتانی را آلوده کند، ۴۸ و آلودگی به بافت* آن پارچهٔ پشمی یا کتانی، و یا به تکه چرم یا شیء چرمی نفوذ کرده باشد، ۴۹ و اگر لکهای به رنگ سبز مایل به زرد یا رنگی مایل به قرمز روی لباس یا چرم یا بافت پارچه و یا هر چیز چرمی به جا بگذارد، آن شیء آلوده به جذام است و باید آن را به کاهن نشان داد. ۵۰ کاهن باید آلودگی را بررسی کند و شیء آلوده را برای هفت روز جدا نگه دارد*+ ۵۱ و در روز هفتم باید دوباره آن را بررسی کند؛ اگر ببیند که آن آلودگی، روی لباس، بافت پارچه یا چرم (به هر منظوری که استفاده شود) پخش شده است، آن آلودگی، جذام بدخیم است و آن شیء ناپاک است.+ ۵۲ او باید لباس آلوده یا پارچهٔ آلوده که بافتش از پشم یا کتان است یا شیء چرمی آلوده را بسوزاند، چون آلوده به جذام بدخیم است. آن را در آتش بسوزانید.
۵۳ «اما اگر کاهن آن را بررسی کند و ببیند که آن آلودگی، روی لباس یا بافت پارچه یا شیء چرمی پخش نشده است، ۵۴ فرمان دهد که شیء آلوده را بشویند. او باید آن را برای هفت روز دیگر جدا نگه دارد. ۵۵ هفت روز بعد از این که شیء آلوده به خوبی شسته شد، کاهن باید آن را دوباره بررسی کند. اگر ظاهر آلودگی تغییر نکرده باشد، با این که آلودگی پخش نشده است، باز هم ناپاک است. آن را در آتش بسوزانید، چون یا روی آن یا زیر آن خوردگی دارد.
۵۶ «اگر کاهن آن را بررسی کند و ببیند که قسمت آلوده بعد از این که بهخوبی شسته شد، کمرنگ شده است، باید آن قسمت را از لباس یا چرم یا بافت پارچه جدا کند. ۵۷ اما اگر در قسمت دیگری از لباس، بافت پارچه یا شیء چرمی لکهای پیدا شود، آلودگی در حال پخش شدن است و باید شیء آلوده را در آتش بسوزانید.+ ۵۸ اما اگر بعد از شستن لباس، بافت پارچه یا هر شیء چرمی، آن آلودگی از بین رفته باشد، باید آن را دوباره بشویید تا پاک شود.
۵۹ «اینها قوانینی است در مورد بیماری جذام، روی لباس پشمی یا کتان، بافت پارچه* یا شیء چرمی تا کاهن بداند که آنها پاک یا ناپاک هستند.»
۱۴ یَهُوَه به موسی گفت: ۲ «با شخصی که به جذام مبتلاست در روز پاک شدنش، یعنی در روزی که پیش کاهن آورده میشود باید بر طبق این دستورات عمل شود:+ ۳ کاهن باید به بیرون اردوگاه برود و او را معاینه کند. اگر بیمار از جذام شفا پیدا کرده باشد، ۴ کاهن باید به او دستور دهد که برای پاک شدنش دو پرندهٔ زنده و پاک، چوب سِدر، الیاف قرمز و گیاه زوفا بیاورد.+ ۵ همین طور کاهن باید دستور دهد که یکی از پرندهها را در یک ظرف سفالی که آب زلال در آن است سر ببُرند. ۶ او باید پرندهٔ زنده را همراه با چوب سِدر، الیاف قرمز و گیاه زوفا بردارد و در خون پرندهای که سرش روی آب زلال بریده شده فرو ببرد. ۷ بعد کاهن خون پرنده را هفت بار روی شخصی که میخواهد از جذام پاک شود بپاشد و اعلام کند که او پاک است. آن پرندهٔ زنده را هم در دشت رها کند.+
۸ «کسی که میخواهد از جذام پاک شود، باید لباسهایش را بشوید، همهٔ موهایش را بتراشد و حمام کند. آن وقت پاک خواهد شد. پس از آن میتواند وارد اردوگاه شود، اما برای هفت روز باید بیرون چادرش بماند. ۹ او در روز هفتم باید موهای سر، ریش و ابروهایش را بتراشد. بعد از این که همهٔ موهایش را تراشید، لباسهایش را بشوید و حمام کند و پاک خواهد شد.
۱۰ «او در روز هشتم باید دو قوچ* سالم، یک برّهٔ مادهٔ یکساله* و سالم،+ سه کیلو و نیم* آرد مرغوب که با روغن مخلوط شده است به عنوان هدیهٔ غلّهای + و یکسوم لیتر* روغن بیاورد؛+ ۱۱ کاهنی که اعلام میکند آن شخص پاک است، باید او را همراه با هدیههایش در جلوی ورودی خیمهٔ ملاقات به حضور یَهُوَه بیاورد. ۱۲ کاهن باید یکی از قوچها* را بگیرد و آن را همراه یکسوم لیتر* روغن به عنوان قربانی تقصیر تقدیم کند + و آنها را به عنوان هدیۀ تکاندادنی در حضور یَهُوَه تکان دهد.+ ۱۳ بعد، آن قوچ را در جای مقدّسی سر ببرد، یعنی در جایی که معمولاً قربانی گناه و قربانی سوختنی را سر میبرند،+ چون قربانی تقصیر هم مثل قربانی گناه سهم کاهن است.+ آن قربانی، بسیار مقدّس است.+
۱۴ «کاهن باید مقداری از خون قربانی تقصیر را بردارد و بر نرمهٔ گوش راست و شست دست راست و شست پای راست شخصی که میخواهد پاک شود بمالد. ۱۵ او باید یکسوم لیتر* روغن بردارد + و کمی از آن را در کف دست چپش بریزد ۱۶ و انگشت دست راستش را در روغنی که در کف دست چپش است فرو ببرد و مقداری از آن را با انگشتش هفت بار در حضور یَهُوَه بپاشد. ۱۷ بعد مقداری از روغنی را که در کف دستش مانده است، بر نرمهٔ گوش راست و شست دست راست و شست پای راست کسی که میخواهد پاک شود بمالد، یعنی در همان جایی که خون قربانی تقصیر را مالیده بود. ۱۸ او باید باقیماندهٔ روغنی را که در کف دستش است روی سر شخصی که میخواهد پاک شود بمالد و در حضور یَهُوَه برای او کفّاره کند.+
۱۹ «پس از آن، کاهن باید قربانی گناه را تقدیم کند + و برای کسی که میخواهد از ناپاکیاش پاک شود کفّاره کند. بعد کاهن قربانی سوختنی را سر ببرد ۲۰ و آن را همراه با هدیهٔ غلّهای + روی مذبح به خدا تقدیم کند و برای آن شخص کفّاره کند + و او پاک خواهد شد.+
۲۱ «اما اگر کسی فقیر است و توان خرید اینها را ندارد، باید یک قوچ* به عنوان قربانی تقصیر و هدیۀ تکاندادنی بیاورد تا برایش کفّاره باشد. او همین طور باید یک کیلو* آرد مرغوب که با روغن مخلوط شده است به عنوان هدیهٔ غلّهای، یکسوم لیتر* روغن ۲۲ و دو قمری یا دو جوجه کبوتر مطابق با توان مالیاش بیاورد. یکی از آنها قربانی گناه و دیگری قربانی سوختنی خواهد بود.+ ۲۳ او باید در روز هشتم + آنها را در جلوی ورودی خیمهٔ ملاقات پیش کاهن و به حضور یَهُوَه بیاورد تا اعلام شود که او پاک است.+
۲۴ «کاهن باید قوچ* را که قربانی تقصیر است + بگیرد و آن را همراه با یکسوم لیتر* روغن به عنوان هدیهٔ تکاندادنی در حضور یَهُوَه تکان دهد.+ ۲۵ بعد آن قوچ را که قربانی تقصیر است سر ببرد و کاهن مقداری از خون قربانی را روی نرمهٔ گوش راست، شست دست راست و شست پای راست کسی که میخواهد پاک شود بمالد.+ ۲۶ کاهن باید مقداری از روغن را در کف دست چپش بریزد + ۲۷ و با انگشت دست راستش روغنی را که در کف دست چپش است هفت بار در حضور یَهُوَه بپاشد. ۲۸ او باید مقداری از روغن کف دستش را روی نرمهٔ گوش راست، شست دست راست و شست پای راست کسی که میخواهد پاک شود بمالد، یعنی در همان جایی که خون قربانی تقصیر را مالیده بود. ۲۹ بعد از آن، او باید باقیمانده روغنی را که در کف دستش است، روی سر کسی که میخواهد پاک شود بمالد تا در حضور یَهُوَه برای او کفّاره کند.
۳۰ «بعد آن شخص باید مطابق با توان مالیاش،+ دو قمری یا دو جوجه کبوتر تقدیم کند؛ ۳۱ یعنی هر جفت را که میتواند بخرد، یکی را به عنوان قربانی گناه و دیگری را به عنوان قربانی سوختنی + همراه با هدیهٔ غلّهای بیاورد تا کاهن در حضور یَهُوَه برای او که میخواهد پاک شود کفّاره کند.+
۳۲ «این قانون مربوط به کسی است که از بیماری جذام شفا پیدا کرده است، اما توان مالی کافی ندارد تا چیزی را که برای اعلام پاک شدنش لازم است بخرد.»
۳۳ یَهُوَه در ادامه به موسی و هارون گفت: ۳۴ «وقتی به سرزمین کنعان + که به مالکیت شما میدهم + وارد شدید و من بگذارم که یکی از خانههای سرزمینتان به جذام* آلوده شود،+ ۳۵ صاحب آن خانه باید برود و به کاهن بگوید، ‹نوعی آلودگی در خانهام پیدا شده است.› ۳۶ برای این که کاهن همهٔ وسایل خانه را ناپاک اعلام نکند، باید دستور دهد قبل از این که خودش برای بررسی آلودگی خانه برود، خانه را خالی کنند؛ بعد برود تا خانه را بررسی کند. ۳۷ او باید قسمت آلودهٔ خانه را بررسی کند؛ اگر دیوارهای خانه فرورفتگیهای قرمزرنگ یا سبز مایل به زرد دارند و به نظر عمیقتر از سطح دیوار هستند، ۳۸ کاهن باید از خانه بیرون برود و برای هفت روز + درِ خانه را ببندد.*
۳۹ «او باید در روز هفتم برگردد و خانه را بررسی کند؛ اگر آلودگی روی دیوارهای خانه پخش شده باشد، ۴۰ باید دستور دهد که سنگهای آلوده را از دیوار بکنند و در جای ناپاکی بیرون شهر بیندازند ۴۱ و خانه را از داخل دورتادور بتراشند. ملات تراشیدهشده باید در جای ناپاکی بیرون شهر ریخته شود. ۴۲ بعد باید به جای سنگهایی که کندهاند، سنگهایی دیگر بگذارند و خانه را با ملات تازه بپوشانند.
۴۳ «اما اگر بعد از این که سنگهای خانه را کندند و آن را دورتادور تراشیدند و دوباره با ملات پوشاندند، آلودگی برگردد و خانه دوباره آلوده شود، ۴۴ کاهن باید دوباره به خانه داخل شود و آن را بررسی کند. اگر آلودگی در خانه پخش شده باشد، آن جذام بدخیم + است و خانه ناپاک است. ۴۵ بنابراین باید دستور دهد که خانه را خراب کنند، یعنی سنگها، الوارها و همهٔ ملاتهای خانه را بکنند و به یک جای ناپاک بیرون شهر ببرند.+ ۴۶ اگر کسی در طول روزهایی که درِ خانه بسته است + داخل آن شود، تا غروب آفتاب ناپاک است؛+ ۴۷ اگر کسی در آن خانه بخوابد یا چیزی بخورد، باید لباسهایش را بشوید.
۴۸ «اگر بعد از این که خانه را دوباره با ملات پوشاندند کاهن برود و ببیند آلودگی در خانه پخش نشده، باید اعلام کند که خانه پاک است، چون آلودگی از بین رفته است. ۴۹ او برای این که خانه را از ناپاکی* پاک کند، باید دو پرنده، چوب سِدر، الیاف قرمز و گیاه زوفا بردارد + ۵۰ و یکی از پرندهها را در یک ظرف سفالی که در آن آب زلال است سر ببُرد. ۵۱ بعد باید چوب سِدر، گیاه زوفا، الیاف قرمز و پرندهٔ زنده را در خون پرندهای که روی آب زلال سر بریده است فرو ببرد و آن خون را هفت بار به طرف خانه بپاشد.+ ۵۲ به این شکل، او باید خانه را با خون پرنده، آب زلال، پرندهٔ زنده، چوب سِدر، گیاه زوفا و الیاف قرمز از ناپاکی* پاک کند. ۵۳ بعد پرندهٔ زنده را بیرون شهر در دشت رها کند و برای خانه کفّاره کند و آن خانه پاک خواهد شد.
۵۴ «این قانونها به موارد زیر مربوط میشود: هر نوع جذام، عفونت پوست سر یا ریش،+ ۵۵ جذام روی لباس + یا خانه + ۵۶ و کهیر، زخم و لکه.+ ۵۷ شما طبق این قانونها که مربوط به جذام است + میتوانید تشخیص دهید که چه وقت چیزی ناپاک یا پاک است.»+
۱۵ یَهُوَه به موسی و هارون گفت: ۲ «با اسرائیلیان صحبت کنید و به آنها بگویید، ‹اگر آلت تناسلی* مردی ترشح داشته باشد، آن ترشح او را ناپاک میکند.+ ۳ او به خاطر آن ترشح ناپاک است، چه ترشح از آلت تناسلیاش جریان داشته باشد، چه بند آمده باشد، او ناپاک است.
۴ «‹مردی که ترشح دارد بر هر بستری بخوابد آن بستر ناپاک میشود و روی هر چیزی بنشیند آن را ناپاک میکند. ۵ اگر کسی بستر او را لمس کند باید لباسش را بشوید و حمام کند و تا غروب آفتاب ناپاک است.+ ۶ اگر کسی روی جایی بنشیند که او قبلاً آنجا نشسته بود، باید لباسش را بشوید و حمام کند و تا غروب آفتاب ناپاک است. ۷ اگر کسی بدن آن مرد را که ترشح دارد لمس کند، باید لباسش را بشوید و حمام کند و تا غروب آفتاب ناپاک است. ۸ اگر مردی که ترشح دارد بر کسی که پاک است آب دهان بیندازد، آن شخص باید لباسش را بشوید و حمام کند و تا غروب آفتاب ناپاک است. ۹ اگر مردی که ترشح دارد روی زینی بنشیند* آن زین ناپاک میشود. ۱۰ اگر کسی چیزی را لمس کند که زیر آن مرد بوده است، تا غروب آفتاب ناپاک است و اگر کسی آن شیء را حمل کند باید لباسش را بشوید و حمام کند و تا غروب آفتاب ناپاک است. ۱۱ اگر مردی که ترشح دارد + دستش را با آب نشسته باشد و کسی را لمس کند، آن شخص باید لباسش را بشوید و حمام کند و تا غروب آفتاب ناپاک است. ۱۲ اگر مردی که ترشح دارد ظرفی سفالی را لمس کند، آن ظرف باید شکسته شود و اگر ظرف چوبی باشد، باید با آب شسته شود.+
۱۳ «‹وقتی ترشح قطع شود، آن شخص باید برای پاک شدنش هفت روز صبر کند و بعد لباسش را بشوید و با آب زلال حمام کند؛ آن وقت پاک میشود.+ ۱۴ او باید در روز هشتم دو قمری یا دو جوجه کبوتر + بردارد و جلوی ورودی خیمهٔ ملاقات به حضور یَهُوَه بیاید و آنها را به کاهن بدهد. ۱۵ کاهن باید یکی را به عنوان قربانی گناه و دیگری را به عنوان قربانی سوختنی به خدا تقدیم کند و به خاطر ترشح او، در حضور یَهُوَه برایش کفّاره کند.
۱۶ «‹اگر از مردی منی خارج شود، باید تمام بدنش را با آب بشوید و تا غروب آفتاب ناپاک است.+ ۱۷ او باید هر لباس یا چرمی را که رویش منی ریخته باشد با آب بشوید و تا غروب آفتاب ناپاک است.
۱۸ «‹اگر مردی با زنی همبستر شود و منی از او خارج شود، هر دو باید حمام کنند و تا غروب آفتاب ناپاک هستند.+
۱۹ «‹اگر زنی به خاطر عادت ماهانهاش خونریزی داشته باشد تا هفت روز ناپاک است.+ هر کس او را لمس کند تا غروب آفتاب ناپاک است.+ ۲۰ در دوران ناپاکی عادت ماهانهاش روی هر چیزی که بخوابد ناپاک میشود و روی هر چیزی که بنشیند هم ناپاک میشود.+ ۲۱ هر کس بستر او را لمس کند باید لباسش را بشوید، حمام کند و تا غروب آفتاب ناپاک است. ۲۲ اگر کسی چیزی را که آن زن روی آن نشسته بود لمس کند، باید لباسش را بشوید، حمام کند و تا غروب آفتاب ناپاک است. ۲۳ اگر کسی بستر یا چیزی را لمس کند که آن زن روی آن نشسته بود، آن شخص تا غروب آفتاب ناپاک است.+ ۲۴ اگر مردی با او همبستر شود و خونریزی عادت ماهانهاش او را آلوده کند،+ آن مرد تا هفت روز ناپاک میشود و هر بستری که رویش بخوابد هم ناپاک میشود.
۲۵ «‹اگر زنی در زمانی غیر از دوران عادت ماهانهاش + برای روزهای زیادی خونریزی داشته باشد + یا خونریزی عادت ماهانهاش بیشتر از حد معمول طول بکشد، او در تمام روزهایی که بدنش ترشح دارد مانند دوران ناپاکی عادت ماهانهاش ناپاک است. ۲۶ در طول روزهایی که بدنش ترشح دارد، مانند دوران ناپاکی عادت ماهانهاش روی هر بستری که بخوابد ناپاک میشود + و مانند دوران ناپاکی عادت ماهانهاش روی هر چیزی که بنشیند هم ناپاک میشود. ۲۷ هر کس آنها را لمس کند ناپاک میشود و باید لباسش را بشوید، حمام کند و تا غروب آفتاب ناپاک است.+
۲۸ «‹اما اگر ترشح بدن آن زن قطع شود، باید هفت روز صبر کند و بعد از آن پاک خواهد شد.+ ۲۹ او باید در روز هشتم دو قمری یا دو جوجه کبوتر + بردارد و آنها را جلوی ورودی خیمهٔ ملاقات به کاهن بدهد.+ ۳۰ کاهن باید یکی را به عنوان قربانی گناه و دیگری را به عنوان قربانی سوختنی به خدا تقدیم کند و به خاطر ترشح ناپاک او، در حضور یَهُوَه برایش کفّاره کند.+
۳۱ «‹به این شکل شما باید اسرائیلیان را از ناپاکی* دور نگه دارید تا مبادا خیمهٔ مقدّس مرا که در میانشان است ناپاک کنند + و به این دلیل بمیرند.
۳۲ «‹این قانونها در مورد این افراد است: مردی که بدنش ترشح دارد، مردی که منی از او خارج شده و ناپاک شده است،+ ۳۳ زنی که در دوران ناپاکی عادت ماهانهاش است،+ هر مرد یا زنی که بدنش ترشح دارد + و مردی که با زنی ناپاک همبستر شده است.›»
۱۶ بعد از این که دو پسر هارون به خاطر رفتن به حضور یَهُوَه مردند،+ یَهُوَه با موسی صحبت کرد. ۲ یَهُوَه به موسی گفت: «به برادرت هارون بگو نباید هر وقت که خودش بخواهد به مکان مقدّس + که پشت پرده است + داخل شود و جلوی سرپوش صندوق برود، مبادا بمیرد؛+ چون من بالای آن سرپوش + در ابر ظاهر خواهم شد.+
۳ «وقتی هارون به مکان مقدّس داخل میشود، باید یک گاو نر* برای قربانی گناه + و یک قوچ برای قربانی سوختنی بیاورد.+ ۴ او باید ردای بلند مقدّس را + که از کتان است بپوشد، با شلوارک* کتان + بدنش* را بپوشاند، شال کتان را + دور کمرش ببندد و عمامهٔ کتان را + بر سرش بگذارد. آنها لباسهای مقدّسند.+ او باید حمام کند + و آنها را بپوشد.
۵ «بعد، از جماعت اسرائیل + دو بزغالهٔ نر برای قربانی گناه و یک قوچ برای قربانی سوختنی بگیرد.
۶ «هارون باید گاو نر قربانی گناه را که برای خودش است، تقدیم کند و برای خودش + و خانوادهٔ خود کفّاره دهد.
۷ «بعد دو بزغاله را بگیرد و آنها را جلوی ورودی خیمهٔ ملاقات به حضور یَهُوَه بیاورد ۸ و قرعه بکشد تا معلوم شود کدام بزغاله برای یَهُوَه و کدام یک برای عَزازیل* است. ۹ پس از آن، بزغالهای را که قرعهاش + به یَهُوَه افتاد، بیاورد و به عنوان قربانی گناه تقدیم کند. ۱۰ بزغالهای را هم که قرعهاش به عَزازیل افتاد، زنده به حضور یَهُوَه بیاورد تا از طریق آن کفّاره داده شود و به عنوان عَزازیل به بیابان فرستاده شود.+
۱۱ «هارون باید گاو* قربانی گناه را که برای خودش است بیاورد تا برای خود و خانوادهٔ خود کفّاره دهد. بعد، آن گاو قربانی گناه را که برای خودش است، سر ببرد.+
۱۲ «پس از آن، باید آتشدان را + با زغالهای شعلهور مذبح + که در حضور یَهُوَه است پر کند و همراه دو مشت بخور معطر پودرشده + به پشت پرده ببرد + ۱۳ و آن بخور را در حضور یَهُوَه + روی آتش بگذارد تا دود بخور، سرپوش را + که روی صندوق شهادت + است بپوشاند، مبادا او بمیرد.
۱۴ «بعد مقداری از خون گاو را بردارد + و با انگشتش جلوی سرپوش، یعنی سمت شرق آن بپاشد. او آن خون را هفت بار با انگشتش جلوی سرپوش بپاشد.+
۱۵ «بعد از آن، باید بز قربانی گناه را که برای مردم است + سر ببرد و خونش را + به پشت پرده ببرد + و جلوی سرپوش بپاشد؛ دقیقاً مثل کاری که با خون گاو کرد.
۱۶ «او باید به خاطر اعمال ناپاک اسرائیلیان و خطاها و گناهانشان،+ برای مکان مقدّس کفّاره کند. برای خیمهٔ ملاقات هم که در میان آنها قرار دارد و با اعمال ناپاکشان احاطه شده است، باید همین کار را بکند.
۱۷ «از زمانی که هارون برای کفّاره کردن وارد مکان مقدّس میشود تا زمانی که از آن بیرون میآید، هیچ کس نباید در خیمهٔ ملاقات باشد. او برای خود و خانوادهاش + و تمام جماعت اسرائیل کفّاره میکند.+
۱۸ «بعد به بیرون خیمه و جلوی مذبح + که در حضور یَهُوَه است بیاید و برای مذبح کفّاره کند؛ او مقداری از خون گاو نر و بز را بردارد و روی برجستگیهای شاخمانند هر طرف مذبح بمالد. ۱۹ او همین طور مقداری از خون را با انگشتش هفت بار روی مذبح بپاشد و آن را از اعمال ناپاک اسرائیلیان، پاک و مقدّس کند.
۲۰ «بعد از این که هارون برای مکان مقدّس، خیمهٔ ملاقات و مذبح + کفّاره کرد،+ باید بز زنده را هم به حضور خدا بیاورد + ۲۱ و هر دو دستش را بر سر بز زنده بگذارد و به همهٔ خطاها و گناهان اسرائیلیان اعتراف کند، گویی آنها را روی سر بز میگذارد.+ بعد آن حیوان را به دست کسی که تعیین شده است* به بیابان بفرستد. ۲۲ او آن بز را در بیابان رها کند + و آن بز همهٔ خطاهای آنها را + با خودش به بیابان خواهد برد.+
۲۳ «بعد هارون باید به خیمهٔ ملاقات وارد شود و لباسهای کتان را که هنگام ورود به مکان مقدّس پوشیده بود، از تنش درآورد و آنجا روی زمین بگذارد. ۲۴ او باید در جای مقدّسی حمام کند + و لباسهای معمولش را بپوشد.+ بعد بیرون بیاید و قربانی سوختنی خود + و قربانی سوختنی مردم را + تقدیم کند و برای خودش و مردم کفّاره کند.+ ۲۵ همین طور چربی قربانی گناه را روی مذبح بسوزاند تا دودش بلند شود.
۲۶ «مردی که بز را به عنوان عَزازیل + رها میکند، باید لباسهایش را بشوید و حمام کند. بعد از آن میتواند به اردوگاه وارد شود.
۲۷ «گاو* و بز قربانی گناه که خونشان برای کفّاره کردن به مکان مقدّس آورده شده بود، باید به بیرون اردوگاه برده شوند و پوست و گوشتشان به همراه فضولات داخل رودههایشان در آتش سوزانده شود.+ ۲۸ کسی که آنها را میسوزاند باید لباسهایش را بشوید و حمام کند. بعد از آن میتواند وارد اردوگاه شود.
۲۹ «قانونی که شما باید همیشه طبق آن عمل کنید این است: در روز دهم ماه هفتم، باید به خاطر گناهانتان به خودتان سختی دهید.* همین طور اجازه ندارید هیچ کاری در آن روز انجام دهید.+ این قانون هم برای شما* و هم برای غریبانی است که با شما زندگی میکنند. ۳۰ در آن روز گناهان شما کفّاره میشود + تا پاک اعلام شوید. شما در دید یَهُوَه از همهٔ گناهانتان پاک خواهید شد.+ ۳۱ آن روز برای شما روز شَبّات و روز استراحت* کامل است. در آن روز باید به خاطر گناهانتان به خودتان سختی بدهید.+ این قانونی همیشگی است.
۳۲ «کاهنی که مسح + و تعیین میشود* تا به جای پدرش + به عنوان کاهن خدمت کند،+ باید برای کفّارهٔ گناهان قربانیها را تقدیم کند و لباسهای کتان + یعنی لباسهای مقدّس را بپوشد.+ ۳۳ او باید برای مکان مقدّس،+ خیمهٔ ملاقات + و مذبح،+ همین طور برای کاهنان و همهٔ جماعت کفّاره کند.+ ۳۴ این قانونی همیشگی برای شماست؛+ سالی یک بار باید تمام گناهان اسرائیلیان کفّاره شود.»+
بنابراین هارون دقیقاً همان طور که یَهُوَه به موسی فرمان داده بود عمل کرد.
۱۷ یَهُوَه همین طور به موسی گفت: ۲ «به هارون و پسرانش و همهٔ اسرائیلیان بگو، ‹یَهُوَه این طور فرمان داده است:
۳ «‹«اسرائیلیان نباید گاو نر یا قوچ* یا بز را داخل اردوگاه یا بیرون آن سر ببرند، ۴ بلکه باید آن را به جلوی ورودی خیمهٔ ملاقات بیاورند و جلوی خیمهٔ یَهُوَه به عنوان هدیهای به یَهُوَه تقدیم کنند. اگر کسی آن حیوان را داخل یا بیرون اردوگاه سر ببرد، خون به گردن دارد. او خون ریخته است و باید کشته شود.* ۵ این فرمان برای این است که اسرائیلیان دیگر قربانیهایشان را در دشت سر نبرند، بلکه به حضور یَهُوَه در جلوی خیمهٔ ملاقات بیاورند و به کاهن بدهند. اسرائیلیان باید آن حیوانات را به عنوان قربانی شراکت به یَهُوَه تقدیم کنند.+ ۶ کاهن باید خون قربانیها را جلوی ورودی خیمهٔ ملاقات روی مذبح یَهُوَه بپاشد و چربی آنها را بسوزاند تا دودش بلند شود و بویی خوشایند* برای یَهُوَه باشد.+ ۷ آنها دیگر نباید به دیوهای بُزمانند* قربانی تقدیم کنند؛+ دیوهایی که آنها را پرستش میکنند و به این شکل با آنها زنا* میکنند.+ این برای شما و نسلهای آیندهتان یک قانون همیشگی است.»›
۸ «به آنها بگو، ‹اگر یکی از اسرائیلیان یا غریبانی که با شما زندگی میکند، بخواهد قربانی سوختنی یا قربانی دیگری تقدیم کند، ۹ ولی آن را به جلوی ورودی خیمهٔ ملاقات نیاورد تا به یَهُوَه تقدیم کند، باید کشته شود.*+
۱۰ «‹اگر یکی از اسرائیلیان یا غریبانی که با شما زندگی میکند، هر نوع خونی بخورد،+ من بر ضدّ او خواهم بود و جان او را خواهم گرفت،* ۱۱ چون جان یک موجود زنده در خونش است.+ من خودم خون را به شما دادهام تا بتوانید روی مذبح + برای جانتان کفّاره دهید، چون خون است که از طریق جانی که در آن است کفّاره میکند.+ ۱۲ برای همین به اسرائیلیان گفتهام: «هیچ کدام از شما نباید خون بخورد و از میان غریبانی که با شما زندگی میکنند،+ هیچ کس نباید خون بخورد.»+
۱۳ «‹اگر یکی از اسرائیلیان یا غریبانی که با شما زندگی میکند، حیوانی وحشی یا پرندهای را که خوردنش مجاز است شکار کند، باید خونش را بریزد + و آن را با خاک بپوشاند؛ ۱۴ چون جان هر نوع موجود زنده در خونش است. برای همین به اسرائیلیان گفتهام: «خون هیچ نوع موجود زندهای را نخورید، چون جان هر نوع موجود زنده خون آن است. هر کس خون بخورد کشته خواهد شد.»*+ ۱۵ اگر کسی از شما* یا غریبان، گوشت حیوانی را که به مرگ طبیعی مرده یا حیوانی وحشی آن را تکهتکه کرده است بخورد،+ باید لباسهایش را بشوید و حمام کند. او تا غروب آفتاب ناپاک است + و بعد از آن پاک میشود. ۱۶ اما اگر لباسهایش را نشوید و حمام نکند، باید جوابگوی خطایش باشد.›»+
۱۸ یَهُوَه در ادامه به موسی گفت: ۲ «به اسرائیلیان چنین بگو، ‹من خدایتان یَهُوَه هستم.+ ۳ شما نباید مثل مردم سرزمین مصر که در آن زندگی میکردید عمل کنید. همین طور نباید مثل مردم سرزمین کنعان که شما را به آنجا میبرم عمل کنید.+ طبق قانونهای آنها رفتار نکنید.* ۴ احکام قضایی مرا اجرا کنید، قانونهای مرا رعایت کنید و طبق آنها قدم بردارید.+ من یَهُوَه خدایتان هستم. ۵ طبق قانونها و احکام قضایی من عمل کنید؛ عمل کردن به آنها باعث میشود که زنده بمانید.+ من یَهُوَه هستم.
۶ «‹هیچ کس در بین شما نباید با خویشاوندان نزدیکش رابطهٔ جنسی برقرار کند.*+ من یَهُوَه هستم. ۷ با پدرت رابطهٔ جنسی برقرار نکن. با مادرت هم نباید رابطهٔ جنسی برقرار کنی، چون او مادر توست و نباید با او رابطهٔ جنسی داشته باشی.
۸ «‹با زن پدرت رابطهٔ جنسی برقرار نکن،+ این کار باعث شرمندگی پدرت میشود.*
۹ «‹با خواهرت رابطهٔ جنسی برقرار نکن، چه دختر پدرت باشد و چه دختر مادرت، چه در خانوادهٔ خودت به دنیا آمده باشد و چه در خانوادهٔ دیگری.+
۱۰ «‹با دختر پسرت یا دختر دخترت رابطهٔ جنسی برقرار نکن، چون این کار باعث شرمندگی خودت میشود.*
۱۱ «‹با دختر نامادریات* که فرزند پدرت است رابطهٔ جنسی برقرار نکن، چون او خواهر توست.
۱۲ «‹با عمهات رابطهٔ جنسی برقرار نکن، چون او با پدرت نسبت خونی دارد.+
۱۳ «‹با خالهات رابطهٔ جنسی برقرار نکن، چون او با مادرت نسبت خونی دارد.
۱۴ «‹با زنِ عمویت رابطهٔ جنسی برقرار نکن، چون او مثل عمهات است و این کار باعث شرمندگی عمویت میشود.*+
۱۵ «‹با عروست رابطهٔ جنسی برقرار نکن،+ چون او زن پسرت است و نباید با او رابطهٔ جنسی داشته باشی.
۱۶ «‹با زن برادرت رابطهٔ جنسی برقرار نکن،+ چون این کار باعث شرمندگی برادرت میشود.*
۱۷ «‹اگر با زنی رابطهٔ جنسی داری، نباید با دخترش هم رابطهٔ جنسی برقرار کنی.+ با دختر پسرش و دختر دخترش هم رابطهٔ جنسی نداشته باش، چون آنها خویشاوندان نزدیک او هستند و این کار عمل قبیحی* است.
۱۸ «‹با خواهرِ زنت ازدواج نکن که هووی او شود + و با او رابطهٔ جنسی برقرار نکن؛ تا زمانی که خواهرش زنده است این کار را نکن.
۱۹ «‹وقتی زنی در دوران عادت ماهانهاش است با او رابطهٔ جنسی برقرار نکن.+
۲۰ «‹با یک زن شوهردار* رابطهٔ جنسی برقرار نکن، چون این کار باعث ناپاکیات میشود.+
۲۱ «‹هیچ کدام از فرزندانت را برای مولِک قربانی* نکن + و با این کار نام خدایت را بیحرمت نکن.+ من یَهُوَه هستم.
۲۲ «‹مرد نباید با مرد همبستر شود، آن طور که زن و مرد همبستر میشوند.+ این کار عملی نفرتانگیز است.
۲۳ «‹هیچ مردی نباید با حیوانی رابطهٔ جنسی داشته باشد و خودش را ناپاک کند. همین طور هیچ زنی نباید برای برقراری رابطهٔ جنسی، خودش را در اختیار حیوانی قرار دهد.+ این کار عملی خلاف طبیعت است.
۲۴ «‹با هیچ کدام از این کارها خودتان را ناپاک نکنید، چون قومهایی که از سر راهتان برمیدارم خودشان را با همهٔ این کارها ناپاک کردهاند.+ ۲۵ بنابراین سرزمینشان ناپاک است و من ساکنان آن سرزمین را به خاطر خطاهایشان مجازات میکنم. آنها از سرزمینشان بیرون انداخته خواهند شد.*+ ۲۶ اما شما* و غریبانی که با شما زندگی میکنند،+ باید قانونها و احکام قضایی مرا + رعایت کنید و نباید هیچ کدام از این کارهای نفرتانگیز را انجام دهید، ۲۷ چون ساکنان آن سرزمین که قبل از شما آنجا بودند + به همهٔ این کارهای نفرتانگیز دست زدند و در نتیجه آن سرزمین ناپاک شده است. ۲۸ اگر شما آن سرزمین را ناپاک نکنید، مثل قومهایی که قبل از شما آنجا بودند بیرون انداخته نمیشوید.* ۲۹ هر کسی که یکی از این کارهای نفرتانگیز را انجام دهد باید کشته شود.* ۳۰ باید به قولی که به من دادید عمل کنید و هیچ کدام از این رسوم نفرتانگیز را که قبل از شما در آن سرزمین وجود داشت انجام ندهید + و خودتان را با آنها ناپاک نکنید. من یَهُوَه خدایتان هستم.›»
۱۹ یَهُوَه به موسی گفت: ۲ «به تمام جماعت اسرائیل بگو، ‹شما باید مقدّس باشید، چون من که یَهُوَه خدایتان هستم، مقدّسم.+
۳ «‹هر کدام از شما باید به پدر و مادرش احترام بگذارد.*+ همین طور باید قانون روز شَبّات مرا رعایت کنید.+ من یَهُوَه خدایتان هستم. ۴ به سوی خدایان بیارزش نروید + و خدایانی از فلز ریختهشده برای خودتان درست نکنید.+ من یَهُوَه خدایتان هستم.
۵ «‹اگر قربانی شراکت به من که یَهُوَه هستم تقدیم میکنید،+ آن را طوری تقدیم کنید که من قبول کنم.+ ۶ آن قربانی باید در روزی که تقدیم میشود و روز بعد خورده شود و هر چه از آن تا روز سوم باقی بماند باید در آتش سوزانده شود.+ ۷ اگر مقداری از آن در روز سوم خورده شود، آن قربانی نجس* است و مورد قبول نخواهد بود. ۸ کسی که از آن بخورد جوابگوی خطایش خواهد بود، چون به هدیهای* که برای من که یَهُوَه هستم کنار گذاشته شده، بیحرمتی کرده است. آن شخص باید کشته شود.*
۹ «‹وقتی محصول زمینتان را برداشت میکنید، نباید محصول حاشیهٔ زمین را کاملاً برداشت کنید یا هر چه را که بعد از برداشت باقی مانده است جمع کنید.+ ۱۰ همین طور نباید باقیماندهٔ محصول باغ انگور و انگورهای ریختهشده را جمع کنید. آنها را برای فقیران*+ و غریبانی که با شما زندگی میکنند باقی بگذارید. من یَهُوَه خدایتان هستم.
۱۱ «‹دزدی نکنید،+ دیگران را فریب ندهید + و با حیله و نیرنگ با یکدیگر رفتار نکنید. ۱۲ به اسم من قسم دروغ نخورید + و با این کار اسم خدایتان را بیحرمت نکنید. من یَهُوَه هستم. ۱۳ کلاهبرداری + و دزدی*+ نکنید. حقوق کارگری را که برایتان کار میکند تا پایان روز به او بدهید و آن را تا صبح نگه ندارید.+
۱۴ «‹شخص ناشنوا را لعنت* نکنید و جلوی پای شخص نابینا مانعی نگذارید.+ برای خدایتان احترام عمیق قائل باشید.*+ من یَهُوَه هستم.
۱۵ «‹هنگام داوری عدالت را زیر پا نگذارید. نه از فقیران طرفداری کنید و نه از ثروتمندان.+ همنوعتان را عادلانه قضاوت کنید.
۱۶ «‹برای خراب کردن اعتبار دیگران، در میان قوم دروغ* پخش نکنید.+ قصد جان همنوعتان را نداشته باشید.*+ من یَهُوَه هستم.
۱۷ «‹در دل خود از همنوعتان* نفرت نداشته باشید،+ بلکه سعی کنید او را اصلاح کنید + تا مثل او مرتکب گناه نشوید.
۱۸ «‹انتقام نگیرید + و از همنوعتان کینه به دل راه ندهید. همنوعتان را مثل خودتان دوست داشته باشید.*+ من یَهُوَه هستم.
۱۹ «‹به قانونهای من عمل کنید: دو نوع حیوان مختلف از حیوانات اهلیتان را وادار به جفتگیری نکنید. دو نوع بذر مختلف را در زمینتان نکارید.+ همین طور لباسی را که با دو نوع نخ مختلف بافته شده است نپوشید.+
۲۰ «‹اگر مردی با کنیزی که اربابش قول داده او را به مردی دیگر به همسری بدهد رابطهٔ جنسی برقرار کند و آن کنیز هنوز بازخرید یا آزاد نشده باشد، آنها را نباید کشت، بلکه باید مجازات کرد، چون کنیز آزاد نبوده است. ۲۱ آن مرد باید قوچی برای قربانی تقصیر + در جلوی ورودی خیمهٔ ملاقات به حضور یَهُوَه بیاورد. ۲۲ کاهن گناه او را با قوچ قربانی تقصیر در حضور یَهُوَه کفّاره کند و گناهی که او مرتکب شده است بخشیده میشود.
۲۳ «‹وقتی به سرزمینی که به شما میدهم وارد میشوید و در آن درخت میوه میکارید، باید میوههایش را ناپاک و خوردنشان را ممنوع* بدانید؛ آنها تا سه سال برای شما ممنوع* هستند. نباید از آنها بخورید. ۲۴ اما در سال چهارم همهٔ میوههایش پاک و مقدّس هستند؛ آنها را با شادی به یَهُوَه تقدیم کنید.+ ۲۵ در سال پنجم میتوانید از میوههای آن درخت بخورید. با این کار به محصولاتتان اضافه میشود. من یَهُوَه خدایتان هستم.
۲۶ «‹هر چیزی را که در آن خون وجود دارد نخورید.+
«‹فالگیری و جادوگری نکنید.+
۲۷ «‹موهای دو طرف سرتان* را نتراشید* و به کنارههای ریشتان شکلی عجیب ندهید.+
۲۸ «‹بدنتان را به خاطر کسی که مرده است* زخمی نکنید + و پوستتان را خالکوبی نکنید. من یَهُوَه هستم.
۲۹ «‹دخترتان را وادار به فاحشگی نکنید + و با این کار باعث بیحرمتی او نشوید، مبادا سرزمینتان با فاحشگی آلوده شود و همه جا از فساد پر شود.+
۳۰ «‹قانون روزهای شَبّات مرا رعایت کنید + و برای مکان مقدّس من احترام قائل باشید.* من یَهُوَه هستم.
۳۱ «‹از احضارکنندگان ارواح*+ و غیبگویان کمک نگیرید،+ مبادا به خاطر آنها ناپاک شوید. من یَهُوَه خدایتان هستم.
۳۲ «‹جلوی سالمندان* بلند شوید + و به سالخوردگان احترام بگذارید.+ برای خدایتان احترام عمیق قائل باشید.*+ من یَهُوَه هستم.
۳۳ «‹با غریبی که در سرزمینتان زندگی میکند، بدرفتاری نکنید.+ ۳۴ غریبی را که با شما زندگی میکند مثل یکی از افراد قومتان بدانید + و او را مثل خودتان دوست داشته باشید،* چون شما هم در سرزمین مصر غریب بودید.+ من یَهُوَه خدایتان هستم.
۳۵ «‹هنگام اندازهگیری طول، وزن یا حجم چیزی صداقت را زیر پا نگذارید.*+ ۳۶ از ترازوی دقیق، وزنهٔ دقیق، پیمانهٔ دقیق برای جامدات* و پیمانهٔ دقیق برای مایعات* استفاده کنید.+ من یَهُوَه خدایتان هستم که شما را از سرزمین مصر بیرون آوردم. ۳۷ همهٔ قوانین و احکام قضایی مرا رعایت کنید و طبق آنها رفتار کنید.+ من یَهُوَه هستم.›»
۲۰ یَهُوَه به موسی گفت: ۲ «به اسرائیلیان بگو، ‹اگر شخصی اسرائیلی یا غریبی که در اسرائیل زندگی میکند فرزندش را به مولِک تقدیم کند، باید حتماً کشته شود.+ مردم سرزمین باید او را سنگسار کنند. ۳ من بر ضدّ او خواهم بود و جان او را خواهم گرفت،* چون فرزندش را به مولِک تقدیم کرده است و با این کار مکان مقدّس مرا ناپاک کرده + و به نام مقدّس من بیحرمتی کرده است. ۴ اگر کسی فرزندش را به مولِک تقدیم کند و مردم سرزمین عمداً از کار او چشمپوشی کنند و او را نکشند،+ ۵ من خودم بر ضدّ او و خانوادهاش خواهم بود.+ من آن شخص و تمام کسانی را که همراه او با مولِک زنا* میکنند، از بین خواهم برد.*
۶ «‹اگر کسی از احضارکنندگان ارواح*+ یا غیبگویان + کمک بگیرد و از این طریق زنا* کند، من بر ضدّ او خواهم بود و جان او را خواهم گرفت.*+
۷ «‹شما باید پاک و مقدّس شوید،+ چون من یَهُوَه خدایتان هستم. ۸ قوانین مرا رعایت کنید و طبق آنها عمل کنید.+ من یَهُوَه هستم که شما را به عنوان یک قوم مقدّس جدا کردهام.*+
۹ «‹اگر کسی پدر یا مادرش را لعنت* کند، باید حتماً کشته شود + و چون پدر یا مادرش را لعنت کرده است، خونش به گردن خودش است.
۱۰ «‹در مورد مردی که با زن مردی دیگر زنا میکند، این قانون باید اجرا شود: مردی که با همسر مردی دیگر زنا میکند باید حتماً کشته شود، هم مرد زناکار و هم زن زناکار.+ ۱۱ مردی که با زن پدرش همبستر شود باعث شرمندگی پدرش میشود.*+ هر دو باید حتماً کشته شوند و خونشان به گردن خودشان است. ۱۲ اگر مردی با عروسش همبستر شود، هر دو باید حتماً کشته شوند. آنها خلاف طبیعت عمل کردهاند و خونشان به گردن خودشان است.+
۱۳ «‹اگر مردی با مردی دیگر همبستر شود، آن طور که زن و مرد همبستر میشوند، هر دو مرتکب عملی نفرتانگیز شدهاند.+ آنها باید حتماً کشته شوند و خونشان به گردن خودشان است.
۱۴ «‹اگر مردی زنی بگیرد و با مادر او هم رابطهٔ جنسی داشته باشد،* مرتکب عملی قبیح* شده است.+ باید او را همراه آن دو نفر بکشند و در آتش بسوزانند + تا اعمال قبیح در میان شما وجود نداشته باشد.
۱۵ «‹اگر مردی با حیوانی رابطهٔ جنسی داشته باشد، باید حتماً کشته شود. آن حیوان را هم بکشید.+ ۱۶ اگر زنی برای داشتن رابطهٔ جنسی به حیوانی نزدیک شود،+ باید آن زن و حیوان را بکشید. آنها باید حتماً کشته شوند و خونشان به گردن خودشان است.
۱۷ «‹اگر مردی با خواهرش، با دختر پدرش یا دختر مادر خود رابطهٔ جنسی داشته باشد و برهنگی او را ببیند و آن زن هم برهنگی او را ببیند، آنها عملی شرمآور انجام دادهاند + و باید جلوی چشم مردم قومشان کشته* شوند. آن مرد باید مجازات شود، چون باعث شرمندگی خواهرش شده است.*
۱۸ «‹اگر مردی با زنی که در دوران عادت ماهانهاش است همبستر شود و با او رابطهٔ جنسی داشته باشد، هر دو به خونی که جاری است + بیاحترامی کردهاند* و باید کشته شوند.*
۱۹ «‹هیچ کس نباید با خاله یا عمهٔ خود رابطهٔ جنسی داشته باشد، چون این کار باعث شرمندگی خویشاوندش که با او نسبت خونی دارد میشود.+ هر دوی آنها باید جوابگوی خطایشان باشند. ۲۰ مردی که با زنِ عمویش همبستر شود، باعث شرمندگی عمویش میشود.*+ هر دوی آنها باید جوابگوی گناهشان باشند و بمیرند تا صاحب فرزند نشوند. ۲۱ اگر مردی زن برادرش را برای خود بگیرد،* کار نفرتانگیزی کرده + و باعث شرمندگی برادرش شده است.* آنها نباید صاحب فرزند شوند.
۲۲ «‹همهٔ قانونها و احکام قضایی مرا رعایت کنید + و طبق آنها رفتار کنید + تا از سرزمینی که شما را برای سکونت به آنجا میبرم، بیرون انداخته نشوید.*+ ۲۳ طبق قانونهای قومهایی که من از سر راهتان برمیدارم رفتار نکنید،+ چون آنها تمام این اعمال را که من از آنها نفرت دارم، انجام دادهاند.+ ۲۴ به همین دلیل به شما گفتم: «شما صاحب سرزمین آنها خواهید شد و من آن سرزمین را به شما خواهم داد تا صاحب آن شوید، سرزمینی که شیر و عسل در آن جاری است.+ من یَهُوَه خدایتان هستم که شما را از قومهای دیگر جدا کردهام.»+ ۲۵ بین حیوانات پاک و ناپاک و پرندگان پاک و ناپاک تفاوت قائل شوید؛+ با خوردن حیوان، پرنده یا خزندهای که من جدا کردهام و گفتهام برایتان ناپاک است خودتان را نجس* نکنید.+ ۲۶ برای من پاک و مقدّس باشید، چون من که یَهُوَه هستم مقدّسم + و شما را از میان قومها جدا کردهام تا قوم من باشید.+
۲۷ «‹احضارکنندهٔ ارواح* یا غیبگو، چه مرد باشد چه زن، باید حتماً کشته شود.+ مردم باید او را سنگسار کنند تا بمیرد و خونش به گردن خودش است.›»
۲۱ یَهُوَه به موسی گفت: «به کاهنان یعنی پسران هارون بگو، ‹هیچ کاهنی نباید خودش را به خاطر مردگان قومش* ناپاک کند؛+ ۲ مگر این که شخص مرده نسبت خونی با او داشته و خویشاوند نزدیکش باشد، یعنی مادر، پدر، پسر، دختر یا برادر او باشد. ۳ همین طور اگر او به خاطر خواهر باکره و مجردش که با او زندگی میکرد* خودش را ناپاک کند، اشکالی ندارد. ۴ کاهن نباید خودش را به خاطر زن متأهلی که شوهرش از قوم خودش است ناپاک و بیحرمت کند. ۵ کاهنان نباید سرشان را از ته بتراشند،+ کنارههای ریششان را بزنند یا بدنشان را زخمی کنند.+ ۶ آنها باید از دید خدایشان مقدّس باشند + و نباید نام او را بیحرمت کنند،+ چون نان* خدایشان را به حضورش میآورند، یعنی هدایایی را که روی آتش به یَهُوَه تقدیم میشود. پس باید مقدّس باشند.+ ۷ آنها نباید با زنی فاحشه،+ زنی که بیعصمت شده یا زنی که شوهرش او را طلاق داده است + ازدواج کنند، چون کاهنان از دید خدایشان مقدّس هستند. ۸ شما اسرائیلیان باید کاهنان را پاک و مقدّس بدانید،+ چون آنها نان خدایتان را به او تقدیم میکنند. آنها باید از دید شما پاک و مقدّس باشند، چون من که یَهُوَه هستم مقدّسم و شما را به عنوان یک قوم مقدّس جدا کردهام.*+
۹ «‹اگر دختر کاهنی خود را با فاحشگی بیحرمت کند، باعث بیحرمتی پدرش هم میشود. آن دختر باید کشته و در آتش سوزانده شود.+
۱۰ «‹کسی که در میان کاهنان* با ریختن روغن مسح روی سرش + به عنوان کاهن اعظم تعیین شده است* و لباس مخصوص کاهنان را میپوشد،+ نباید موهای بلند و ژولیده داشته باشد یا لباسهایش را چاک بزند.+ ۱۱ او نباید به هیچ جنازهای* نزدیک شود + و حتی نباید به خاطر پدر یا مادرش خود را ناپاک کند. ۱۲ او نباید مکان مقدّس را ترک کند و به مکان مقدّس خدایش بیحرمتی کند،+ چون نشان وقف یعنی روغن مسح خدایش + بر سر اوست. من یَهُوَه هستم.
۱۳ «‹او باید با زنی باکره ازدواج کند.+ ۱۴ نباید با زنی بیوه، زنی که طلاق گرفته است، زنی که بیعصمت شده است یا با زنی فاحشه ازدواج کند، بلکه باید زنی باکره را از میان قومش به همسری بگیرد. ۱۵ او نباید نسلش* را بین مردم قومش بیحرمت کند،+ چون من یَهُوَه هستم که او را برای این خدمت مقدّس تعیین میکنم.›»*
۱۶ بعد یَهُوَه به موسی گفت: ۱۷ «به هارون بگو، ‹اگر در نسلهای آینده، کسی از نوادگان تو نقص عضو داشته باشد نباید برای تقدیم نان خدایش به مذبح نزدیک شود. ۱۸ هر کسی که نقص عضو داشته باشد، نمیتواند به مذبح نزدیک شود؛ یعنی کسی که نابینا یا لنگ باشد، صورتش عیبی داشته باشد،* یکی از دستها یا پاهایش زیادی بلند باشد، ۱۹ کسی که دست یا پایش شکسته باشد، ۲۰ قوز داشته باشد،* کوتوله* باشد، چشمش معیوب باشد، اِگزِما،* قارچ پوستی یا بیضههای معیوب داشته باشد.+ ۲۱ از نسل* هارونِ کاهن، هر کس نقص عضو دارد نمیتواند هدایایی را که روی آتش به یَهُوَه تقدیم میشود به حضور او بیاورد. او چون نقص عضو دارد نباید برای تقدیم نان خدایش به مذبح نزدیک شود. ۲۲ او میتواند از هدیههای بسیار مقدّس + و هدیههای مقدّس + که به عنوان نان خدایش تقدیم میشود بخورد. ۲۳ اما نباید به پرده + و مذبح + نزدیک شود، چون نقص عضو دارد. او نباید مکان مقدّس مرا + بیحرمت کند، چون من یَهُوَه هستم که آنها* را پاک و مقدّس میکنم.›»+
۲۴ بنابراین موسی اینها را به هارون و پسرانش و همهٔ اسرائیلیان گفت.
۲۲ یَهُوَه به موسی گفت: ۲ «به هارون و پسرانش بگو وقتی اجازه ندارند، نباید به هدیههای مقدّسی که اسرائیلیان به من تقدیم میکنند + دست بزنند،* مبادا نام مقدّس مرا بیحرمت کنند.+ من یَهُوَه هستم. ۳ به آنها بگو، ‹در تمام نسلهای آینده، اگر یکی از نوادگانتان وقتی ناپاک است به هدیههای مقدّسی نزدیک شود که اسرائیلیان به یَهُوَه تقدیم میکنند، باید کشته شود.*+ من یَهُوَه هستم. ۴ هر کس از نسل هارون ناپاک شود، تا زمانی که پاک نشده + نباید از هدیههای مقدّس بخورد: یعنی کسی که به جذام + مبتلاست یا ترشح + دارد، کسی که به شخصی دست بزند که به خاطر تماس با مرده ناپاک است،+ کسی که منی از او خارج شده است،+ ۵ کسی که به جانوری کوچک* و ناپاک + دست بزند و کسی که به شخصی دست بزند که به هر دلیلی ناپاک است و میتواند او را هم ناپاک کند.+ ۶ اگر کسی به هر کدام از اینها دست بزند تا غروب آفتاب ناپاک خواهد بود و نباید از هدیههای مقدّس بخورد؛ او باید حمام کند.+ ۷ بعد از غروب آفتاب او پاک خواهد بود و میتواند مقداری از هدیههای مقدّس را که غذای اوست + بخورد. ۸ همین طور او نباید گوشت حیوانی را که به مرگ طبیعی مرده است یا حیوانات وحشی آن را تکهتکه کردهاند بخورد و با این کار خودش را ناپاک کند.+ من یَهُوَه هستم.
۹ «‹آنها باید وظیفهشان را نسبت به من انجام دهند تا مرتکب گناه نشوند و به خاطر بیحرمتی به هدیههای مقدّس نمیرند. من یَهُوَه هستم که آنها را پاک و مقدّس میکنم.*
۱۰ «‹کسی که مجاز نیست* نباید از هدیههای مقدّس بخورد.+ غریبهای که مهمان کاهن است یا کارگری که برای او کار میکند هم نباید از هدیههای مقدّس بخورد. ۱۱ اگر کاهنی با پولش غلامی بخرد، آن غلام میتواند از هدیههای مقدّس بخورد. غلامانی که در خانهٔ آن کاهن به دنیا میآیند هم میتوانند از غذای او بخورند.+ ۱۲ اگر دختر یکی از کاهنان با کسی که کاهن نیست* ازدواج کند، نباید از هدیههای مقدّس بخورد. ۱۳ اما اگر دختر کاهن بیوه شود یا طلاق بگیرد و فرزندی نداشته باشد و مثل دوران جوانیاش به خانهٔ پدرش برگردد، میتواند از غذای پدرش بخورد.+ اما کسی که مجاز نیست* نباید از آن بخورد.
۱۴ «‹اگر کسی به اشتباه از هدیهای مقدّس بخورد، باید آن هدیهٔ مقدّس را به اضافهٔ یکپنجم ارزشش به کاهن بدهد.+ ۱۵ بنابراین کاهنان نباید به هدیههای مقدّسی که اسرائیلیان به یَهُوَه تقدیم میکنند، بیحرمتی کنند،+ ۱۶ یعنی نباید باعث شوند که اسرائیلیان با خوردن هدیههای مقدّس گناه کنند و مجازات شوند؛ چون من یَهُوَه هستم که آنها را پاک و مقدّس میکنم.›»*
۱۷ یَهُوَه در ادامه به موسی گفت: ۱۸ «با هارون و پسرانش و تمام اسرائیلیان صحبت کن و به آنها بگو، ‹وقتی یکی از اسرائیلیان یا غریبانی که در اسرائیل زندگی میکند، یک قربانی سوختنی به حضور یَهُوَه میآورد،+ چه هدیهٔ نذری باشد چه هدیهٔ داوطلبانه،+ ۱۹ آن قربانی باید نر و سالم + و از بین گاوها، قوچها* و بزها باشد تا شما مورد قبول خدا قرار گیرید. ۲۰ حیوانی را که نقص عضو دارد تقدیم نکنید،+ چون به این شکل مورد قبول خدا قرار نمیگیرید.
۲۱ «‹اگر کسی یک قربانی شراکت به حضور یَهُوَه بیاورد،+ چه هدیهٔ نذری باشد چه هدیهٔ داوطلبانه، آن حیوان باید سالم و از بین گاوها، گوسفندها یا بزها باشد تا او مورد قبول خدا قرار گیرد. آن حیوان نباید هیچ نقصی داشته باشد. ۲۲ حیوانی را که کور است، استخوانش شکسته است یا بدنش بریدگی، زگیل، زخم یا قارچ پوستی دارد، به حضور یَهُوَه نیاورید. هیچ کدام از اینها را روی مذبح به یَهُوَه تقدیم نکنید. ۲۳ گاو نر یا گوسفندی را که یکی از پاهایش بیش از حد بلند یا کوتاه است، میتوانید به عنوان هدیهٔ داوطلبانه تقدیم کنید، اما آن حیوان به عنوان هدیهٔ نذری مورد قبول نخواهد بود. ۲۴ حیوانی را که بیضههایش معیوب، له، کنده یا بریده شده است نباید به حضور یَهُوَه بیاورید. این نوع حیوانات را نباید در سرزمینتان به او تقدیم کنید. ۲۵ این حیوانات را به عنوان نان* خدایتان از دست غریبان قبول نکنید، چون فاسد و معیوب هستند و مورد قبول نخواهند بود.›»
۲۶ یَهُوَه در ادامه به موسی گفت: ۲۷ «وقتی یک گاو نر، قوچ یا بزی به دنیا میآید، باید هفت روز با مادرش بماند،+ اما از روز هشتم به بعد میتوانید آن را روی آتش به یَهُوَه تقدیم کنید و آن هدیه مورد قبول او خواهد بود. ۲۸ گاو نر یا گوسفند را با بچهاش در یک روز سر نبرید.+
۲۹ «اگر قربانی شکرگزاری به یَهُوَه تقدیم میکنید،+ باید آن را طوری تقدیم کنید که مورد قبول خدا قرار گیرید. ۳۰ آن قربانی باید در همان روز خورده شود، نگذارید چیزی از آن تا صبح باقی بماند.+ من یَهُوَه هستم.
۳۱ «به فرمانهای من عمل کنید و طبق آنها رفتار کنید.+ من یَهُوَه هستم. ۳۲ نام مقدّس مرا بیحرمت نکنید.+ اسرائیلیان باید مرا مقدّس بدانند.+ من یَهُوَه هستم که شما را مقدّس* کردهام + ۳۳ و شما را از سرزمین مصر بیرون آوردهام تا خدایتان باشم.+ من یَهُوَه هستم.»
۲۳ یَهُوَه به موسی گفت: ۲ «با اسرائیلیان صحبت کن و به آنها بگو، ‹عیدهای یَهُوَه + گردهماییهای مقدّسی هستند که باید مردم را برای برگزاری آنها دعوت کنید.+ اینها عیدهای من هستند:
۳ «‹شش روز میتوانید کار کنید، اما روز هفتم روز شَبّات، روز استراحت* کامل + و روز گردهمایی مقدّس است. در آن روز نباید هیچ کاری بکنید. روز شَبّات برای یَهُوَه است و هر جا که زندگی میکنید باید آن را برگزار کنید.+
۴ «‹اینها عیدهای یَهُوَه هستند، یعنی گردهماییهای مقدّس که باید در زمان معین مردم را برای برگزاری آنها دعوت کنید: ۵ روز چهاردهم ماه اول،+ موقع عصر،* عید پِسَح را برای یَهُوَه برگزار کنید.+
۶ «‹روز پانزدهم آن ماه، عید نان فطیر + برای یَهُوَه شروع میشود و باید هفت روز نان فطیر بخورید.+ ۷ در روز اول یک گردهمایی مقدّس + برگزار کنید و هیچ کار سختی انجام ندهید.* ۸ برای هفت روز، از هدیههایی که روی آتش به یَهُوَه تقدیم میشود، هدیهای به حضور او بیاورید. در هفتمین روز، یک گردهمایی مقدّس برگزار کنید و هیچ کار سختی انجام ندهید.›»
۹ یَهُوَه همین طور به موسی گفت: ۱۰ «به اسرائیلیان بگو، ‹وقتی به سرزمینی که آن را به شما میدهم داخل میشوید و محصول زمینتان را برداشت میکنید، باید یک بافه از نوبر + محصولتان را برای کاهن ببرید.+ ۱۱ کاهن باید آن بافه را در حضور یَهُوَه تکان دهد تا شما مورد قبول خدا قرار گیرید. کاهن باید این کار را روز بعد از شَبّات انجام دهد. ۱۲ در همان روزی که او بافه را تکان میدهد، شما باید یک قوچ یکساله و سالم به عنوان قربانی سوختنی به یَهُوَه تقدیم کنید. ۱۳ همین طور برای هدیهٔ غلّهای ۲ کیلو* آرد مرغوب که با روغن مخلوط شده باشد بیاورید و آن را روی آتش به عنوان هدیه به یَهُوَه تقدیم کنید تا بویی خوشایند* برای او باشد. برای هدیهٔ ریختنی هم یک لیتر* شراب بیاورید. ۱۴ تا روزی که هدیهٔ خدایتان را برای او میآورید، نباید نان، غلّهٔ تازه یا بوداده بخورید. این برای همهٔ نسلهای شما، هر جا که زندگی میکنید، قانونی همیشگی است.
۱۵ «‹از روز بعد از شَبّات، یعنی از روزی که هدیهٔ تکاندادنی را میآورید، هفت هفته* بشمارید.+ آن هفتهها باید کامل باشند. ۱۶ در روز پنجاهم،+ یعنی روز بعد از آن هفت هفته،* دوباره هدیهٔ غلّهای به یَهُوَه تقدیم کنید.+ ۱۷ از خانههایتان دو نان به عنوان هدیۀ تکاندادنی برای خدا بیاورید. آن نانها باید با ۲ کیلو* آرد مرغوب و با خمیرمایه پخته شوند.+ آنها را به عنوان نوبر محصولتان به یَهُوَه تقدیم کنید.+ ۱۸ همراه با نانها، هفت برّهٔ نر سالم و یکساله، یک گاو نر* و دو قوچ بیاورید.+ آنها را به عنوان قربانی سوختنی همراه با هدیهٔ غلّهای و هدایای ریختنیشان به یَهُوَه تقدیم کنید. آن هدیهها باید روی آتش به یَهُوَه تقدیم شود تا بویی خوشایند* برای او باشد. ۱۹ همین طور یک بزغاله به عنوان قربانی گناه + و دو برّهٔ نر یکساله به عنوان قربانی شراکت تقدیم کنید.+ ۲۰ کاهن باید آن دو برّهٔ نر را همراه با نانهایی که از نوبر محصول است، به عنوان هدیۀ تکاندادنی، در حضور یَهُوَه تکان دهد. آنها سهم کاهن هستند و برای یَهُوَه مقدّسند.+ ۲۱ در آن روز باید اعلام کنید که یک گردهمایی مقدّس برگزار میشود.+ هیچ کار سختی در آن روز انجام ندهید. این برای همهٔ نسلهای شما، هر جا که زندگی میکنید، قانونی همیشگی است.
۲۲ «‹وقتی محصول زمینتان را برداشت میکنید، نباید محصول حاشیهٔ زمین را کاملاً برداشت کنید یا چیزی را که بعد از برداشت باقی میماند جمع کنید.+ آنها را برای فقیران*+ و غریبانی + که با شما زندگی میکنند باقی بگذارید. من یَهُوَه خدایتان هستم.›»
۲۳ یَهُوَه همین طور به موسی گفت: ۲۴ «به اسرائیلیان بگو، ‹اولین روز ماه هفتم، روز استراحت* کامل است، روز یادبود و گردهمایی مقدّس که باید با صدای شیپور اعلام شود.+ ۲۵ در آن روز هدیهای روی آتش به یَهُوَه تقدیم کنید و هیچ کار سختی انجام ندهید.›»
۲۶ یَهُوَه در ادامه به موسی گفت: ۲۷ «دهمین روز ماه هفتم، روز کفّاره است.+ در آن روز یک گردهمایی مقدّس برگزار کنید و به خودتان سختی دهید*+ و هدیهای روی آتش به یَهُوَه تقدیم کنید. ۲۸ در آن روز خاص نباید هیچ کاری انجام دهید، چون روز کفّاره است و در حضور یَهُوَه خدایتان برای شما کفّاره خواهد شد.+ ۲۹ هر کس در آن روز به خودش سختی ندهد،* کشته خواهد شد.*+ ۳۰ اگر کسی در آن روز هر نوع کاری انجام دهد، من جانش را خواهم گرفت.* ۳۱ در آن روز هیچ کاری نکنید. این برای همهٔ نسلهای شما، هر جا که زندگی میکنید، قانونی همیشگی است. ۳۲ آن روز برای شما شَبّات و روز استراحت* کامل است. از عصر نهمین روز آن ماه تا عصر روز بعد باید به خودتان سختی دهید + و قانون روز شَبّات را رعایت کنید.»
۳۳ بعد یَهُوَه به موسی گفت: ۳۴ «به اسرائیلیان بگو، ‹شما باید در پانزدهمین روز ماه هفتم، به مدت هفت روز برای یَهُوَه عید سایهبانها را برگزار کنید.+ ۳۵ در روز اول یک گردهمایی مقدّس برگزار کنید و هیچ کار سختی انجام ندهید. ۳۶ برای هفت روز، از هدیههایی که روی آتش به یَهُوَه تقدیم میشود هدیهای به حضور او بیاورید. در روز هشتم یک گردهمایی مقدّس برگزار کنید + و هدیهای روی آتش به یَهُوَه تقدیم کنید. آن گردهمایی برای پرستش است و هیچ کار سختی نباید انجام دهید.
۳۷ «‹بنابراین اینها عیدهای + یَهُوَه هستند که باید به عنوان گردهماییهای مقدّس + برگزار* کنید. در آن عیدها این هدیهها را روی آتش به یَهُوَه تقدیم کنید: قربانی سوختنی + با هدیهٔ غلّهای + آن و هدیههای ریختنی؛+ هر کدام مطابق با برنامهٔ روزانه. ۳۸ این هدیهها جدا از هدیههایی است که در روزهای شَبّات + به یَهُوَه تقدیم میشود و جدا از هدیههای شخصی،+ نذری + و داوطلبانه + است که باید به یَهُوَه تقدیم کنید. ۳۹ در پانزدهمین روز ماه هفتم، بعد از این که محصول زمینتان را برداشت کردید، عید یَهُوَه را برای هفت روز برگزار کنید.+ روز اول و روز هشتم، روزهای استراحت* کامل هستند.+ ۴۰ در روز اول میوهٔ بهترین درختان را بچینید و شاخههای درختان نخل،+ درختان پربرگ و صنوبرهای کنار نهر* را جمع کنید و برای هفت روز + در حضور یَهُوَه خدایتان شادی کنید.+ ۴۱ آن عید را هر سال در ماه هفتم به مدت هفت روز برای یَهُوَه برگزار کنید.+ این برای همهٔ نسلهای شما یک قانون همیشگی است. ۴۲ برای هفت روز زیر سایهبانها + زندگی کنید. همهٔ اسرائیلیان باید زیر سایهبانها زندگی کنند، ۴۳ تا نسلهای بعدی شما بدانند + که وقتی من اسرائیلیان را از سرزمین مصر بیرون آوردم، آنها را زیر سایهبانها ساکن کردم.+ من یَهُوَه خدایتان هستم.›»
۴۴ بنابراین موسی عیدهای یَهُوَه را به اسرائیلیان اعلام کرد.
۲۴ یَهُوَه به موسی گفت: ۲ «به اسرائیلیان فرمان بده که روغن خالص از زیتونِ فشرده برای چراغها بیاورند تا چراغها همیشه روشن باشند.+ ۳ هارون باید ترتیبی بدهد که چراغها در جلوی پردهٔ صندوق شهادت در خیمهٔ ملاقات، دائماً از عصر تا صبح در حضور یَهُوَه روشن باشند. این برای همهٔ نسلهای شما قانونی همیشگی است. ۴ او باید دائماً از چراغهای چراغدانی + که در حضور یَهُوَه است نگهداری کند، چراغدانی که از طلای خالص است.
۵ «با آرد مرغوب، ۱۲ نان حلقهای بپزید. برای هر نان دو کیلو* آرد استفاده کنید. ۶ آنها را روی میز طلای خالص + در حضور یَهُوَه بگذارید و در دو ردیف ششتایی روی هم بچینید.+ ۷ روی هر ردیف نان، کُندُر خالص بگذارید. آن کُندُر باید به جای نانها به عنوان نمونهای* از آن هدیه،+ روی آتش به یَهُوَه تقدیم شود. ۸ او باید در هر شَبّات نان را در حضور یَهُوَه قرار دهد.+ این عهدی جاودانی بین من و اسرائیلیان است. ۹ آن نانها سهم هارون و پسرانش است + و باید آنها را در مکان مقدّس بخورند،+ چون از بین هدیههایی که روی آتش به یَهُوَه تقدیم میشود، آنها برای کاهن بسیار مقدّس است. این قانونی همیشگی است.»
۱۰ در بین اسرائیلیان پسری بود که مادرش اسرائیلی و پدرش مصری بود.+ روزی در اردوگاه بین او و یک مرد اسرائیلی دعوا شد ۱۱ و پسری که مادرش اسرائیلی بود، به اسم خدا* توهین کرد و او را لعنت* کرد.+ بنابراین او را پیش موسی بردند.+ (اسم مادر او شِلومیت بود که دختر دِبری از طایفهٔ دان بود.) ۱۲ آنها تا زمانی که تصمیم یَهُوَه برایشان مشخص شود، او را حبس کردند.+
۱۳ بعد یَهُوَه به موسی گفت: ۱۴ «کسی را که مرا لعنت کرد به بیرون اردوگاه ببرید. همهٔ کسانی که صدای او را شنیدند باید دستهایشان را روی سر او بگذارند و بعد تمام جماعت سنگسارش کنند.+ ۱۵ به اسرائیلیان بگو، ‹اگر کسی خدایش را لعنت کند، باید جوابگوی گناهش باشد. ۱۶ هر کس به اسم یَهُوَه توهین کند، باید حتماً کشته شود + و تمام جماعت باید او را سنگسار کنند. کسی که به اسم خدا توهین کند، چه اسرائیلی باشد و چه غریبهای که با شما زندگی میکند، باید کشته شود.
۱۷ «‹اگر کسی جان انسانی را بگیرد، باید حتماً کشته شود.+ ۱۸ اگر کسی یک حیوان اهلی را طوری بزند که بمیرد، باید عوض آن را بدهد، یعنی جان در عوض جان. ۱۹ اگر کسی به همنوعش آسیب برساند، باید همان کار را با او انجام دهند؛+ ۲۰ شکستگی در عوض شکستگی، چشم در عوض چشم، دندان در عوض دندان. هر آسیبی که به شخص رسانده باشد، باید همان آسیب را به او برسانند.+ ۲۱ بنابراین اگر کسی حیوانی را طوری بزند که بمیرد، باید عوض آن را بدهد،+ اما اگر انسانی را طوری بزند که بمیرد، باید حتماً کشته شود.+
۲۲ «‹برای همهٔ شما یک حکم قضایی باید اجرا شود؛ هم برای شما و هم برای غریبهای که با شما زندگی میکند،+ چون من یَهُوَه خدایتان هستم.›»
۲۳ بعد موسی با اسرائیلیان صحبت کرد و آنها شخصی را که خدا را لعنت کرده بود به بیرون اردوگاه بردند و سنگسارش کردند.+ بنابراین، اسرائیلیان درست همان کاری را که یَهُوَه به موسی فرمان داده بود، انجام دادند.
۲۵ یَهُوَه در کوه سینا به موسی گفت: ۲ «به اسرائیلیان بگو، ‹وقتی به سرزمینی که آن را به شما میدهم داخل میشوید،+ باید به زمین استراحت دهید تا قانون شَبّات یَهُوَه رعایت شود.+ ۳ شش سال در زمینهایتان بذر بکارید و درختان انگورتان را هرس کنید و محصول زمین را برداشت کنید.+ ۴ اما سال هفتم باید سال شَبّات و استراحت* کامل برای زمین باشد، یعنی شَبّاتی برای یَهُوَه. در آن سال نباید در زمینهایتان بذر بکارید یا درختان انگورتان را هرس کنید. ۵ غلّهای را که بعد از برداشت محصول از غلّههای باقیمانده روییده است، درو نکنید و انگور درختان هرسنشدهٔ خود را جمع نکنید. باید یک سال به زمین استراحت کامل دهید.* ۶ اما در طول سال شَبّات، میتوانید از هر چه که در زمینتان میروید، بخورید. هم شما میتوانید از آن بخورید، هم غلامان و کنیزان و کارگرانتان و هم غریبانی که با شما زندگی میکنند. ۷ حیوانات اهلی و وحشی سرزمینتان هم میتوانند از آن بخورند. از همهٔ محصولات زمین میتوانید بخورید.
۸ «‹هفت سالِ شَبّات بشمارید، یعنی هفت هفت سال. هفت سالِ شَبّات جمعاً ۴۹ سال خواهد بود. ۹ بعد از آن، در دهمین روز ماه هفتم که روز کفّاره است،+ شیپور را به صدا درآورید تا صدای آن در تمام سرزمینتان شنیده شود. ۱۰ پنجاهمین سال را مقدّس بدانید* و آزادی را به همهٔ ساکنان زمین اعلام کنید.+ آن سال برای شما سال یوبیل خواهد بود و هر کدام از شما میتواند به ملک خود و پیش خانوادهاش برگردد.+ ۱۱ سال پنجاهم باید برای شما سال یوبیل باشد. در آن سال بذر نکارید و غلّهای را که از غلّههای باقیمانده روییده است، درو نکنید و انگور درختان هرسنشده را جمع نکنید؛+ ۱۲ چون سال یوبیل است و باید برای شما مقدّس باشد. در آن سال میتوانید فقط از محصولاتی بخورید که خود روییده است.+
۱۳ «‹در سال یوبیل هر کدام از شما باید به ملک خود برگردد.+ ۱۴ اگر چیزی به همنوعتان میفروشید یا از او میخرید، حق همدیگر را پایمال نکنید.+ ۱۵ وقتی زمینی از همنوعتان میخرید، در نظر داشته باشید که چند سال از یوبیل گذشته است. او هم وقتی زمینی به شما میفروشد باید آن را بر اساس تعداد سالهای برداشت محصول که تا یوبیل باقی مانده است، بفروشد.+ ۱۶ اگر سالهای زیادی باقی مانده است، او میتواند با قیمت بیشتری آن را بفروشد. اما اگر سالهای کمی باقی مانده است، باید قیمت را کم کند، چون او آن زمین را بر اساس تعداد سالهایی که محصول برداشت میشود، میفروشد. ۱۷ حق همنوعتان را پایمال نکنید + و برای خدایتان احترام عمیق قائل باشید *،+چون من یَهُوَه خدایتان هستم.+ ۱۸ اگر قانونهای مرا رعایت کنید و به احکام قضاییام عمل کنید، در آن سرزمین، در امنیت زندگی خواهید کرد + ۱۹ و زمین محصولش را به بار خواهد آورد + و شما میتوانید از آن بخورید و سیر شوید و در امنیت زندگی کنید.+
۲۰ «‹شاید بپرسید: «اگر در سال هفتم نباید بذر بکاریم و محصول جمع کنیم، پس چه بخوریم؟»+ ۲۱ در سال ششم من به شما برکت میدهم و محصولی که زمین خواهد داد برای سه سال کافی خواهد بود.+ ۲۲ در سال هشتم بذر خود را بکارید و تا سال نهم از محصول قدیمی بخورید. تا وقتی که محصول جدید برسد، شما از محصول قدیمی خواهید خورد.
۲۳ «‹زمین را نباید برای همیشه بفروشید،+ چون زمین مال من است.+ شما در چشم من غریب و مهاجر هستید.+ ۲۴ در سرتاسر سرزمینی که برای سکونت به شما میدهم، فروشندهٔ زمین باید این حق را داشته باشد که دوباره آن را بخرد.
۲۵ «‹اگر برادرتان فقیر شود و از روی ناچاری مقداری از زمینش را بفروشد، کسی که حق بازخرید آن را دارد و خویشاوند نزدیک اوست، باید بیاید و زمینی را که برادرش فروخته است، بازخرید کند.+ ۲۶ اگر آن شخص کسی را نداشته باشد که زمین را بازخرید کند، اما وضع مالیاش بهتر شود و بتواند آن را بازخرید کند، ۲۷ باید ارزش محصول سالهای بعد از فروش را حساب کند و از قیمت فروش زمین کم کند و باقیمانده را به خریدار بدهد. بعد از آن میتواند به مِلک خود برگردد.+
۲۸ «‹اما اگر توان مالی نداشته باشد تا زمینی را که فروخته است بازخرید کند، آن زمین تا سال یوبیل در دست خریدار خواهد ماند + و در آن سال به او برگردانده میشود و او میتواند به مِلک خود برگردد.+
۲۹ «‹اگر کسی خانهای را که در شهر حصاردار است بفروشد، تا یک سال بعد از فروش، حق بازخرید آن را دارد؛+ او تا یک سال تمام، حق دارد آن را بازخرید کند. ۳۰ اگر آن را تا آخر یک سال بازخرید نکند، خانهای که در شهر حصاردار است برای همیشه مِلک خریدار و نسل او خواهد بود. آن مِلک در یوبیل پس داده نمیشود. ۳۱ اما خانههایی که در آبادیهای بدون حصار قرار دارند، باید بخشی از کشتزارها به حساب آیند. حق بازخرید در مورد آنها صدق میکند و باید در یوبیل پس داده شوند.
۳۲ «‹اما لاویان همیشه این حق را دارند که خانههایشان را در شهرهای خود + بازخرید کنند. ۳۳ اگر یک لاوی خانهاش را که در یکی از شهرهای لاویان است بفروشد و آن را بازخرید نکند، آن خانه باید در سال یوبیل پس داده شود،+ چون از میان املاک اسرائیلیان، خانههایی که در شهرهای لاویان قرار دارد ملک آنها است.+ ۳۴ همین طور چراگاههای + اطراف شهرهای لاویان نباید فروخته شوند، چون ملک همیشگی آنهاست.
۳۵ «‹اگر برادرت که در نزدیکی تو زندگی میکند فقیر شود و نتواند امرار معاش کند، باید همان طور که به غریبان و مهاجران + کمک میکنی به او هم کمک کنی + تا بتواند در کنار تو زندگی کند. ۳۶ از او نزول نگیر و سود نبر.+ خداترس باش + تا برادرت بتواند در کنار تو زندگی کند. ۳۷ نباید پولت را با نزول به او قرض بدهی + یا از خوراکی که به او میدهی سود ببری. ۳۸ من یَهُوَه هستم که شما را از سرزمین مصر بیرون آوردم + تا سرزمین کنعان را به شما بدهم و خدای شما باشم.+
۳۹ «‹اگر برادرت که در نزدیکی تو زندگی میکند فقیر شود و از روی ناچاری خودش را به غلامی به تو بفروشد،+ نباید او را وادار کنی مثل یک غلام کار کند،+ ۴۰ بلکه باید مثل یک کارگر + یا مهاجر با او رفتار کنی. او باید تا سال یوبیل به تو خدمت کند. ۴۱ بعد او همراه فرزندانش* تو را ترک میکند و به ملک اجدادی خود پیش خانوادهاش برمیگردد؛+ ۴۲ چون آنها غلامان من هستند که از سرزمین مصر بیرون آوردم + و نباید خودشان را مثل یک غلام بفروشند. ۴۳ خداترس باشید + و با آنها با بیرحمی رفتار نکنید.+ ۴۴ غلامان و کنیزان شما باید از قومهای اطرافتان باشند و از آنها میتوانید غلام و کنیز بخرید. ۴۵ همین طور از پسران غریبانی که با شما زندگی میکنند + و از اعضای خانوادههایشان که در سرزمین شما به دنیا آمدهاند میتوانید غلام بخرید و آنها مال شما خواهند بود. ۴۶ شما میتوانید آنها را به عنوان میراثی همیشگی به فرزندانتان بدهید. از آنها میتوانید به عنوان کارگر استفاده کنید، اما نباید با برادران اسرائیلیتان با بیرحمی رفتار کنید.+
۴۷ «‹اگر غریب یا مهاجری که در میان شما زندگی میکند ثروتمند شود و برادرتان که نزدیک او زندگی میکند فقیر شود و از روی ناچاری خودش را به غلامی به آن غریب یا مهاجر یا یکی از اعضای خانوادهٔ او بفروشد، ۴۸ او بعد از این که خودش را به غلامی فروخت، این حق را دارد که خودش را بازخرید کند. همین طور یکی از برادرانش میتواند او را بازخرید کند،+ ۴۹ یا عمو، پسرعمو یا هر کسی که خویشاوند نزدیکش است،* یعنی یکی از اعضای خانوادهاش میتواند او را بازخرید کند.
«‹یا اگر وضع مالی او بهتر شود، میتواند خودش را بازخرید کند.+ ۵۰ او باید با خریدار خود تعداد سالها را از زمانی که خودش را به غلامی فروخته است تا سال یوبیل بشمارد.+ قیمتی که او خود را فروخت، باید به تعداد آن سالها تقسیم شود.+ ارزش روزهای کاری او در طول آن زمان هم باید بر اساس دستمزد روزانهٔ یک کارگر حساب شود.+ ۵۱ اگر سالهای زیادی باقی مانده است، او باید قیمت بازخرید را متناسب با سالهای باقیمانده بپردازد. ۵۲ همین طور اگر سالهای کمی تا یوبیل باقی مانده است، او باید قیمت بازخرید را متناسب با سالهای باقیمانده حساب کند و بپردازد. ۵۳ باید با آن غلام در تمام سالهایی که خدمت میکند، مثل یک کارگر رفتار شود و نباید با او رفتاری بیرحمانه داشت.+ ۵۴ اما اگر نتواند خودش را با این شرایط بازخرید کند، در سال یوبیل همراه فرزندانش* آزاد خواهد شد.+
۵۵ «‹اسرائیلیان در واقع غلامان من هستند. آنها غلامان خودم هستند که از سرزمین مصر بیرون آوردم.+ من یَهُوَه خدایتان هستم.
۲۶ «‹برای خودتان خدایان بیارزش نسازید + و بتهای تراشیده + یا ستونهایی برای بتپرستی برپا نکنید. همین طور مجسمههای سنگی + در سرزمینتان نگذارید تا جلوی آنها سجده کنید،+ چون من یَهُوَه خدایتان هستم. ۲ قانون روز شَبّات را رعایت کنید و به مکان مقدّسم احترام بگذارید.* من یَهُوَه هستم.
۳ «‹اگر همیشه طبق قانونهای من قدم بردارید، فرمانهایم را اجرا کنید و به آنها عمل کنید،+ ۴ در زمان مناسب و به فراوانی برای شما باران میبارانم + و زمین محصولش را به بار میآورد + و درختان زمین میوه خواهند داد. ۵ دوران خرمنکوبی تا فصل برداشت انگور ادامه خواهد داشت و برداشت انگور تا فصل بذرپاشی. شما از محصولتان* خواهید خورد و سیر خواهید شد و در سرزمینتان در امنیت زندگی خواهید کرد.+ ۶ من در سرزمینتان صلح و آرامش برقرار میکنم + و بدون این که ترسی از کسی داشته باشید میخوابید؛+ حیوانات درنده را از سرزمینتان دور میکنم و نمیگذارم شمشیر جنگ از سرزمینتان بگذرد. ۷ شما دشمنانتان را تعقیب خواهید کرد و با شمشیر آنها را شکست خواهید داد. ۸ پنج نفر از شما ۱۰۰ نفر را تعقیب خواهند کرد و ۱۰۰ نفر از شما ۱۰٬۰۰۰ نفر را؛ شما دشمنانتان را با شمشیر شکست خواهید داد.+
۹ «‹من لطفم را شامل حالتان میکنم* و شما را بارور و زیاد میکنم + و به عهدی که با شما بستم وفا میکنم.+ ۱۰ وقتی که هنوز مشغول خوردن محصول سال قبل هستید، باید آنها را دور بریزید تا برای محصول جدید جا داشته باشید. ۱۱ من خیمۀ مقدّسم را در بین شما برپا میکنم + و شما را رد نخواهم کرد. ۱۲ من با شما خواهم بود* و خدایتان خواهم بود + و شما قوم من خواهید بود.+ ۱۳ من یَهُوَه خدایتان هستم که شما را از سرزمین مصر بیرون آوردم تا دیگر برده نباشید و یوغ بردگیتان را شکستم و شما را سربلند کردم.*
۱۴ «‹اما اگر به من گوش ندهید و تمام این فرمانها را اجرا نکنید + ۱۵ و قوانین مرا زیر پا بگذارید + و آنقدر از احکام قضاییام نفرت داشته باشید که به فرمانهایم عمل نکنید و عهد مرا بشکنید،+ ۱۶ من هم این کار را با شما خواهم کرد: شما را مجازات میکنم و دچار ترس و نگرانی، بیماری سِل و تب شدید میکنم، طوری که کور و بیجان شوید. بذرهایی که میکارید، برایتان هیچ فایدهای نخواهد داشت، چون دشمنانتان محصول آنها را میخورند.+ ۱۷ من بر ضدّ شما خواهم بود و دشمنانتان شما را شکست خواهند داد + و کسانی که از شما متنفرند، زیر پا لهتان خواهند کرد + و با این که کسی تعقیبتان نمیکند فرار خواهید کرد.+
۱۸ «‹اگر باز هم به من گوش ندهید، مجبور میشوم به خاطر گناهانتان هفت برابر مجازاتتان کنم. ۱۹ من غرور سخت شما را میشکنم و آسمانتان را مثل آهن + و زمینتان را مثل مس میکنم. ۲۰ با تمام قوّتتان کار میکنید، ولی هیچ فایدهای برایتان نخواهد داشت، چون زمینتان محصولی به بار نمیآورد + و درختان زمین میوه نمیدهند.
۲۱ «‹اگر باز هم بر ضدّ من قدم بردارید و اصلاً به من گوش ندهید، مجبور میشوم شما را مطابق گناهانتان هفت برابر سختتر مجازات کنم. ۲۲ حیوانات وحشی بیابان را بین شما میفرستم.+ آنها فرزندان شما را میکشند + و حیوانات اهلیتان را هلاک میکنند. در نتیجه تعدادتان کم و جادههایتان متروک میشود.+
۲۳ «‹اگر با وجود این، تأدیب مرا قبول نکنید + و باز هم بخواهید بر ضدّ من قدم بردارید، ۲۴ من هم بر ضدّ شما خواهم بود و به خاطر گناهانتان شما را هفت برابر مجازات میکنم. ۲۵ به خاطر عهدشکنیتان،+ شمشیر انتقام بر سرتان میآورم. اگر به شهرهایتان فرار کنید، شما را دچار بیماری میکنم + و دشمنانتان شما را شکست خواهند داد.+ ۲۶ من ذخیرهٔ نانتان* را از بین خواهم برد؛+ آن وقت ده زن فقط در یک تنور نان میپزند و جیرهٔ نانتان را بر اساس وزن به شما میدهند + و با این که از آن میخورید سیر نمیشوید.+
۲۷ «‹اگر با وجود این به من گوش ندهید و باز هم بخواهید بر ضدّ من قدم بردارید، ۲۸ من بیشتر بر ضدّ شما خواهم بود + و مجبور میشوم به خاطر گناهانتان هفت برابر مجازاتتان کنم. ۲۹ در نتیجه شما بهناچار گوشت پسران و دخترانتان را خواهید خورد.+ ۳۰ من بتخانههای* شما را نابود میکنم،+ تیرکهایی را که رویشان بخور میسوزانید قطع میکنم، جنازههایتان را روی بتهای بیجان و نفرتانگیزتان* انبار میکنم + و با انزجار از شما روی برمیگردانم.+ ۳۱ شهرهایتان را تسلیم شمشیر میکنم + و مکانهای مقدّستان را خراب میکنم و بوی خوشایند* قربانیهایتان مرا خشنود نخواهد کرد. ۳۲ من سرزمینتان را متروک میکنم + و دشمنانتان که در آنجا زندگی میکنند با دیدنش حیرتزده میشوند.+ ۳۳ شما را بین قومها پراکنده میکنم + و با شمشیری از غلاف درآمده شما را تعقیب میکنم.+ سرزمینتان متروک + و شهرهایتان ویران خواهد شد.
۳۴ «‹در مدتی که سرزمینتان متروک است و شما در سرزمین دشمنانتان در تبعید هستید، زمینتان استراحت کامل خواهد کرد، چون قبلاً در روزهای شَبّات استراحت نداشت.+ ۳۵ زمین در تمام دورانی که متروک است استراحت خواهد کرد، چون وقتی شما در آن زندگی میکردید در روزهای شَبّات استراحت نکرد.
۳۶ «‹اما کسانی را که زنده میمانند،+ در سرزمین دشمنانشان کاملاً دلسرد و ناامید خواهم کرد؛ آنها از صدای برگی در باد میترسند و فرار خواهند کرد و مثل کسی که از شمشیر میگریزد، پا به فرار خواهند گذاشت و بدون این که کسی آنها را تعقیب کند به زمین خواهند افتاد.+ ۳۷ با این که کسی تعقیبشان نمیکند، آنها مثل کسانی که از شمشیر فرار میکنند، هنگام فرار روی هم خواهند افتاد. شما توان مقابله با دشمنانتان را نخواهید داشت + ۳۸ و در بین قومها محو و نابود میشوید + و در سرزمین دشمنانتان از بین میروید. ۳۹ باقیماندگان شما به خاطر خطایتان، در سرزمین دشمنانتان به حال خود رها و تباه* میشوند.+ آنها به خاطر خطاهای پدرانشان تباه خواهند شد.+ ۴۰ در آن وقت آنها خطای خود و خیانت و خطای پدرانشان را به گردن میگیرند + و اعتراف میکنند که با قدم برداشتن بر ضدّم به من خیانت کردهاند،+ ۴۱ چون من بر ضدّشان بلند شدهام + و آنها را به سرزمین دشمنانشان فرستادهام.+
«‹من این کار را میکنم تا شاید دلهای سخت آنها* فروتن شود + و سزای خطایشان را ببینند. ۴۲ در آن زمان، من عهدی را که با یعقوب،+ اسحاق + و ابراهیم + بسته بودم و همین طور سرزمینتان را به یاد میآورم. ۴۳ در مدتی که آنها سرزمینشان را رها کردهاند، زمین متروک خواهد ماند و استراحت خواهد داشت،+ چون قبلاً در روزهای شَبّات استراحت نداشت. مردم هم جوابگوی خطاهایشان خواهند بود، چون احکام قضایی مرا رد کردند و از قانونهای من نفرت داشتند.+ ۴۴ با وجود تمام اینها، تا مدتی که در سرزمین دشمنانشان هستند، من هیچ وقت آنها را رد یا طرد نخواهم کرد؛+ طوری که به کلّی نابودشان کنم، چون من یَهُوَه خدایشان هستم و اگر این کار را بکنم عهدشکنی کردهام.+ ۴۵ من به خاطر آنها عهدی را که با اجدادشان بستهام + به یاد خواهم آورد؛ یعنی کسانی که جلوی چشم قومها + از سرزمین مصر بیرون آوردم تا خدایشان باشم. من یَهُوَه هستم.›»
۴۶ اینها مقرّرات، احکام قضایی و قانونهایی هستند که یَهُوَه روی کوه سینا از طریق موسی به اسرائیلیان داد.+
۲۷ یَهُوَه به موسی گفت: ۲ «به اسرائیلیان بگو، ‹اگر کسی نذر ویژهای بکند + و بخواهد ارزش تعیینشدهٔ یک شخص را به یَهُوَه تقدیم کند، ۳ ارزش تعیینشدهٔ یک مردِ ۲۰ تا ۶۰ ساله ۵۷۰ گرم* نقره مطابق معیار وزن مکان مقدّس* است ۴ و ارزش تعیینشدهٔ یک زن ۳۴۰ گرم* نقره است. ۵ اگر آن شخص ۵ تا ۲۰ ساله باشد، ارزش تعیینشدهٔ پسر ۲۳۰ گرم* و ارزش تعیینشدهٔ دختر ۱۱۵ گرم* نقره است. ۶ اگر یک ماهه تا پنج ساله باشد، ارزش تعیینشدهٔ پسر ۵۷ گرم* نقره و ارزش تعیینشدهٔ دختر ۳۴ گرم* نقره است.
۷ «‹اگر آن شخص ۶۰ ساله به بالا باشد، ارزش تعیینشدهٔ مرد ۱۷۰ گرم* و ارزش تعیینشدهٔ زن ۱۱۵ گرم* است. ۸ اما اگر کسی فقیرتر از آن باشد که بتواند ارزش تعیینشده را بپردازد،+ باید شخص را پیش کاهن ببرد و کاهن برای او ارزشی تعیین کند. کاهن باید متناسب با توان مالی نذرکننده، ارزش شخص را تعیین کند.+
۹ «‹اگر نذر او حیوانی باشد که برای تقدیم به یَهُوَه مناسب است، یعنی از بین حیواناتی باشد که برای یَهُوَه قربانی میشوند، آن حیوان مقدّس است.* ۱۰ او اجازه ندارد آن را عوض کند یا با حیوانی بهتر یا بدتر جایگزین کند. اما اگر آن را با حیوانی دیگر عوض بکند، هم حیوان اصلی و هم جایگزین آن مقدّس خواهند شد. ۱۱ اگر نذر او حیوانی ناپاک باشد،+ یعنی حیوانی که نباید برای یَهُوَه قربانی شود، باید آن حیوان را پیش کاهن ببرد. ۱۲ کاهن باید ارزش حیوان را بر اساس مزایا و معایبش تعیین کند. ارزشی که کاهن تعیین میکند همان قیمت آن میشود. ۱۳ اگر او بخواهد آن حیوان را بازخرید کند، باید علاوه بر ارزش تعیینشده، یکپنجم آن را هم بپردازد.+
۱۴ «‹اگر کسی بخواهد خانهاش را به عنوان یک هدیهٔ مقدّس به یَهُوَه وقف کند،* کاهن باید بر اساس کیفیت خانه ارزشش را تعیین کند. ارزشی که کاهن تعیین میکند، قیمت آن خانه خواهد بود.+ ۱۵ اما اگر کسی که خانهاش را وقف کرده است* بخواهد آن را بازخرید کند، باید علاوه بر ارزش تعیینشده، یکپنجم آن را هم بپردازد و آن خانه مال خودش خواهد شد.
۱۶ «‹اگر کسی قسمتی از زمینش را به یَهُوَه وقف کند،* ارزش آن باید بر اساس مقدار بذری که میتوان در آن کاشت تعیین شود؛ ارزش ۱۳۰ کیلو* بذر جو معادل ۵۷۰ گرم* نقره است. ۱۷ اگر او زمینش را در سال یوبیل وقف کند،+ ارزش تعیینشده ثابت میماند. ۱۸ اگر زمینش را بعد از یوبیل وقف کند، کاهن باید قیمتش را بر اساس سالهایی که تا یوبیل بعدی مانده است حساب کند و ارزش تعیینشدهٔ آن را کم کند.+ ۱۹ اما اگر کسی که زمینش را وقف کرده است بخواهد آن را بازخرید کند، باید علاوه بر ارزش تعیینشده، یکپنجم آن را هم بپردازد و آن زمین مال خودش خواهد شد. ۲۰ اگر زمینش را دوباره نخرد و آن زمین به کسی دیگر فروخته شود، دیگر نمیتواند آن را بازخرید کند. ۲۱ وقتی آن زمین در سال یوبیل آزاد میشود، زمینی مقدّس و به یَهُوَه وقف شده است و باید به کاهنان داده شود.+
۲۲ «‹اگر کسی زمینی را که خریده است، اما ملک موروثیاش + نیست به یَهُوَه وقف کند،* ۲۳ کاهن باید ارزش آن را بر اساس سالهایی که تا یوبیل مانده است حساب کند و آن شخص ارزش تعیینشده را در همان روز پرداخت کند.+ آن مبلغ به یَهُوَه تعلّق دارد.* ۲۴ در سال یوبیل، زمین باید به صاحب اصلی آن که از او خریداری شده بود، برگردانده شود.+
۲۵ «‹ارزشها باید بر اساس معیار وزن مکان مقدّس* تعیین شود. هر واحد آن معادل ۱۲ گرم است.*
۲۶ «‹نخستزادهٔ هر حیوانی، چه گاو باشد چه گوسفند، به یَهُوَه تعلّق دارد + و از همان اول مال یَهُوَه است؛+ پس هیچ کس نمیتواند آن را دوباره به او وقف کند. ۲۷ اگر نخستزاده از حیوانات ناپاک باشد و شخص بخواهد آن را بازخرید کند، باید علاوه بر ارزش تعیینشدهاش یکپنجم آن را هم بدهد.+ ولی اگر شخص آن را بازخرید نکند، کاهن باید آن را مطابق ارزش تعیینشدهاش بفروشد.
۲۸ «‹اما هر چیزی را که شخص از داراییاش بدون قید و شرط به یَهُوَه وقف کند، نمیتوان فروخت یا بازخرید کرد، چه انسان باشد، چه حیوان و چه زمین. چیزهای وقفشده، برای یَهُوَه بسیار مقدّس هستند.+ ۲۹ همین طور کسی را که به مرگ محکوم* شده است،* نمیتوان بازخرید کرد؛+ او باید حتماً کشته شود.+
۳۰ «‹یکدهم + محصول هر زمینی، چه محصول کشتزار باشد چه میوهٔ درختان، به یَهُوَه تعلّق دارد و برای یَهُوَه مقدّس است. ۳۱ اگر کسی بخواهد قسمتی از یکدهم محصولش را بازخرید کند، باید علاوه بر ارزشش یکپنجم آن را هم بپردازد. ۳۲ یکدهم گلهٔ گاوها، گوسفندان و بزها، یعنی هر دهمین حیوانی* که از زیر عصای چوپان بگذرد، باید برای یَهُوَه کنار گذاشته شود. ۳۳ او نباید خوب یا بد بودن حیوان را بسنجد یا آن را عوض کند. اما اگر آن را با حیوانی دیگر عوض بکند، هم حیوان اصلی و هم جایگزین آن، باید برای خدا کنار گذاشته شوند + و نمیتوان آنها را بازخرید کرد.›»
۳۴ اینها فرمانهایی است که یَهُوَه روی کوه سینا + از طریق موسی به اسرائیلیان داد.
تحتاللفظی: «پسران اسرائیل.»
یا: «گاو نر جوان.»
یا: «چربی دور قلوهها.»
یا: «خشنودکننده.» تحتاللفظی: «آرامشبخش.»
یا: «گوسفند جوان.»
یا: «چربی دور قلوهها.»
یا: «خشنودکننده.» تحتاللفظی: «آرامشبخش.»
کیسهای در گلوی پرنده برای ذخیرهٔ غذا.
یا: «خاکستر چرب،» منظور خاکستری است که با چربی قربانیها مخلوط شده است.
یا: «خشنودکننده.» تحتاللفظی: «آرامشبخش.»
یا: «یک جان.»
یا: «یادبودی.»
یا: «خشنودکننده.» تحتاللفظی: «آرامشبخش.»
یا: «سطحی داغ.»
یا: «یادبودی.»
یا: «خشنودکننده.» تحتاللفظی: «آرامشبخش.»
یا: «خشنودکننده.» تحتاللفظی: «آرامشبخش.»
یا: «خوشههای سبز.»
یا: «یادبودی.»
یا: «قربانیای به نشانهٔ صلح.» واژهنامه: «قربانی شراکت.»
یا: «خشنودکننده.» تحتاللفظی: «آرامشبخش.»
یا: «قوچی جوان.»
یا: «به عنوان خوراک.» تحتاللفظی: «نان.»
یا: «به عنوان خوراک.» تحتاللفظی: «نان.»
یا: «خشنودکننده.» تحتاللفظی: «آرامشبخش.»
یا: «یک جان.»
یا: «گاو نر جوان.»
یا: «خاکستر چرب،» منظور خاکستری است که با چربی قربانیها مخلوط شده است.
احتمالاً به ریشسفیدانی اشاره دارد که نمایندهٔ قوم بودند.
احتمالاً به ریشسفیدانی اشاره دارد که نمایندهٔ قوم بودند.
یا: «گاو نر جوانی.»
یا: «خشنودکننده.» تحتاللفظی: «آرامشبخش.»
یا: «قوچ جوان.»
یا: «فراخوان عمومی برای شهادت دادن را شنیده باشد.»
منظور جانورانی است که به طور گروهی یا دستهجمعی حرکت میکنند.
ظاهراً منظور این است که شخص بر طبق قسمش عمل نمیکند.
تحتاللفظی: «یکدهم ایفه.» ضمیمهٔ ب۱۴.
یا: «یادبودی.»
یا: «بیوفایی.»
تحتاللفظی: «طبق شِکِل مقدّس.»
تحتاللفظی: «به شِکِل نقره.» ضمیمهٔ ب۱۴.
یا: «رهن.»
یا: «لباس زیرش.»
یا: «خاکستر چرب،» منظور خاکستری است که با چربی قربانیها مخلوط شده است.
یا: «یادبودی.»
یا: «خشنودکننده.» تحتاللفظی: «آرامشبخش.»
تحتاللفظی: «یکدهم ایفه.» ضمیمهٔ ب۱۴.
یا: «سطحی داغ.»
یا: «خشنودکننده.» تحتاللفظی: «آرامشبخش.»
یا: «خون آن روی لباس کسی پاشیده شود.»
یا احتمالاً: «شخصی که هدیه را تقدیم میکند.»
یا: «سطحی داغ.»
یا: «با روغن مخلوط شدهاند.»
یا: «مکروه.»
یا: «یک جان.»
تحتاللفظی: «از قوم خود قطع شود.»
یا: «مکروه.»
تحتاللفظی: «از قوم خود قطع شود.»
یا: «قوچ جوان.»
تحتاللفظی: «از قوم خود قطع شود.»
یا: «زندگی میکنید.»
تحتاللفظی: «از قوم خود قطع شود.»
یا: «آن پسر از پسران هارون.»
یا: «جماعت.»
یا: «ردای رویی.»
واژهنامه: «اوریم و تُمّیم.»
یا: «نیمتاج مقدّس.»
یا: «گذاشت.»
یا: «چربی دور قلوهها.»
یا: «خشنودکننده.» تحتاللفظی: «آرامشبخش.»
یا: «خشنودکننده.» تحتاللفظی: «آرامشبخش.»
تحتاللفظی: «که دستتان پر شود.»
یا: «طایفهات.»
یا: «خویشاوندان.»
یا: «خاندان.»
تحتاللفظی: «پای.»
یا: «جانوران خشکی.»
ظاهراً به حیوانات کوچکی اشاره دارد که به صورت گروهی زندگی میکنند.
یا: «مکروه.»
یا: «مکروه.»
یا: «مکروه.»
یا: «مکروه.»
یا: «مکروه.»
یا: «مکروه.»
نوعی پرندهٔ شکاری.
یا: «کورکور سیاه.»
یا: «غُراب.»
یا: «جانور کوچک بالدار.»
یا: «مکروه.»
یا: «جانوران کوچک بالدار.»
تحتاللفظی: «که بالای پاهایشان ساقهای متصل برای جهیدن بر زمین دارند.»
یا: «جانوران کوچک بالدار.»
یا: «مکروه.»
یا: «هر کسی که لاشهٔ آنها را با خودش حمل کند.»
یا: «چَلپاسه.»
یا: «مکروه.»
یا: «مکروه.»
منظور انبوه جانورانی است که به طور گروهی یا دستهجمعی حرکت میکنند.
یا: «حرکت.»
یا: «در رَحِمش نطفه بسته شود.»
یا: «در اولین سالش.»
تحتاللفظی: «پوست بدنش.»
یا: «دَلَمه زند.»
واژهنامه: «جذام.»
یا: «دَلَمه.»
یا: «دَلَمهاش؛ عفونتش.»
یا: «برای بار دوم.»
یا: «دَلَمه.»
یا: «آن شخصِ بیمار پاک است.»
تحتاللفظی: «پوست بدن.»
یا: «لباسهایش را پاره کند.»
تحتاللفظی: «چه در تار یا چه در پود.»
یا: «قرنطینه کند.»
یا: «تار و پود پارچه.»
یا: «قوچ جوان.»
یا: «در اولین سالش.»
تحتاللفظی: «سهدهم ایفه.» ضمیمهٔ ب۱۴.
تحتاللفظی: «یک لوگ.» ضمیمهٔ ب۱۴.
یا: «قوچهای جوان.»
تحتاللفظی: «یک لوگ.» ضمیمهٔ ب۱۴.
تحتاللفظی: «یک لوگ.» ضمیمهٔ ب۱۴.
یا: «قوچ جوان.»
تحتاللفظی: «یکدهم ایفه.» ضمیمهٔ ب۱۴.
تحتاللفظی: «یک لوگ.» ضمیمهٔ ب۱۴.
یا: «قوچ جوان.»
تحتاللفظی: «یک لوگ.» ضمیمهٔ ب۱۴.
احتمالاً منظور نوعی کپک یا خوره است. واژهنامه: «جذام.»
یا: «خانه را قرنطینه کند.»
تحتاللفظی: «گناه.»
تحتاللفظی: «گناه.»
تحتاللفظی: «بدن.»
یا: «سوار شود.»
یا: «ناپاکی خود.»
یا: «گاو نر جوان.»
یا: «لباس زیر.»
یا: «برهنگیاش.»
احتمالاً یعنی: «بزی که ناپدید میشود.»
یا: «گاو نر.»
یا: «آماده است.»
یا: «گاو نر.»
عبارت «به خود سختی دادن» ظاهراً یعنی به شکلهای مختلف خود را از چیزی محروم کردن، از جمله روزه گرفتن.
یا: «اهالی سرزمین.»
یا: «فراغت.»
تحتاللفظی: «و دستش پر میشود.»
یا: «قوچ جوان.»
تحتاللفظی: «از قوم خود قطع شود.»
یا: «خشنودکننده.» تحتاللفظی: «آرامشبخش.»
تحتاللفظی: «بزها.» احتمالاً کسانی که آن دیوها را میپرستیدند، فکر میکردند آنها موجوداتی مودار به شکل بز هستند.
یا: «فاحشگی.»
تحتاللفظی: «از قوم خود قطع شود.»
تحتاللفظی: «از قومش قطع خواهم کرد.»
تحتاللفظی: «قطع خواهد شد.»
یا: «اهالی سرزمین.»
یا: «قدم برندارید.»
تحتاللفظی: «برهنگیاش را نمایان کند.»
تحتاللفظی: «این برهنگی پدرت است.»
یا: «برهنگی آنها برهنگی خود توست.»
یا: «دختر زن پدرت.»
تحتاللفظی: «برهنگی برادر پدرت را نمایان میکند.»
تحتاللفظی: «این برهنگی برادرت است.»
یا: «زشت؛ بیشرمانه.»
یا: «زن همسایهات؛ زن همنوعت.»
یا: «وقف؛ تقدیم.»
تحتاللفظی: «آن سرزمین ساکنانش را استفراغ خواهد کرد.»
یا: «اهالی سرزمین.»
تحتاللفظی: «آن سرزمین شما را استفراغ نمیکند.»
تحتاللفظی: «از قوم خود قطع شود.»
تحتاللفظی: «بترسد.»
یا: «مکروه.»
تحتاللفظی: «چیز مقدّسی.»
تحتاللفظی: «از قوم خود قطع شود.»
یا: «رنجدیدگان.»
شاید به معنی «حق کسی را خوردن» هم باشد.
یا: «نفرین.»
یا: «از خدایتان بترسید.»
یا: «تهمت.»
یا احتمالاً: «وقتی جان همنوعتان در خطر است بیتفاوت نباشید.» تحتاللفظی: «بر ضدّ خون همنوعتان نایستید.»
یا: «برادرتان.»
یا: «محبت کنید.»
یا: «ناپاک مثل شخصی ختنهنشده.» تحتاللفظی: «ناپاک مثل قُلفهاش.»
تحتاللفظی: «ختنهنشده.»
یا: «شقیقهتان.»
یا: «کوتاه نکنید؛ اصلاح نکنید.»
به عبری نِفِش؛ در اینجا به کسی که مرده است اشاره میکند.
تحتاللفظی: «بترسید.»
یا: «واسطههای احضار ارواح.»
یا: «کسانی با موهای جوگندمی.»
یا: «از خدایتان بترسید.»
یا: «محبت کنید.»
یا: «از معیارهای نادرست استفاده نکنید.»
تحتاللفظی: «یک ایفهٔ دقیق.» ضمیمهٔ ب۱۴.
تحتاللفظی: «یک هین دقیق.» ضمیمهٔ ب۱۴.
تحتاللفظی: «از قومش قطع میکنم.»
یا: «فاحشگی.»
تحتاللفظی: «از قومشان قطع خواهم کرد.»
یا: «واسطههای احضار ارواح.»
یا: «فاحشگی.»
تحتاللفظی: «از قومش قطع میکنم.»
یا: «شما را تقدیس کردهام.»
یا: «نفرین.»
تحتاللفظی: «برهنگی پدرش را نمایان میکند.»
یا: «مادر او را هم بگیرد.»
یا: «زشت؛ بیشرمانه.»
تحتاللفظی: «قطع.»
تحتاللفظی: «برهنگی خواهرش را نمایان کرده است.»
یا: «خون جاری او را نمایان کردهاند.»
تحتاللفظی: «از قومشان قطع شوند.»
تحتاللفظی: «برهنگی عمویش را نمایان کرده است.»
منظور وقتی است که برادرش هنوز زنده است.
تحتاللفظی: «برهنگی برادرش را نمایان کرده است.»
تحتاللفظی: «شما را استفراغ نکند.»
یا: «مکروه.»
یا: «واسطهٔ احضار ارواح.»
یا احتمالاً: «طایفه؛ خاندان.»
تحتاللفظی: «به او نزدیک است.»
یا: «خوراک،» منظور قربانیهاست.
یا: «شما را تقدیس کردهام.»
یا: «برادرانش.»
تحتاللفظی: «دستش پر شده است.»
در اینجا کلمهٔ عبری نِفِش همراه با واژهٔ عبری دیگری آمده است که به مفهوم «مرده» است.
یا: «نوادگان.»
یا: «او را تقدیس میکنم.»
تحتاللفظی: «بینیاش شکاف داشته باشد.»
یا: «گوژپشت.»
یا احتمالاً: «نحیف.»
یا: «حساسیت پوستی.»
یا: «نوادگان.»
احتمالاً منظور از «آنها» کاهنان است که برای خدمت مقدّس تعیین میشدند.
تحتاللفظی: «باید خود را از آنها [هدایای مقدّس] جدا نگه دارند.»
تحتاللفظی: «از حضور من قطع شود.»
ظاهراً به حیوانات کوچکی اشاره دارد که به صورت گروهی زندگی میکنند.
یا: «آنها را تقدیس میکنم.»
تحتاللفظی: «هیچ غریبهای.» منظور کسی است که از خاندان هارون نیست.
یا: «با غریبهای.»
تحتاللفظی: «هیچ غریبهای.» منظور کسی است که از خاندان هارون نیست.
یا: «آنها را تقدیس میکنم.»
یا: «قوچهای جوان.»
یا: «خوراک،» منظور قربانیهاست.
یا: «تقدیس.»
یا: «فراغت.»
یا: «شفق.» تحتاللفظی: «بین دو عصر.»
منظور این است که انجام هیچ کار طاقتفرسا یا خرید و فروش و معاملات مجاز نبود، اما کارهایی مانند آشپزی، تدارکات عید یا کارهای روزمرهٔ دیگر مجاز بود.
تحتاللفظی: «دودهم ایفه.» ضمیمهٔ ب۱۴.
یا: «خشنودکننده.» تحتاللفظی: «آرامشبخش.»
تحتاللفظی: «یکچهارم هین.» ضمیمهٔ ب۱۴.
تحتاللفظی: «هفت شَبّات.»
یا: «هفتمین شَبّات.»
تحتاللفظی: «دودهم ایفه.» ضمیمهٔ ب۱۴.
یا: «گاو نر جوان.»
یا: «خشنودکننده.» تحتاللفظی: «آرامشبخش.»
یا: «رنجدیدگان.»
یا: «فراغت.»
عبارت «به خود سختی دادن» ظاهراً یعنی به شکلهای مختلف خود را از چیزی محروم کردن، از جمله روزه گرفتن.
یا احتمالاً: «روزه نگیرد.»
تحتاللفظی: «از قوم خود قطع میشود.»
تحتاللفظی: «از قومش قطع میکنم.»
یا: «فراغت.»
یا: «اعلام.»
یا: «فراغت.»
یا: «درّه؛ وادی.»
تحتاللفظی: «دودهم ایفه.» ضمیمهٔ ب۱۴.
یا: «یادبودی.»
بر اساس آیههای ۱۵ و ۱۶ منظور اسم یَهُوَه است.
یا: «نفرین.»
یا: «فراغت.»
یا: «یک سال برای زمین فراغت کامل باشد.»
یا: «تقدیس کنید.»
یا: «از خدایتان بترسید.»
تحتاللفظی: «پسران.»
یا: «هر کسی که با او نسبت خونی دارد.»
تحتاللفظی: «پسران.»
تحتاللفظی: «بترسید.»
تحتاللفظی: «نانتان.»
تحتاللفظی: «رویم را به طرف شما میکنم.»
تحتاللفظی: «در بین شما راه میروم.»
تحتاللفظی: «راستقامت کردم.»
یا: «غذایتان.»
واژهنامه: «مکانهای بلند.»
ظاهراً در عبری این کلمه با کلمهٔ «مدفوع» ارتباط دارد؛ در اینجا به نشانهٔ انزجار و تنفر به کار رفته است.
یا: «خشنودکننده.» تحتاللفظی: «آرامشبخش.»
یا: «پوسیده.»
یا: «دلهای لجباز آنها.» تحتاللفظی: «دلهای ختنهنشدهٔ آنها.»
تحتاللفظی: «۵۰ شِکِل.» ضمیمهٔ ب۱۴.
تحتاللفظی: «مطابق شِکِل مقدّس.»
تحتاللفظی: «۳۰ شِکِل.» ضمیمهٔ ب۱۴.
تحتاللفظی: «۲۰ شِکِل.» ضمیمهٔ ب۱۴.
تحتاللفظی: «۱۰ شِکِل.» ضمیمهٔ ب۱۴.
تحتاللفظی: «پنج شِکِل.» ضمیمهٔ ب۱۴.
تحتاللفظی: «سه شِکِل.» ضمیمهٔ ب۱۴.
تحتاللفظی: «۱۵ شِکِل.» ضمیمهٔ ب۱۴.
تحتاللفظی: «۱۰ شِکِل.» ضمیمهٔ ب۱۴.
یا: «آن حیوان مال یَهُوَه است.»
یا: «تقدیس کند.» واژهنامه: «تقدیس کردن.»
یا: «تقدیس کرده است.»
یا: «برای یَهُوَه تقدیس کند.»
تحتاللفظی: «یک حومِر.» ضمیمهٔ ب۱۴.
تحتاللفظی: «۵۰ شِکِل.» ضمیمهٔ ب۱۴.
یا: «برای یَهُوَه کنار بگذارد؛ برای یَهُوَه تقدیس کند.»
یا: «برای یَهُوَه مقدّس است.»
تحتاللفظی: «بر اساس شِکِل مقدّس.»
تحتاللفظی: «هر شِکِل معادل ۲۰ قیراط است.» ضمیمهٔ ب۱۴.
یا: «وقف.»
یا: «که محکوم شده است و برای نابودی کنار گذاشته شده است.»
یا: «سَر.»